Atypical

Atypical

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Atypical S02E01 WEB x264-STRiFE
Atypical S02E01 720p WEB X264-AMRAP
Atypical S02E01 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Atypical S02E01 1080p WEB x264-STRiFE
Atypical S02E01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
ناشر GodBless
►►ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◄◄

برچسب‌ها

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
تاریخ انتشار: 2018-09-13
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫بس کن!

‫میدونستم رفتن کار اشتباهی بود.

‫نمیتونیم چون «سم» هروقت خسته ‫و اوقات تلخ میشه جایی نریم.

‫عزیزم، اون بداخلاقی نبود. ‫قضیه بیشتر از ایناست.

‫- پزشک اطفال گفت طوریش نیست. ‫- میدونم ولی بیخیال.

‫اون چهارسالشه، ‫چهارساله ها بد اخلاق میشن.

‫مگه نه کوچولو؟

‫طوری نیست.

‫همه چیز مرتبه.

‫«سم» عزیزم.

‫«سم»؟

‫تو خوبی؟

‫دوشنبه ساعت 4 شده.

‫همیشه دوشنبه ساعت 4 «جولیا» رو میبینم.

‫میدونم، ولی فردا برات نوبت گرفتم،

‫با یه دکتر جدید.

‫به نظر باحال میاد.

‫تو سایتش نوشته کاراته کار میکنه.

‫اه.

‫تا اون موقع، همیشه میتونی ‫با مامانت حرف بزنی.

‫همیشه بازم.

‫میتونیم بریم بیرون و بستنی بخریم و گپ بزنیم.

‫- مثل قدیما وقتی کوچیک بودی. ‫- نه ممنون.

‫احتمالاً اینو نمیدونید، ولی یه ‫حفره اندازه ایالت مین ‫

‫درست وسط آنتارکتیکا قطب جنوب پیدا شد. ‫

‫عجیبه که اینو نوشته، مگه نه؟

‫عجیبه، نه؟

‫انتظار ندارید که وسط یه ‫قاره یه حفره پیدا کنید،

‫ولی ممکنه اشتباه بکنید.

‫تموم شد.

‫قسم میخورم، تمومش کردم.

‫برات خوبه.

‫یه چیزی که به نظر مثل سنگ ‫یا فکر کنم مثل یخ محکمه...

‫نه نه، به من دست نزن.

‫باشه.

‫چیکار میتونم بکنم؟

‫اندازه کافی کار کردی.

‫ولی با اینکه به نظر غیرممکن میاد...

‫دقیقاً همین اتفاق داره میافته.

‫یه حفره گنده.

‫وقتی دانشمندان فکر میکنند ‫درموردش میدونن، نمیدونن.

‫هیچکس نمیدونه.

‫این یه رازه.

‫وای، چه اطلاعات جالبی پهلوون.

‫فکر نکنم این جواب بده.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫ابروهاش خیلی بزرگ بودن.

‫انگار یه تار عنکبوت بود که ‫باهاش حشره شکار میکرد.

‫- خدایا، جای تو بودن خنده داره. ‫- بعضی وقتا.

‫فقط یکی دیگه رو برات پیدا میکنیم ‫یکی با ابروهای قشنگتر.

‫- اه «کیسی» یه خبر خوب. ‫- اه «السا» به چپم.

‫- چرا مامانُ «السا» صدا میزنی؟ ‫- لباس فرم مدرسه‌ات امروز رسید.

‫تو کمدت آویزون کردم تا بوی ‫کارخونه نده، ولی خیلی نازه.

‫فقط... خیلی باهوش به نظر میاد.

‫خب نظرت در مورد برشته چیه؟

‫فقط من چندتا ادویه جدید قاطی کردم.

‫- متقلب. ‫- چرا ادویه شو عوض کردی؟

‫درضمن «السا» درست نبریدیش.

‫بابا بهتر میبره. کی برمیگرده؟

‫- اونو «داگ» صداش میزنی؟ ‫- نه، هنوز مامان و بابا هستیم.

‫آره سؤال خوبیه. بابا کی میاد خونه؟

‫خب رفته کلبه بابابزرگ یه آلایق بسازه.

‫پس هر وقت تموم شد.

‫خب فکر کنم خوبه که داره خونه ‫میسازه، به جای اینکه یکی خراب کنه.

‫- کی بازم هویج میخواد؟ ‫- اصلاً نمیخوام.

‫میرم بدوم.

‫داشتم بهش فکر میکردم، و ‫میخوام دوباره «جولیا»رو ببینم.

