نخستین 200 خط.
اين آخريشه ديگه فرانسي
بابا خونس مامان؟ مي تونيم الان بريم؟
چرا داد ميزني کيلي، ميخواي باباتو بيدار کني ؟
اي خدا فرانسي ! هنوز ظرف قديميارو تموم نکردي؟
يه دقيقه بيشتر طول نميکشه
کاشکي مثل شنبه ها
نگران رسيدن به مدرسش بود
بابا ديشب دير کرد
آره ، فکر کنم من مثل جنازه خوابيده بودم وقتي رسيد
اون گفت اگه مردم سر شام دوست نداشته باشن زياد صحبت کنن
خدمتکارا ميتونن مدت بيشتري رو با خوانواده هاشون بگذرونن
اصن حدس ميزنم شغل درست حسابيي هم نبود براي شام توي اين کلوبا مردم زياد انعام نميدن
همش همين بود مامان ؟
آره، آره. برو، من خشکشون ميکنم
به نظر نميرسه اين هفته چيز زيادي بهت رسيده باشه
يکي از همين روزا خانم گبيش
اون بخارشورشو ميندازه دور
براي کف مسي اون بارني يه عالمه پول بهمون ميده
بهت بيشتر از چيزي که مجبور باشه نميده
- حواست به وزن کشيش باشه - هست
پدر مادرهام بايد يه روزي
مثل شنبه براي بچه ها داشته باشن برو ديگه
شايد اگه امروز از راهرو پاييني شروع کنم و دستمال بکشم بيام بالا
شايد يه چيز خاصي برام اتفاق بيافته
حواست بهش باشه فرانسي
يالا - باشه مامان
کارشون خوب بود امروز. بجنب
نيلي !
باشه، قاپ زنا
يالا
خب گوش کن، وقتي داره وزن ميکنه همون جايي وايستا که اون وايستاده
اونجوري که بتونه برش داره
و يادتم نره، بعد از اينکه پولتو داد همونجا وايستي
دفعه قبل يادت رفت بالاخره يه پني هم يه پنيه
- خب، فک کنم فهميدم چجوريه - خب، باشه
سه سنت
نيگا، اينا بيشتر ميارزن
خفه! من ميگم هرچي اينجا چقدر ميارزه
کي بعده ؟
سلام خانوم کوچولو ! بيا جلو
خفه شيد! خفه
کارت خوب بود نه سنت. سه، پنج، نه
اينم بگير. يه پني اضافه براي اينکه يه دختر خوب کوچولويي
حالا بهتر شد. خدا! کاشک کارني لپ پسرارم ميکشيد
نه سنت و يه سنتم براي کشيدن لپم
سي و نه
- يه جا خودکاريه ! - نه ! نيست
نوبت منه! ... بيست و شش يه خودکار پاک کن
چيزي ميخواي دختر کوچولو؟
فقط دارم نگاه ميکنم، ممنون حقم دارم. پول دارم
پا گذاشتي رو يه شکاف پشت مادرتو شکستي
داره مياد
نيلي، نيلي! بايد بريم خونه
برو بابا
- مامان گفت - مامان گفت
ازت ميبرم
نه، عمرا
محض رضاي خدا! چه زود دير شد
خب پس، پله ها رو ميذارم واسه بعد
چهار سنت مامان
خب، خيلي خوبه سطلو خال کن نيلي
- مامان ميتونم ... - نه. سطلو خالي کن و برگرد
امروز مأمور بيمه مياد. اصلا دوست ندارم
اينجوري منو ببينه - گرمه، مگه نه ؟
آره. ولي چشم به هم بزني کريسمس اومده
بدون اونم به اندازه کافي مشکل داريم
- خواهرت امروز چطوره هنري ؟ - خوب نيست، ممنون
سلام فلاسي
سلام خانم نولان. متوجه چيزي نشدين ؟
خب، بنظر ميرسه بهتر شدي، خيلي بهتر
اينطور نيست فرانسي ؟
نخيرم، نخيرم
قهوه رو بذار تا دارم خوراکي آماده ميکنم
همينجا
- مامان - بله نيلي ؟
مامان، اگه قانوني باشه براي چيزي
اين معنيو نميده که بعضي وقتا باهاش بتوني يه کار ديگه انجام بدي ...
