The Hour

The Hour

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Hour - 01x03 - Episode 3 http://forum bestseries ir
ناشر irani11

برچسب‌ها

TS
تاریخ انتشار: 2013-01-06
تعداد دانلود: 48
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

.ارتش حرکت کرده به ميدان اصلي در اسکندريه- يعني قراره ولرد جنگ بشيم؟-

.نيرو هاي مصر تو تمام کانال تجمع کردن

و حقيقت چيه، آقاي حافظ؟

،اگه به برنامه ي ما بياين

.شايد شانس اين رو داشته بايد که به کشور حقيقتو بگيد

.در صورتي که با يه آدم با شخصيت مصاحبه کنم

در اين بين يک بانوي جوان

،چشم بازيگر نقش اول را گرفته

.آقاي آدام لي ري

.پس بدون هيچ حرف ديگه اي ازتون ميخوام گيلاستون رو به افتخار نازمد زيبام بالا ببرين

،اگه بهمن من دارم با تو صحبت ميکنم

.منو ميکشن

...شما آقاي

.کيش. توماس کيش

.اين کارو به خاطر بل ميکنم

.نه به خاطر تو

.تو هنوزم يه آدم عوضي هستي

.نترس

.جذابيت

.تو يه جذابيت ذاتي داري

ترجمه از: مهران و مارال

کي فرستادتت؟ اونا فرستادنت؟

.آروم بيا بيرون. تو محاصره شدي

!هي ، جاني

تو که فکر نميکردي من به اين راحتي تسليم بشم، هان؟

!اوه، خواهش ميکنم، نه

.اون ميخواد بپره

.شليک نکنيد! لطفا شليک نکنيد

.اون رفته

،مردي که از ماجرا خبر داشت

.رفته

.اگه يه بار ديگه طرف اين چراغا سيگار بکشي، کارتو از دست ميدي

.اونورو داشته باش

از اجراي نقشتون لذت ميبرين آقاي لي ري؟

.خب، خيلي هيجان انگيز و فوق العاده ست

.هر بازيگري سعي ميکنه با توجه به نمايشنامه بهترين اجراشو ارئه بده

.داري بهشون زل ميزني

.خوب نقششو بازي کرد

.براي يه آدم عزادار، آره

.نمايش خوبي بود، رون- .بازيگراي لعنتي-

.رون

ما چرا اينجاييم؟

.نوشيدني مجانيه- .اوه، خوبه-

.داره مياد اينجا- .هکتور خيلي بدجنسه-

.اون ميگه شما دعوت ما رو رد کردي. ولي من که باور نميکنم

بگو ببينم، اين به مهموني اين آخر هفته مياي؟

.اون خيلي مصره. من سعي خودمو کردم

ديشب همسرم کارشو محشر انجام نداد؟

.سوال دومو جا انداختي- .به ليکس بگو- .گفتم-

خب نظرتون راجع به نمايش "مردي که خبر داشت" چي بود؟

مسخره نبود؟

من از همون پنج دقيقه ي اول فهميدم که کار کيه. مگه نه هکتور؟- .آره-

.اما به آدام نگيد. اون از دوستاي صميمي برادرمه

.و اين چند وقته بهش خيلي سخت گذشته

.خيلي، خيلي غم انگيزه

.بيشتر در اين مورد برام بگو

.باز اين سايه مون پيداش شد

.حتي وقتي کار نميکنيم هم شما نزديک ماييد

.نميتونيم از دستتون راحت بشيم آقاي مک کين

.من هميشه گوش به زنگم

.خانم رولي فکر ميکنن شما خارج از محيط کار زندگي شخصي نداريد

.زندگيم به اندازه ي خانم رولي و برنامه ي "ساعت" جذاب نيست

،بايد بگم

.ديشب برنامه ي خيلي خوبي اجرا کرديد

.ارتباط مخابره اي با کشور هاي طرف ديگه ي اقيانوس اطلس هيچ وقت انقدر جالب نبوده

.من فکر ميکنم تماس تلفني زنده تون، ايده ي خلاقانه اي بود

.ممنون. ايده ي خانوم رولي بود

.والاس پس اونجايي. منو ببخشيد

.والاس شنيدم آخر اين هفته فيلم برداري داري

.دست تکون بده و لبخند بزن

.از اون مرد متنفرم

،اما اين که اقدر مک کين به هم ريخته

.نشونه ي اينه که کار تو چقدر خوبه

.خواهش ميکنم به مهموني آخر هفته بيا

مهمونا خيلي وحشتناکن

...و حتما تا يکشنبه التماس ميکني که بري خونه، اما

.عزيزم، اين آقا فوق العاده ست

.بهم نگفته بودي اينجا همه انقدر آدماي جالبي هستن

ميدونستي افعي اگر عقلش ميرسيد ميتونست يه بچه رو درسته قورت بده؟

.نه

.خب خانم رولي راضي نميشه

.نمايش "شهري مثل آليس" هفته ي ديگه در کورونت اجرا ميشه .ميتونيم هفته ي ديگه بريم اونجا-

