نخستین 200 خط.
".ضروري ترين چيزا با چشم ديده نميشن"
اين جمله از عبارت
"حالا که قراره با هم خداحافظي کنيم"
".چه بهتر بود که اصلاً با هم آشنا نميشديم"، .سرچشمه ميگيره
.اينا حرفايي بود که روباه به شازده کوچولو زد
من درباره ي تمديد خيلي فکر کردم
.منظورم کتابخونه ي مدرسه ـمونه
همونطور که انتظار ميرفت، نميتونيم جلوي تخريبشُ بگيريم
.تخريبش رسماً تاييد شده
هرچند اين کتابخونه تاريخچهي طولانياي داره .ولي متاسفم که بايد اينُ بگم
اين روزا در حال جمع آوري کتابا و
انتقالشون به طور موقت به کتابخونهي داخل مدرسه ايم
...عمليات تخريب از سوم مِي شروع ميشه
نامه ي استعفا
آقاي شيگا، ميشه يه لحظه وقتتونُ بگيرم؟
بله
مايلم ازتون بخوام
که شما مسئوليت جمع آوري کتاباي کتابخونه رو به عهده بگيرين
بله؟
خب، شما مهارت يه کتابدارُ دارين
مگه وقتي اينجا دانش آموز بودين، تو انجمن کتابخونه نبودين؟
من هنوزم يادمه که شما برچسب هاي کلي از کتابا رو مرتب کردين
ولي اون مال 12 سال پيش بود
حتماً تو انجمن کتابخونه کسي هست که کمکتون .کنه. مشکلي پيش نمياد
باشه؟ فعلاً خداحافظ. ميسپارمش به شما، باشه؟
...صبر کنيد
تيم ترجمهي Opus Sub با افتخار تقديم ميکند
براي دريافت زيرنويس ديگر فيلم و سريال ها :به کانال تلگرام ما بپيونديد @OpusSub
:با بازي تاکومي کيتامورا مينامي هامابه
کِيکو کيتاگاوا
شون اُگوري
:ترجمه و زيرنويس Mahboobe1994 - محبوبه
و شو تسوکيکاوا
"امتحان: 135/5 از "سا
اين فلسفه ي ژاپني ـه
...پس صد و بيست و
...اوم
يک
فلسفه ي ژاپني صد و بيست و يکه
چون اين مدرن ـه، شش ـه
واي
دقيقاً عين همون موقع هاس
چون کامله
به نظرم احتياج نبوده کسي اصلاحش کنه
طبقه بندي کتابخانه] [انجمن کتابخانهي مدرسهي کيريوکا به نظرم احتياج نبوده کسي اصلاحش کنه
طبقه بندي کتابخانه] [انجمن کتابخانهي مدرسهي کيريوکا
درسته طبقه بندي کتابخانه] [انجمن کتابخانهي مدرسهي کيريوکا
طبقه بندي کتابخانه] [انجمن کتابخانهي مدرسهي کيريوکا
ممنون
بله؟
...نکنه
شما کسي بودين که وقتي عضو انجمن بودين اينُ طبقه بندي و مرتب کرده؟
هوم
که اينطور
تازه يکي ديگه هم بود
اگرچه دستيار پر دردسري بود
بهت گفتم که اونجا نيست
از سر راه برو کنار
ميخوام پانکراستُ بخورم
ميخوام پانکراستُ بخورم
پانکراس؟
.آره، آره. فکر کنم هوس کردم بخورمش
يه دفعه چي شد؟ نکنه امروز بيدار که شدي تبديل به آدمخوار شدي؟
ديروز تو تلويزيون ديدم
قديما اگه کسي يه جايي از بدنش مريض بود
دقيقاً همون قسمت از بدن يه حيوونُ ميخورد
يعني اگه کبدشون مريض بود، يه کبد ميخوردن و اگه معده ـشون مريض بود، يه معده. آره؟
و اعتقاد داشتن با اين کار مريضي ـشون خوب ميشه
منم واسه همين هوس کردم
تو هم هوس کردي پانکراس بخوري؟
مسخره ـس
تو خيلي رکي، چون راز منُ ميدوني
اگرچه نميدوني کار پانکراس چي هست
پانکراس تنظيم کنندهي گوارش و توليد انرژي ـه
اگه پانکراس نباشه آدم نميتونه انرژي دريافت کنه و ميميره
درباره ـش تحقيق کردي؟
خب پس انگار اونقدرام از من بدت نمياد
...خب
من هميشه درباره ي مريضي هاي جدي همکلاسي هام کنجکاوم
اصلاً هم اينطوري نيست
اگه من يه آدم عادي ميبودم چي؟
نميدونم
هي، اينجا فوق العاده نيست؟
هي، به جز اعضاي انجمن کتابخونه ورود بقيه ممنوعه
بدجنس. يعني من اينقدر مزاحمم؟
من به ديگران علاقه اي ندارم. منظورم فقط تو نيستي
اينطوري که ميگي "تو" بامزه ـس
داشتم اداتُ درميآوردم
چي؟
چه حيف که به ديگران علاقهاي نداري
راستي، اينُ خوب بخون
اين مال منه ولي مخصوصاً قرضش ميدم به تو
بيا
...من و يامااوچي ساکورا با هم دو تا همکلاسي بوديم
که هيچوقت با هم حرف نزده بوديم
بايد همين جوري هم ميبود
بيماران مبتلا به بيماري کودکان لطفاً به پذيرش
دفترچه يادداشت خاطرات روزانهي همزيستي با بيماري
"بيست و نه نوامبر 2003"
با گذاشتن اسم "دفترچه يادداشت خاطرات روزانهي همزيستي با بيماري" شروع ميکنم
