Into the Badlands

Into the Badlands

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Into the Badlands S02E06 WEB-DL x264-FUM
Into the Badlands S02E06 WEB-DL XviD-FUM
Into the Badlands S02E06 720p WEB-DL H264-FUM
Into the Badlands S02E06 720p WEB-DL DD5 1 H264-RARBG
Into the Badlands S02E06 1080p WEB-DL DD5 1 H264-RARBG
Into the Badlands S02E06 HDTV x264-SVA
Into the Badlands S02E06 HDTV XviD-AFG
Into the Badlands S02E06 HDTV XviD-RMX
ناشر GodBless
iMovie-DL || هماهنگ با نسخه WebDL || telegramCh: https://t.me/filmVill

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
XviD
تاریخ انتشار: 2017-04-24
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 186 خط.

...آنچه در بدلندز گذشت

ارباب دروغگوـه

بعضي وقتها موهبت يک تازه کار بايد پاک بشه

من دارم از اينجا ميرم - اونا ميگيرنت -

شما تعدادتون کمه و مسلح نيستين - بايد بريم -

بريم

تو تنها دليل زنده بودن من هستي

اتحاد يا مردگ

من دارم با کوئين متحد ميشم

!ويل

پسرم مرده، بايد کوئينُ بکشم

.سلام ليديا

اين قسمت

!ما به يه پزشک نياز داريم

اونا چيکار ميکنند؟

گاسپرها

نه؟ از اينا تا حالا نديدي مگه نه؟

اين مواد آدماي فقيره

خدا نکنه خيلي فقير باشيم

تو پزشکي؟

بستگي داره چه بيماريي داري

و اينکه چي براي مبادله

اين زن بهمون گفت بيايم اينجا گفت شما يه دوست هستين

بيارش داخل سريع

هي

هي

هي نگاه کن

بهت نگفتم؟

همم؟

بهت نگفته بودم؟

...ببين چقدر بزرگ و نورانيه

شش شش هي

اون نزديکه

همينجا، اينطرفه

نزديکه

هي

شش

.تو اومدي منو بکشي

نه، اومدم انتقام پسرمو بگيرم

پسرمون

مرگ اون بيشتر از هرکسه ديگه‌اي منو ناراحت کرد

.خب، حداقل مرگش سبب خير شد

تو "ويلُ" پيدا کردي؟

هنوز داريم ميگرديم

خب بدون اون برنگرد

اينکه يه زن با پسرش توي جنگل تنها بمونند

خيلي بي‌انصافيه

يه چهره‌ي زيبا و جوون ديگه ترکت کرده؟

کي ميخواي ياد بگيري پيرمرد؟

اونا هيچوقت عاشقت نميشند

مهم نيست چقدر سخت تلاش ميکني

.به خاطر همين صداقتته که مث اونا نيستي

.تو هميشه حرف حقُ ميزني .مهم نيست چقدر به ضررت باشه

شايد به همين خاطر بود که تو بارونِ دو قلمرو بودي

قبل از اينکه منو کنار بزني

حالا به خودت نگاه کن

اربابِ هيچي

و حالا هم برگشتي پيش من

فقط واسه اينکه يه خنجر فرو کنم تو قلبت

بزن

رايدر" وقتي بهش فرصت دادم ترديد کرد"

آره. واسه همينه تورو اول از همه دوست دارم

تو هيچوقت بابت بدست آوردن خواسته‌هات نترسيدي

آره

اون زنده ميمونه

آمليا" بهم ميگه بايد از تو تشکر کنم"

هرچي که لازم داريد. مال خودت

ما بنزين نياز داريم

.و سريعترين مسير به سمت ورودي ديوار

ديوار؟

هيچکس سمت ورودي نميره .مگه اينکه تو قل و زنجير باشه

.ولي هرچي که ميخواي ميتوني بنزين برداري

شب که شد

همه جا سياه و تاريک ميشه

.و تا صبح نشده جايي نميتوني بري

.اون بخاطر من زخمي شد

چرا همچين چيزيُ بهم ميگي؟

ميخواي اخلاقمو عوض کني؟

بزنم تو گوشِت؟

تا بهت بگم چه آدم بدي هستي؟

خب، شايد تو آدم خوبي نباشي

.شايد هيچ آدم خوبي باقي نمونده باشه

ولي من آدماي ناجور زيادي ديدم

...و باور کن پسر

.تو اينقدرام بد نيستي

اودسا"! چرا با بقيه تمرين نميکني؟"

