نخستین 200 خط.
ترجمه و تنظیم زیرنویس ماهان ح
بذار یه تماس بگیریم، نه؟
سلام آلفا بتا صحبت میکنه، تمام
ما شناساییتون کردیم آلفابتا، محلتون رو مشخص کنین، تمام
در طول کارخانه جنوبی در حرکتیم
و باید حدود 9 دقیقه دیگه یعنی ساعت 11 به مینتارونی قدیم برسیم
تمام
چه خبره
یه دقیقه صبر کن اوه خدای من عربها هستند
در مورد چی صحبت میکنی؟ تو رو خدا
مرکز، اینجا آلفا بتا صحبت میکنه
مرکز بیا روی خط، بیا روی خط
شرط میبندم اینا عرب هستند من توی یه شوی تلویزیونی دیدم که چی کار میکنند
مرکز جواب بده اینجا آلفابتا خدای من
اینجا آلفابتاست مرکز جواب بده عربهای لعنتی
دارن ما رو میارن پایین چه خبر شده، داستان چیه
ما رو با جرثقیل بلند کردند با جرثقیل؟
بهتره یکیو اونور بیسیم پیدا کنیم وقتی این بالا هستیم بیسیم نداریم
تو رو خدا مثلا ما ماشین اموال دولتی هستیم نه یه کامیون بانک ولز فارگو
من میگیرمت، من دهنتو سرویس میکنم من میگیرمت
بذار بیایم بیرون
این آشغالها چیه هیچی جز پول داخلش نیست که
این بلیتمونه، بزن بریم
وینس
هی وینس
هی
هی
هی وینس من باورم نمیشه چی کار کردید
متز این پیچر اضافی رو برای چی میخواد
تمام چیزی که گیرش اومد همین پیچرها هستند
ما داریم اینجا چی کار میکنیم؟ نمیفهمم
خب دلایلی وجود داره، منظورم اینه که تو میدونی که من کاری رو الکی انجام نمیدم
همیشه یه دلیل منطقی وجود داره، بذار ببینم
خب مشکلی نیست؟ نه
شگفت انگیزه، یه کار شگفت انگیز
خب حالا داستان این چیه؟ بهم رسید میدی؟
اون پنج میلیون میخواد بدون عرق ریختن
تا فردا چی؟
ببخشید ولی این حرفیه که اون زد سرتاپا چرت میگه
بچه من یکشنبه ازدواج میکنه
اون چطور انتظار داره که من با این پول بیام؟
میدونی من چقدر درگیرم؟
من هنوز خانواده عروس رو ندیدم
اگه مال من بود تا دو هفته بهت وقت میدادم ولی این حرفیه که اون زده
یا عیسی مسیح
باشه من سعیمو میکنم فقط همین
بابت همه چیز ممنون خانومت چطوره
اون خوبه میدونی که تنیس شروع کرده؟
جدی میگی؟ آره
من هیچوقت نمیتونم خودمو مشغولش کنم اصلا نمیدونم چی هست
شایدم بخاطر اینه که برای بازی باید شلوار کوتاه بپوشی
حدس میزنم که باید فرار کنیم، نه؟
آروم باش تو هم همینطور وینس
اویتا یه زنگ به آکمه بزن من اصلا از جنس این مواد راضی نیستم
خب شروع میکنیم آقای هیرشورن، دهانتون رو باز کنین لطفا
آقای هیرشورن دستتون رو بیارید پایین
سرتون رو بگیرید عقب و دهانتون رو باز کنین
حالا شد
آقای هیرشورن من نمیتونم اینطوری کار کنم
دکتر من 72 ساله که این دندون رو دارم
اون مرد نمیخواد بمیره دندون شما مرد نیست
اون عصبه، میناست و فاسد شده و باید خارجش کنم
معامله بزرگی نیست ولی 72 ساله
این دندون استیک جویده، وقتی من بی پول بودم لوبیا میجویده
آقای هیرشورن اون خانومهای خوشگل رو میجویده
که دختر عموی دوم سوفی تاکر هم یکی از اونا بود
دندونهای شما عجایبی دارند دکتر کورن پت
خانومتون پشت خطه الان میام
دندون شما یه زندگی عالی داشته و الان موقع خداحافظی از اونه
میفهمم
ولی فقط میخواستم بدونین که چه مدل دندونی بوده
یه دندون خارق العاده