،امشب بابام منو ميرسونه خونه

.اما هکتور هر چه سريعتر ماشين مياره

.ميدونم که خوشحال ميشه باهامون بياي

.شما هم بايد بياين، آقاي لاين- .حتما-

.احتمالا با قطار زود تر ميرسي

.نه اصلا

.بيا عزيزم

.تو از اطراف شهر متنفري- .دروغ گفتم-

.ببخشيد

آقاي کيش؟

.اونجا نديديمتون

.شما به طور شگفت انگيزي از همه دوري ميکنيد

.ولي با اين حال امشب اومديد اينجا

.بله

همه ميگن شما در بخش خدمات جاني سخت مشغول کاريد

.اما من هر وقت کارتون دارم سر ميزتون نيستيد

.اميدوارم بهتون اضافه حقوق بدن. هر کي که براشون کار ميکنيد

ديروز داشتيد منو تعقيب ميکرديد؟

وقتي داشتم از ايستگاه ايمبنکمنت ميومدم بيرون؟

چرا بايد همچين کاري بکنم؟

.شما روت المز رو ميشناختيد

يه فيلم از اون دارم که شما هم توشين

.با روت و پيتر دارال

.انگار يه روز آفتابي بود

.وقتي روي ميز من نشسته بوديد آگهي فوتش به ديوار بود

".شما گفتيد: "چه دختر زيبايي

.اون زيبا بود

.هر دوشون الان مردن

.اين ممکنه بعضي ها رو نگران کنه

شما کشتينش؟

پيتر دارال رو؟

.بله

.هر دفعه که با هم ورق بازي ميکرديم

.تعطيلاتي که بهش اشاره کردين فقط يه آخر هفته معمولي بود

.يادم نمياد کسي فيلمي گرفته باشه

آقاي لاين شايد بهتر باشه يه وقتي با هم نوشيدني بخوريم؟

.صاف نگهش دار، صاف

.دستشويي خانم ها بسته بود

فکر ميکني اون خوش قيافه ست؟

به اينجور چهره ها ميگي خوش قيافه؟

.همش به تناسب اجزاي صورت بستگي داره

.به توازن بين طرف چپ و راست صورت

.هر چي اجزاي صورت متناسب تر باشن، آدم خوشگل تر ميشه

اين ابرومو ميبيني؟

.از اون يکي ابروم پهن تره

.و اين جاي دماغم هم يه فرو رفتگي هست

.اما براي يه آدم خوش قيافه همه ي اجزاي صورت متقارنه

...من خيلي از اين مدل قيافه ها خوشم نمياد، ولي

.آيزاک. اتفاقا دنبالت بودم

.فردا کارت دارم

.اما فردا شنبه ست

.اين دفعه عدم تعهدت به کار رو ناديده ميگيرم

...يکي از فيمام هفته هاست که دست آقاي آلبرته. بهش داده بودم

.که يه نگاهي بهش بندازه. قبل از هر کاري فيلمو پس بگير. از جلو چشمتم دورش نکن

!کلاغ- .لعنتي-

.شش، دو به نفع من

چي داري واسه خودت مينويسي فردي؟

.جالبه که بالاخره موفق شديم از ميزت بکشيمت بيرون

"من هميشه از خودم ميپرسم: "اون چي داره مينويسه؟

.اکثرا حرفايي که تو در برنامه بايد بزني

هر وقت سيسي اون همه ورق کاغذو ميده بهم با خودم ميگم يعني ممکنه آخر سر بفهمم