و چرا خواستي منو ملاقات کني؟

من اينجا نميمونم

من شايعاتُ شنيدم

.بارونه تو داره با کوئين متحد ميشه

کي اينو بهت گفت؟

من هفت سال برده‌ي اون مرد بودم

پدرم تو مزارع خشخاشش جونشو از دست داد

اگه بيوه با اون باشه

پس با بقيه شون هيچ فرقي نداره

چرا فرق داره - چطور؟ -

چون بهت اجازه ميده مادر صداش کني

بجاي اينکه بگي "ارباب"؟

من از وقتي راه رفتنو ياد گرفتم

.بين بارونها دست به دست ميشدم

.و باور کن، همه‌شون عين هم هستند

پس تو ميتوني بارونتو هرچي خواستي صدا بزني

اون هنوز دخترايي مث مارو .وادار ميکنه بريم و بخاطرش بميريم

اينطور نيست؟

اشتباه ميکني

من بيوه‌رو مادر صدا ميکنم .چون به من زندگي داد

من هم يه زماني برده بودم

يه کارگر خونگي براي شوهر بيوه بودم

و هرشبي که

بيوه ميخوابيد

.اون مرد ميومد در اتاق منو ميزد

اون ميتونست هر عروسکه ديگه‌ايُ .که ميخواست از خيابوناي ديوار داشته باشه

ولي اونارو نميخواست

اون ميگفت :"نميتوني به يه "عروسک پول بدي تا دوستت داشته باشه

مث اين تيلدا کوچيکه پيدا نميشه

قسمت بدش اين بود

اينکه مجبور بشي درحالي که اومده روي من و مث سگ داره بو ميکشه

"بهش بگي "دوستت دارم بارون

يه بار يادم رفت بگم

اون کاري کرد که هيچوقت يادم نره

هيچوقت هيچوقت

براي همين يه چاقوي نون بري از آشپزخانه برداشتم

اون شب نشستم روي تختم

.چاقو به دست منتظر موندم تا

وقتي صداي در زدنشو .شنيدم فرو کنم توي قلب خودم

صبر کردم

و صبر کردم

ولي هيچوقت صداي در زدن نشنيدم

صبح فردا

بيوه ازم خواست بخاطر اينکه .زودتر اونو نکشته من ببخشمش

.اين بهترين لطفي بود که يه نفر در حق من کرد

اين اولين باري بود که من به يه نفر گفتم "دوستت دارم" و جدي هم گفتم

باشه

من ميمونم

ولي نه بخاطر بيوه

تيلدا

بيوه ميخواد ببينتت

والدو صبر کن

...اونجا با اودسا چرت نگو -

ببين برام مهم نيست به کي ور ميري

ولي فراموش نکن راجب به ساني چي بهت گفتم

اجازه نده يه رابطه باعث .بشه روي تصميماتت تاثير بگذاره

.چون اينجور چيزا ميتونه تورو به کشتن بده

و من هم تازه داشت ازت خوشم ميومد

يکم مونده بود

نگاه کن، بازم فراري

منکه نميدونم اينارو کجا بايد جا بديم

چون ديگه جا نداريم

ويل؟

...اين

ساني هم با توـه؟ ام کي؟

.من بايد بيوه رو ببينم

اي دزد بيشرف

کسي از من دزدي نميکنه

از يکم خون ترسيدي؟

خواهش ميکنم متاسفم

متاسف ميشي

ام کي

آوا

راهبا دارند مياند دنبالمون

بايد حرکت کنيم

نميتونم تصور کنه کوئين .تورو تو چه شرايطي گذاشته بود

ولي ديگه اينجا پيش ما جات امنه

هم تو و هم پسر ساني

قول ميدم

متشکرم

شنيدم تو يکي از اونايي هستي که قول داده

مارو از بدلندز خارج کنه

خب خيلي هم خوب پيش نرفت مگه نه؟

متاسفم

شايد بتونم کمک کنم اونو پيداش کني

ولي قبلش يه خواهش دارم

فکر ميکني بتوني نشونم بدي کوئين کجا تورو نگه ميداشت؟

.من ازت نميخوام که دوباره به اونجا نزديک بشي

فقط ميخوام مطمئن بشم اون دوباره به کسي صدمه نميزنه

.آره فک کنم بدونم

ميشه يه لطفي بکني

و از اون کشو يه چيزيو برام بياري؟

ام کي اينو از من دزديد

من...من نميدونستم

اون پسر هميشه پر از غافلگيريه

ميتوني اين کلماتو ترجمه کني؟

نه

.من هيچوقت زباني مث اين نديدم

دوباره سعي کن

خيلي مهمه

More Farsi Persian subtitles for Into the Badlands

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left