نيلي، تو نميتوني از اون پني ها برداري بري باهاشون بستني قيفي بخري
اونا مثل هميشه ميرن تو بانک بيارشون اينجا نيلي
نصف هرپولي که گيرمون مياد ميره تو اون بانک
اينجوريه، اينجوري هم خواهد بود
حالا بذارشون اون تو
فک کنم تا الان حدود صد دلاري تو اين بانک باشه
نه دلار منطقي تره
مامان، مامان! اونا دارن درختو ميبرن
اوه، خيلي بد شد
يه جورايي منظره قشنگي درست مي کرد با اون پرنده هايي که روش مينشستن
بابا عاشق اين درخت بود
اوو، حالا ديگه غر زدنو ول کن اصن جلو بند رختارو گرفته بود
درخت که نون و آب واسمون نميشه
آقاي بارکر. يه فنجون و نعلبکي خوب در بيار و خوب بشورشون
و فرانسي
تو ميتوني اگه دلت مي خواد تا موقعي که آقاي بارکر اينجاست تو اتاق بموني
- چطوريد آقاي بارکر ؟ - ممنون ، خودت چطوري فرانسي؟
مامان يکم دستش بنده، الان ميرسه خدمتتون
- سلام نيلي - سلام
حدس ميزنم اين آداب معاشرتو از درس و مدرسه خوب ياد گرفتي
و مهمون داشته باشين يا نداشته باشين خانم نولان هميشه يه خانم متشخصه
شما فقط بايد آدمايي که من باهاشون سرو کار دارمو ببينيد
حتي خانم هايي که شوهراشون به طور مداوم کار مي کنن
چرا نميريد به اتاق پذيرايي يه قهوه در خدمتتون باشيم
بله، حتما. و مهمان نوازيتون واقعن عاليه خانم نولان
خب، بازم جنتري پير افتاد زندان
اوه، خيلي بده که
ولي خانمش حواسش به بيمش هست درست مثل قبل
خب اينم از مال ما. ده سنت براي خودم ده سنت براي آقاي نولان
يه پاپاسي هم براي هر کدوم از بچه ها
و هيچقوقت بابتش پشيمون نخواهيد شد خانم نولان
خدا به دور، يه تشييع جنازه آبرو مند براي همه اعضاي خانواده
و حالا قبض هاي هفتگيتون خانم نولان
يه مراسم که زيادم از اينجا دور نيست در حال برگذار شدنه، نميگم براي کي ولي
اونا اين هفته قبضي بهشون نميرسه
و اسم ببريم يا نبريم، من ميگم اين همون خانواده ايه که
فرشته مرگ تو ليست دعوتش علامت زده بود خدا به دور
هني گفت خواهرش يه پاشو تو قبر گذاشته
نـــيلي !
خوب ديگه به نظر اين ديگه مشکل توئه و ممنون فرانسي
خب ديگه، اين همون چيزيه که
وقتي پول زياد به جاي بيمه براي لباس خرج کني گيرت مياد
لباسايي که بيشتر از خودش عمر کردن
همش مسئله اينه که به چي اهميت بيشتري بدي
- ولي بابا ميگه که ... - حق با شماست آقاي بارکر
همش مسئله اينه که به چي اهميت بيشتري بدي
حال آقاي نولان چطوره؟ کار ميکنه يا نه ؟
هر کي يه چيزي ميگه البته من بهشون گوش نمي کنم
آقاي بارکر، يه پيش خدمت آوازه خوان بودن آقاي نولان
و همونطور که مستحضر هستيد هنرمند بودن، ممکنه بگيد ثبات شغلي نداره
مثل چيزي که بقيه ميگن
ولي من مطمئنم وقتي با اين مردم صحبت مي کنيد
اشاره مي کنيد که آقاي نولان هميشه اقصاط بيمشو سر وقت ميپردازه
او، مطمئنم فکر نميکنيد که من در مورد مشتريام
شايعه پراکني ميکنم، خانم نولان
معلومه که نه. مادرم چطوره آقاي نولان؟
حرف نداره خانم نولان بهتر از اين نميشن
و بمن گفتن به شما بگم امشبم ميان
او، امشبم مثل هر شب سر ميزنن
و فکر کنم از شنيدن خبر راجب خواهرتون خوشحال بشيد
خب، منظورتون چه خبرايي هست ؟
او، خب فکر کنم ميخواد امشب سوپرايزتون کنه
وقتي همه فاميل دور همن
ممنون ميشم اگه منظورتونو بهم بگيد
خب، مثل هميشه من داشتم ميچرخيدم که سکه هاي هر روزمو جمع کنم
و فکر مي کنيد چه اتفاقي افتاد ؟
اون بهم دوتا سکه داد
بله دوباره اينکارو کرده
يه شوهر جديد واسه خودش پيدا کرده
او، نه
خب، فکر کنم شما الان داريد به اين فکر مي کنيد که اون هنوز شوهر داره
حقيقتش من خودم هم به همين فکر مي کردم
ولي من مطمئنم که مشکلي نيست
حتما يه قرار مدارايي گذشته قبلا
من کاملا مطمئنم اين کارو کرده، آقاي بارکر من مطمئنم هر چيزي ...
