هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tomorrow I Will Date With Yesterday's You
ناشر Mahboobe1994
Mahboobe1994►► telegram►► @opussub

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2017-09-08
تعداد دانلود: 39
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

من تو يه نگاه عاشق شدم

تو قطاري که هر روز باهاش ميرم دانشگاه

يه دفعه

عاشق شدم

...اون موقع اولش با خودم گفتم

".يه خورده صبر کن"

شوگاکويين ايستگاه شوگاکويين

ولي بعدا به همين فکر ميکني نه؟

که شايد ديگه هرگز نبينيش

از اين قطار که پياده بشيم هرکس راه خودشُ ...ميره و همه چي تمومه

خيلي خب پس بذار انجامش بدم

اگه تو يه ايستگاه پياده شديم ميرم و باهاش حرف ميزنم

...باشه باشه تو يه ايس

تاکاراگايکه ايستگاه تاکاراگايکه

چهارمين توقف در ايستگاه کيبونِگوچي ...خوا

آه ببخشيد

معذرت ميخوام

!ببخشيد

لطفا ايميلتونو بهم بدين

لطفا ايميلتونو بهم بدين

...آ... من شما رو تو قطار ديدم و

تو يه نگاه بهتون علاقمند شدم

ميدونم شايد ناگهاني و غافلگير کننده باشه ولي حقيقت داره

خودمم غافلگير شدم جدي ميگم

من گوشي ندارم

چي؟

...آها

که اينطور

...پس شما گوشي ندارين

...خب پس

!آ اشتباه متوجه شدين

من واقعا گوشي ندارم

تاکاتُشي مينامياما هستم

.بيست سالمه

.اِمي فوکوجو هستم و بيست سالمه

چي؟ ما هم سنيم

هوم؟

...ها، هيچي

من تو يه دانشگاه هنر همين اطراف

.تو رشته کارتون درس ميخونم

کارتون؟

احتمالا تا حالا کاريکاتوراي تو روزنامه ها رو ديدين؟

نقاشي سياستمدارا

.آها فکر کنم ديدم. فوق العاده اس

منم ميرم يه آموزشگاه آرايشگري

تو اين منطقه يه همچين جايي هم پيدا ميشه؟

نه. از اينجا دوره. من تازه اسباب کشي کردم

...آها

ميتونم يه چيزي بپرسم؟

بله

چرا من؟

يعني چي تو من ديدين؟

نميدونم

يه حسي بهم ميگفت شما همون آدمين

منم بهش فکر کردم و

ديدم بايد بيام

.اگه نميومدم غيرممکن بود که بشه

...آ! ببخشيد، شايد فکر کنين من آدم بي نزاکتيم

نه

قطاري به مقصد دِماچياناگي به زودي وارد خط ...شماره سه خواهد شد

... خب راستش"برکه ي گنج" جايِ

وقت ندارين؟

بايد زودتر برم

خداحافظ

!ببخشيد

ميشه دوباره همو ببينيم؟

...آه

چيزي شده؟

...فقط

ياد يه چيز ناراحت کننده افتادم

دوباره همو ميبينيم

ميبينمتون

همم

ميبينمتون

!فردا دوباره ميبينمتون

فردا دوباره ميبينمش،نه؟

فکر کن تو با يه دختر آشنا بشي

گفتم اونجوريا نيست

صبح بخير اوئه ياما - صبح بخير -

جدي گفتم

پس تو واقعا با يه دختر آشنا شدي آره؟

...آره ولي

ولي يه جورايي خيالم راحت شد که تو به جز نقاشي

به چيزاي ديگه هم علاقه داري خب، چه جور دختريه؟ عکسشو داري؟

نگرفتم

پس کاريکاتورشو بکش

بسه انقدر منو بي ملاحظه فرض نکن

...فقط صورتش بابا

ولي باورم نميشه شمارشو نگرفتي

با اون وضعيت نميتونستم همچين کاري بکنم

درضمن چون من جنابعالي نيستم حتي به فکرمم نرسيد

خب حالا بايد چيکار کنم؟

ميبينيش ديگه - ها؟ -

درباره ي اين مدرسه بهش نگفتي؟

چرا گفتم

خب پس خودش مياد ديدنت

...بعيد ميدونم

!نگران نباش مياد - !آخ -

تا بعد

اوئه ياما تو عشق و عاشقي استاده. اون واقعا آدم پيچيده ايه

اما همين پيچيدگيش هميشه به من يکي که کمک کرده

روز بعد

سعي کردم پيداش کنم

من سوار همون قطار ديروز بودم

فکر کردم

فردا دوباره ميبينمتون" يعني دوباره"

