هماهنگ با نسخه‌های زیر

Heart Beats E12 WEBDL
ناشر DingoSub
T.meDingoSub 🧡 برای زیرنویس های بیشتر به تلگراممون سر بزنین

برچسب‌ها

webdl
web
TS
WEBDL
تاریخ انتشار: 2023-08-02
تعداد دانلود: 34
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

:ویراستار آرشین

ووهیول

خوبی؟

تموم شب همینجا بودی؟

هیچکاری نتونستم بکنم

جز اینکه کنارت بمونم

میدونم وقتی مردم مریض میشن چیکار میکنن

اما نمیدونم وقتی تو مریض شدی باید چیکار کنم

ترسیده بودم

نکنه اتفاقی برات بیوفته

ترسیده بودم

...که نتونم دوباره ببینمت

مثل مامان و بابام

میخوام که تو

برای همیشه پیشم بمونی

و هیچوقت تنهام نذاری

فکر کنم نابود میشم

وقتی که تو نباشی

میدونم که فقط یه نفر

توی قلبته

اما بازم

بازم

باید بهت بگم

چون تا حالا همچین احساسی نداشتم

...گمونم

دوست دارم

احساس میکنم قلبم برای تو میزنه

نگران نباش

جایی نمیرم

کنارت می مونم

برای همیشه

قسمت 12

چرا قلبم اینقدر تند میزنه؟

نکنه بمیرم؟

چقدر عجیبه

چرا اونکارو کردم؟

چرا نمیتونم جلوی خندمو بگیرم؟

شنیدم دنبال یه نیمه خون آشام میگردی؟

منظورت اینه که تو خون آشامی و

میتونی کمکم کنی دنبال

یه نیمه خون آشام بگردم؟

جای تعجبی هم نداره که اینقدر موفق شدی

به نظرم کمک کردن یه خون آشام

به انسان ها عجیبه

انسان یا خون آشام چه فرقی داره؟

تمام چیزی که مهمه، پوله

اما برای چی دنبال یه نیمه خون آشام میگردی؟

برات مهمه؟

تمام چیزی که مهمه، پوله

دقیقا استایل خودمی

بیا با همدیگه کار کنیم

دیشب اتفاقی افتاده؟

چی؟

نه

هیچ اتفاقی نیوفتاده

شنیدم دیشب تا دیروقت میرفتی بالا و میومدی پایین

نه بابا

باشه پس

تو که صبح ها آرایش نمیکردی؟

چی؟

نه، آرایش نکردم که

کی رو خر فرض کری؟

آرایش کردی

مسخره نشو آرایش نکردم

رژگونه و رژلب زدی آرایش کردی دیگه

چرا انکاری میکنی حالا؟

میرم بیرون یکم بدوم

باشه - باشه-

مراقب خودت باش

میخوای استراحت کنی؟

چون دیشب ازم مراقبت کردی حتما الان خسته ای

آره، بعد مدتها راحت خوابیدم

خوشگل شدی

حالت چطوره؟

به لطف تو خوبم

اگه دوستات نبودن اوضاع بد میشد

بعدا بهشون زنگ بزن حتما نگرانتن

باشه زنگ میزنم

راستی

دیشب یادم رفت یه چیزی بپرسم ازت

چه اتفاقی برای خانم نا افتاده؟

اوه، اون

ازت که بازجویی نمیکنم

فقط نمیخوام دچار سوتفاهم بشم

ببخشید

راستش یه اتفاقی افتاد

میتونم بپرسم چی شده؟

طوماری که گم کرده بودم

پیش اون بود

چی؟

...فقط

یه نقاشیه

شخصی که منتظرشم

کسیه که یادم داد عاشق شدن چطوریه

و بهم عشقی رو داد که قلبم براش میتپه

نه کسی که شبیه هه سون باشه

...این زن

منم

چطور ممکنه؟

نمیدونم چطوری طومار پیش اون بوده

اما یه چیزی رو مطمئنم

خانم نایی که دیروز دیدم

اصلا شبیه هه سون نبود

احساس سردرگمی میکردم

درست مثل وقتی که بعد از 100 سال از خواب بیدار شدم

