نخستین 200 خط.
²⁵⁄₂₁
تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملاً غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، سازمانها،مؤسسهها، یا مکان ها ارتباطی ندارد
"قسمت 5"
شب بخیر
امیدوارم فردا سفر بی خطری داشته باشی
و موفق باشی
و حرفی که یکم پیش زدم رو یادت نره
یکم پیش خیلی چیزا گفتی
کدوم رو نباید فراموش کنم؟
اونی که تاثیری بیشتری روت داشت
چرا تشویقم میکنی؟
حتی مامانم هم اینکارو نمیکنه
چون بهم امید میدی
!و منم هی ازت بیشتر میخوام
و باعث میشه منم بخوام خوب کار کنم
کدوم رفتار من این حس رو بهت میده؟
...نمیدونم، فقط
وقتی سخت تلاش میکنی باعث میشی منم بخوام سخت تلاش کنم
وقتی کاری میکنی باعث میشی منم بخوام کاری بکنم
...تو باعث میشی
نه فقط خودت که بقیه هم عالی کار کنن
به خاطرش تحسینت میکنم برای همین تشویقت میکنم
پس، قبولش کن
...من همه ی تشویق هات رو
!قبول میکنم
و بیا باهم عالی بشیم
...تو یه
!نمونه ای
برو داخل، من باید برم
باشه
راستی صبر کن- چیه؟-
نگهش دار، این شمشیریه که یکم پیش استفاده میکردی
برای امنیتت تو راه خونه
اگه آدم بدا رو دیدی باهاشون دعوا کن
واقعاً میتونم نگهش دارم؟
منم اولین باره که شمشیر هدیه میدم پس تو هم فراموش نکن
فراموش نمیکنم
برو داخل، منم باید برم
خداحافظ، بک یی جین
!خدایا
منو ترسوندی
چه خداحافظی طولانی بود
معلومه نمیخواستی بره
داشتی گوش میکردی؟- پس چیکار باید میکردم؟-
برات حریم خصوصی قائل میشدم؟
از اونجایی که بهش شمشیر دادی لابد خیلی باهم صمیمی هستین
کیه؟
یکی که وقتی مامانم هم حمایتم نمیکنه ازم حمایت میکنه
چطور حمایتت نکردم؟
اجازه دادم منتقل بشی تا بتونی شمشیربازی رو ادامه بدی
ولی تو با یه پسر میگردی
مامان اصلاً منو قبول نداری
چطور میتونم قبولت داشته باشم وقتی این تنها چیزیه که میبینم؟
اگه جا من بودی به خودت رو قبول داشتی؟
فردا به هواسونگ میرم تا برای رفتن به تیم ملی تلاش کنم
چرا میری اونجا؟
فردا همه تلاشم رو میکنم
ولی مامان تو دلیلی نیستی که به خاطرش همه ی تلاشم رو میکنم
به خاطر خودم همه ی تلاشم رو میکنم
...چون فقط خودم میدونم
!که چقدر سخت زحمت کشیدم
وقتی بچه بودم مامانم باعث افتخار و خوشحالی من نبود
از دیدنتون خوشبختم
شما خیلی خوبین، فوق العاده اس
!مامان- سلام، مین چه-
ملاقات شما باعث افتخارمونه
میدونم- تو هم همینطوری-
رازتون چیه؟
ممنونم
و به مامانم حسادت میکردم
همیشه محصور کننده بود طوریکه انگار خدادادی بود
انگار همینطوری به دنیا اومده بود
...ولی
آخر هر صفحه از دفتر خاطراتش
یادداشت میزان تمرینات اون روزش و
!و نظر خودش بود
حتی یه روز رو هم از دست نداده بود
چیزی که منو شوکه کرد داستان عاشقانه مامان نبود
!تلاشش بود
تلاش هایی که فقط خودش ازشون خبر داشت
به جای خیره کننده بودنش اولین بار
سخت تلاش کردنش رو دیدم
نا هی دو، شانسی به اینجا اومدی
...ولی وقتی برمیگردی
ثمره تلاشت رو برداشت میکنی
فکر میکنی بتونی؟
مربی
...امروز
حتی یه مسابقه رو هم نمیبازم
