Island

Island

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Island (2018– ) S01E08 HDTV
ناشر talismannight

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2018-09-09
تعداد دانلود: 10
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 142 خط.

ستسونا سان، خود فعلیت چیکار می‌خواد بکنه؟

و خود واقعیت چیکار باید بکنه؟

هر کاری که می‌کنی، دعا می‌کنم که ازش پشیمون نشی.

نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

ولی می‌خوام رینه رو نجات بدم و باقیش رو بعدا بفهمم.

رینه!

رینه!

رینه!

رینه!

اسکل! عقلت نم کشیده؟!

خودت چی؟ چرا اینجایی؟

چون...

چون نمی‌خوام بمیری!

من برنمی‌گردم!

میخوام برگردم به پنج سال پیش!

من باید ستسونا رو نجات بدم!

باشه!

اگه این لبخندت رو برمیگردونه، کمکت می‌کنم.

الان برگشتن هم به سختیه ادامه دادنه.

بیا شانسمون رو امتحان کنیم تو طوفان واقعا کرم چاله هست یا نه!

وقتی دوباره همدیگه رو دیدیم عاشقم شو

رینه.

همونه.

ها؟

آسمون به آرومیه پنج سال پیشه.

نسیم و بوی جزر و مد هم یکین.

منظورت اینکه ما تو زمان 5 سال به قبل برگشتیم؟

رینه؟ هی!

کجا داری میری؟!

پیش ستسونا.

جایی که من و ستسونا بودیم.

من بالاخره ستسونای واقعی رو می‌بینم.

ستسونا حتما منتظرمه!

رینه!

ستسونا!

شاید بیرون دنبال غذاست.

همینجا بمون و استراحت کن.

پیداش می‌کنم و برش می‌گردونم.

این اینجا چیکار می‌کنه؟

این واقعیه؟

این مکان... این...

این چیه؟

"شش روز شده. من چیزی اسرارآمیز پیدا کردم."

این چیز اینجا چیه؟

یه تابوت باستانی؟

نه...

این چیه؟

رینه، من می‌خوام ازت محافظت کنم.

من باید ازت محافظت کنم!

رینه شیرین من.

پس تو... ستسونا.

اگه چیزی اینجا باشه...

می‌خوام رینه رو نجات بدم.

قسم می‌خورم رینه رو نجات میدم.

قایق.

یه قایق درست می‌کنم... هر جور شده...

قایق؟

اه، درسته. اون یه قایقه.

قایق پیام آور خدا، آمنو توریفونه.

فقط برای یکیمون جا داره.

من می‌خوام تو بری.

چرا درک نمی‌کنی؟

من فقط میخوام دوباره لبخند بزنی.

اون چیزیه که می‌خوام ازش محافظت کنم.

وقتی بیدار شی

باید به اوراشیما برگشته باشی.

خواب‌های خوش ببینی.

پنج سال پیش...

اشکال نداره کنارت بشینم؟

چجوری اون چیز خفن رو بردی ساحل؟

"رینه، تو باید به زندگی ادامه بدی. به من فکر نکن."

این آخرین نوشته تو دفترچه‌ست.

ستسونا...

اون کلمات رو یادم میاد.

"به من فکر نکن."

اون همچین آدمی بود.

حتی تو این جزیره.

وقتی به اون کلبه رفتیم شروع به یاد آوردن کردم.

ولی نخواستم قبولش کنم.

متاسفم.

نتونستم به همون روز پنج سال پیش برگردم.

من نتونستم ستسونا رو نجات بدم.

من رهاش کردم بمیره!

من بهش گفتم یا با هم نجات پیدا می‌کنیم یا با هم می‌میریم!

من یه دروغگوام!

خوب به صورتش نگاه کن، رینه.

داره گریه میکنه؟

عصبانیه؟

انگار داره بهم لبخند میزنه.

همونطور که اون می‌خواست تو زنده موندی.

بهش یه لبخند نشون بده.

اینطور فکر می‌کنی؟

اون روی زندگیش ریسک کرد تا تو رو به اوراشیما برگردونه.

اگه قبولش نکنی، اون برای هیچی مرده.

اون منتظر لبخندته.

خوب استراحت کن، ستسونا.

خب، حالا چی؟

می‌خوای قایق رو درست کنم و برگردیم؟

متاسفم، هنوز نمی‌تونم برگردم.

وقت لازم دارم تا با احساساتم کنار بیام.

که اینطور.

میشه یکم بیشتر تو این جزیره بمونیم؟

سخت میشه.

براش آماده‌م.

چرا من ستسونام؟

نکنه نمی‌خوای زندگی بعدی اون باشی کسی که از آینده اومده؟

اگه این باعث میشه که لبخند بزنی، باهاش مشکلی ندارم.

ممنون.

باشه، فردا حرکت می‌کنیم.

باشه.

هر کاری بتونم برای خوشحال کردنت انجام میدم.

خیلی متاسفم.

اسکل...

تو اسکلی!

بچه‌ها، چی شده؟

شب نشینی 18:00

عزاداری در عمارت اوهارا

مراسم تشییع روز بعد 11:00~12:00

این چیه؟

رینـ...ـه؟

این... غیرممکنه.

چرا...

این چیزیه که می‌خوام بدونم.

کوئون.

چطور این اتفاق افتاد؟

صبر کن. چطوری من اینجام؟

اونا دوباره تو رو تو ساحل پیدا کردن.

پنج روز بعد، دیروز

اونا بدن به سختی قابل تشخیص رینه رو پیدا کردن.

ما قایق رو درست کردیم و سعی کردیم به اوراشیما برگردیم.

ولی یه موج گنده ما رو با خودش برد...

من حسی که دستم رینه رو گرفته بود یادم میاد.

من نگهش داشته بودم—

پس چرا رینه اون توئه؟

چرا نمی‌تونه حرف بزنه؟

چرا نتونستی دست رینه رو نگه داری؟

من...

من...

به زندگی ادامه بده. به من فکر نکن.

وقتی دوباره متولد شدم، منتظرت می‌مونم.

اون... منُ نجات داد؟

من ازت خواستم با جونت از رینه محافظت کنی.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left