The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

DAE JO YOUNG E039 KOR HDTV XViD
ناشر Rahpooyan
www.forum-irani.tk

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
تاریخ انتشار: 2015-08-19
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

قسمت 39

شما کي هستيد ؟

همون طوريکه بهت گفتيم ما مال آنسي هستيم_ خفه شو_

ما ميدونيم که شما جاسوسان کشور آندونگ هستيد

عوضي لعنتي کي وقتي جونش وسطه دروغ ميگه ؟ چند مرتبه ما بايد به شما بگوييم ؟ ما آمده ايم موش سياه را ببينيم

زنده به گورشون کنيد_ چشم_

چي ؟_ صبر کنيد_

يه لحظه صبر کن

شما استاد جانگ نيستيد ؟

جويونگم ... دائه جويونگ استاد

چه اتفاقي براي شما افتاده ؟ شما کور شده ايد

استاد جانگ

اينجا مرکز نيروهاي ضدتانگي است

من براي پيش برد هدفمون مجبور شدم اسمم را عوض کنم و وانمود کنم کورم

من شنيده ام که توي اين روستا طاعون هست

نگران نباش لکه هايي که روي صورت مرده ها ديديد رنگ بودن

من توي خوابم نمي ديديم که بتونم شما را اينجا پيدا کنم

من اطلاعات محرمانه پيونگ يانگ را بدست ميارم و براي کوهستان چون مو مي فرستم

کيا در جانگمو هستن ؟

نمي دونيد ؟ ژنرال گوم موجام اونجا هستن

استاد گوم زنده اند ؟

او زنده و سرحاله ... او يه ارتش بزرگ در چون مو جمع کرده

راستي شما براي چي به اينجا آمده ايد ؟

شما ميتونيد به من کمک کنيد که يئون نامسنگ را ببينم ؟

يئون نامسنگ ؟ اما او مسئول ماموريت انتقال مردمه

براي همينه که من ميخواهم او را ببينم

اما ممکنه خودت را به کشتن بدهي

آنها ميخوان استادکاران و دانشمندان گوگوريو را به تانگ ببرن بايد جلوي آنها را بگيريم

اين تنها راهي است که ما داريم لطفا به ما کمک کنيد

يکي از ماموران ما توي دم و دستگاه کشور آندونگه احتمالا بتونم به کمک اون اينکار را براي تو انجام بدهم

چي شد ؟ دائه جويونگ دستگير شد ؟

او فرار کرد

چرا اينجوري به من نگاه ميکني ؟

اين آخرين فرصت شماست که بتونيد به آرزوتون برسيد

تا کشور آندونگ در دستان شماست شما نبايد بذاريد احساساتي بيهوده سد راه شما بشن

بيهوده ؟ چطور مي تونيد اين را بيهوده خطاب کنيد ؟

سورينگوي مثل يه عقاب آماده به حمله شما را زير نظر داره که با کوچيکترين اشتباه تان شما را شکار کنه

اگر خدايي نکرده ارتباط شما با ليائودونگ لو بره هر چيزي که بدست آورده ايد نابود خواهد شد

ميدونم بس کن_ شما تقريبا ديگه آخر راه هستيد_

اين 200000 گوگوريويي را که به تانگ انتقال بدهيد اين کشور مال شما خواهد شد

اما تا اون زمان شما نبايد کاري را بدونه برنامه ريزي قبلي انجام بدهيد

شما ميخواهيد صنعتگران گوگوريويي را به يانگزو بفرستيد ؟

درسته

من از قدرتم استفاده خواهم کرد و اون صنعتگران را به قبيله خيتان ميدهم

ژنرال

يانگزو بخاطر سالها بي توجهي ويران شده

صنعتگران و استادان ماهر گوگوريو را بعنوان شهروندان اون منطقه به اونجا ببريد و با آنها يه فرهنگ غني بسازيد