اون به اين يکيم ميگه بيل ؟
خب ديگه بچه ها، شما بريد به خريدا برسيد
برو يکم پول از تو قوطي بردار
ولي مامان، من ميخوام گوش کنم
پولو از قوطي بردار و يه قطعه گوشت آبگوشتگي پنج سنتي از هَسلين بگير
از اين گوشت خرد کرده هاي آماده ازش نگيري
معلوم نيست اونا رو چه جوري درست مي کنه
براي گوشتم برو پيش ورنر
ازش بخواه يه تيکه گرد استيکي خرد شده 5 سنتي بهت بده
و نگذار از تو بشقاب بهت بده
و بهش بگو برات خردش کنه
و آخر سرم واسه سرخ کردن يه تيکه دنبه ازش بخواه
ولي اون هميشه اينکارو نميکنه مامان
بهش بگو مامانت گفت بعدشم برو دنبال نون
امروز شنبس ، مامان
خب باشه، يه کيکم بگير فقط زياد له نباشه. برو ديگه
ولي مامان ، ما ميدونيم خاله سيسي قبلا ازدواج کرده
- اين ديگه - آره، من دوتا دايي بيل يادمه
اينا به شما مربوط نيست
خب ديگه بريد کارها رو انجام بديد
آقاي بارکر، شما حق نداريد
اين داستان ها رو راجبه خواهر من اينور و اونور پخش کنيد
که انگار يه مشکلي داره
وضعيتش ممکنه يه مقدار عجيب باشه ولي هيچ کار اشتباهي انجام نداده
منم دوست ندارم شما طوري راجبش صحبت کنيد که انگار مشکلي داره
منو بکشيد اگه فکر ميکنيد من از اين موضوع با کسي ديگه غير از شما هم حرف زدم
بله، مطمئنم، ميدونم
خب، حالا بيزحمت برام تعريف کنيد چيا راجبش ميدونيد
حالا که ديگه همه شنيدن، منم باخبر باشم
خب ...
ده سنت براي يه تيکه استيک ، براي سوخاري نميخواين؟
- نه ممنون - مطمئني؟
بيست دقيقه هم نميشه پودر سوخاري تازه ريختم تو ظرفا
نه، ممنون
او، يادم رفته بود. مامانم با پورد سوخاري ميخواست
ااا، نه بابا
گفت اينم باهاش خورد کنيد
که اينطور
يه تيکه هم دمبه براي سرخ کردن
رو که نيست ماشاللا
ميدوني، مامان فکر ميکنه ما هيچي نمي فهميم
آره، فک ميکنه ما هنوز بچه ايم
شرط مي بندم امشب يه دعوا با خاله سيسي دارن
انگار مربوط ميشه به اينکه مردا زيادي به خاله سيسي علاقه نشون ميدن
خب، بابا ميگه ما بايد يه کاري کنيم همه ازمون خوششون بياد
فکر کنم خانم ها نبايد اينجور رفتار کنن
شايد خاله سيسي مجبور نبود اينقدر شوهر عوض کنه
اگه نوزاداش زنده مي موندن اون عاشق بچس
No comments yet. Be the first to leave one.