نخستین 200 خط.
من هم با همان فرضیاتی که شما در ذهن دارید
،به سراغ این پروژه رفتم
یعنی پرونده ی قتل های نیوجرسی
.و گناهکار بودن جیم سورد
،از لحاظ شخصیتی او یک جوانِ مشکل دار بود
که مسئولِ جنایتِ وحشتناک و هولناک
.در پاین بَرِنز شناخته شد
سوالی که در ذهنم وجود داشت این بود که "چرا"؟
چرا یک نفر باید مرتکب چنین جنایتی بشه؟
بعد از تماشای چندین باره ی ویدیو های آرشیوی
،که توسط استیون اَوکاست و لوکاس ویلر
،میزبانان برنامه ی "حقیقت یا خیال" ضبط شده
.مجبور به تغییر عقیده ام شدم
در حال حاضر سوال من اینه که "چی شد"؟
اون شب واقعا چه اتفاقی افتاده
و اینکه واقعا جیم سورد مسئول اون اتفاقاته؟
،از قضا، در حین انجام این پروژه
جیم سورد به دلایل مشکوکی در زندان .از دنیا رفت
مرگ او باعث میشه تا حقایق این پرونده .برای همیشه مخفی بمونه
،همونطور که در 'حقیقت یا خیال' میگفتن "نظر شما چیه؟"
.پلیس، درخواستتون رو اعلام کنید
.اسم من جیم سورده
...من الان اینجا وسط
یه جایی وسط پاین برنز سرگردونم
،و نمیتونم که
نمیتونم کسایی رو که
باهاشون به اینجا اومدم پیدا کنم
دیشب ما واسه انجام یه پروژه ...اینجا چادر زدیم
شما گم شدین؟
.نه گم نشدم
...فقط دارم فقط نمیتونم کسایی رو که
،منو تا اینجا آوردن پیدا کنم
راستش من این دور و بر دنبالشون گشتم
و حتی برگشتم به جایی که ماشینو پارک کردیم
ولی اونا تو ماشین نبودن
و هرچی گشتم پیداشون نکردم
.انگار آب شدن رفتن تو زمین
ماشین هنوز سر جاشه؟
ماشین سر جاشه ولی من مجبور شدم
.تا این تلفن عمومی رو پیاده بیام
الان شما چقدر با ماشین فاصله دارین؟
،تقریبا هشت یا
،یه چیزی نزدیک به هشت یا پونزده کیلومتر فاصله دارم، نمیدونم
.خیله خب، جیم
.الان یه نفرو به محل اعزام میکنیم
،آره به نظرم فکر خوبیه
.من الان حس خیلی بدی دارم
،لطفا میشه سریعتر یه نفرو بفرستید
...من حس خیلی بدی
WBRK رادیو .ساعت پنج بعدازظهر
.بهترین زمان برای یه گشت و گذارِ بی نظیره
هی، حدس بزنین کیه که دلتون واسش تنگ شده؟
"درسته، میزبانان برنامه ی "حقیقت یا خیال
.دلتنگ شدن، هه
باب، اون دو نفرو میشناسی که
اول برنامه هاشون میگن "سورپرایز، دلتون واسمون تنگ شده بود؟"
بریم سراغ تماس ها که ازتون بپرسیم
دلتون واسشون تنگ شده؟
،ما اجسادی رو پیدا کردیم
،اما درحال حاضر هیچ اطلاعاتی از هویت اون ها
.یا تعدادشون نداریم
درحال حاضر نمیتونیم تایید کنیم که این اجساد
.متعلق به اعضای "حقیقت یا خیال" هستن
هم اکنون، جیم سورد به سبب اتهام به قتل
.رِین کلاکین و لوکاس ویلر بازداشت شده است
پشت سر من خانه ای رو مشاهده میکنید
،که تا پیش از دستگیری، یعنی هفت ماه پیش .محل اقامت جیم سورد بوده است
،داخل خانه، و درمیان لباس های او لباسی با لکه های خون مشاهده شده
"که او را به قتل های وحشیانه ی "حقیقت یا خیال .مرتبط می سازد
امروز، زندگی و سرنوشت جیم
.در دستان هیئت منصفه قرار دارد
.من راجب قتل های "حقیقت یا خیال" شنیده بودم
