Clemency

Clemency

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Clemency 2019 WEB-DL x264-FGT
Clemency 2019 HDRip XviD AC3-EVO
Clemency 2019 WEB-DL XviD AC3/MP3-FGT
Clemency 2019 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO
Clemency 2019 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Clemency 2019 1080p WEB-DL DD5 1 HEVC x265-RMTeam
ناشر Stef@n
🟥 30nama | تـرجمه از تـورج پاکاری 🟥

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
1080
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
تاریخ انتشار: 2020-04-08
تعداد دانلود: 52
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

سی نما تقدیم میکند

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫رئیس

‫رئیس

‫برنادین

‫همه‌چی آماده‌ست

‫خوبه. معاون مورگان ‫وقتی موقعش شد بهت اطلاع بده

‫خیلی‌خب

‫خانوم خمینز؟

‫خبری شنیدی؟ ‫جلوش رو گرفتن؟

‫نه. نه

‫خیلی‌خب. بیا اینجا، ‫بیا اینجا

‫بشین، بشین

‫ببین

‫تا جازه صادر نشه ‫هیچ اتفاقی نمیوفته، خب؟

‫هنوز اجازه رو صادر نکردن

‫بهت اطلاع میدیم

‫موقعش که رسید بهت اطلاع میدیم

‫ - کِی میخوامش؟ ‫ - اینجا و الان

‫- کِی میخوامش؟ ‫- احترام به جون آدم‌ها

‫- کِی میخوامش؟ ‫- اینجا و الان

‫- کِی میخوامش؟ ‫- احترام به جون آدم‌ها!

‫- کِی میخوامش؟ ‫- اینجا و الان

‫- کِی میخوامش؟ ‫- احترام به جون آدم‌ها

‫- کِی میخوامش؟ ‫- اینجا و الان

‫- کِی میخوامش؟ ‫- احترام به جون آدم‌ها

‫- کِی میخوامش؟ ‫- اینجا و الان

‫برنادین؟

‫از دفتر رئیس بهمون خبر دادن

‫ممنون، معاون

‫پایین. پایین

‫میتونم پاش رو امتحان کنم

‫میتونیم رگ فخذیش رو امتحان کنیم

‫یالا. انجامش بده

‫من اینجام، ویکتور

‫سعادتِ ثمره زاده شما مسیح

‫مریم مقدس، مادر خدا، ‫الان برای ما گناهکاران دعا کن

‫و همینطور در لحظه مرگمان

‫آقای خمینز، میتونم چیزی براتون بیارم؟

‫حرف آخری دارین؟

‫پدر ما، که در آسمان‌ها هستی، ‫اسمت مبارک باد

‫پادشاهیت خواهد آمد، ‫قطعی است

‫همانطور که در بهشت اینطوره

‫روزی امروزمان رو بده

‫و خطاهایمان رو ببخش

‫همانطور که ما آنهایی که ‫به ما خطا کردن را میبخشیم

‫ما رو از وسوسه دور بدار

‫یه کاری بکن

‫چه اتفاقی داره میوفته؟

‫- من... ‫- به اندازه کافی بهش زدی؟

‫ضربان قلبش داشت کم میشد. ‫نمیدونم چرا متوقف نشد

‫باید بی‌هوش باشه

‫رگش تراوش کرده

‫یه رگ دیگه پیدا کن

‫- بازم دارو داری؟ ‫- آه، نمیدونم

‫به رئیس کل زنگ بزن

‫رئیس، اون مُرده

‫مطمئنی؟

‫بله

‫میخوای بگیم دکتر بیاد ‫که تایید کنه؟

‫رئیس؟

‫بله. بگو دکتر بیاد

‫زمان مرگش رو 10:47 اعلام میکنیم

‫خب، دوتا درخواست دیگه ‫از دو خبرنگار بهمون شده

‫اهل همین‌جان. فقط میخوان بیان اینجا ‫و شاید یه چند دقیقه‌ای باهات حرف بزنن

‫ولی میدونم سرت شلوغه. ‫شاید بتونن با تو حرف بزنن یا یه نفر دیگه...

