Julius Caesar

Julius Caesar

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Julius Caesar 2002 720p 1080p BluRay
ناشر R-J
ترجمه ماشینی

برچسب‌ها

BluRay
720p
720
1080
تاریخ انتشار: 2021-06-21
تعداد دانلود: 68
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ترجمه ماشینی از "رضـــ ــا جــــــــ ـلالــــــ ـــــي" "Reza Jalali"

شهروندان رم دور هم جمع شوند.

به گوردیون خوش آمدید. حالا گوردیون به گره معروف بود.

پیشوایان پیش بینی می کردند که چه کسی می تواند گره ای باز کند...

تمام جهان را تسخیر خواهد کرد.

بسیاری از نقاط دور و دور آمدند اما هیچ کس موفق نشد ،

تا اینکه یک روز اسکندر توانا رسید

اسکندر ، از خدای متعال آپولو بود.

پیشرفت!

آپولو اسکندر را روشن کرد

و نشان داد كه چگونه گره را باز كند.

سلا برای برقراری نظم به رم بازگشت.

وی اعلام کرد که بی گناهان دلیلی برای ترس ندارند.

اما اینکه مجرمان جنایات علیه وی به شدت مجازات می شوند.

مردانی که نام آنها در این لیست ها نوشته شده است غیرقانونی اعلام می شوند.

آنها به عنوان شهروند هیچ حقی ندارند

از این به بعد ممکن است در معرض دید کشته شوند.

هرکسی که کشتن هر یک از این افراد را به عهده خود بگیرد...

دوست دولت محسوب خواهد شد...

و با دارایی ها و دارایی هایی که این قانون شکنان پشت سر می گذارند پاداش می گیرد.

بزرگترین جرم طبق قوانین روم.

مادر؟ - قرنیه؟

مادر؟

همسرم کجاست؟ - در پدران او.

مادربزرگ سربازها می آیند. - جولیا با او بمان.

سلا شهر را با ارتش خود گرفته است.

او لیست هایی ساخته است که صدها نفر در آنها هستند.

شما هستید؟ - پدر پدر من نیست.

جولیا در خانه بماند.

نرو. - پدر کجا میری؟

مادرت را بگیر

آیا او در لیست نیست؟

او کسی است که شما آنجا می خواهید. - درست.

آیا شنیده اید؟ - بله باید عجله کنیم.

فرار از اینجا چیست و ممکن است همین جا بمیرد.

لطفا برو. - - او درست می گوید سینا ما باید الان برویم.

سینا عجله کن

برو - لطفا پدر

عجله کن

برو

لطفاً کورنلیا ، فرار کن!

او به سینا کمک کرده است تا فرار کند.

اسمت را به من بده

این سزار است ، از خانه جولیا.

دستگیرش کن

نه لطفا نه!

شما جولیوس سزار هستید؟ - آره.

بدین ترتیب...

بدین ترتیب.

این قابل بحث نیست

او کیست؟

سزار ژولیوس.

برادرزاده به ماریوس...

شما نسب بدبختی دارید

اگر فکر می کنید که تبار از خدایان باعث تأسف است.

آن کدام خداست؟ - نژاد جولیا از آینئاس ،

چه کسی بود... - پسر زهره ، بله بله.

من به یاد می آورم که ماریوس چنین ادعاهایی را مطرح کرد.

این روزها افراد زیادی هستند که ادعا می کنند از فرزندان خدایان هستند.

ما یک تاج داریم که ثابت می کند...

من معتقدم شما می توانید آنها را در بازار مد کنید...

... برای چند دینار.

چرا خواستی منو ببینی؟

مادرت... او به دیدن من آمد.

آیا او از شما خواسته است که از زندگی من دریغ کنید؟ و چه توافق کردید؟

خوب من قول دادم که آن را بررسی می کنم.

و من قرار است از شما سپاسگزار باشم؟ - نه

از نظر شما ما دوستان قدیمی هستیم. - شما بسیاری از دوستان قدیمی را کشتید...

درست است ، درست است

دوستان قدیمی روز شب ها دشمنان تازه ای می شوند.

در عوض زندگی من چه می خواهید؟

فکر می کنید چرا من در Exchange چیزی می خواهم؟

و مثل اینکه چیزها را رایگان نمی دهید.

من مردی نیستم که مهربان نباشد. اگر بتوانم به شما کمک می کنم.

ابتدا باید شدت جرم را بفهمید.

سینا بزرگترین دشمن من بود. و به او کمک کردید تا فرار کند.

آیا او

البته که نه.

او فقط از سربازان من فرار كرد تا به دست يكي از خادمانش كشته شود.

همسر من؟ - او خوب است.

من زنان را به سلامتی خود می سپارم.

و چون تو فقط پسر سینا هستی ،

من قصد دارم شما را به شما بسپارم.

اگر...؟

اگر همسرتان را طلاق می دهید.

خوب؟

نه من امتناع می کنم - شما از طلاق همسرت خودداری می کنید.

حتی اگر ممکن است هزینه زندگی شما را متحمل شود؟

همسرم معلم من است.

او باهوش تر از من است ، او صادق تر از من است ،

او بحث قانع کننده تری از من یا شما است.

یا دفتر شماست.

من او را طلاق نمی دهم.

جواب من این است. - آه ، پمپیو...

با مردهایی از این دست چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

نمی دانم هوا را در آغوش بگیرم یا او را خفه کنم.

فکر می کنم باید او را رها کنیم. - چی؟

عمویش ماریوس بزرگترین دشمن من بود.

او ده ماریوس درون خود دارد. به چشمانش نگاه کن

شما می خواهید او را رها کنید؟

این کسانی هستند که لبخند می زنند و چاپلوس می شوند و باید نگران آنها باشید.

