نخستین 200 خط.
خب، من یه دوستی دارم و ، اه ، بچه خیلی خوبیه
، یکم کله شقه اما، از اونجایی که بد بیاری اورده تو زندگی
. سرطان گرفته - که اینطور ؟ -
نگران نباش. حواسش هست، خوش بینه
...و، اه، یه قضیه ای هست - اوه ، قضیه ای ام هست ؟ -
. فکر میکردم سرطان بزرگترین قضیه س
نه ، ببین، دوست من اخیرا یه دکتر جدید گرفته
، که ، اه، معلوم شده خوش بین موندنو داره
. برای دوستم خیلی سخت میکنه
صبر کن، این شبیه یکیه که . من میشناسمش
. واقعا ؟ عجیبه
نه تنها دوستمو مجبور کرده
، یه برنامه ریزیه غیر ممکنو رعایت کنه
بلکه الان اصرار میکنه که . دوستم لوله تغذیه بذاره
دوستم خیلی امیدواره
. که بتونه نظر یکی دیگه رو هم بشنوه
و دوستت احتمالا نباید رئیس اجرایی
بزرگترین بیمارستان دولتی توی نیویورک باشه
مگه نه ؟ - خب ، اون ازم خواست -
. اسمشو محرمانه نگه دارم
...مکس، من - . نه، بدون اسم -
وگرنه اینجوری یه خیانت بزرگ
. به دوست فوق العاده خصوصیم میشه
اما دوستم کنجکاوه بدونه
که آیا ممکنه بتونی با دکتر استاتون حرف بزنی
و نظرشو عوض کنی ؟
. یه همچین کاری رو نمیکنم - . راهم اینوریه -
. که بخاطر همین میخوام اینوری برم
. باشه . اما اون کاملا خشن رفتار میکنه
باشه؟ اون با همه ی تشخیص هاش ادم رو تیر بارون میکنه
. شبیه بسکتبال میمونه - بعضی وقتا فقط باید -
. از وسط زمین شوت کنی - . نه، تو دیگه نه -
مکس، الان توی کوارتر چهارمی
. و دیگه وقتی برات باقی نمونده - باشه ، این بازی بسکتبال -
. دیگه داره از کنترل خارج میشه
. فقط یه نظر دومی برای لوله ی تغذیه بده
. همه ی چیزیه که ازت میخوام
باشه . نظر دوممو میخوای ؟ - . اره
. باید به حرف دکتر خودت گوش بدی
. فهمیدم چه کلکی بهم زدی
...اگه احساس بهتری بهت میده - . مطمعنم که نمیده -
به لوله ی تغذیه به چشم مرد ششمی نگاه کن
که از روی نیمکت بلند میشه وقتی . که بازیکنا به استراحت نیاز دارن
واقعا ؟ چون من بیشتر به چشم یه لوله میبینمش
، که از شکمم میاد بیرون . و قهوه ی صبحمو میریزه بیرون
شیمی درمانی باعث شد مکررا تهوع داشته باشی
. پرتو درمانی گلوتو سوزوند
. درنتیجه، غذا کمتر خوردی
. چهار و نیم کیلو توی یک هفته از دست دادی
سوتغذیه اثر منفی . روی درمانت میذاره
، همچنین میتونه عملکرد عضله هاتو کم کنه
، پاسخ ایمنیت رو کاهش میده
و مقدار خطرناکی سم رو . توی بدنت جمع میکنه
مکس، گذاشتن یه لوله ی تغذیه . این مشکلاتو کم میکنه
. باشه ، اره
. منو بذار تو، مربی
مترجم: SARVIN Telegram: @Farsiiimdb Instagram: @Farsiimdb
این ملاقات های خونگی در این مرحله بیشتر شکل
...فرمالیته ی اداری دارن، پس
. من منتظرشون هستم
. اوه
چی توی اون بسته س؟ - . اوه ، بفرمایید-
. اینا مورد علاقه های جما هستن
اینا از یه رستوران ترینیدادی نزدیک
بیمارستان هستن که بچه ها . گاهی ازش سفارش میدادن