و اون فرهنگ مال شما خواهد شد

نمي دونم چطوري بايد از شما تشکر کنم ژنرال

نه خان اين حقيقت شما است و نياز به تشکر نيست

اين حداقل کاري است که من ميتونم براي وفاداري شما انجام بدهم

ما برگشتيم پدر

دائه جويونگ ؟_ گمش کرديم_

اگر دائه جويونگ اينجا بوده به اين معناست که ليائودونگ هم ماموريت انتقال مردم را زير نظر داره

نامسنگ ممکنه اجرا کننده اين طرح باشد اما

اما اين وظيفه شما کرانهاست که مراقب اوضاع باشيد که در انتقال مردم مشکلي پيش نياد

خان لطفا مطمئن شويد که چيزي از قلم نيافته

بله ژنرال

فقرا از اين راه به شهر رفت و آمد ميکنن

دنبال اون پيرمرد برو_ شما اينجا منتظر بمونيد_

مراقب باش_ تا قبل از سپيده دم بيا بيرون_

تو ديگه برو استراحت کن_ بله ارباب خوب بخوابيد_

تويي

ارباب اتفاقي افتاده ؟

چيزي نشده .. تو برو

چرا تو اين ماموريتي که بايد مردم را به بيرون کشور بفرستي را قبول کردي ؟

اگر از جوابت خوشم نياد تو را زنده نخواهم گذاشت

من اينجام که کشور آندونگ را از سورينگوي بگيريم

برام مهم نيست تو ميخواهي چکار کني اما نميتونم بذارم تو مردم را بفرستي برن

اگر من اينکار را نکنم کس ديگري اينکار را خواهد کرد

چرا مجبور شده ايد که اينطوري باشيد ؟

همين حالا دست از اين ماموريت بکشيد

منو بکش

هدف من تغييري نکرده

من براي احياي کشور به قدرت نياز دارم من اول بايد کنترل آندونگ را بدست بگيرم

منو بکش اما با اينکار جلوي طرح انتقال مردم گرفته نخواهد شد

اگر من اينجا نباشم تانگ از طرحها و نقشه هايي بي رحمانه تري استفاده خواهد کرد تا مردم را بگيره و ببره

ژنرال يانگ مانچون گفت حتي اگر کشور را هم از دست داديم ما بايد از مردم محافظت کنيم

گفت تا زمانيکه مردم متحدن احياي کشور شدني است

من حتي براي آينده هم که شده نميتونم بذارم تو دانشمندان و استادان گوگوريو را به تانگ بفرستي آنها را فراري بده