"تو اين فکرم که فکراي هر روزمُ بنويسم"
"جز براي خانواده ـم اين از بقيه يه رازه"
".من تا چند سال ديگه ميميرم"
پانکراس؟ مردن؟
اين مال منه
اون منُ غافلگير کرد
چون اون تو کلاس خيلي محبوبه
تو اينجا چيکار ميکني؟
من عمل آپانديس داشتم
پس تو اينجا گير افتاده بودي
تو متوجه شدي؟
.معلومه. تو همکلاسيم هستي
من هيچکسُ نميشناسم. در ضمن بگم که من يه همکلاسي رک و راستم
چون اينجوري فکر ميکني اينجوري شدي
آقاي همکلاسيِ رک و راست
تو چي؟
من آزمايش پانکراس داشتم. اگه چک نشه ميميرم
دزدکي يه نگاهي بهش انداختي نه؟
هوم
اون به زودي ميميره
با وجود اينکه رک ترين دانش آموز کلاس
به اين راز پِي برده بود
.اون بازم طبق معمول ميخنديد
از فرداي اون روز، زندگي من شروع کرد به تغيير کردن
نه. دقيق تر ميشه گفت، که اون شروع کرد به خراب کردن زندگي من
چون من با کسي ارتباط برقرار نميکردم
و از فضاي خودم محافظت ميکردم
ميفهمم
هوم؟ هي، تو الان واسه کي دست تکون دادي؟
هيچکس
چي؟ کي بود؟ کي بود؟
مونده بودم انگيزه ـش چيه
اون يه عضو داوطلب تو انجمن کتابخونه شد
قرار شد ما با هم طبقه بندي کتابخونه رو سر و سامون بديم
من رازتُ به کسي نميگم لازم نيست دنبالم راه بيفتي
من چون اين کار به نظرم جالب بود داوطلب شدم
اين چيه؟
شماره گذاري کلاس به هم ريخته ـس. با دقت به جدول طبقه بندي نگاه کن
چند تا اشتباه کوچولو که اشکالي نداره؟
تو خوشت نمياد بگردي پيداشون کني؟
يه چيزي مثل جستجوي گنج
تو با اينکه روزاي باقيمونده ـتُ اينجوري بگذروني مشکلي نداري؟
خب چطوري بايد بگذرونم ـشون؟
کارايي مثل ديدن عشق اولت
يا خارج رفتن، سواري مجاني و تصميم گيري درباره ي جاي استراحتت
تو هم همينطور. تو با انجام ندادن اين کارا مشکلي نداري؟
اگه فردا يه دفعه اول تو بميري چي؟
مثلاً تو تصادف با يه ماشين
ميدوني، تازگي ها اين اطراف يه نفر تصادفي به اين و اون حمله ميکنه
هر روز واسه همهي ما ارزش يکساني داره
...ولي خب
اگه قرار باشه به کارايي که دوست دارم ...انجام بدم فکر کنم
...دلم ميخواد
،هر چقدرم وقت کمي برام باقي مونده باشه به تو کمک کنم
چي؟
بيا همديگه رو يکشنبه، ساعت يازده جلوي !ايستگاه ببينيم. ميبينمت
...هي، يه دقيقه وايسا
اوني که پيشنهاد داد تو بودي، باشه؟
.خدايا! تمومش کن
...چقدر مهربوني که
ميخواي به يه دختر مريض کمک کني
من فقط نميخواستم کنسلش کنم. خب؟ کجا قراره بريم؟
دي دينگ! ميخوايم گوشت اندام بدن بخوريم
ها؟
*به پانکراس ميگن خوش گوشت
اين مجازات اينه که از رازت سر درآوردم؟
تو که واقعاً فکر نميکني اين کمک کنه مريضيت خوب بشه، نه؟
بهم بگو جداً از اين به بعد ميخواي چيکار کني؟
منظورت در آينده ـس؟
چيزي به ذهنم نميرسه
...ميدوني، فکر نميکني اين شوخي هات
ممکنه منُ اذيت کنه؟
نه فکر نکنم
ولي بهت نميگم
چي؟
چون وقتي همکلاسي ها از اينجور رازها باخبر ميشن
معمولاً سر و صدا راه ميندازن و توجه همه رو جلب ميکنن، درسته؟
ولي بعد تو يه قيافه ي کاملاً رک به خودت ميگيري
...واسه همينم من
نميخوام با کسي که از همه ناراحت تره ديده بشم
چون واسه يکي ديگه گريه کردن
کار بي فايدهاي ـه
!باشه. بزن بريم
چي؟
خوش اومديد من نفر جلوي صف رو راهنمايي ميکنم
ببخشيد
اين تنبيه رد کردن آرزوته؟
من حتي قبلاً هم ميخواستم بيام. ميدوني، کيوکو عاشق شيريني ـه
کيوکو رو ميشناسي؟
همون دختري که هميشه باهاته؟
.هوم. اون از راهنمايي بهترين دوستمه
ميگفت اينجا جاي معروفي ـه و ازم خواسته بود حتماً با هم بيايم اينجا
اشکالي نداره که با اون نيومدي؟
.واي نه. اون عصباني ميشه
ممکنه ازت کينه به دل بگيره
چي؟ چرا من؟
دخترا اينجوري ان ديگه
.بهترين دوستا مثل دوست دخترا و دوست پسران به کسايي که به بهترين دوستشون نزديک ميشن حسودي ـشون ميشه
تو بهترين دوست و اينجور چيزا نداري؟
چرا ميپرسي؟
No comments yet. Be the first to leave one.