نخستین 200 خط.
"فلش" ...آنچه گذشت
.اهالی شهرن، دارن به مقالهی من جواب میدن
این یارو میگه دوو رو دیده
.بین خیابونهای پنجم و نول - .آره -
.این یعنی که دوو دیگه نمیتونه از دستمون قایم بشه
،تزریق مادهی تاریک از کلاه فکر کردن
.که سیناپسهام رو درهم شکست
،هرچه بیشتر سعی میکنم از مغزم استفاده کنم
.زودتر اونو از دست میدم
دوو میخواد که هرکدوم از
پنجتا ماهوارهاش رو دور تا دور .سیاره قرار بده
...و وقتی که ماهوارهها باهم پیوند بخورن
از اون شبکه استفاده میکنه
.تا یک سری انفجارهای مادهی تاریک انجام بده
اون قشر جلویی مغز تمامی
.مردها، زنها، و بچهها رو ریبوت میکنه
ما میدونیم که یه شئ بدون تکنولوژی میخوایم
.تا جلوی ماهوارههای دوو رو بگیریم
ما بدنبال یه شئ میگشتیم
...درحالی که چیزی که واقعا لازم داریم یه آدمه
.امیونت
.اون یه ذربهی گیج کنندهی ناجوری رو میزنه
.ولی فقط یه فرصت دارید
.در ابتدا ما رفتیم که دنیا رو آگاه کنیم
.حالا میخوای بهش حکمرانی کنی .من دارم ترکت میکنم، کلیفورد
.مأمور دیگل .از دیدنت خوشحالم، قربان
...ما نمونه رو آماده داریم - نمونه؟ -
اون یه مرده اونجا
.که ما قراره ازش محافظت بکنیم
.البته، قربان
قویترین بازدارندههای ابرانسانی ما
،روی اون ساختمان قرار دارند .من براتون تضمین میکنم
.الویس بانانا - .هندریکس اسپاگتی -
اسکن چشمی؟ - .نمونهی دی.ان.ای قربان -
شعبهی شهر سنترال یکمی مشکل داشت با
.با یه تغییر شکل دهنده پارسال همین موقع
.شما میتونید برید، قربان
.خوبه .حالا بازدارنده رو بنداز
.توی یه انفجار بوده
،بنده خدا یه میکروچیپ شده
بازدارنده فرکانس رو قر و قاطی میکنه.
.تکنیکال، کسللن هستم
.پل رو بیار پایین
.ممنونم، آقایون
.موسیقی مدرن
خیلی منابع هارمونیکش کمه
.برای شگفتانگیز بودن
.برای بینظیری
،تیمگونی توی اورکست هاندل 63 کیلو وزن داشت
دقیقا همون نیروی گرانشیای که من دارم
.روی ششهاتون میارم
.قدردانی موسیقی 1
...جلسهی رسیتال امشب توسط
.پروفسور عزیزتون برگزار میشه
کی اونجاس؟
!اوه
...همسرم
.اصلا از خشونت خوشش نمیومد
!همونجا که هستی بمون - ...من -
.نه اونقدر
چه خبره؟ - ...اوه -
!برو
!از مغز من بیا بیرون
!برید، برید، برید
!اه
!هی
!اوه
!بجنب، بجنب
،و خداوند "نور را آفرید"
::. مترجمین: کسری ، حسامالدین .::
،خیلی خب کیپ کاناورال در دید ماست
،اسپیس ایکس .و مرکز فضایی زیچنگ
.و جزیرهی شاهین سیاه
.اون میشه تمامی پدهای پرشی جنوب موازات 39امی
.مرد خوب
خیلی خب، ما مطمئنیم که دوو میخواد
دستگاه رو از یه فرودگاه پرتاب کنه؟
اگر که اون داره پنج ماهواره رو پرتاب میکنه
،به مدار همزمان .این عرض جغرافیایی ـه که لازم داره
و اینکه اون هنوز داره غسه میخواره یا نه
،سر اینکه زنش ولش کرده .اون دوباره به سطح میاد
.و اون به زودی انجامش میده
.وقتی اینکارو بکنه، من ووش میکنم .تو ووش میکنی
.اون میترکونتش
.اگر که بتونم به موقع برسم اونجا
منظورم اینه که، من هنوز به قدر کافی سریع نیستم
.تا به بُعد جیبی دوو برسم
.برای همینه که ما جدا میشیم - .آره -
.هرکی میره سراغ یه پد پرشی
جدی میگی؟
.منظورم اینه که دیدی دوو چیکار میتونه بکنه
.آره، یارو یه تنه یه ارتش مرگآوره
.خب ابر دوستان رو بفرست
.خیلی خب، ولی ما الان ابرقدرت کامل نداریم
منظورم اینه که جو بچه تو راه داره
.و کیتلین داره دنبال کیلر فراست میگرده
...هری
.این صندلی از ناکجا پیداش شد
.پس هی، الن .الن وست
.رامون - .سیسکو -
.سیسکو رامون بچهها
.اینو ببینید باشه؟
.یه نفر داشته راجب متفکر بلاگ درست میکرده
،راجب دوو و فراانسانهای اتوبوسی .همهشون، خیلی خب
