نخستین 200 خط.
شما در مورد قانون صحبت مي کنيد و من در مورد آموزه هاي معنوي صحبت مي کنم
حفظ اسرار يک عهد و پيمانه
نه فقط بين من و کساني که به اونها مشاوره مي دم
بلکه بينِ من و پروردگار
دکتر لارکين ، تمرکز اصليه من اينجا روي پولشوئيه
اگر ارتباط رئيس جمهور با زاندر فِنگ ، ريموند تاسک ، کازينو آدوهي
برام مهم نيست که تمرکز شما رو چيه من نمي تونم در موردِ صحبتهايي که بطور خصوصي انجام شده صحبت کنم
مشاوره هاي ديني از لحاظ قانوني محافظت شده است
اما شما يک روانپزشک حرفه اي هم هستيد
من هرگز چنين ادعايي نکردم آقا و خانم کيت اينرو تاييدش کردند
ما در خانه اونها بوديم
اما اونها در گفتگوي ما شرکت نداشتند پس اونها از چي مي تونند خبر داشته باشند؟
پس شما مي گيد که فقط به اونها مشاوره مذهبي مي داديد
من اينجوري تفسيرش مي کنم
رئيس جمهور و همسرش هيچوقت عضو کليساي شما نبودند
حتي اونها مذهبشون هم با کليساي شما يکي نيست اين موضوع بي ربطه
نه از لحاظِ قانوني
من مطمئنم که مي تونم يک قاضي رو متقاعد کنم که يک حکم صادر کنه مبني بر اينکه
شما مشاور مذهبي اونها نبوديد
که اين حقِ قانونيه شماست اما منم مي تونم در خواست تجديد نظر کنم
و من اين کار رو خواهم کرد شما شکست مي خوريد
تنها در صورتي من حرف مي زنم که
خودشون شخصاً اين اجازه رو به من داده باشند
در غير اينصورت ترجيح ميدم که به دادگاه احضار بشم
اين يه موضوعِ اخلاقيه
مترجم رضي ترقي طلب
آقاي رئيس جمهور
آآآآ...دوباره آوردينش داخل
امروز صبح فلود ميودرز از کاخ سفيد ديدن کرد
فکر کردم که چند تا مشت بهش بزنه اون اين کار رو کرد؟
اون يه مشت ترکيبي زد فکر کردم که الان مجسمه ها مي افتند
حتماً تماشاي اون بايد آموزنده بوده باشه
اون به من گفتش که فقط قدرت باعث اين کار نمي شه
کُلي بکسورِ قوي تر از اون وجود داره
نه ، اون تاکتيک هاش، دقتش ، سرعتش و
از همه مهمتر مشت هاي سريعشه
اون مي رقصه و جا خالي ميده بعد تو يه لحظه مناسب ضربه مي زنه
اين برات آشنا نيستش؟
منظورتون چيه قربان؟
تو با يه ژستِ دوستانه اينو به من دادي
وقتي که من الان بهش نگاه ميکنم چيزه دوستانه اي درش نمي بينم
من حساب و کتاب کردن رو مي بينم
تو برام پاپوش دوختي فرانک
چي؟ مذاکراتِ مخفيانت
دادستان ويژه
وقتي درباره ريموند ، درباره ليندا درباره جيم متيوز فکر مي کنم
شما اشتباه مي کنيد قربان
پرسشهايي از دونبار در مورد مشاوره ازدواج
اين مثل سوزن تو انباره کاهه اون سعي نميکنه که پيداش کنه
اينا چيزهايي که تو گفتي خوب اون سوزن رو پيدا کرده
من شکه شدم قربان ، من هرگز آره جونه عمت
تو مي خواستي منو خُرد کني شما رو خُرد کنم؟
زمينه رو براي انتخابات 2016 آماده کني
متاسفم که بايد اينو بگم قربان ولي شما دارين مضحک مي شين
واقعا فکر مي کني که من اينقدر کورم؟
يک معاون رئيس جمهور هرگز نمي تونه با يک رئيس جمهور مستقر رقابت کنه
تو ادعا مي کني که کارهايي ازت ساختست که هيچکس توانايي انجامش رو نداره
هميشه در خدمتِ شما و حزب
اين ايده تو بود که برنامه ملاقاتها رو به اونا تحويل بديم
تو کاخ سفيد رو به چين و کازينو مرتبط کردي
ريموند تاسک ما رو با چين و کازينو مرتبط کرد
اگه من مداخله نمي کردم تو نمي توني مثله فلويد جا خالي بدي
من حالا حرکت هاي تو رو ياد گرفتم
اين دفتر (اين شغل) بدبيني رو زياد مي کنه بهش تسليم نشديد قربان
اگر اين کارها رو خراب تر نمي کرد درخواست استعفا ازت مي کردم
اما از اين لحظه به بعد نمي خوام صدات رو بشنوم
نمي خوام چهرت رو ببينم
و اگر غير اين بشه تو رو به خاکه سياه مي نشونم
تبعيد
من رئيس جمهور رو از همه جدا کردم