این باعث افتخار منه که این دندون رو بکشم البته بعد از جواب دادن به تلفن
معذرت میخوام
اوضاع چطوره؟
چادر رو زدید، فوق العاده است
اره منم خوشحالم، باربارا خونه است؟
آره خیلی اهلی شده سلام
اون سلام رسوند و شراب هم یادت نره
اوه شراب یادت نره
نه بویجولس نگیر یه چیز بهتر بگیر
یه سنت امیلیون یا یه کالیفرنیای خوب کابرنت هم خوبه
جولیا کوچولو میگه کابارنت خوبه، میتونی امشب زودتر بیای خونه؟
راس ساعت هفت اون واقعا میاد حالا؟
عزیزم وقتی که ببینم باور میکنم
نه مراقب رفتارم هستم
گوش کن الان یه مریض دارم که باید برم
منم همینطور، خداحافظ
دخترم روز یکشنبه ازدواج میکنه
اوه شوخی نکن
خیلی عالیه، تبریک میگم ممنون
پسر خوبیه طرف؟ آره دانشجوی سال دوم رشته حقوق دانشگاه یل
و والدینش؟ مامان خیلی خوبی داره
پدرش هم مشاور بین المللیه
اون همش در سفره بهمین خاطر ما هنوز ندیدیمش، حالا قراره امشب بیاد ببینمش
تمومش کن چیو تمومش کنم
عروسی رو، تا وقتی که پدرشو نشناختی نذار ازدواج کنه
خب آخه یکشنبه است ما داریم کنسلش کن
دخترم داره با پسرش ازدواج میکنه نه با بابائه
پسر مثل بلوط میمونه ولی باید درختش رو دید
من یه کم بیشتر از تو زندگی کردم گوش کن به حرفم
بهرحال اینو ببین
این چیه؟ دندونته؟ آره مشغول تلفن بودی من در آوردمش
تو پسر خوبی هستی ممکن بود با کشیدن این دندون به خودت صدمه بزنی
حالا یه لطفی کن آقای هیرشورن نمیتونم کنسلش کنم
الان قرن نوزدهم در مینسک نیستیم بلکه قرن بیستم در مانهتن هستیم
امیدوارم که اشتباه کرده باشم اشتباه میکنی
بهترین موفقیتها رو برات آرزو میکنم ممنون
هرچیزی رو که گفتم فراموش کن من همین الان هم فراموشش کردم
زنگ اشتباه امیدوارم تصادف نکرده باشند
آقای ریکاردو از شهر خارج شده شاید بعدا بهمون ملحق شه
ملحق میشه
باید رست بیف رو از توی فر دربیارم
فقط بذارش روی گرمکن باشه تلاشمو میکنم
یکساعت تاخیر، شروع خوبیه فکر میکنم دلیل خوبی داشته باشند
چرا زنگ نزده؟ خب اگه توی ترافیک باشه که نمیتونه زنگ بزنه
چرا سمت اونا رو میگیری؟ من سمت کسی رو نگرفتم
تو هنوز جزو خانواده ما هستی باربارا لطفا منو مقصر داستان نکن
اونا دیر کردن ولی مشکل خانوادگی ندارند که
اون دیگه خیلی کاردرسته چطور یه تلفن توی ماشین نداره؟
کی گفته که اون کاردرسته؟ تو میگی همش داره دور دنیا مسافرت میکنه
وقت نداره که خانواده عروسش رو ببینه
من یه مریض داشتم میگفت باید همه داستان رو کنسل کنم
خب یه راه حل عالی برای حل مشکله
کوپ دویل؟ آره خودشه
حالت خوبه یا الان خصومت داری؟
من خوبم، من خوبم
منو میبخشید؟
لطفا بیاید داخل خوش اومدید
کنت ان وینس تقصیر منه چون من یه معامله توی کانادا داشتم
و لعنت به این کاناداییها که دست از صحبت کردن برنمیدارند
من میدونم که چجورین
تو باید مادر دوست داشتنی عروس باشی
بله خودم هستم
حالا میدونم دیگه که خوشگلی باربارا به چه کسی رفته
ما خیلی خوشحالیم که شما اینجا هستید من شلدون کورنپت هستم
من وحشت داشتم از اینکه بخوام شما رو ببینم
تامی بهم گفت که شما اولین دندانپزشکی هستید که مته دندانپزشکیتون همزمان اب هم میپاشه