اون اتفاق به مدت یک سال .در صدر اخبار قرار داشت
،و بعد در گذر زمان ،مثل تمام اتفاقات دیگر این دنیا
.به دست فراموشی سپرده شد
من کنکجاو بودم تا بدونم ،چطور این پرونده، یا این داستان
به این خوبی و درستی .مستند شده بود
همچنین با وجود دور افتاده بودن محل قتل ها،
،و روستایی بودن افراد دخیل در پرونده
چطور چنین قتل هایی .در عصر تکنولوژی اتفاق افتاده
در واقع این قضیه برام جالب بود که
.این چهار نفر همگی جوانان عصر دیجیتال بودن
،بیش از همه کنجکاو بودم تا بدونم چرا آدمی بنام جیم سورد
.باید دست به چنین اعمال خشونت آمیزی بزنه
من جانی ام - منم لوکاسم -
و بصورت زنده از پاین برنز با شما صحبت میکنیم
و امشب قراره که ،اولین برنامه ی زنده ی اینترنتی، و شبکه ای
و رادیویی رو، بصورت زنده و واقعی .برای شما به نمایش دربیاریم
و قراره این کارو به کمک یک واسطه
و یک صدابردار انجام بدیم
که توانایی ضبط صداهایی از جهان های دیگه رو داره
.صداهای غریب و ناشناخته
.آره، درسته استیون
،ما اینجا در پاین برنز جنوب نیوجرسی هستیم
زنده و مستقیم، در خدمت شما
،اومدیم به خونه هاتون
به عنوان اولین برنامه ی شبکه ای و اینترنتیِ زنده
،و همه با هیجان منتظر تماشای برنامه هستن حتی خود شما
.چون من و استیون هم همین حسو داریم
در ادامه قراره جایی که چادر زدیم رو ،بهتون نشون بدیم
ولی الان میخوایم خلاصه ای از موضوع برنامه رو بهتون نشون بدیم
و الان شما قراره چند تا ویدیو ببینید
.از تاریخچه ی پاین بَرِنز و شیطانِ نیوجرسی
،اونا واقعا با برنامهشون عشق میکردن ."همون "حقیقت یا خیال
اینکه یه سری موقعیت های عجیب غریب وجود داشت
.و اونا خودشونو طعمه قرار میدادن
.اون موقعیتش رو داشته
.به نظر میرسه انگیزه ی این کار رو هم داشته
این آدم، اون افراد رو .با پنهان کاری فریب داده
،از نظر من بله .این آدم میتونه قاتل باشه
جیم سورد که بود؟
.پاسخ دشوارتر از چیزی بود که تصور میکردم
،مادرش چهار ماه قبل از این اتفاقات از دنیا رفته بود
.و پدرش، پنج سال قبل
در آخر دو نفر رو برای مصاحبه پیدا کردم
،که جیم رو می شناختن ،یکی صاحب خانه ی او
،یعنی جویس درایر و دیگری روانشناسِ کودکیِ اون
.بنام دکتر دِیل اورستال
احساسم اینه که من برای اون .مثل یه پدر بودم
.مثل یه پدر معنوی، درواقع
اون زیاد راجب زندگی خونوادگیش حرف نمیزد
ولی یکی از چیزایی که متوجه شدم
.این بود که پدرش اونو توی سن کودکی ترک کرده
.با یه زن دیگه ازدواج کرده
.اون دوستای زیادی نداشت
.بسیار منزوی بود
.یادم میاد که اون خیلی تنها بود
مواقعی که سر کار نبود
.معمولا توی اتاقش می موند
و به نظر میرسید که کامپیوتر
.نقش مهمی... توی زندگیش داشت
،با ظهور اینترنت
البته که اون مدتها بعد از دوران کودکیش .با این قضیه درگیر شده بود
فکر نمیکنم اون زمان دسترسی به اینترنت .امکان پذیر بوده باشه
اینترنت، دری به سوی دنیایی جدید باز کرد
.مخصوصا برای آدمی مثل جیم
