نخستین 200 خط.
ترجمه و تنظیم Matin78124 Instagram,Telegram
بامپی یه مشکلی داریم.
توی انبار برانکس.
یکی از افراد تو
و یکی از افراد تورو کُشتن..
یکی از همکاری شما دوتا خوشحال نیست.
احتمالاً کار یکی از رییسای ایتالیایی ـه.
انتظارشو داشتم که یه حرکتی بزنن
چین یه کصخله
چین همکارمه
یه اتفاقی داره میوفته.
فقط نمیدونیم چی به چیه.
تو با من و بونانو همکاری کن
و در مقابل لوچی و گمبینو ازخودت دفاع کن
چه خبره؟؟
باید یه تیکه اش رو بدیم به خانواداه ها
تو بدونِ من حتی ده هارلم رو هم نخواهی داشت
تعطیلش میکنم! شنیدی چی گفتم!
"اف بی آی"معمولاً یه ماشین بیرونِ خونه ام پارک میکنه
7 روزِ هفته رو مراقب من هستن
نباید احساس امنیت کنم؟
من با شوهرت رابطه جنسی داشتم
و ازش باردارم
یکی میخواد مارو از هم بپاشونه
-کی؟ -ملٌت،شایدم "اف بی آی"
ازت میخوام در مورد موندن توی صومعه فکر کنی
اگه تو نباشی منم نمیمونم
میخوام یکی باشه که چشم و گوش من باشه
و درمورد آشی که میخوان واسم بپزن،بهم خبر بده
وفاداریه من با ملٌت ـه..
هرگونه تماس با مالکوم با
عواقب جدی روبرو خواهد شد.
میخوام عدالت رو واسه پسرت برقرار کنم
زده به سرت؟
چیکار کردی؟؟
بهش شلیک کن!نه!نه!
اینُ واست آوردم
این یه هدیه اس از طرف استلا جیانته
من هارلم را ترک نمی کنم.
و من..
به سخنرانی رسول گرامی گوش کردی؟
اونجایی که میگفت "آرزو میکنم که مالکوم بره"؟
منظورت چیه برادر چارلز؟
به زودی،شما نباید دیگه نگرانِ
اون منافق باشید..
به من نگاه کن.
بامپی جانسون،خوشحالم که اومدی
من و ماگلیوکو،کشتی بعدی رو
تمام و کمال تحویل میگیریم
وقتی به رفاقت شک کنم،یعنی که رفاقتی در کار نیست
تکون نخور مادرجنده
اینُ یه هشدار در نظر بگیر
باشه ، بیا
خیلی خب دارمش دارمش
این واسه چیه؟؟
این از پاویلیون ویسکانسین است که
به خاطر پنیرهاشون معروف هستن.
حداقل بو نمیده،مگه نه؟
و میدونیم که اینجا موشی وجود نداره
اینجا اونقدری کار هست تا این نیروهارو واسه سالها مشغول کنه
آره،واسه جفتمون خوبه،مگه نه؟
هی،ممنونم که اون سیاه پوستارو استخدام کردی
از بیرون هارلم،تا اینجا کار کنن
خب،تو ازم خواستی که اینکارو بکنم
تا وقتی که کارشون رو انجام بدن
و پیگیرِ کارایی که میگم باشن،مشکلی پیش نمیاد.
تو اتحادیه ها و حمل و نقل و بارگیری رو کنترل میکنی
واسه همینِ ازت خواستم بیای
بیا دیگه.
به این نگاه کن
این از یه سواری ـه،درست خارج از انبار
بهش میگن "دست تو دست"
-آره -آره
کل روز و شب صداشو میشنوم
کصخل میکنه آدمو
کاری میکنه که دوس دارم مغزم رو بپاشونم کفِ زمین
حدس میزنم توی مارسی ساخته شده
و مستقیماً به سمتِ ما ارسال شده
مردِ شانسِ من،سره حال بنظر میای
این یارو رو نگاه،مگه امشب شبِ مهمونی ـه؟؟
یه قرار با یه دختر دبیرستانی داری یا چی؟
خفه شو
چه مرگشه؟
هیچی
از گینه ها خوشش نمیاد،همین
پس فکر میکنی که خوب بنظر رسیدن کارتو راه میندازه؟
فقط سعی دارم اولین برخوردمون قشنگ باشه
تا زمانی که جیبت پُر پول باشه،
برخوردِ مناسب زیاد مهم نیست
میدونی که من نیومدم اینجا تا با هردختری باشم..
کِی از کار تعطیل میشی؟
اوه چنس،بس کن
میدونی که قبلاً این بحثُ کردیم
ولی من هیچوقت واقعاً بیخیال نشدم
بذار ببرمت بیرون
کجا میری؟؟ بیا اینجا
چه وضعشه؟
-مری چی شد؟ -برگرد اینجا
با مشت زد توی صورتم
کی؟کی بود؟
جنده!