مربی
بیخیال
اینجا، پرت کن اینجا
چته لعنتی؟
عمدی نبود
دیروز برادرم میپرسید حالتون چطوره؟
واقعاً عمدی نبود
واقعاً که، ببخشید
بریم
الو؟- هیونگ، منم-
سر صبحی خبریه؟ اتفاقی افتاده؟
...نه، فقط تو راه مدرسه بودم
و یه سکه تو تلفن عمومی دیدم
برای همین گفتم بهت زنگ بزنم
چه روز خوش شانسی
میدونم کاملاً
امیدوارم تو هم امروز خیلی خوش شانس باشی
باشه، برو مدرسه
باشه، خداحافظ
تو هم امروز روز شانسته
آزمون ورودی تیم ملی شمشیربازی زنان
مرحله ی 16 ام شروع میشه
...مطمئنم بین همه ی شمشیربازهای اینجا
!من بیشتر از همه تمرین کردم
برای همین طبیعیه که برنده بشم
امروز من به تیم ملی میرم
گارد بگیرین
آماده؟
شروع
یی هیون رو میشناسی؟
هی، بچه ها، یی هیون رو میشناسین؟
آره میشناسم
اونجاست
چی؟ همون که رو عابرپیاده است؟
آره، خودشه
باشه، ممنونم
گارد بگیرین، آماده؟
شروع
بابات کجاست؟
هی، بابات کجاست؟
ول کن- عوضی-
هی- هی-
هی- چطور جرات میکنی فرار کنی؟-
بهم گوش کن، عوضی
چیکار میکنین؟- بهمون بگو-
چطور جرات میکنی فرار کنی؟- ولش کنین، فقط باهاش حرف بزنین-
همین الان بهمون بگو- بس کنین-
بابات کجاست؟ هی بهمون بگو بابات کجاست؟
همین حالا بهمون بگو- زود باش-
الو؟
بله
!یالا! تو عالی هستی
گارد بگیرین
آماده؟ شروع
حمله، توقف
حمله، لمس، امتیاز
نه
نه، تماسی نبود
گارد بگیرین، آماده؟
شروع
باهامون بیا، باید بریم
به جای خود، حمله ، لمس، امتیاز
!تو میتونی
گارد بگیرین
آماده؟ شروع
به جای خود، امتیاز
!خوبه- اوکی، مرکز-
درود
همه تحقیقات رو کردین ولی نظمش بهم ریخته
حرف زیادی برای گفتن نداره
فقط حقیقت رو بگین
...اینطور نیست، چطور ممکنه
نشونم بده
رئیس، پانزدهمین برد فصل پارک چان هو رو به عنوان چهارمین مورد قرار میدم
باشه
همینطور، هفتادمین بازی خانگی مک گوار درست بعد اینه
تو چته؟
میگفتی ما خیلی خبر ورزشی میگیم
نا هی دو؟
نا هی دو کیه؟
باشه
کیم جونگ هیون و نا هی دو رفتن فینال
واقعاً؟ کیم جونگ هیون قبلاً عضو تیم شمشیر بازی بود
نا هی دو کیه؟- دانش آموز دبیرستانه-
به فدراسیون شمشیربازی زنگ بزنین و عکس نا هی دو رو بگیرین
و همینطور بیوگرافیش- باشه-
رئیس
تا کی باید اخبار شمشیربازی رو پوشش بدم؟
خیلی وقته تو بخش ورزشی نیستم
مهم نیست تو کدوم بخشی اینجا خونه توئه
...این اولین سالیه که
کیم جونگ هیون توی 8 سال گذشته نتونسته به تیم ملی شمشیربازی راه پیدا کنه
سرعتش خوبه، تمرکزش عالیه و میتونه جریان رو کنترل کنه
دوبرابر تو تجربه داره
میخواین منو بترسونین؟
نه
دارم میگم یه تازه وارد مثل تو برای اون سخت ترین چیزه
اون هیچی ازت نمیدونه
پس فقط برو اونجا و شمشیربازیت رو بهش نشون بده
ولی یه چیزی رو یادت باشه
همهی تلاشش رو میکنه تا تو رو گیج کنه
گیج نشو
باشه
آخرین مرحله از آزمون ورودی تیم ملی شمشیربازی رو شروع میکنیم
بریم هی دو
گارد بگیرین
آماده؟
شروع
توقف. حمله، لمس، امتیاز
"کیم جونگ هیون-نا هی دو"
توقف. حمله، لمس، امتیاز
No comments yet. Be the first to leave one.