نمیدونم کجا برم

اما موقعی که منو پیدا کردی

!سون ووهیول

،وقتی صدام زدی

انگار از یه گودال تاریک

نجات پیدا کرده بودم

از دیدنت خوشحال شده بودم و خیالم راحت شده بود

اینکه بدونم یکی منتظرمه

و اینکه اون یه نفر

تو بودی

احساس خوبی بهم داد

ممنون که کنارمی

!هیونگ نیم

!هیونگ نیم- !خدای من-

!هیونگ نیم- خوبین؟-

بچه ها

!از روم بلندشید، خیکی ها

لطفا آروم باشین

چه مرگتونه سر صبحی؟

منظورتون چیه؟ چون نگرانتون بودیم اومدیم

انگاری حالش خوبه- خداروشکر-

باید با چشم های خودم ببینم مطمئن بشم

دیروز اینقدر شوکه شده بودم که نتونستم بخوابم

درسته ببخشید. حالا برید گم شید

...راستی- بله؟-

لطفا بشینید

باید بگمش؟- ادامه بده-

خب، یه چیزی باید بهت بگیم

میخواین اینجا زندگی کنین و کار کنین؟

آره

یکدفعه ای؟

نمیدونیم که هیونگ نیم

کی دوباره غش میکنه؟

بهتره همینجا بمونیم

...اینطوری

خیالمون راحتتره- موافقم-

اگه دیروز ما نبودیم میخواستی چیکار کنی؟

به نکته ظریفی اشاره کردی

ولی یه مهمون خونه که

تعداد خون آشاما توش بیشتر از انسان هاست؟

ولی بگما، الآن مهمون کم داریم برای همین نمیتونم بهتون پول بدم

ینی واقعا هیچ راهی نیست که اینجا بمونیم؟

خیلی خب

ووهیول حالشم خوب نیست

و زیرزمین هم که اتاقشه

پس منم جلوتون رو نمیگیرم که بیاین اینجا

آره آره آره

ولی پول اجاره رو از حقوقتون کم میکنم

چرا که نه؟ حتما- آره حتما-

میدونی که ما خیلی آدم های با وجدانی هستیم- آره بابا ما خود وجدانیم-

ممنون پیشخدمت جو

اصلا آسون کوتاه نیومد، مگه نه؟- آره، با اینکه یه دختر جوونه ولی ترسناکه-

اجاره از حقوقمون کم میشه

نردیک بود دندون نیشام رو نشونش بدم- من با افتخار تسلیمش شدم-

من خیلی سخت خودمو کنترل کردم

آی شما دوتا

باید باهم حرف بزنیم

دنبالم بیاین

...چطور تونستین این کار رو بدون اینکه بگین انجام بدین

خیلی ببخشید، هیونگ

ولی حتی اگه تایید هم نمیکردی

باز هم ما تایید میکردیم

اینکه یه خون آشام از هوش بره

چیزی نیست که بشه سرسری ازش گذشت

ولی هیونگ

میتونی به این زودیا خون سرشار از عشق پیدا کنی؟

یه چیزایی هست که

باید بهتون بگم

چیشده؟

به نظرم

پیشخدمت جو عاشق شده

واقعا؟

خب این ینی الآن انسان میشی؟

دقیقا

!مبارک باشه هیونگ جونم

!بالاخره عملیش کردی! دست مریزاد

بچه ها، امان بدین- وایسا-

نباید قبل رسیدن اون روز بزرگ یه جشن کوچیک بگیریم؟

از کی تا حالا ما انقدر عاشق مهمونی گرفتن شدیم؟

دارم ازشون خسته میشم

!هیونگ بالاخره داره آدم میشه

!ما باید یه جشن درست و حسابی براش بگیریم

ولی اون شخص منم

!آره- ووهیول هیونگ-

چی گفتی؟

اونی که پیشخدمت جو عاشقش شده

منم

چی؟

یه احساساتی نسبت به من داره

حضرت عباسی

پشمام

سالمی؟

خدا لعنتش کنه

آقای شین

لی مان هی

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left