‫مانیکا مسئول تمام درخواست‌های رسانه‌هاست

‫میدونم، ولی بهشون جواب رد میداده ‫چون تو بهش گفتی اینو بگه

‫سونیا، من هیچ رسانه‌ای ‫تو این زندان نمیخوام

‫باشه. خب، اون وکیل ‫از اقدامات قضایی...

‫میخواد یکی دو نفر آدم بیاره اینجا ‫تا با وودز ملاقات کنن

‫فکر میکنن ممکنه امروز ‫جواب واخواهیش داده بشه

‫الان نماینده‌اش شدن؟

‫فکر نکنم. ‫به گمونم فقط میخوان ببیننش

‫دیشب مدارک‌شون رو فکس کردن

‫پس باید مطمئن بشن که ‫اسم‌شون تو لیست ملاقاتی‌هاش باشه

‫- ببین، مطمئن شو کسی همراهش نیاد داخل ‫- اوهوم

‫همیشه سعی میکنن آدما رو بیارن داخل ‫که با زندانی‌ها ملاقات کنن

‫باشه

‫چیزه دیگه‌ای نیست، سونیا؟

‫نه

‫میدونی، امروز تشییع جنازه ‫مامان وودزه

‫میدونم

‫واسه جلسه پرسنل اجرایی امروز ‫یه ساعت کامل زندان رو ببند

‫ساعت 2 کارمون تموم میشه

‫خیلی‌خب

‫آقای هاگر. ‫آقای مارتینز

‫- صبح بخیر ‫- آره، خوبه

‫وودز، نوبت توئه

‫سلول شماره 32 رو باز کن

‫ دریافت شد

‫وودز، نمیتونی اینا رو آویزون کنی

‫آقای جانسون

‫- آقای بروکز ‫- رئیس

‫آقای وودز

‫اگه میخوای بعد از تشییع جنازه مادرت ‫به کسی زنگ بزنی

‫اجازه‌ش رو میدم

‫تموم شد

‫اوه، خدایا

‫اوه

‫معذرت میخوام

‫منم همینطور

‫پات رو ببر اونور

‫ حتی وقتی خورشید میتابه ‫ به نظر تاریک میاد

‫ وقتی تو تختت دراز کشیدی، ‫ سیاهیه اتاقت

‫ میتونه از بغل یه عزیز ‫ بهت آرامش بیشتری بده

‫ وقتی حس میکنی روحت خسته‌ست

‫ حتی در شادترین لحظات

‫ اگه قبلاً از افسردگی رنج بردین

‫ اگه داروهای دیگه رو امتحان کردین

‫برنادین

‫صداش زیادی بلنده؟

‫نه

‫باید چهار ساعت دیگه بری سر کار

‫تو هم همینطور

‫میدونم. ‫طوریم نیست

‫خب، میخوام کنار همسرم ‫تو تخت بخوابم

‫حالا، برنادین، ‫تا کِی قراره این وضع ادامه پیدا کنه؟

‫نمیدونم

‫برو بخواب

‫برو

‫لطفاً؟

‫برو

‫مَرد، نمیدونم کی با اون ‫پرنده‌های کوفتی بدتره

‫اون یا وودز

‫هردوشون دوتا عوضیه عجیبن

‫به نظرت این دفعه راه میان؟

‫همین روزهاست که بفهمیم

‫شنیدم دادستان کل ‫ممکنه یه تحقیقات...

