هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Second Husband E18 HDTV KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2021-09-06
تعداد دانلود: 7
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

لطفا درو باز کن

باید حرف بزنیم - مادر بزرگ -

از کی تا حالا همینطوره - بیا بیرون -

چقدر این مامانم ظالمه

مادر بزرگ اینجوری کنی دوباره غش میکنی

پاشو بریم خونه

مادربزرگ قبلا غش کرده؟

نمی تونست از جاش بلند بشه

فکر کنم بعد از بیرون رفتن من به خودش فشار آورده که بیاد اینجا

دلم داره کباب میشه

چرا گریه میکنی دختر بیچاره من

مادربزرگ

ما دیگه همه چی بینمون تموم شده

دیگه نمی تونیم به عقب برگردیم

پس لطفا پاشو بریم خونه

پاشو بریم خونه

اونی ، معذرت میخوام

بخاطر کار برادرم ازت عذر خواهی میکنم

لازم نیست تو عذر خواهی کنی

سانگ می امیدوارم تو خوشبخت بشی

بریم

بله ، مادربزرگ خوبه

نگران نباش مادر

خیلی خب خدارو شکر

عجب پیرزن لجبازی

خیلی بدجنسی مامان

مادر بزرگ سون هوا تا حالا بدی در حق تو کرده ؟

...بهار برامون سبزیجات وحشی میبرد

و اوجیگبوک کومی که سانگ هیوک داشت براش میاورد

هر چی دوست داشتی برات میاورد

هر چی من دوست داشتم می پخت میاورد

هرچی غذای جانبی دستش میرسد درست میکرد برامون

سرم درد اومد چقدر حرف میزنی

...در واقع اوپا همیشه خونه انها غذا میخورد

به جای اینکه بیاد خونه خودمون

میدونم چقدر عاشق پولی

اما خیلی دلم برای سون هوا میسوزه

گریه نکن ، مثلا گریه کردن تو چیزی رو عوض میکنه؟

بس کن

تو بودی که خیلی خوشحال بودی قراره دختردئکوک زن برادرت بشه

حالا واسه من نشستی آبغوره میگیری؟

این فرق داره

...تو

خانواده سون هوا میتونه برات نون و آب و لباس بسازه

...همین خانواده جه گیونگ بود

که ده هزار دلار داد رفتی لباس خریدی

یاد بگیر که از بقیه تشکر کنی

منم همین میخوام بهت بگم

چطور میتونی اینقدر بیرحم باشی

مجبوری بودی اون مادر بزرگ بیچاره رو با اون حال بذاری بری تو؟

واقعا که

عجب دختر بی عقلی

لطفا بلند شو

آی کمرم

اینو بخور

اگه من بزرگت نکرده بودم

هر چی که میخواستی داشتی

هر کار میخواستی میکردی و میرفتی دانشگاه

و برای خودت اینقدر مشکل درست نمیکردی

حالا باید چیکار کنم؟

چیه؟ - اوپا -

مادر بزرگ سون هوا اومده بود اینجا

که چی؟ - منظورت چیه؟ -

تو هم لنگه مامان شدی

میدونی مادربزرگ سون هوا غش کرده؟

به مامان التماس میکرد بیاد بیرون حرف بزنن

جیگرم براش کباب شده بود

...الو - شنیدم مادر بزرگ غش کرده -

سانگ هیوک تویی؟

میخوام یک لحظه ببینمت

سانگ هیوک

من میدونم میخواین چی بگین

...سلامتی شما - من دیگه آفتاب لب بومم -

...تنها آرزوم

...قبل مرگ

دیدن خوشبختی تو و نومه

بهت التماس میکنم

نمیشه با سون هوا عروسی کنی؟

تو بابا سبیوکی

این آرزوی منه

حدس میزنم سون هوا هنوز بهتون نگفته

من دارم با زن دیگه ای ازدواج میکنم

اون دختر رئیس شرکتیه که توش کار میکنم

میدونم که چقدر سان هوارو دوست داری و برات اهمیت داره

میدونم که بطرز وحشتناکی باعث آزار شما و سون هوا شدم

اما منم باید زندگی کنم

بخاطر همینم اونو انتخاب کردم

نمی تونم برگردم

پس لطفاً دیگه با من تماس نگیرین

لطفا سلامت باشید

چطور ممکنه

حالا چیکار کنم؟

من اومدم

مون سانگ هیوک؟

کجا بودی ؟ بابام دنبالت می گشت

جدی؟

...من باهاش صحبت کردم