احتمالا اکثر اوقات توی اینترنت با آدمای دیگه ارتباط برقرار میکرد
و بعدش این موقعیت وحشتناکی که گرفتارش شد
،که بخاطر همین پدیده ی اینترنت بوده
.و باعث شد به ارتکاب این قتل ها متهم بشه
اینترنت، یکی از دو علاقه ای بود که
.جیم رو به برنامه ی "حقیقت یا خیال" رسوند
.علاقه ی دوم مبهم تر از اولی است
.جیم علاقه ی خاصی به جادو داشت
،منظورم شیفتگی بی حد و اندازه س
یعنی همونطور که بهتون گفتم ،اون بسیار منزوی بود
پس معتقدم باید زمان بسیار زیادی رو
.تنها توی اتاقش صرف انجام این حقه ها کرده باشه
و بعد میومد پیش من و شروع به انجام حرکاتش میکرد
و یه تردستی جدید اجرا میکرد
و معمولا یه تردستی ساده ی کارتی بود
اما خیلی سریع پیشرفت کرد و .توی جادو و تردستی حرفه ای شد
،اینترنت و جادو
.هر دوی این علایق به طور معمول بی ضرر هستن
دو علاقه ای که میتونن .زوایای تاریک و شومی داشته باشن
از طرفی، این دو دلایلی بودن که با هم ترکیب شدن
تا طی یک ملاقات، سرنوشت جیم رو ،با سرنوشت استیون اوکاست و لوکاس ویلر
.میزبانان "حقیقت یا خیال" پیوند بزنن
.به "حقیقت یا خیال" خوش اومدین
.به "حقیقت یا خیال" خوش اومدین
.بله داریم ضبط میکنیم
.داریم ضبط میکنیم و همه چی حاضره
،لوکاس دلقک میدونستی داریم ضبط میکنیم و می رقصیدی
مگه نه؟
،آره خوش اومدین به برنامه ی جدیدمون
،درواقع یه برنامه ی جدید نیس .فقط اسمش عوض شده
تشکر میکنم از همه ی کسایی که بهمون کمک کردن
،تا این اسمو پیدا کنیم
"حقیقت یا خیال"
.درسته
حقیقت یا خیال" یکی از برنامه هایی بود که"
هیچ تهیه کننده ای پیش بینی نمیکرد که .تا این حد موفق ظاهر بشه
،با توجه به بودجه ی پایین ،استعداد ها و اجرا کننده هایش
پیش بینی میشد تنها برای طیف محدودی از جوانان
.که علایق خاص داشتند، سرگرم کننده باشد
"استیون اوکاست، خالق برنامه "حقیقت یا خیال
.جاودانه شد
...استیون ،من هیچوقت حس خوبی نسبت بهش نداشتم
...میدونین، اون همیشه میومد اینجا با
،با ایده ها و نگرش خاص... میدونین
اما کاری که میخواست بکنه .فقط یه برنامه ی تلویزیونی کوچیک بود
یعنی میگم هیچکس با این چیزا .نمیره سراغ این کار
ولی اون معتقد بود که
قراره به جاهای بالاتر برسه و قراره پولدار بشه و این چیزا
...پول پارو کنه و میدونی
اون واقعا بلند پرواز بود
،میخواست کارگردان بزرگی بشه و
میدونی، به جاهای بالا برسه
مثل کارگردانی توی هالیوود و منظورم اینه که
.اون واقعا همچین دیدگاهی داشت
،دوست قدیمی استیون ،لوکاس ویلر
.میزبانِ دیگر برنامه بود
.خصوصیات این دو نفر کاملا متضاد بود
،لوکاس، به نظرم
اون و استیون با هم اختلافاتی داشتن
توی ساخت برنامه ها، اما به نظرم
.لوکاس میدونست که داره چیکار میکنه
یعنی اون میدونست که این فقط یه برنامه کوچیک تلویزیونیه
.و به نظرم فقط برای سرگرمی انجامش میداد
،به هرحال، استیون ،با خودشیفتگی افسار گسیخته
No comments yet. Be the first to leave one.