‫راجع‌به اتفاقی که با خمینز افتاد ‫توصیه کنه

‫حقیقت داره؟

‫اگه قراره قضیه مرور بشه، ‫مطمئن میشم به بیرون درز نکنه

‫خب، ما همه کار رو طبق قانون انجام دادیم

‫میدونی که، درسته؟

‫هیچکس نمیتونست رگ درستی پیدا کنه

‫خمینز اون روز اصلاً آب نخورد

‫چرا نخورد؟

‫هفته دیگه پروتکل ‫رو با رئیس کل بررسی میکنم

‫مطلعت میکنم

‫یه گروه وکیله

‫مگه چقدر میتونه دردسر درست کنن؟

‫فقط میخوان باهاش حرف بزنن

‫هی، اسم‌شون تو لیست ‫ملاقاتی‌هاش نیست

‫و جزء تیم حقوقیش هم نیستن

‫اگه میخوان باهاش حرف بزنن، میتونن براش نامه بنویسن ‫یا بهش زنگ بزنن

‫قوانین همینه

‫اون این‌کارو نمیکنه. ‫خودت که میدونی

‫زده شده، اون... ‫آدما رو از خودش رونده

‫آدما اونو از خودشون روندن

‫حالا هم مامانش مُرده

‫فقط میخوام بدونه

‫اون بیرون آدمایی هستن ‫که ازش پشتیبانی میکنن

‫با واخواهیش موافقت نشد، مگه نه؟

‫فقط یه گفتگوئه

‫مارتی نه، نمیتونم

‫میدونی، طی هفت سال پیش

‫جلوی هر اقدام منو گرفتی

‫تا سعی کنم کاری کنم ‫که مثل یه انسان باهاش برخورد بشه

‫تو به کشتنش میدی. ‫برات کافی نیست؟

‫من تو کل مسیر ‫مثل یه انسان باهاش رفتار کردم

‫کار من این نیست ‫که قوانین رو دور بزنم

‫تا درخواست ویژه تو انجام بشه

‫درخواست ویژه. ‫چطور این یه درخواست ویژه‌ست آخه؟

‫درها رو باز کن، لطفاً. ‫دیگه میخوام از اینجا برم

‫- درخواست ویژه‌ایه؟ ‫- باید نظم و امنیت این زندان رو نگه دارم

‫هزار نفر اینجان...

‫که باید امنیت‌شون رو تأمین کنم ‫و مطمئن بشم همه‌شون هستن

‫بدون اینکه تو اوضاع رو پیچیده کنی ‫به اندازه کافی کار سختی هست

‫الان دیگه باید از خودت محافظت کنی

‫که اینجا بدجور در خطره

‫چون اعدام قبلی رو خراب کردی

‫- از دفترم رو بیرون ‫- موانع رو بذار

‫دنیای بیرون رو بیرون نگه دار ‫تا بتونی تا جایی که میشه...

‫بدون جلب توجه ‫اون رو بکشی

‫- برو بیرون ‫- و تمام وقارت اون بنده خدا رو ازش بگیری

‫- برو ‫- آره، دارم میرم، ولی زیاد دور نمیشم

‫فقط محض اطلاعت، ‫درست تا لحظه‌ای که...

‫اون سوزن رو تو دستش کنی

‫واسه اون میجنگم

‫فقط محض اطلاعت

‫آنتونی

‫از دیدنت خوشحالم، مَرد

‫حالا، تو بهم قول دادی ‫قراره سیب‌زمینی بخوری

‫از آخرین باری که دیدمت ‫لاغرتر شدی که

‫آره؟ ‫سیب‌زمینی، ها؟

‫سعیم رو کردم. ‫یادم رفت

‫یکم سرم شلوغه

‫چطور میگذرونی؟

‫میدونی، همینه که هست

‫- آره؟ ‫- آره

‫هی مَرد، ‫میخواستم بابت اینکه...

‫هفته پیش نیومدم ببینمت ‫ازت عذر خواهی کنم

‫- فقط اینکه مامانم فوت شده بود و... ‫- درک میکنم

‫میدونی چیه، فقط... ‫اون روز نمیخواستم کسی رو ببینم

‫درک میکنم. ‫میفهمم

‫آره، ولی این همه راه اومده بودی، ‫میدونی

‫غمت نباشه

‫خیلی‌خب

‫پس چه خبر، مارتی؟

‫بهم بگو. ‫خبری داری؟

More Farsi Persian subtitles for Clemency

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left