او صریح صحبت می کند.

شما صریح صحبت می کنید ، نه؟

همیشه

به من بگو...

اگر می توانی مرا بکشی؟

در یک لحظه

میتونی بری.

گفتم شما آزاد هستید بروید.

آن پسر چه قلب بزرگی دارد.

صبح آن را برای من بیاور.

آیا این نقشه سلا بود که مرا در خارج از کشور ذبح کند تا من با خون خود فرش را ناپاک نکنم؟

اومدم هشدار بدم - چرا؟

زیرا اگر شما رم را ترک نکنید ، من مجبور خواهم شد همانطور که او می خواهد ، انجام دهم.

و؟

و من نمی خواهم مردانی مثل تو جوان بمیرم...

شما از من چه می دانید؟ - شما سلا را رد می کنید.

من روزی که وقت باشد بیشتر به شما می گویم.

اما اکنون شما باید رم را ترک کنید.

خانواده شما در امان خواهند بود ، اینجا را بگیرید.

به سمت شرق به سمت Bythinia بروید. این انگشتر را به نیکومدیاس نشان دهید ، این باعث می شود شما در خدمت او باشید.

از کجا می دانم می توانم به تو اعتماد کنم؟ - شما نمی کنید.

سرنوشت خود را به آن مرد نخواهم سپرد.

پس می گذاشتی او تو را بکشد؟

اگر بخواهد می تواند تلاش کند ، من رم را ترک نمی کنم.

چرا باید اینقدر لجبازی کنی!

خود پمپیوس به شما کمک می کند. چرا قبول نمی کنی؟

او مرد سلا است ، این می تواند یک ترفند باشد.

اصلا به کسی اعتماد ندارید؟ - آره.

من به شما اعتماد دارم. - پس به حرف من گوش کن

شما آسمان و زمین نیستید. شما فقط یک مرد هستید

و بعضی چیزها از شما بزرگتر هستند.

وقتی تو در زندان بودی...

...فکر کردم مردی.

من غمگین مرگ تو شدم.

من از شما می خواهم که به من امان بدهید ، سزار.

چگونه می توانم با خودم زندگی کنم اگر می دانستم یک فرصت برای نجات جان تو دارم.

و من شکست خوردم

آیا این خوک فروشی است؟ - چقدر به من برای آن می دهی؟

ده دینار. - این پول خوبی برای یک خوک است.

او نیاز به کنده کاری دارد.

سزار ژولیوس.

ما آن را به سگهایم غذا خواهیم داد.

این ساحل کرت است.

حاکم آنجا قبلاً قوانینی وضع می کرد

و آنها را چنان آویزان کنید که مردم نتوانند آنها را بخوانند.

و اگر آنها قانون را زیر پا بگذارند ، او هیچ رحمی نخواهد کرد.

امروز سواحل توسط دزدان دریایی آلوده شده اند.

ما باید شب لنگر بیاندازیم.

پدر کجا رفته است؟

آن طرف آب.

عبور از آب چقدر طول می کشد؟

بستگی به باد دارد.

بعضی اوقات می توانید طی روزها از آن عبور کنید.

بعضی اوقات اگر هوا ثابت باشد ممکن است اصلاً حرکت نکنید.

طناب زدن آسان است ، ما می توانیم از میخ استفاده کنیم.

این روش رومی است ، نه؟

این روزها برای یک رومی چه نوع باجی دریافت می کنید؟

دو استعداد

اما من برای تماشای غرق شدن یک رومی سه هزینه می پردازم.

شما پنجاه زنده از من می گرفتید.

و چه کسی آن را جمع می کند؟

آنها می خواهند

اگر مردان شما...

... قبل از طلوع آفتاب برنگرد ،

تو می میری

وقت شما تمام شده است ، رومن.

من یک روز دیگر با یکی از شما مبارزه خواهم کرد.

آن روز دیگر است.

هیچ کس برای این رومی برنمی گردد.

او را در دریا بیندازید.

کشتی!

پنجاه استعداد

و پول فقط اتفاق افتاده است که فهمید راهی در کیف شماست؟

آقا من هرگز سکه ای از شما سرقت نکردم.

و فکر می کنم این طلافروشان بودند که اتفاقاً دوباره مرا سرقت کردند.

آقا آنها به خاطر آن محکوم شده اند. _من می دانم که این موارد چگونه کار می کنند

شما سود خود را با این مردان تقسیم می کنید.

شما به من خوب پرداخت می کنید من هرگز جان خود را برای یک سکه طلا به خطر نمی اندازم.

این وصیت نامه قاضی است که طلافروشان اعتراف کرده اند.

فلاویوس هیچ ارتباطی با آن نداشت.

آیا می خواهید به من بگویید مردی که این همه طلا کار می کند.

هرگز قطعه ای به جیب او نگذارید؟

ثابت شده است که او بی گناه است. این به امضای شما نیاز دارد.

او را خفه کنید. - صبر کن!

ثابت شده است که او بی گناه است.

خوب من ، فقط حکم را رد می کنم.

سلا...

او مرد خوبی است و در معرفی من اینجاست.

اجازه دهید من به او تضمین بدهم و از او محافظت کنم.

شما می توانید همه آنچه را دوست دارید برای او ضمانت کنید.

اما از او محافظت کنید که نمی توانید.

مجازات اعتراض به خفقان است.

او را خفه کنید. - به نظر می رسد خطایی در قضاوت وجود دارد.

قضاوت من؟

پومپی...

شما بسیار انتقادی می شوید.

شما می خواهید از من بالاتر بروید. فقط منتظر شانس خود هستم.

آن مردان خورشید را طلوع می کنند و نه خورشید را که غروب می کند.

این است که چگونه ضرب المثل می رود نه؟

Julius Caesar subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left