نخستین 200 خط.
هان هیو جو
پارک هیونگ شیک
جو وو جین
لی جون هیوک / پارک جو هی
بک هیون جین / مون یه وون
پارک هیونگ سو / جونگ اون سون
توی فروشگاه یه علامت نصف قیمت واسه محصولات نوزاد دیدم
هر چی که فکر می کردم به نی نی مون میاد، خریدم
آخه هنوز که نمی دونیم دختره یا پسر
یه دختر شبیه توئه
من هر روز میزنم به شکمم و اینو میگم
دخترمون نباید شبیه من باشه
رئیس اومدن
منم همون نزدیکیام
زودی می بینمت - باشه -
بله؟
سلام قربان - سلام -
ممنون
خب، وزیر امنیت غذا و دارو تصمیمش رو گرفت؟
بله. فردا قبل از ظهر اعلامش میکنن
تجویز میشه ADHD تحت شرایط خاصی فقط برای بیماران بالغ
و همین که موثر بودنش ثابت بشه، گروه سنی اش رو هم گسترش میدیم
زحمت کشیدی
تمام قرصای نکستی که توی انبار داریم
فکر میکردم همه اشو خودم باید بخورم
به لطفا تو قراره دوباره پول به جیب بزنم
توی درمان ذات الریه شکست خورد ولی
بزرگسالان، موثره ADHD ولی باور دارم که توی درمان
...آره. همین الانشم دهن به دهن داره میچرخه که
به تمرکز کردن کمک میکنه
خیلی از افرادی که من می شناسم هم ازش مصرف کردن
قرص نکسته؟ - آره -
تو نخوردی؟ - نه -
وقتی حالت خوب نبود، بخور
حس سرزندگی بهت میده
عالیه
سلام
سلام علیکم. پارک یونگ این هستم
تعریفتون رو زیاد شنیدم. بفرمایین بنشینین
ممنون - بشین -
این همونه؟ - خودتو آماده کن واسه دیدنش
خب، بچه اتون شاهزاده اس یا شاهدخت؟
نی نی کوچولومون؟ فکر میکنم دختره
آیگو، عالیه
این روزا میگن یدونه دختر از ده تا پسر بهتره
آره همینو میگن
یه لحظه منو ببخشید - راحت باش -
پس کی میتونیم این شاهدختمون رو ببینیم؟
الان هفته ۱۲ اممه
پس احتمالا شش ماه دیگه؟
عالیه
گاز میگیره؟
داروی دیگه ای نخورده؟
فردا تاییدیه رو اعلام میکنن
راضیش کنین و به بقیه هم بگو حرفی نزنن
نباید خبرش به بیرون درز کنه
حالا که نمرده، دیگه چه اهمیتی داره؟
درمان و غرامت کامل بهش بدین
بعدا بهت زنگ میزنم
عزیزم
قربان
نخست وزیر تماس گرفتن
کجا دارن میرن؟
آشغالدونی
فضای کافی برای نگهداری موارد ابتلای خفیف نداریم
...هنوزم کاری که دارم میکنم رو
درک نمیکنی؟
درک میکنم
من دارم انتخاب میکنم
اینکه تا چه حد میتونیم ضرر کنیم
...زمانی میرسه که
باید تصمیم بگیری چقدر خون باید بریزی
درمان چی شد؟
...چند موردی رو انتخاب کردیم
و بین بیمار توزیع کردیم
همه اشون مُردن
دوباره انجام بدین. تا وقتی که بالاخره کار کنه
من وقت می خرم
شادی
قسمت ششم
پس حالا چیکار کنیم؟
بیرون افراد مبتلا هستن
از مقامات هم که کمکی بهمون نمیرسه
باید هر طور شده از این ساختمون بریم بیرون
حتی روی دیوارا سنگر نصب کردن
حتی اگه با زور از اینجا بریم بیرون
بعدش می خوایم کجا بریم؟
...فعلا می تونیم از اینجا بریم بیرون
بعدشم می تونیم بریم به گرون ترین آپارتمان
پس اونا میخوان چیکار کنن؟
اون آپارتمان رو هم پلمپ می کنن؟
همه ی ثروتمندا اونجا زندگی میکنن
...هر کاری دلشون میخواد با ما میکنن چون
آپارتمانمون ارزونه
ای خدا
ولی جدی مطمئنین بیرون افراد مبتلا هستن؟
نماینده ساکنان و آقای اوه اینجا نیستن
دوباره بحث واحدهای اجاره ایه؟
...دارم میگم کسایی که رفتن بیرون
همه توی این جلسه شرکت نکردن. همین
اگه میخواین برین بیرون، بفرمایین
ولی نمی تونم تضمین کنم که دوباره میتونین برگردین
پس فرض بر این میگیرم که همه متوجه شدین
یه مقدار غذا و وسایل از فروشگاه آوردیم
توی واحد ۲۰۱ ان، اگه چیزی لازم داشتین برین اونجا