گفت به پیشنهاد بازریابی کوکی برای بزرگسالان رسیدگی میکنه

مصرف کنندگاه هدف ما بزرگتران

اما پدر خواست یه راهی هم برا جذب بچه ها پیدا کنیم

خیلی خب باشه

چی شده؟

من به سانگ هیوک زنگ زدم

باید یه چیزی ازش بپرسم

از من بپرس موضوع چیه؟

بدش من

این باربه چه بهانه ای باز بهش زنگ زدی؟

اینجوری نیست

منظورت چیه؟دوباره هم دیده بودین؟

یوشکی من همو می بینین؟

یون جه گیونگ

الان برای حرف زدن با اون باید از تو اجازه بگیرم؟

بهت گفتم باید یه چیزی ازش بپرسم

چرا زنگ زدی؟

مادر بزرگ اومده بود دیدنت؟ - آره -

واسه چی دیدیش؟

مادربزرگم چیکار کردی ؟ چی بهت گفت؟

اگه جایی غش کرده باشه چی؟

هنوز نیومده خونه؟ - نه نیومده -

نمی دونم کجاس نمی تونم پیداش کنم

اگه مادربزرگ تو خیابون غش کرده باشه چه غلطی بکنم؟

من دارم میام

مون سانگ هیوک

نه نمیخواد بیای

خودم دنبالش میگردم

چیکار میکنی؟ کجا داشتی میرفتی؟

اوپا ، مادر بزرگ نیومده اینجا؟

نه بعد از اینکه رفتی کسی نیومده

از اینا دوست داری

بادت بزنم آره؟

مادر

مادربزرگ بهت زنگ نزده؟

نه

چطور ...تو که گفتی خوبه

پاشده رفته دیدن سانگ هیوک

مادر بزرگ رفته دیدنش؟

آره

از اون موقع نمی تونم باهاش تماس بگیرم

نگران نباش ، یه کم دیگه منتظرش بمون

شاید اوقاتش تلخ شده رفته یه هوایی به سرش بخوره

...باید زودتر بهم میگفتی

که به مادر بزرگش چی گفتی چرا به من هیچی نمیگی؟

وقت نبود

در ضمن اگه بهت میگفتم شروع میکردی سرم غر زدن

بخاطر همین بهم نگفتی؟

حالا ببین چیکار کردی

چرا بخاطر مشکل مادر بزرگ اون دختره پامیشی میری اینو اونور؟

مثل اینکه کامل از اون دختره نبریدی

حداقل به نظر من اینجوری میاد

بخاطر همین از سون هوا عصبانیم

مادر بزرگش بخاطر من غش کرده

چطوری به روی خودم نیارم ؟ تو همینو میخوای؟

آره میخوام نادیدش بگیری

برات مهم نباشه که غش کنه یا نکنه

واقعا که - ...بهم قول بده -

از حالا دیگه به مسائل سون هوا اهمیت ندی

باشه؟

مجبوری من وادار به قول دادن کنی؟

یادت رفته به زودی قراره زنم بشی

خیلی خب

درست شد؟ - بله -

ممنون که مدام به کمک ما میاین

واقعا دست شما درد نکنه

این حرفها چیه

ما فقط میخوایم کمکی کرده باشیم

می ترسم بدتر جلوی دست و پای شمارو گرفته باشیم

این چه حرفیه ، به هیچ عنوان

بچه ها؟

- متشکرم! - متشکرم!

وای چقدر نازن

وای پشتم

برای اولین بار با دست لباس شستم تمام بدنم درد گرفته

با اینکه لاغرین ولی خوب جون دارین

راست میگه

شما امروز از همه بیشتر لباس شستی ولی به نظر نمیاد یه ذرم خسته شده باشی

شاید الان خوب باشم

اما جنازم میرسه خونه

به نظر نمیادا

جلسه بعدی کی باید بیایم؟

خسته نباشی میتونی بری

اون عفریته کاری کرد اخراج بشی؟

من باید سبیوک بزرگش کنم

نگرانم

نباید عصبانی میشدم

اینجوری کارو برات سخت کردم

نه مادر تقصیر شما نیست

اون بود که اول به من حمله کرد

...با اینحال

شاید پولش کافی نباشه ولی بیا اینجا کار کن

دارم دنبال یه شرکت انجام مراسم میگردم

خیلی زود کار پیدا میکنم

عروس ، میدونم که تو رئیسی

اما با اجازه کی داری آدم استخدام میکنی؟

...پدر فقط داشتم

متاسفم پدر بزرگ

مادر بزرگت چطوره؟

زنگ زدم گفت تو راهه

خیلی خب ...خوب شد

وقتی آدم سنش میره بالا نمی تونه تند تند راه بره

قبل از رسیدن مادر بزرگ باید براش غذا درست کنم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left