از جمله خودم
نماينده کنگره شارپ مثالي است کامل از چگونگي شستشوي مغزي ارتش
که هرگز نبايد مقام بالاتر از خود را مورد سوال قرار داد
مخالفت او با اين لايحه ننگين است
که به بهاي جانِ هزاران مرد و زن تمام مي شود
که مستحق اجراي عدالت شايسته هستند اينا کلماتِ مگان هنِسي ه
اونها بر اساسِ اينا کلماتِ کِلِره
هنسي فقط يه سخنگوهِ چرا اون گفته که من از اظهارنظر خوداري کردم؟
تو گفتي که اگه ناديدش بگيريم آبا از آسياب مي افته
اين روزنامه نيويورک تايمز لعنتيه شما بايد به من خبر مي داديد
اين تصميمه من بود من تقصير رو به گردن مي گيرم
بفهمين نمايش بعديه هنسي چيه
مي خوام اين هرزه رو سره جاي خودش بنشونم مي دونم اون سراغ موضوعه شما رفت
اما رفتن سراغ اون اون نه ، کلر آندروود
من درک مي کنم که چطور گَرِت زيرِ اين همه فشار دچار سوءتفاهم شده
اما تو نمي توني اينو باورش کني
ديگه نمي دونم چه چيزي رو باور کنم
فرانسيس داغون شده
تمامه چيزي که اون مي خواد کمک کردنه ولي به نظر مياد که اون ناعادلانه متهم شده
منم نمي خوام باورش کنم کلر ولي گرت متقاعد شده
ميشه باهاش صحبت کني؟
من در حال حاضر تمرکزم روي در کنار هم نگهداشتنه خانوادمه
نه اينکه خودم رو درگيره يه مشاجره کنم
اگر فرانسيس واقعا درگيره اين موضوع بود
فکر نمي کني که خودش در مورد جلسات مشاوره به دانبر مي گفت؟
در اصل اون همين کارو کرد با مجبور کردنمون براي تحويل برنامه ملاقات ها
شوهرت تصميم گرفت که اونا رو بهشون تحويل بده
اگر اون مي گفت نه فرانسيس نمي تونست اين کارو انجام بده
نمي خوام باهات بحث کنم کلر
تمامه چيزي که ازت ميخوام اينه که واقعاً به حرف هايي که بهت زدم فکر کني تريشيا
اون اونجاست الان؟ کي؟
فرانک نه فقط من و تو هستيم
مي خوام تلفن رو قطع کنم
مي شه لطفا با گَرت حرف بزني؟ خداحافظ کلر
چي فکر مي کني؟
فکر نمي کنم اون طرفه منو در مقابلِ شوهرش بگيره
تريشيا به غير از تو در مورد زانکس با کسي صحبت کرده؟
شک دارم که اين کارو کرده باشه اون خيلي نسبت به اين مسئله حساسه
اگه اون به کسي گفته بود مي تونستيم از اين موضوع استفاده کنيم
اما اين خيلي تابلوئه دکتر
اون ازشون حمايت مي کنه هيچي به کسي نمي گه
تا وقتي که اونا بهش اجازه ندادن
اونا با اين کار کاملا هيچي بدست نمي يارند
ولي ما به دست مي ياريم
تو بايد تاسک رو ببيني چرا اون بايد بخواد که منو ببينه
بعد از اينکه از پشت بهش چاقو زدم؟ دقيقاً اين دليليه که اون باهات صحبت مي کنه
من نمي تونم برم سنت لوئيس تاسک مي ياد اينجا
وظيفه تو اينه که تو يه اتاق با اون باشي
چي کار بايد بکنم؟ رِمي دنتون ، برو
دورانت رو برام پيدا کن ، شخصاً هماهنگ مي کنم
و داگ مطمئن شو که مو لاي درزِ کارامون نمي ره
بدونِ نقطه ضعف بله قربان
کراي هاوک گفته او کسي است که با هرج و مرج به وسيله هرج و مرج مبارزه مي کند
و سگ هاي جنگي را به جانِ هم مي اندازد
قرار ملاقات ها رو از دست دادي چند هفته است که ازت خبري نيست
تو قوانين رو مي دوني من مايلم با مامور گرين صحبت کنم لطفاً
چي کارش داري؟ گرينِ لعنتي رو خبر کن لطفاً
هر چيزي که به اون مي خواي بگي مي توني با من در ميون بزاري
چيزي که مي خوام به اون بگم بالاتر از درجه حقوقيه توهِ
از کجا بايد اين مسخره رو خاموشش کنم؟
به اون يکي صفحه نگاه کن تو اون چپيه
اين چيه؟ اون دسترسي به شبکه ي
هر هشت تا مرکز داده ي اطلاعاتي آمريکاست
پس نظرت چيه که منو باز کني و به مامور گرين اطلاع بدي
که من منتظره تماسشم
من دارم سعي مي کنم که روابطمون رو با چين ترميم کنم
پناه دادن به فِنگ مي تونه مثله يه کشيده به صورتِ اونا باشه
