نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
.افرادم، اسلحههام و هروئینام رو میخوام
،اگه به دستم نرسن .چارمینگ رو به یه جبههی جنگ لعنتی تبدیل میکنم
!بیرون - !جم بخور -
.الآن تو لیست تحت تعقیبهایی - .لعنتی -
باید همین الآن .از اینجا خارجت کنیم
.میرم به "جما" زنگ بزنم - افرادم یه تماس -
.راجع به چندتا سیاهپوست دریافت کردن .دیدن که قفل در رو از جا کندن
.اومدن تو .همهشون رو کُشتن
تو "لینکلن ویلیج" ولشون میکنیم
.میندازیمش گردن پلیسای اونجا .حوصله کاغذبازی نداریم
."مرسی "پاولی - .اين پيام نبود برادر -
.مردک مارو تو مغازه ديد
.يه انتقام مستقيم بود - .خدای من. اسلحهها رو چک کن -
چينیها بودن که "تارا" رو کُشتن، مگه نه؟
.هيچی نمیدونم
...هی اسکاتی همین الآن یه نارنجک
.تو یه بستنیفروشی که تو خیابون اصلیه منفجر شد اگه کلاب توی جنگیه که
باعث منفجر شدن مغازهها تو چارمینگ میشه .باید راجع بهش بدونم
.بذار برسونمت خونه - ."دیگه بازی بسه "جوس -
اگه بمونی .یا کلاب پیدات میکنه یا پلیسا
در هر صورت "جکس" دستش .بهت میرسه و میکُشدت
نمیخوام بمیرم، فقط .دلم واسه خونوادهام تنگ شده
.به "دیوسا نورته" خوش اومدید
.ممنون .مسیر طولانیای رو اومدیم
.فعلاً فقط میخوایم مشروب بزنیم
بله؟ - "آقای "لین -
بابت زحمتی که برای جمع کردن .همه کِشیدید تشکر کردن
اتفاقی که توی "دیوسا" میافته
،روی شما هم تأثیر میذاره .اما هدف "پسران آنارکی"ـه
.اوه خدای من - .دیوسا -
!دیوسا - !لعنتی -
.هپ" داره همه رو توی "رد وودی" جمع میکنه"
.اونجا رو محافظت شده میکنیم
وست" چی؟" - .نمیدونم -
.کوئین" و "مونتز" رو فرستادم" - نیرو" رفت؟" -
.تو آشپزخونهاس
باید بدونم چرا .این اتفاق افتاده
خُب، خودت برو .از چینیها بپرس
.دارم از تو میپرسم چرا "لین" قضیه رو به اینجا بکِشونه؟
مگه کلاب چیکار کرده؟ - جوابی ندارم -
."که بهت بدم "نیرو
،دلیلش هرچی هم که باشه .اتفاق اینجا رو توجیه نمیکنه
.کمکم داره صبح میشه
.باید این قضیه رو جمع و جور کنیم
.خیلیخُب .بقیهتون باید برید
.این قضیه با من - .خیلیخُب -
وقتی آماده شدی که بیای .زنگ بزن
.تنهایی سواری نکن .میریم رد وودی
...میرم به دخترای استاکتون خبر بدم
."راجع به "کولت - یکی باید به -
.براسکی خبر بده - .آره -
.اول یه سر میرم اونجا
هی، آمادهای؟ - .آره -
.لعنتی .هپی"ـه"
.سومین باریه که زنگ میزنه بله؟
.اوه خدای من
کِی؟
.اوه پسر .آره باشه
.دارم میام - چیه؟ -
.اوه، قضیهی دیوسا ـست .جندهان دیگه چیکار میشه کرد
.باید برم حلش کنم .تو جایی نرو
.صبح زود حرکت میکنیم - .خیلیخُب باشه -
.خیلیخُب بیا .بکِش و بخواب عزیزم
.سـلام
.آه خدای من
همهشون؟
.آره
باشه خیلیخُب !الآن میام
چی شده؟ - .باید برم -
...خیلیخُب - ...میدونی -
...احتمالاً
.تو هم باید حاضر بشی
تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـی کـنـد »
پـسـرانِ آنـارکــی ، فـصـل هــفــتــم ، قـسـمـت پــنــجــم
تـــرجـــمـــه از مـــانــی ، (Chandler Bing) اشــکــان
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
کاری از دست من برمیاد؟
...همهاش دوهفتهاس سرِ کارم .اونوقت رکورد زدم
...بدترین کُشتاریه که توی حرفهام دیدم
!تابهحال
.متأسفم - .باید انتقام بوده باشه -
."باید بدونم کار کی بوده "وین
این قضیه تا ساکرامنتو رو .تحت تأثیر قرار میده
،اگه جوابی پیدا نکنیم
.پای فدرالها به قضیه باز میشه
.وقتشه تصمیمت رو بگیری
با کدوم طرفی؟
.کارمون با "تلر" تموم شد
.بیانیهاش