‫میدونم با حرفی که زد منو ناراحت ‫کرد ولی الان حالم بهتره.

‫نه «سم» اصلاً نه.

‫- متأسفم، یکی دیگه رو برات پیدا میکنیم باشه؟ ‫- باشه.

‫ابروهاش تو سایت که ‫خیلی طبیعی بود.

‫فوتوشاپ «السا».

‫- خیلی طول نمیکشه. ‫- بابا.

‫به برادرت گفتم چندروزی میرم خونه ‫بابابزرگ و بهش کمک میکنم.

‫- نمیخوام به «سم» دروغ بگم. ‫- میدونم.

‫این...

‫این موقتیه تا وقتی بفهمیم ‫باید چیکار کنیم، باشه؟

‫- یکم دیگه بهت زنگ میزنم. ‫- باشه.

‫آره این همه چیزُ درست میکنه.

‫ایالت مین خیلی قشنگه. ‫دقیقاً همونطوریه که استفن کینگ توصیفش کرد.

‫به غیراز دلقکهای ترسناک تو فاضلاب.

‫«پیج»، میخواستم درمورد جلق زدن و

‫کاربردش در رابطه‌امون حرف بزنم.

‫«سم»، مامانجونم همینجاست.

‫- الان نمیتونم حرف بزنم. ‫- باید حرف بزنیم.

‫من معمولاً با «جولیا» درمورد ‫همه چیز حرف میزنم.

‫میدونی قرار بود دیگه جلو ‫من اون اسمو نیاری.

‫ولی از اونجای که نمیتونم با...

‫اون خانم دیگه حرف بزنم و نمیخواستم برم ‫پیش اون یارو ابرو خفنه،

‫که بهم میگه پهلوون، با اینکه ‫من اصلاً پهلوون هیچی نیستم.

‫کسیُ ندارم که باهاش حرف بزنم ‫و این منو یکم عصبانی میکنه.

‫ببین «سم»، من متأسفم که ‫عصبانی هستی.

‫و با وجود اون حرکت اسکیمویی که انجام دادیم،

‫ما دیگه دوست پسر و دوست دختر نیستیم.

‫فکر کنم باید از این زمان استفاده ‫کنیم و به خواسته‌هامون فکر کنیم.

‫و چطوری...

‫هرچیزی بین ما هست برای ‫آینده و زندگیمون مناسبه.

‫چیه؟

‫خب به اسکیمو اشاره کردی و الان دارم ‫به جلق فکر میکنم ‫(ایگلو: یه حرکت سکسی شخمی تخیلی)

‫«سم» باید برم.

‫امشب شب خانوادگی رپه و یه برنامه ‫هیپ هاپ داره از همیلتون پخش میشه.

‫نقش هرسه تا خواهرو بازی ‫میکنم و خیلی سخته.

‫باشه ‫باشه

‫خب، حالت چطوره؟

‫به زور سرپام.

‫واقعاً فکر میکنم خانواده‌امُ ‫برای همیشه نابود کردم.

‫«داگ» هنوز رفته. جواب منو نمیده.

‫و «کیسی» ازم متنفره ‫حتی بیشتر از همیشه.

‫خیلی حس بدی دارم.

‫به «سم» دروغ گفتم...

‫فقط نمیدونم چطور همه چیزو دارم خراب میکنم.

‫عزیزم.

‫فقط میخوام برای «سم» یه ‫روان شناس خوب پیدا کنم.

‫یا دوست دختر! میفهمت.

‫خیلی خوشحالم که «کایلا» ‫داره دکتر «براب» میبینه.

‫اون یه کتاب درمورد کار کردن ‫با آدمای جوون نگارش کرده.

‫ینی دقیقاً همین. یه نسخه از کتابشو تو ماشینم دارم.

‫17.99$، اگه کسی خواست بگه. ‫فقط یه دلار بیشتر از آمازون گرونه.

‫چرا کسی بخواد بیشتر پول بده؟

‫من چیزهای خوبی از دکتر «براب» شنیدم،

‫ولی مشتری جدید نمیگیره من پرسیدم.

‫ای کاش میتونستم کمک کنم. ‫تنها دلیلی که تونستیم نوبت بگیریم...

‫ارتباطات شخصیمون بود. ‫- میدونیم.

‫- اشاره کردم به... ‫- آره.

‫- راستش اون پسرعموی خواهر شوهر سابقمه. ‫- خیلی نزدیک نیست.

‫- چقدر سلیطه‌ای! ‫- سلی سلی سلیطه.

‫باورم نمیشه تصمیم گرفتم اینکارو بکنم.