گَرِت تو درد سر افتاده اون لازم داره که ثابت قدم به نظر برسه
قدرت ما وابسته به قدرتِ رئيس جمهورمونه ما بايد نجاتش بديم
چجوري مي تونيم مطمئن باشيم که شهادت اون کاخ سفيد رو گرفتار نمي کنه؟
اون مي دونه که کجا رو نونش کره ميگزارن
اين در مورد اين نيستش که تو مي خواي رئيس جمهور رو نجات بدي که
البته که اين نيست ما اين مسير رو قبلا رفتيم فرانک
مايکل کِن ، آدام گالوي من مي خوام وزير امور خارجه باشم
به منظوره شرکت در يک ديپلماسيه فعال نه اينکه به صورت تمام وقت مديريت بحران رو بر عهده بگيرم
براي همينِ که بايد کاري کنيم که گَرِت رو پاهاي خودش وايسه
تو مي خواي که اون رو سرِ جاش بنشوني فرانک
اين چيزيه که رئيس جمهور بهت گفته؟
اون بدبين شده کتي اون سعي داره که همه رو بر عليه من کنه
تو خودت اونا رو بر عليه خودت مي کني تو از من مي خواي که رئيس جمهور رو تضعيف کنم
بسيار خوب
بزار بگم اون چيزي که رئيس جمهور منو بهش متهم مي کنه
درسته
اين چيزه خيلي بديه اگه اين به نتيجه برسه؟
تو خودت از اين قضيه منفعت نمي بري؟
کشور منفعت نمي بره؟
من نمي خوام به اين چيزا هيچ دخالتي داشته باشم فقط براي يکباره ديگه کتي
بزار خودمون رو از قيد و بند رها کنيم
اين پيشنهاديه که فقط يکبار داده مي شه آقاي فَنگ
من مي خوام اين بي کم و کاست مکتوب بشه
همين طور مصونيت قضايي کامل مي خوام
در ابتدا بايد بدونم که شما پولي رو از طريق کازينو لانيگن انتقال داديد؟
نه ، من زماني به صورت آزادانه صحبت مي کنم که در امنيت کامل در ايلات متحده حضور داشته باشم
تا زماني که شما شواهد ارزشمندي ارائه نکنيد
دادستاني کل نمي تونه در هيچ سطحي به شما مصونيت اعطا کنه
من اين اتهامات رو در چين انکار مي کنم
دشمنانم مي خوان من بميرم شما از من مي خواين با اين کارم بهشون تاييديه بدم
و ما در عوضِ اين کار به شما پناهگاه امن مي ديم
من همين الانشم در دبي يک پناهگاه امن دارم
پناهگاه شما موقتيه ما به شما يک وضعيتِ دائمي ارائه مي کنيم
من مطمئنم که اينجا هم به من يک وضعيت دائمي اعطا مي کنند
آيا اينو مستقيماً از وزير امور خارجه شون شنيديد؟
چون همين الان باهاش صحبت کردم
در حالِ حاضر شما يک مردِ بدون گذرنامه هستيد
هر دارايي که دولت چين تصرف نکرده
از طريق روابط نزديکي که ايالات متحده يا چين با کشورهاي ديگر دارند دارايي هاتون رو مسدود کرده اند
که شاملِ کُلِ کشورهاي دنيا مي شه
شما آزادي و ثروتتون رو مي خواين
ما هم اطلاعات مي خوايم
آقاي فِنگ؟
چه چيزي رو مي خواين بدونيد؟
براي من وجود برنامه ي پول شويي رو تاييد کنيد
بله
ما از کازينو براي پنهان کردنِ کمک هاي خارجي استفاده مي کرديم
بسيار خوب
هيچ کدوم از شما مي خواد که به من بگه که همه اين کارا براي چيه؟
شما بايد تبعيت کنيد شما منظورتون اينه که بايد خودمو نشون بدم
تا وقتي که ما تقاضاي تجديد نظر کنيم ما شکست مي خوريم
اون مگر اينکه يه چيزه قابل توجه نداشته باشه احضاريه رو صادر نمي کنه
موافقم براي همينه که فکر مي کنم که بايد بري و باهاشون صحبت کني
فکر مي کني چه چيزي داشته باشه؟ من نمي خوام حدس بزنم
لعنتي ، من به شما شش نفر در يک روز اونقدر پول مي دم که
باهاش مي شه هزينه دانشگاه رفتنه يک بچه رو پرداخت کرد
من بهتون پول مي دم که بيشتر از من بدونيد
مسير پرسشهاش به ما خيلي چيزها مي گه
ما مي تونيم خودمون رو آماده کنيم براي زماني که بر عليه ما اعلام جرم کردند
کي بايد برم اونجا؟ مصاحبه شما پس فردا است
چهل و هشت ساعت؟
مترجم رضي ترقي طلب
براي روشن کردنش به مشکل بر خوردين؟ آره
No comments yet. Be the first to leave one.