اگه هيچکسي اينکار را نتونه بکنه تو ميتوني بکني

ده هزار گوگوريويي که شما گرفته ايد را آزاد کن

آقا

خيلي خب .. من مردم را آزاد خواهم کرد

اما اين آخرين باري است که من ميتونم به تو کمک کنم

من بايد چکار کنم ؟

تو سربازي تحت فرمان داري ؟

نه معلومه که نداري اينجا ليائودونگ نيست

تو توي پيونگ يانگ سرباز از کجا آورده اي؟_ ميتونم جور کنم_

ميتوني جور کني ؟ يعني تو سرباز داري که بتونن بجنگن ؟

فقط بهم اعلام کن من هر وقت که بخواهي ميتونم يه ارتش جمع آوري کنم

نقشه شما چيه ؟ چطوري ميتونيم مردم را آزاد کنيم ؟

سرباز ؟ من و گولسابيو تنها سرباز تو هستيم

ليائودونگ هم توي وضعيتي نيست که بتونه سرباز بفرسته

چندتا سرباز در کوهستان جانگمو هست ؟

هر چه به مخالفهاي تانگ اضافه بشه نيروهاي ما هم زيادتر ميشه

آنها بايد بتونن اين کار را بدونه هيچ مشکلي انجام بدهن

ما بايد با ژنرال گوم صحبت کنيم

البته

ما هنوز نرسيده ايم ؟ بياييد يکم وايسيم استراحت کنيم

بايد همين جاها يه جا باشن_ بيا جدا شيم و بگرديم_

وايسيد من يه کار فوري دارم

چي شده ؟

شما کي هستيد ؟

ژنرال اسامين و ژنرال يي کيوو

دائه جويونگ خودتي ؟

واقعا شگفت انگيزه که با آواره ها چنين اردوگاه بزرگي در اعماق جنگل درست کرده ايد

هيچکسي بجز ژنرال گوم موجام نميتونست اينکار را انجام بدهد

ما هم بعد از اينکه او همه اينکار را انجام داده بود بهشون ملحق شديم

بنظر سربازها خيلي آماده و پرمهارتن

وقتيکه من نيروها را گردآوري کردم بيشتر روي قدرت آنها تمرکز کردم تا تعداد آنها

من از اينکه يه پايگاه مثل اين نزديک پيونگ يانگ پيدا ميشه خيلي متعجب شده ام

راستي شما براي چي اينجا آمده ايد ؟

من قبل از اينکه به اينجا بيام با ژنرال يئون نامسنگ صحبت کردم

در مورد چي حرف زديد ؟

تو به اين مرد اعتماد داري ؟

من فکر نميکنم او حيله اي در کارش باشه

او از طرف دولت تانگ افتخارات زيادي و يه مقام بزرگ را دريافت کرده است ما نمي تونيم به او اطمينان کنيم

ژنرال اوسامين و يي کيوو راست ميگويند

ما نميتونيم به نامسنگ اطمينان کنيم چون خطر زيادي داره

ما نميتونيم ده هزار از بهترين دانشمندان و استادانمون را از دست بدهيم

اگر ما ميخواهيم گوگوريو را احيا کنيم ما به مردم نياز داريم

ما بايد به هر قيمتي که شده از آنها محافظت کنيم

نقشه تو چيه ؟

وقتيکه همه 10000 مردم انتخاب شدن آنها از طريق دريا انتقال داده خواهند شد

ارتش ژنرال گوم در اسکله درياي پائه قبل از اينکه آنها سوار کشتي ها بشن بهشون حمله خواهند کرد

شما چي فکر ميکنيد ؟

استاد گوم

بايد قبل از اينکه تصميم در اين باره بگيريم بيشتر حرف بزنيم

راستي شما خبرها را شنيده ايد ؟ ميگويند سابوگو و پوکون هم دستگير شده اند

من فکر نميکنم شما اين را مي دونستيد اون آشغالا هنوز زنده اند

لعنتي

آقا ... نماينده ارشد شما نميتونيد اينطوري بميريد

بله ... من نميتونم اينطوري بميرم ...من

من اينطوري نمي ميرم

نامسنگ ما را ميکشه

آنها حتي به ما يه قطره آب و يکم غذا هم نداده اند و نخواهند داد

براي همين که من نمي تونم بميرم من به دست اون عوضي که اين کشور را نابود کرد نمي ميرم

نماينده ارشد

عجب روز قشنگيه

سربازا را گوش بزنگ نگه دار فهميدي ؟_ بله ژنرال_

رفيق

من بايد ژنرال سورينگو را ببينم

تو فکر کردي کي هستي که تقاضا داري فرمانده بزرگ را ببيني ؟

من مردي هستم که دروازه پيونگ يانگ را براي ارتش تانگ باز کردم

من چيزايي در مورد تو شنيده ام

تو مشاور يئون نامگئون بودي

درسته_ تو مرد شجاعي هستي که پيش من آمده اي_

خب تو آمده اي که با من درباره چي حرف بزني ؟ اگر از حرفات خوشم بياد ميذارم زنده بموني