.چرا آقاي لاين مجذوب خودکشي يه دوشيزه ي کم تجربه شده

.اولين دوست دختر من هم يه دوشيزه ي کم تجربه بود

.زمان جنگ براش صفحه ها شعر هاي مسخره و افتضاح مينوشتم

.يه خطشو بگو

.يه خطش

.خوشبختانه همشو فراموش کردم

.فکر نکنم تا حالا کسي برام شعر عاشقانه فرستاده باشه

.چرا، فرستاده

نميدانم چه چيزي درباره ي تو هست باعث مي شود

نظرت مدام تغيير کند

...فقط ميدانم چيزي

.نه، بقيه شو يادم نمياد

دولت بريتانيا و فرانسه وارد بحث شده اند تا

...تا بحران موجود در مصر را حل کنند. شرکت کانال سوئز

.اما قدرت در دستان کلنل ناصر باقي مي ماند

.و نگراني ها در مورد اين که ايشان چه تصميمي ميگيرد در حال افزايش است

.دير اومدي. بابا خيلي عصبانيه

.بذاريد کيفا همونجا باشن

!جميا

!عزيزم

.اوه، داري يخ ميزني. همتون داريد يخ ميزنيد

.سواري صبح رو از دست دادي

.متاسفم، عزيزم

.بيايد، بيايد

.ميدونم بابامم فکر ميکنه عکسا خيلي عجيب غريبن. اما همشون عکس خانواده ي مامانن

.همشون دزد و دروغگو بودن

.دکور هر اتاق با اون يکي فرق ميکنه

،که خيلي هم مطابق با مد روز نيستن

.اما مامان بيچاره م خيلي خلاقيت کمي داره

،خانوم رولي اين اتاق شماست

.و اتاق شما هم اون سبزست

.مطمئن نبودم که شما با هميد يا نه. هکتور اين طور فکر نميکرد

.با اين حال اتاقاتون رو نزديک به هم انتخاب کردم. ما اينجا خيلي روشنفکريم

.ممنون، ولي لزومي نداشت

.آدم نميتونه بگه بعدا چي پيش مياد

!مزاحم

هکتور چجوري از زير اين کار در رفت؟

.اون از زير کار در نرفته. فرستادمش که لباسشو عوض کنه

.رالفي، با مهمونامون آشنا شو. اين برادرمه

.مثل يه هيولاست- .سلام-

.خوشبختم- .سلام-

.منو برگردوندن. جورابامو اشتباه پوشيده بودم

به مادر گفتي که آدام مياد؟

.رالفي، حوصله مون رو سر نبر

.مامان دوباره اون دختر مدرسه اي هاي ترسناکو دعوت کرده

خوب خوبه. تعداد دخترا کم بود. با خودت پيرهن که آوردي؟

!مامان

.رالفي، بدجنس نباش. دراز کشيده. ناهار ساعت يک آماده ميشه

.بعدشم ميريم حسابي قدم ميزنيم

!چه فوق العاده

.خفه شو و برو لباساتو عوض کن لطفا

!زحمتکش

.امروز شنبه ست. زود از اينجا برو

.آقاي لاين ازم خواست بيام

.چقدر جالب

.منم بايد يه کم رو قطعه ي جکسون پالکم کار مي کردم

.آقاي کيش. جمعمون جمع شد. کسي بهم نگفته بود شما قراره بيايد

More Farsi Persian subtitles for The Hour

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left