. یه بار، بدون شوخی ، جما چهار تا از اینا رو خورد
منظورم اینه ، میخواستم ... یکم کمکش کنم ، اما
. امیدوارم به اندازه ی کافی برای تقسیم کردن باشه
. نه ، نه. تقسیم کردنی وجود نداره
به محش این که اینارو بذارم جلوش . باید انگشتاتونو بپایین
. هی ، جما - . سلام، بچه جون -
چطوری ، جما ؟
. خوبم
خب ، اه، امیدوارم برای عالی بودن اماده باشی
چون برات یه دبل و کورما . از مغازه ی لیلی روتی آورم
. همین خوبه
باشه ، خب ، اینارو میذارم همینجا روی میز
که اگه بعدا خواستی بخوری، باشه ؟
همه چی خوبه ؟
اوه ، اون فقط داره برای یه امتحان خودشو آماده میکنه
. همه چیز خوب بوده
پس همه چی تو مدرسه خوبه ؟
اره ، معلماش توی جفرسون میگن
. داره خودشو میرسونه
و دوستانش ؟ - . بیشتر شونو دیدم -
. بچه های خوبین. خلاق ، تنها، مثل جما
. اما بنظر میاد واقعا باهم جور شدن
. بنظر من خیلی خوب با همه چی جور شده
خب دکتر کریتستنسن حالا
. با صداهای پایین تمومش میکنه
مثل قبل، اگه صدایی شنیدی دست راستت رو ببر بالا
. اگه نشنیدی، اشکالی نداره
این به ما کمک میکنه تشخیص بدیم
مشکل ایمپلنت حلزون . گوشت چیه
مارگوت ؟
استراحت لازم داری؟ همه چی خوبه ؟
. اون از تست ها خوشش نمیاد
. دستگاهه که داریم تستش میکنیم، نه تو
، و اگه بهت حس بهتری میده
بهت یه بیست میدم. خوبه ؟
. من و توری همین بیرون هستیم
. باشه
. باشه ، بیا شروع کنیم
. خب، نه ما شده
هنوز مشکلاتی داریم ؟
تقریبا امکان نداره دوره ی توان بخشی
رو بعد از کاشت حلزون گوش . پیش بینی کرد
منظورم اینه، انتظار نداشتیم بتونه پای تلفن حرف بزنه
اما اون حتی نمیتونه بدون سرگیجه شدن سوار مترو بشه
. بنظر گیج و ناراحت میاد
میدونم دیدن کسی ناراحتی کسی که دوسش داری چه حسی داره
اما به محش این که مشکل دستگاه رو . تشخیص بدیم، میتونیم درستش کنیم
همه چی خوبه ؟
. حلزون بنظر داره درست کار میکنه
پاسخ های الکترودهای بنیادی ؟- . همگی نرمال -
، پس از دستگاه نیست مشکل چیه ؟
. دکتر رینولدز - . مکس -
. دکتر رینولدز
چرا حس میکنم شما دو تا دارین آماده میشین
تا منو بندازین توی یه ون بی نام و نشون ؟
برنامه ی بودجه ی ماهیانت . سه هفته عقب افتاده
... اوه ، اره، ببین، یه چیزی شده بود
، اره، و اگه امروز انجام نشه
اونوقت بخش جراحی قلب برای چهار هفته ی بعدی
. بودجه ای نخواد داشت - که یعنی -
، نه تدارکات جراحی ، نه جراح
. و نه جراحی ای
خوشبختانه برای تو ، یه دورا داریم
. و دورا قراره، اه ، کمکت کنه
و منظورم از کمکت کنه اینه . که، شکنجه ت بده تا تمومش کنی
، هر خطش یه دستور عالیه . پشت سر هم
. اون یه جورایی سخت گیره
پس اینجا توی این دفتر زندانی میشی
، تا وقتی که تمومش کنی یا ، اه
. بمیری، هر کدومش که زودتر بشه
صبر کن ، منظورت الانه ؟
. نه، اما...اما اونا توی بخش لازمم دارن