‫من اصلاً به درد مدرسه خصوصی نمیخورم.

‫فقط اینکه به درد من نمیخوره.

‫خب، میخوای تا آخر مدرسه ‫تو کمد قایم بشی؟

‫نه ببین.

‫سلام منم، مافی فنسی پنس.

‫- یه قهوه میخورین؟ ‫- هی، مافی خوشگله.

‫بله هستم.

‫چرا مسواکم تو سوراخ چپی بود؟

‫هی سم.

‫سلام ایوان.

‫همیشه تو سوراخ راستیه، ‫میدونی همیشه جاش اونجاست،

‫- ولی الان تو سوراخ چپی بود. ‫- خودت یه سوراخ چپی هستی.

‫تو جابه جاش کردی؟

‫- چیو؟ ‫- مسواکمو.

‫نمیتونم تایید یا تکذیب کنم.

‫به وسایلم دست نزن.

‫چی؟

‫شاید بهتره یکم به برادرت سخت نگیری

‫چون خانواده‌ات خب میدونی، داره میترکه.

‫نه، تمام تحقیقات اوتیسم نشون داده

‫خیلی مهمه که در زمان بحران ‫مدام سیخونک بزنی.

‫این بخشی از رویه ست.

‫اینطوری میفهمه دوستش دارم.

‫ها.

‫- خیلی بیشعور هستی. ‫- سم، میدونی دوست دارم، نه؟

‫- خفه شو! ‫- میدونه.

‫بیشعوری دیگه.

‫- فکر کنم بهتره الان بسابیم. ‫- آره بهتره.

‫علی برکت الل...

‫چقدر، بهم ریخته هستی.

‫ممــ، چی؟

‫اومدم بپرسم کسی خوراکی یا ‫نوشیدنی میخواد یا نه.

‫نه خوبیم مشکلی نیست.

‫اوه نه، این کت خیلی بزرگه، ‫باید بذاری درستش کنم.

‫- نه ممنون. ‫- یکم تنگش میکنم.

‫-جون ننه‌ات نه. ‫- یکم چسبان.

‫خدافظ خانم.

‫آره برو بیرون.

‫ببخشید، ببخشید.

‫میدونستی یه حفره بزرگ تو قطب جنوب هست؟

‫یه سالی بود اخبار مربوط ‫به قطب جنوب پیگیری نمیکردم.

‫یه فریاد احتمالی برای کمک.

‫- تونستی مشاور پیدا کنی رفیق؟ ‫- اصلاً.

‫ولش کن، نگیر.

‫به رفقات تکیه کن «استو» ‫من و بابات و لاکپشتت.

‫«ادیسون» الان کلی مشکل داره.

‫یه لامپ حرارتی جدید و بابام که رفته.

‫فقط میخوام که برگرده تا ‫همه چیز دوباره عادی بشه.

‫«داگی» بزرگه کجاست؟

‫تو کلبه بابا بزرگم داره آلاچیق میسازه.

‫- وسط زمستون؟ ‫- فکر کنم.

‫- به نظر احمقانه ترین زمان ممکنه. ‫- نمیدونم، تا حالا آلاچیق نساختم.

‫آخه چطور با دستکش چکش دستت میگیری؟

‫نکنه «داگ» دستش چکشیه؟

‫نمیدونم، از کجا بدونم؟

‫باشه، میبینم بهم نیاز داری.

‫میدونی وقتی میخوام خل و چل ‫بازی در بیارم چیکار میکنم؟

‫من تمام مشکلاتمو به شماره های مختلف پیامک میزنم.

‫باعث ایجاد یه مکالمه خیلی جالب میشه، ببین.

‫"من شبا تو وان گریه میکنه."

‫راست میگم.

‫و ارسال.

‫برای یه گروه فرستادم، تو هم.

‫فکر نکنم، خیلی دوست ندارم ‫با غریبه‌ها صمیمی بشم.

‫آدمای متفاوتی هستیم، خیلی خب.

‫وقتی واقعاً تو خودم هستم، ‫زخیم ترین لباس زمستونیمو میپوشم...

‫ینی پشم خالصه، یه قارچ گنده.

‫و میرم کنار قفس حلاجی و میذارم ‫شلاقه بهم بخورد کنه.

‫جواب هم داد؟

‫نتایجش هنوز غیرقاطعه. ‫فقط حواست باشه یه کلاه سرت بکنی.

‫اون اشتباهو فقط یه بار مرتکب شدم.

More Farsi Persian subtitles for Atypical

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left