نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
وای از این رو به اون رو شدی که برادر
ـه؟most lab اون هوانگ ته یونگ بچه سوسول رئیس
نه
تو الان رئیس دوشین هایتک ای
اون روز راجع به بابام یکم زیاده روی کردم
فکر کنم میخواستم از خانوادهت واسه به فنا دادن خانوادهم ناراحت باشم
از اونجایی که پولداری، این دفعه رو از خیرم بگذر
همینکارو میکنم
ولی مصاحبه رو انجام نمیدم
هی، من دارم واسه یه برنامهی ویژه راجع به شرکتای نوپا آماده میشم
نکاتتو از ب بسم الله تا ن پایان تو برنامهمون بگو
بیخیال
نگران نباش، بخدا اذیتت نمیکنیم
در واقع نمیتونیم بکنیم، ما از دی اس تی وی ایم
وابستهی گروه دوشین
بیخیال به خاطر دوستیمونم شده انجامش بده
کمکم کن
ته یونگ داره میگه نه دیگه
سیریش نشو
کسی ندونه فکر میکنه میخوای مخشو بزنی
یکم خوددار باش
یوجین
بعدا میبینمت
خوشحالم ردش کردی
اون میخواد باهات مصاحبه کنه و ازت آتو پیدا کنه
میدونم
باشه پس بعدا میبینمت دیگه
اینا مال منن، آره؟
مرسی، خوشگلن
باورم نمیشه سر منم شیره مالیدی
بابت بازگشت شکوهمندانهت میبخشمت
الان دیگه میتونیم بریم سر قضیهی عروسی، درسته؟
هر طور تو بخوای
به سلامتی- خدایا-
هوانگ ته یونگ پدرسگ
فکر میکردم با بقیهی قاشق طلاییا فرق داره
آدمای پولدار همشون سر و ته یه کرباسن
عوضی واقعی تویی
!بهم گفتی ته یونگ فقط بعد استعفا رئیست بوده
و اینکه با جوهی حرف زدی؟
راجع به کمپانیت پرسید
نویسندگی مستندات میخواد با ته یونگ مصاحبه کنه
جوهی مصاحبه میکنه؟- من همه چیو بهش گفتم-
که به مشکلات استخدام هیچ توجهی نکرد وقتی کمپانیو فروخت
و این که از قصد قیمت سهامو به فنا داد که سهام دوشین هایتک رو بخره
آیگو
هی تو باید سعی کنی خودتو بکشی بالا نه این که مثل دانشمندای عقده ای رفتار کنی
چطوری میخوای اینجوری پولدار شی؟
حالا هرچی
پولدار؟
بچه ها
،اگه میتونستین پولدار بشین
بابا مامانتونو عوض میکردین؟
فقط یه فکر چرته
این چه چیزشریه؟- این چه چیزشریه؟-
مگه نه؟
این چیه دیگه؟
"یه قاشق طلایی 30 هزار وونی میتونه تو رو پولدار کنه"
"سه تا شانس؟"
"پولدار شدن با عوض کردن پدر و مادر؟"
هوانگ ته یونگ دیگه رئیسه
لی سونگ چون چه غلطی داری میکنی تو؟
مامان
زهرماری خوردی؟
دونگ کیونگ از کارش استعفا داده پس یه نوشیدنی باهم زدیم
چرا استعفا داده؟ میگفت کمپانی خوبیه که
گرفتن اون کار نباید آسون بوده باشه
مامان
متاسفم
پسرت هنوزم بیکار و علافه، هیچ پولی درنمیاره
چی داری میگی؟
من میدونم پسرم داره تمام تلاششو میکنه
مسخره بازی درنیار و بدش به من، من میارمش
مامان وقتی پول درآوردم، اول واسهت یه آپارتمان میخرم
،از این خونهی کپک زده با سوسکاش میریم
و میریم یه خونهی 85 متر مکعبی با 3 تا اتاق و 2 تا دستشویی
مطمئن باش یکی واسهت میخرم
مرسی که اینو میگی
پسرم، میبینم که سریع دویدی پیش مامان جونت
جایی میری؟- چی؟-
باز داری میری زهرماری بخری؟
عه از کجا فهمیدی؟- خدای من-
نظرت چیه باهم یه نوشیدنی بزنیم؟ خیلی وقت شده
!من پایهم- حله-
پس من میرم یکم بخرم
خدای من نه، پسر گلم تو برو تو
من زودی میرم میخرم پس تو برو تو
بریم تو- برو-
زود بیا- خیلی طول نمیکشه-
...باید خیلی بخاطر پدر و مادر فقیرش عذاب کشیده باشه
که همچین داستانی به سرش زده
متاسفم سونگ چون
،بهشون گفتم تو جلسهی هیئت مدیره وقت بکشن
که تو نگران نباشی
ما میگیم که به خاطر دلایل شخصی از سمتت استعفا دادی
چیه؟
موندم چی تو کلهته
،الان که ته یونگ اینجوری برگشته