ولی خب اونا همممکنه چیزایی نیاز داشته باشن
واسه همین می تونین با هم وسایلتون رو مبادله کنین
...میگم اگه بیمارا، علائمشون شدید تر بشه
یهو نمیریزن توی ساختمون؟
اگه با ماشین بزنن به در، در میشکنه
احتمالا دنبال یه راه آسونتر برای وارد شدن می گردن
همه جرایم هم همینطوری شروع میشن
"چون در باز بود، رفتم داخل"
"دوچرخه رو قفل نکرده بودن واسه همین منم برداشتمش"
...شکستن در به خاطر تشنه ی خون بودن
گرفتن همچین تصمیمی، زیاد ساده نیس
یعنی داری میگی نباید بهانه ای برای وارد شدن به ساختمون دستشون بدیم
همه ی در ها رو که قفل کردیم
چیه؟
پشت بوم
اینجا جز من کسی نیست
فکر میکنی صدامونو شنیدن؟
امیدوارم نشنیده باشن
آندریو خان، اصلا شکه نمیشی شما
بیرونم آروم بودی، اینجا هم همینطور
همین که مردم با من مثل یه آدم عجیب رفتار نمیکنن، خوشحالم میکنه
شما دو تا هم مراقب باشین
شما هم همینطور
بیا قبل از برگشتن، یه هوایی تازه کنیم
ای خدا، خسته ام
واقعا
اینجا واستادن منو یاد قدیما انداخت
کی؟
اون روز؟
هی
خدایا. اون موقع واسه یه لحظه فکر کردم میتونم مرواز کنم یا نه
پرواز کردی که
آره
اگه می تونستم پرواز کنم، می رفتم خونه سالمندان دیدن مامانم
دیدنش معذبم می کرد واسه همین هی عقب می انداختمش
و حالام که وضعیت اینجوری شده
به نظرت واسه مبتلاها چه اتفاقی افتاده؟
...یعنی یه جایی قایم شدن
و تشنگی شون رو تحمل میکنن؟
...حتما ترسیدن
...که ممکنه نزدیک ترین فردشون رو گاز بگیرن
و تبدیل به یه هیولا بشن
ولی تا وقتی به تشنگیشون غلبه کنن، می جنگن
همه حالشون خوب میشه، مگه نه؟
البته
فقط باید مطمئن شیم که خودمون آسیب نبینیم
در این صورت می تونیم دوباره سالم و سلامت ببینیمشون
دقیقا. نبینم دوباره همچین کاری کنی ها
هی
چرا به اون خون دست زدی؟
تا جایی که من میدونم، خطرناکه
پس با مالیدن اون خون روی صورت اوه جو هیونگ، مشکلی نداشتی؟
به خوردش که ندادی
فک نکنم بره خون رو لیس بزنه که
نه بابا، اصلا
هی، به نظر می رسید خیلی جونش واسه اش عزیزه
از اونجایی که به جلسه نیومد
مشخصه خوب ترسیده
میگم خانم نماینده ساکنان هم نیومد
حالت خوبه؟
معلومه که نه
اینو ببین
خیلی استرس بهم وارد شده
لعنتی
حالا که اینطور شده، بهتر نیس بیخیالش بشی
...با این وضع حتی اگه نماینده هم بشی
پولی عایدمون نمیشه
اگه بریم بیرون چی؟
اگه از اینجا بریم، یه قرونم از این آپارتمان دستمون نمیاد
...میخوای با ضرری که از این آپارتمان دیدیم، بری بیرون
و دوباره توی یه آپارتمان دیگه شروع کنی؟
خب راه دیگه ای نداریم دیگه
گفتیسونگ بوم هم مبتلا شده
تو هر روز می رفتی باشگاه
اونجا چیکار می کردی؟
باید حواست بهش می بود
مگه من کف دستم رو بو کرده بودم آخه؟
قرنطینه که تموم بشه
باید تمام آپارتمان رو تعمیر کنیم
...باید داخل آسانسور رو تعویض کنیم
و همه ی دیوارا رو هم تمیز کنیم
به خاطر دیوار قرنطینه آسون بود
بیا پیشنهاد بدیم توی محوطه درخت هم بکارن
گفتی محوطه ساز آشنا داری، مگه نه؟
...می تونیم بگیم کل محوطه رو ضدعفونی کنن
چون افراد مبتلا اونجا بودن
آره. همینه
اگه طرز فکرمون رو تغییر بدیم
یه عالمه راه برای پول در آوردن داریم
...ولی، فکر میکنی بتونی
نماینده ساکنان بشی؟
من باید نظر کساییی که بیشتر رو ساکنین تاثیر میذارن رو جلب کنم
پدرم اسکیزوفرنی داشت
دو سال پیش فوت کرد
برای همین وقتی کسایی رو با این اختلالات میبینم حسابی شوکه میشم
No comments yet. Be the first to leave one.