تو همون قطار ميبينمش

خوب شد

خيلي قشنگه

!ها

اينو حتما ميزنن به ديوار کلاس

ها؟ - خطِ وسط پاهاشو دوست دارم -

آ...آره! خودمم از اون قسمتش راضيَم

...حالت گردنشم خوب از آب دراومد

راستي شما چرا اينجايين؟

ديروز گفتم "فردا ميبينمتون"، نه؟

.شمام گفتين قراره امروز اينجا تکليفتونُ انجام بدين

من گفتم؟

من گفتم؟

!اووَه! زرافه ها واقعا بزرگن

راستي شما ديروز داشتين چي ميگفتين؟

ها؟

...يه چيزي مثلِ برکه ي گنج

آها...اونجا جاي مورد علاقه ي منه

که اينطور

دلم ميخواد برم اونجا

چي؟

الان؟

همين الان

اينجا برام يه جاي فراموش نشدنيه

که اينطور

وقتي 5 سالم بود تقريبا تو همچين هوايي

از اون اسکله افتادم تو آب و نزديک بود غرق بشم

يادمه وقتي فکر ميکردم ميميرم

يه زن ناشناس

محکم بغلم کرد و نجاتم داد

پس زندگيتونو مديون اون زن هستين

همم

منم وقتي 5 سالم بود نزديک بود بميرم

ها؟ جدا؟

چه تصادفي نه؟

بله

...ميگم

ميشه شمارتونو بهم بدين؟

آه بله

اين نيست

بفرماييد

ممنون

واقعا گرفتي؟ - ها؟ -

ميدوني حالا که شمارشو داري ميتوني دعوتش کني به چايي يا غذا

شايد پررويي باشه ولي تو قرار بعديتون اين کارو بکن، خب؟

چي؟ يه کم زود نيست؟

ولي تو که قبلا به عشقت اعتراف کردي، نه؟

آره - به علاوه، مگه خانم فوکوجو نبود که -

خودشو به زحمت انداخت تا بياد ببينتت؟

چرا

خب من باورم نميشه شماها فقط شماره رد و بدل کرده باشين

پس حتما وقتي جدا شدين اون مات و مبهوت مونده که

اگه اين پسره از من خوشش مياد"

"پس چرا به يه چيزي دعوتم نکرد؟

خب بايد چيکار کنم؟

همين الان بهش زنگ بزن

هااااه؟ - باهاش قرار بذار -

الان؟ - الان -

...آخه

اگه نتوني کار به اين آسوني رو بکني بايد کلا قيدشو بزني

باشه زنگ ميزنم

!حالا شد

خب حالا اول چي بايد بگم؟

چي؟

...خب يه سري چيزا مثلِ ممنون واسه امروزُ

!اَاَاَاَاَه

هي؟ وايسا! د...داري چيکار ميکني؟

چي؟ هاه؟

واي گرفت گرفت گرفت

بنويس بنويس بنويس - باشه الان -

خواهشا فقط بنويس

الو؟

...آ

منزلِ خانمِ فوکوجو؟

آقاي مينامياما؟

آه...بله

ممنون که امروز اومدين

خوشحالم کردين

.منم از ديدنتون خوشحال شدم

...ميدونين...واسه اين زنگ زدم...که

دوست دارين دفعه بعد بريم سينما؟

تو سالن مينامي الان يه فيلم خوب رو پرده اس

اين سالنِ مينامي کجا هست اصلا؟

!به من اعتماد کن

بله حتما

ها، واقعا؟ واي چه خوب

خب کِي وقتتون آزاده؟

فردا

!فردا؟

!آره! بگو آره! آره

.آ... باشه خوبه. پس قرارمون فردا ساعت 1

...همديگرُ

!پلِ سانجو

رو پلِ سانجو ميبينيم

Tomorrow I Will Date With Yesterday's You (My Tomorrow, Your Yesterday / Boku wa asu, kinou no kimi to dêto suru / ぼくは明日、昨日のきみとデートする) subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left