میتونستی خیلی راحت بندازیم سطل آشغال
چرا میخوای بازیافتم کنی؟
جون ته
روزی که واسه اولین بار دیدمت یادم اومد
اون موقع چند سالت بود؟ یه دانش آموز؟
،بنظر میومد اعتماد به سقف داری
ولی ناخونات همهشون به فنا رفته بودن
دقیقا مثل بچگی ته یونگ
خیلی وقت پیش بود
دلم واست سوخت
و فکر کردم میتونم بهت اعتماد کنم
چون بچه های بدبخت
به کسایی که بهشون اعتماد میکنن وفادارن
درسته، همیشه میخواستم مورد علاقهت باشم
...مرسی که منو درک
ولی جرئت کردی به پول من دست درازی کنی آشغال؟
،اگه یه بار دیگه دستت به پولام بخوره
اونموقع ناخونات که هیچی، کل دستتو به فنا میدم
پولایی که به جیب زدیو برگردون سرجاش
،البته
صددرصد واسهم آمادهشون کردی، نه؟
برو
تا وقتی نگفتم خیلی آفتابی نشو
میخوای با ته یونگ مصاحبه کنی؟
ببخشید که واسه درخواست همچین چیزی یهویی مزاحم اوقات شریف شدم
اگه بهت کمک میکنه، میپرسم
ولی این خیلی یهوییه
فکر میکردم با ما راحت نباشی چون از یو بی اس جلو زدیم
گذشته ها گذشته، اون خیلی وقت پیش بود
حرف زدن باهاشو یه امتحانی میکنم ولی چیزیو تضمین نمیکنم
مرسی خانم
پس یعنی میخواد بره سراغ ته یونگ؟
چه چیز خفنی بشه پس
داری میری به این زودی؟
بله، بعد این که رفتم دستشویی
دستشویی این طرفه
من مطمئنم ته یونگ باباتو کشته
مدرک داری؟
خون رئیس نا روی ژاکت ته یونگ بود
البته که ژاکتو نگه نداشته
تبریک میگم قربان
تبریک میگم- تبریک میگم-
چقد خجالت آور
باید مراسم تحلیف براتون برگزار میکردیم
هرچقدم که سرمون شلوغ بوده
هرچند دیره ولی الان واسهش آماده بشیم؟
فقط حروم کردن پول و وقته
،حالا که بحثش شد
بعضیاتون
واسهم پیام و هدیه میفرستادین از روی وفاداری
واسه کمپانی کار کنین، نه واسه من
کارکنای جدیدمون حقوق سالانه حدود 40 میلیون وون میگیرن
شما ها حداقل 1 میلیارد میگیرین
این یعنی
شما باید بتونین کار 25 تا تازه کارو انجام بدین
،از اونجایی که منم اینجا تازه کارم
از حقوق سالانهی 40 میلیون وونی شروع میکنم
مشتاق همکاری باهاتونم
ماهم باید از حقوقمون بزنیم؟
اون داره میگه اگه به اندازهی پولی که میگیریم کار نکنیم اخراج میشیم
خدایا، از این به بعد قراره پدرمون دربیاد
خدایا- این بده-
زیادی خشن نشدین؟
مهم نیست
دوست ندارم با کسی بسازم
ده سال طول کشید که به اینجا برسم
از اونجایی که کار سو جون ته رو ساختی یکم اروم تر پیش بری هم مشکلی نداره
تو به بابام اعتماد داری؟
جنگ اصلی تازه شروع میشه
اون بهم آسون نمیگیره چون پسرشم
باید بابامو کنار بزنم
توهم آماده شو
بله قربان
ولی الان باید بریم
آه
ملاقات خونوادهی عروس؟
...میتونستین شما راجع به تاریخ عروسی تصمیم بگیرین آقای اوه
منظورم، پدر عروس آیندهمونه
ما هروقت شما بگین رو اوکی میکنیم
ممنونم
باورم نمیشه یوجین قشنگم داره میره خونهی بخت
شاید از بیرون خیلی سرد به نظر بیاد، ولی دختر مهربونیه
وقتی بچه بود، به دوست فقیرش
پول و غذا میداد
من خیلی دعواش کردم
هردفعه بهش میگفتم
اون پول مثل خون میمونه
اگه به آدمی که گروه خونیش فرق داره خون اهدا کنی چی میشه؟
تهش میمیرن
پس، خون ما... پول ما
نباید با مال بقیه قاتی بشه
باید با آدمای هم سطحمون قاتی شه
درست نمیگم؟
در واقع درست میگید- مگه نه؟-
ولی شما مشکلی براتون پیش نمیاد؟
ببخشید؟- ،همونطور که گفتی-
ازدواج یعنی خون و پول رو قاطی کردن
میتونی تحملش کنی؟
شما در حد ما نیستی
عسلم
حدس میزنم یکم زيادی خورده لطفا بهش توجه نکنین
No comments yet. Be the first to leave one.