روی این دختر دست بلند کردی؟
گمشو اونور،کصکش
هی
دستتو بکش مادرجنده
چی گفتی کاکاسیاه؟
صورت خوشگلشو جر میدم
همه از افتتاحیه نمایشگاه جهانی
نیویورک هیجان زده هستند
نمایشگاهی با نمایش ها و
فعالیت های خارق العاده...
من ناراحتم که عوامل سرویس مخفی
قادر به نوشیدن در محل کار نیستند.
ولی ما میتونیم
به سلامتی.
بهتون گفتم آقای رئیس جمهور..
این نمایشگاه جهانی قراره
رکورد حضور توی نمایشگاه ها رو بزنه.
اون کصشر رو قطع کن
صلح و تفاهم! بیا برو تو کونم!!
اون گروه از سناتورهای دموکرات جنوبی
که برای سخنرانی شما در شهر هستند
باید غرفه شخصی داشته باشن
ملت منافقین.
بخصوص اون سناتور مک کارونِ مادرجنده.
با لایحه حقوق مدنی من مبارزه میکنه
ولی از هیچ فرصتی واسه عکس گرفتن باهام دریغ نمیکنه
من و مک کارون قبلاً قادر به سازش بودیم.
حالا اون علاقمند به قدرت و انسداد است ،
علیرغم اینکه میدونه که مقاومت و مبارزه اون
فقط این لایحه اجنتاب ناپذیر رو به تعویق میندازه
تخممم نیست که چی میدونه.
ازت میخوام که متقاعدش کنی
تو وفادارترین دوستِ من توی کنگره هستی آدام.
ولی ازت میخوام که این مادرجنده رو
از پا در بیاری
واسم مهم نیست چجوری..
میخوای کثیف بازی کنم؟
نمیتونیم از بزرگراه بریم.. *نمیتونیم صبر کنیم*
شما چه پیشنهادی دارید؟
جفتمون تمامِ حُقه هارو بلدیم
ولی بعنوان یه رئیس جمهور،من اختیاراتم محدوده
نمیخوام در موردش چیزی بدونم،ولی ازت حمایت میکنم
مجبورش کن که این مقاومت رو تموم کنه
تمومِ حرفم این ـه
خب،پس صلح از طریق درک و تفاهم چی؟
جهان عادلانه نیست آدام
دلیلی نیست که ما عادل باشیم..
کارمین نیروی خوبی بود
اوضاع خیلی خیط ـه
میدونی که زن و بچه داشت؟
چی قراره بهشون بگم؟
اینکه یه دختری رو کتک زده و
و روی یکی از نیروهام چاقو کشیده؟
مردی که بهش سه بار شلیک کرده
افرادم تقاضای خون میکنن،خودت میدونی
پس بهتره آرومشون کنی
میدونستم همچین اتفاقی میوفته
چین،ما غیرممکن رو انجام دادیم
ما این افراد را که به طور معمول از
همدیگه متنفر ان رو،وادار به همکاری کردیم
این چیز ممکنه توافقاتمون رو بهم بریزه
باید افرادت رو تحت کنترل نگه داری
آره
تو هم همینطور.
آره میدونم
میدونی..این کارمین..
میدونی،آدم خوبی نبود
ببین،بذار بگم بهت
آدمت رو از شهر خارج کن
منم افرادم رو کنترل میکنم
شهرو ترک کنه؟
برای چه مدت؟
تا وقتی که بخواد زنده بمونه، اینقدر..
کیه؟
منم
ساعت 4 صبح ـه اینجا چیکار داری؟
بامپی باهام تماس گرفت
بهم گفت که شهر رو ترک کنم
پس چرا ترک نکردی؟
باید تورو میدیدم
چه مرگته تو؟
آرزوی مرگ داری؟
میدونی که نمیتونستم بدونِ اینکه ببینمت،شهرو ترک کنم
لعنت بهش چنس..
میتونستی به پاش شلیک کنی،مجبور بودی بُکشیش؟
روت چاقو کشیده بود،باید چیکار میکردم؟
احمق! خودم میدونم چجوری از خودم مراقبت کنم
آره،میدونم
بذار واست یه نوشیدنی بیارم
متشکرم.
متشکرم.
خب،کجا میخوای بری؟
نمیتونم بهت بگم
گوش کن رنی،من کُلی اشتباه کردم
تو بهتر از هرکسی میدونی
آره،راست میگی
میدونی،بزرگترین پشیمونی ـه زندگیم..
اینِ که تورو از دست دادم.
خب،نباید اینطوری باشه
No comments yet. Be the first to leave one.