.توی آشپزخونهاس
صبحا تو اینجا رو باز میکنی؟
.معمولاً "لیلا وینستون" باز میکنه
،الآن سرِ اون یکی کارمونه
.واسه همین من اینجا کمک میکنم
."خوش به حال "لیلا
.آره
.میدونم بهمون هیچ اطلاعاتی نمیدی
.کد قانونشکنها ـست
...الآن یه اتاق رو دستمون مونده
که پر از اجساد سلاخیشدهی .آدمای بیگناهه
.خودم خبر دارم
...من مدتیه که
با آدمایی خطرناکتر از آدمای کلابت .سر و کار دارم
بلدم چطوری با کد قانونشکنها راه بیام
چطوری باهاشون کار کنم .و همچنان کارم رو هم انجام بدم
پترسون
فدرالها
رئیسم
لعنتی! سر این فاجعه
.بهم خیلی فشار میارن
تنها راهی که جفتمون داغون نشیم
.اینه که تو باهام راه بیای
به هیچجام نیست .که چطور بهنظر بیاد
واسهام مهم نیست که .چطوری میخوای اطلاعات رو برسونی
...اما اگه باهام همکاری نکنید
...همهچی از هم میپاشه
.و هیچکدوم جون سالم بهدر نمیبریم
.امروز تعطیله
.واسه صبحونه نیومدم
."خبرای بدی دارم "چارلی
.خودم میدونم
.شنیدم
.از رادیوی پلیس
.شرمنده
.منم همینطور
.خدابیامرز دختر خوبی بود
.کار چینیها ـست - .با عقل جور درمیاد -
چطور؟ - اون مرسدسه که -
،اونور خیابون پارکه چینیها از صبح که
.اومدم اینجا توش منتظرن لین" باهوشه... میدونست که یا تو"
.یا "جکس" میاید بهم خبر بدید - .آقای "لین" میخواد باهاتون صحبت کنه -
!بیخیال
.کمرم
به رئیست بگو امروز زیاد
.تو مود کار کردن نیستم .میتونید اینجا حرف بزنید
.میرم اون پشت گوشت خرد کنم
."خیلی ممنـون "چارلی - .جنگ من نیست رفیق -
.بشین - .آروم
.خدای من
.سلام - .سلام -
.سلام جوجو
.ببین کی اومده - .سلام -
حالت خوبه؟ - .به گمونم -
.هابیل" یه کوچولو ترسیده"
.میخواد بدونه چرا نمیتونه برگرده مدرسه
آره، فقط امروز
پیشش بمون باشه؟ - .حتماً -
.از پیش "جوس" از متل اومدم
باید یه راهی پیدا کنم .که از اینجا فلنگ رو ببندیم
.خیلیخُب باشه - .آره -
.اوه لیلا ـست
.بیا - .خیلیخُب -
.بیا عزیزم .شرمنده میدونم
.بیا، بگیر بشین
آخه کی همچین کاری میکنه؟
چرا همهاش این اتفاق میافته؟
چرا همهاش آدما میمیرن؟ - .بیا بغلم -
.چیزی نیست
همه اومدن؟ - .نه -
.کوئین" و "مونتز" برنگشتن" .وست" هم مُرده"
.اسلحهها رو هم بردن
چارترهای دیگه چی؟
.همهشون باخبرن جکی - .جکس -
.سلام - .سلام -
.ممنون که داری کمک میکنی - .آره خواهش میکنم -
یه دقیقه میای با "هابیل" حرف بزنی؟
.بچهی باهوشیه .میدونه یه اتفاقی افتاده
.ترسیده
.چاکی
چیزی لازم نداری رئیس؟ - .نه دمت گرم -
.خیلیخُب - .هی چاکی -
.ممنون که اینجایی - .خُب شما خونوادهی من اید -
حالت خوبه، دوستکوچولو؟
کِی میتونم برم خونه بابایی؟
.به زودی رفیق کوچولو - کسی مُرده؟ -
.بعضی از دوستامون صدمه دیدن
.میخوایم مطمئن بشیم حال همه خوبه
.واسه همین همه اینجان - تو از همه -
مراقبت میکنی؟ - .آره -
.من مراقبت میکنم پسرم .بابایی مسئول همهی آدمای اینجاست
.وظیفهی منه که امنیتشون رو تأمین کنم
باشـه؟
.دستت درد نکنه
.رفتارت باهاش عالی بوده
فکر نمیکنی این مکالماتمون
دارن حوصلهسربر میشن؟ - ...باید متوجه بشم -
باید متوجه بشی؟ میدونی من چی رو باید
متوجه بشم "نیرو"؟ اینکه چرا بهم میگفتی
.باید به "تلر" اعتماد کنم چون کلّ این مدت که داشتی
،نقش مذاکرهکننده رو بازی میکردی .کلاب داشته دَرَم میذاشته
.تلر یه دروغگوئه اون و "مارکس" داشتن
کاری میکردن .که قلمرو من رو صاحب بشن
...نمیدونم با کی صحبت کردی که
،تلر بوده که اسلحههام رو دزدیده آدمام رو کُشته
No comments yet. Be the first to leave one.