فرمانروا بوکيوان و ژنرال سابوگو در زندانهاي شما بازداشتن

آنها را آزاد کنيد

تو هم ميخواهي مثل آنها بازداشت بشي

تو شايد فرمانرواي کشور آندونگ باشي اما تو يه مرد بي قدرتي که فقط يه مقام ظاهري داري

چي ؟_ اگر وضع پيش بره_

تو ممکنه مجبور بشي کشور را به نامسنگ بدي

اي عوضي ؟ چي داري ميگي ؟_ صبر کن_

حرفت را تمام کن

اين طرح انتقال مردم ماموريت بسيار مهمي است که تانگ توجه خاصي به آنها دارد

اما بجاي شما نامسنگ مسئول اين ماموريت مهم است

اين نشون ميده که شما از نامسنگ عقب افتاده ايد و او از شما پيشي گرفته

خب ؟ تو داري ميگي که بوکيوان و سابوگو ميتونن به من کمک کنن ؟

هيچکس بهتر از آنها گوگوريو را نمي شناسه

اگر ميخواهيد جلوي نامسنگ را بگيريد و از مقامتون محافظت کنيد کمک آنها خيلي موثر و مهم خواهد بود

نماينده بو

تو در اين مکان سرد و تاريک چکار ميکني ؟

اگر آمده اي اينجا که من را مسخره کني همين حالا منو بکش

نگهبانا اين دو نفر را تا اتاقهاي من همراهي کنيد

بله ژنرال

چي ؟ سورينگوي بوکيوان را برده؟_ بله ارباب_

ژنرال شخصا به زندان رفته و آنها را برده

سورينگوي از بوکيوان چي ميخواهد ؟

اگر اون دو به کمک ژنرال سورينگوي برون شما مشکلات بزرگي پيدا خواهيد کرد

منظورت اينکه سورينگوي ميخواهد بوکيوان و سابوگو را خدمتکاران خودش بکنه ؟

پس اينکار اون چه دليل ديگه اي ميتونه داشته باشه ؟

من نميذارم ... من اون دو نفر را فورا از اينجا دور خواهم کرد

بيايد ما گذشته ها را کنار بذاريم و يه پيک بنوشيم

بخاطر حقه فريبنده شما من باعث نابودي گوگوريو شدم

ببين نماينده بو

همه وزرا و دوستان من بخاطر من کشته شدن

اگر تو ميخواهي براي نجات زندگيم بهت خدمت کنم ترجبح ميدم بميرم

نماينده ارشد

من از تلاشهاي تو براي نجات زندگيم ممنونم اما اگر دليل قانع کننده اي براي خيانت به اعتماد من نداشته باشيد

من به ژنرال سو خدمت نخواهم کرد

منم همينطور

من به يه دروغگو رياکار خدمت نمي کنم

لعنت

بهم بگو چرا زير قولت زدي ؟ چرا به من خيانت کردي ؟

ببين نماينده بو من هرگز تورا دوست خودم نمي دونستم

بوکيوان مثل گوگوريو که به تانگ باخت به سورينگوي باخت فقط همين

و اين ور ورها درباره اعتماد و خيانت هم فقط بهانه هاي بازنده است

ژنرال

آگر آنها براي زندگيشون به من التماس ميکردن من همون لحظه آنها را ميکشتم

من خوشحالم مي بينم شما هنوز اخلاق رهبرهاي گوگوريو را داريد

شما تا فردا صبح وقت داريد که فکر کنيد اگر خواستيد با من کار کنيد من همه گذشته را جبران خواهم کرد

اگر شما پيشنهاد من را قبول نکنيد و دشمن من بمونيد من هم مثل خودتون رفتار خواهم کرد

شما با آنها چکار خواهيد کرد ؟

اگر کفشت اندازه پات نيست مهم نيست چقدر قشنگ باشه اما نميتوني اون را پات کني

خب ؟ اي احمق_

من شنيده ام که شما زنداني هاي من برده ايد

من ميخواهم همين حالا آنها را برگردونيد

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left