،و اگر که ما سازندهی این بلاگ رو درست کنیم .میتونیم جلوی متفکر رو بگیریم
.هی، رفیق - .هی، رفیق -
.اون... اون بلاگ منه
.اون خط فرعیاش رو بخون
اون ننوشته آیریس-وست الن، باشه؟
.نوشته شده توسط شهروند ناشناس شهر سنترال
.میکروفون رو میندازه
.میکروفون رو دستت نگه دار - .میکروفون خیالیه -
من ازت خواستم که غلتهای اینو بگیری، یادته؟
کی ازم خواستی غلتهاش رو بگیرم؟
.امروز صبح
.اون موقع
...وقتی که گفتی، "هری ،غلطهای
"...میتونی غلطهای .آره -
بیا اول براش یه اتاق پیدا کنیم که .صندلیهای کمتری داشته باشه
.خیلی خب - خوبه -
اون پودر روی زمینه؟ - .ای خدا -
.شما 400,000 بیندهی جدید دارید
.این فوقالعادهاست - .میدونم، مگه نه؟ -
منظورم اینه که، مردم از همه جا داشتن مینوشتن
تئوریهاشون رو تسهیم میکردند .و مشاهدات دوو رو گزارش میکردن
و مشاهدات مارلیز؟ - .آره -
.من چند روزی بود سعی داشتم پیداش کنم
،من میدونم هری فکر میکنه اونا جدا شدن
.ولی اون هنوز به اندازهی دوو خطرناکه
درسته، پس چـ... چرا ما بخوایم شهروندا رو بندازیم دنبالش؟
...من موافق حقیقت رو به مردم هستم، ولی
آره، منظورم اینه که .بعد از اینکه قانعات کردم
.آره، من فقط... من نمیدونم
نمیدونم که اون بهترین ایده هست یا نه
که آدم بفرستیم اون بیرون .تا کار ما رو انجام بدن
.نه، ما داریم بهشون الهام میدیم، بری
منظورم اینه که، ما میتونیم اونایی باشیم که
.بهشون نشون بدیم کار درست رو بکنند
.اوه
.من الان یه سرنخ جدید گرفتم - .همم -
...بارش رادیواکتیو
پس تو فکر میکنی که بیماری روانی تو
باعث شد یکی از دوستات ناپدید بشه؟
آره، منظورم اینه که، اون .رفیق خیلی خوبمه
.تقریبا مثل جزئی از منه
.پس، دوست تو
اون الان پیش ما هست؟
،اوه، نه ...من روان گسیخته نیستم، ام
.اون مثلا یه شخصیت دومه
.اختلال گسستگی شخصیتی
.اون معمولا توسط شوک پدیدار میشه
و باتوجه به گذشتهی تو .یه چندتایی داشتی
.آره، شاهد مرگ نامزدم شدم
.دوبار
.و بعدش دوست پسر بعدیم شرور شد
من درواقع منظورم .شوک دوران بچگی بود
.راجب پدرت بهم بگو
پدرم؟ .اون بهترین بود
،دوست داشتنی، پشتیبان
.همیشه بهم فشار میاورد باهوشتر بشم
و وقتی که فوت کرد چه حسی داشتی؟
...من... اون ای.ال.اس داشت... اون
.همیشه نشانههای بیماریش رو از ما پنهان میکرد
.اون هیچوقت نمیخواست ما زجر کشیدنش رو ببینیم
.بعضی اوقات وقتی بچه هستیم
.چیزایی که مارو میترسونن رو سرکوب میکنیم
.اوه، من هیچ چیزی از بچگیام رو سرکوب نمیکنم
.دوست گمشدهام یه چند سال پیش پیداش شد
زندگی بالغم هستش
.که منو اینطوری کرده
.من خیلی متأسفم .باید برم
شما ساعتی پول میگیرید؟
،برای شما و دوستاتون
.یه ربعه حساب میشه
،من یه پیشنهاد برای بارش رادیواکتیو دارم ولی توسط کد کیلگور
.قاطی شده
.همم، دیگه نه .قاطی نشده فرضش کن
.دوو
آرگوس بورمن رو کجا نگه داشته؟ ما میدونیم؟
،من نمیتونم به لایلا اطلاع بدم .ولی میتونم دیگ رو امتحان کنم
.من میرم صداش کنم
...اه - .سطل آشغال -
اووه، بازیافت کردن چطوره؟ - .نه -
.فهمیدم، فهمیدم - .واقعا؟ -
.اون موقع فکر خوبی بنظر میرسید
.متأسفم مرد
.متأسفم
.مم-همم
.میشه ما فقط... متأسفم
.ازت متنفرم موضوع راجب چیه؟
،نیل بورمن ،مردی که با تو رفت
با آرگوس کجا نگهاش میداری؟
،بری .اون اطلاعات محرمانهاست
...من مدیر آرگوس نیستم، من
.دیگ، ما وقت نداریم
.خواهش میکنم
.اون یه جایی به اسم "قلعه" است
.اون از هرجا هزار مایل فاصله داره
.خواهش میکنم میشه چکش کنیم؟
خیلی خب، بنظر میاد .همهچیز توی آرگوس خوب بنظر میرسه
No comments yet. Be the first to leave one.