کس دیگه ای نمیتونه این کارو بکنه ؟
. بخش توهه. بودجه ی خودته
. هرچی بخوای گیرت میاد فقط باید براش توی فرمت اکسل
توی صفحات مناسب جداگانه . در خواست کنی
. و دورا توی این کار واقعا عالیه
. نه ، اصلا خنده دار نیست؟ باشه
خب، لبخند بزن و رضایت بده . یا بعدا تاوانشو پش بده
! مکس، بیخیال! من یه دکترم
. اره، ولی نه بدون بودجه
اجازه هست ، دکتر رینولدز ؟
میشه حداقل اول برم دستشویی ؟
. فکر میکنم خودت جوابشو میدونی
. همگی برید کنار ! تو ! راهو باز کن
خدایا، ماری. دو ثانیه ...سرمو برگردوندم
. باید تو جای من میبودی - . اوه ، عالیه -
خیلی خب ، چی داریم ؟ - . ماری مک نیل -
پلیس خانوم 40 ساله
...واستاده بوده وقتی بهش برخورد کرده - . یه راننده ی مست -
. زده و در رفته - . خیلی خب ، داریمش. متشکرم -
راننده زده به پای راستش . و استخوان ران رو شکسته
بعد از این که از خیابون خارج شده . پرت شده رو کاپوت ماشین
در نتیجه باعث خراشیدگی و . کوفتگی شده
اون کاملا خوب میشه، درسته ؟
چرا نمیری به خانوادش خبر بدی ؟
. بذار بدونن کجاست
. من همکارشم. خانوادشم
خیلی خب ، بیاین ببریمش تخت 29
. همین الان بگو مکس بیاد پایین - همینجا بمون، باشه ؟ -
. خوب شو. لطفا
. بهمون یکم فضا بدین. اون خوبه
، بله، من...صداتونو میشنوم . فرمانده. البته
نه ، بهتون قول میدم
مامور مک نیل بهترین مراقبتی که . میتونیم از بکنیم رو دریافت میکنن
. همه چی تحت کنترله
. بله. نه ، متشکرم، آقا
فرمانده ی پلیس؟ - . خود خودش بود -
تا حالا موج آبی رو تجربه کردی ؟
. اه، البته. توی شهر چینی ها
. پس تا حالا موج ابی رو تجربه نکردی
توی نیوآمستردام ، وقتی یه پلیس رو میارن
مثل اینه که کل خانواده ش هم باهاش میان
. فقط اون خانواده سه چهارم پلیسای نیویورک هستن
. همونجوری که گفتم - . میبینم منظورت چیه -
، اه، همگی؟ من مکس گودوین هستم رئیس بیمارستان
سلام! از این که میخواین همکارتون رو حمایت کنید قدردانی میکنم
. اما اینجا هنوز یه اورژانسه فعاله
بفرمایید. پس ازتون میخوام که از اینجا برید و اینجا رو آروم نگه دارید
. اگر امکانش هست
مایلم از همتون تقاضا کنم برید به اتاق انتظار
. خارج از این درها . خیلی ازتون ممنون میشیم
لئون هارگرو. 68ساله. احتمال . رانندگی در شرایط مستی
. پارگی هایی در ناحیه ی بازوی چپ
سوختگی های شیمیایی روی صورت . و دست هاش بر اثر باز شدن ایربگ
...ندیدم. کجا
کجا...من کجام ؟
اثری از ضربه به سر ؟
شاهدها دیدن که داشته مثل مست ها کل خیابونو رانندگی میکرده
. قبل از تصادف - . خودشه -
! همون راننده ی مستیه که زد به ماری
. یکی زنگ بزنه حراست
. فکر کنم کل حراست اینجاست
قراره برای مدت طولانی ای آب خنک بخوری، صدامو میشنوی ؟
. آروم، آروم - . میدونم میتونی صدامو بشنوی -
No comments yet. Be the first to leave one.