دربین اولینها در نیویورک هستم اما چرا ما اینجا توی هال ایستادیم؟
لطفا بیاید داخل نوشیدنی که میخورید درواقع نیاز به یک نوشیدنی دارم
شلی تو داشتی من از این موضوع متنفرم که بخوام بگم ولی اگه قراره که
سرجامون نشینیم و برای شام آماده نشیم رست بیف من غیرقابل خوردن میشه
خب من که خیلی گشنمه
خب منم دستور مشروبها رو میارم و درستشون میکنم
من یه کم متحجرم بابام داشت دیوونه میشد قبل از اومدن شما
وینس چند سال توی گواتمالا زندگی کردی؟
برای مدت زیادی رفته بود
من توی جنگل بودم درون بوته ها
حدود نه ماه نه ماه؟
خدای من باید سخت باشه
شلدون چیزایی که دیدم باورنکردنیه
مگس های تسه تسه ای دارند به بزرگی عقاب، اینو واقعا میگم
عصرها جلوی کلبه ایم میایستادم و چیزای ترسناکی میدیدم
اینطوری که مگسها میومدن و بچه های کوچیک رو از روی زمین بلند میکردند و با خودشون میبردند
خدای من یه چیزایی واسمون تعریف کرده
اوه یه صحنه باورنکردنیی بود خدمتکارا گریه میکردند
مگسها رو از توی جاده دنبال میکردند و جاروهاشونو توی هوا میچرخوندند
میتونی تصور کنی چقدر صحنه های رقت انگیزی بود
تکون دادن این جاروهای قدیمیشون توی هوا
و از طرفی پرواز این مگسها و بردن بچه ها تا سرحد مرگ
اوه خدای من این وحشتناکترین صحنه بود
مطمئنی که در مورد مگس داری صحبت میکنی؟
مگس
محلی ها واسشون اسم گذاشته بودند
José Grecos de Muertos.
یعنی رقاصهای فلامینگوی مرگ
یادته ازشون اسلایدهای تهیه کردی که هیچوقت ندیدیم
خیلی حیف شد من دوست داشتم اون اسلایدها رو تماشا کنم
آره گذاشتمشون توی جیک کاپشنی که دادم شسته بشه
خیلی دلم شکست چون با اون اسلایدها میتونستم جایزه پولیتزر رو برنده بشم
مگسهای بیشماری موقع غروب خورشید بسمت نور پرواز میکردند
بچه های کوچیک قهوه ای رنگ توی منقارهاشون
منقار؟ مگس منقار دار؟
صحنه ای بود که هیچوقت فراموشش نمیکنم منو وحشت زده کرد
چی کار کردی؟
چی کار کردم؟
بعنوان یه مشاور چه نظریه ای در مورد مگسها دادی؟
متاسفانه کار خیلی زیادی نمیشه کرد
بخاطر نوار قرمز عظیم الجثه توی بوته ها
نوار قرمز توی بوته ها؟ شلدون خیلی بزرگ هستند
برای مثال همین مگسها
اونها در برابر تخریب محافظت میشن
که با تدارک گواکوموله 1917 انجام میشه
من برای سالهای زیادی نشنال جغرافی رو مطالعه میکردم
پدر میشه یه کم شراب بریزی؟
منم دوست دارم یه کم به سلامتی بخورم
اوه چه نظر خوبی
من کسی نیستم که شیوا ترین بیان رو در دنیا داشته باشه
ولی میگم که دیدار امشب یه اتفاق دوست داشتنی بود
ولی من دیگه موافق نیستم
و روز یکشنبه قراره یه مراسم دوست داشتنی تر و معنوی تری اتفاق بیفته
و تمام چیزی که واقعا میخوام بگم اینه که
من افتخار میکنم
از اینکه با خانواده کارنپت وصلت میکنیم
و امیدوارم که همراه هم روزهای خوبی همراه با شادی رو سهیم باشیم
و اگه خدایی نکرده روزهای بدی هم پیش بیاد اونها رو هم درستشون میکنیم
ولی همراه با هم
خیلی دوست داشتنی بود آقای ریکاردو و منم همینطور فکر میکنم پدر
منم دوست دارم بگم که
با اینکه برام خیلی سخته که دختر کوچولومو بخوام بذارم که بره
No comments yet. Be the first to leave one.