نخستین 200 خط.
.این سریال برگرفته از رویدادهای واقعی است
.نامها، حوادث، و مکانها ساختگی هستند
.هرگونه تشابه با اشخاص حقیقی، تصادفی است
«:RainyDay مـتـرجـم: مــانــی :»
خالی بود؟ - اینطور به نظر میاد -
هنوز هیچ اثری از مواد شیمیایی یا جسد انسان وجود نداره
پس چرا آتیشش زدن؟
شاید میخواستن از شرش خلاص بشن
از کجا اومدن؟ - اردوگاه -
کجا رفتن؟ - برگشتن. ردیاب که اینطور نشون میده -
چرا باید این همه راه رو بیان؟
اوضاع چطوره؟
سلام والتر
یکم طول کشید. بفرما
چیزی توش هست؟
«مارک گیورز»
رئیس بخش مواد مخدر
میشناسمش
چقدر خوب میشناسیش؟
به قدر کافی
پس دست به کار شو
.من چند هفته حرکتی نمیکنم کلی واسم ضرر به بار میاره
رئیس - صبح بخیر -
عجله کن
بفرمایید
سلام - صبح بخیر -
یه گپ اینجا، یه گپ اونجا
درباره چی؟
گپ و گفت کوتاه
آره نیک
مسائل مربوط به اردوگاه
سلام همسایه
سلام
خوبی؟ - آره -
سلام
عزیزم
چه بوی خوبی. چیه؟ - پاستای سبزیجات -
چیز دیگهای در مورد افرادش پیدا کردین؟ - نه، هیچی -
تونستین داخل خونه بشین؟ - آره، ولی فقط یه بار -
بچهها، الان سه هفته گذشته
باید نگران باشم؟
ارتباط اجتماعی؟ یعنی چی؟
دست روی دست گذاشتن و صحبت در مورد آب و هوا؟
.نه، بیشتر از این چیزا حرفایی در مورد اردوگاه
توی گزارش چیزی اشاره نشده
یه ماه گذشته
.مارک، یکم بیشتر زمان بده خودت میدونی که برخورد غیر مستقیم زمان میبره
نیک، اوضاع رو درست کن، باشه؟
خب؟
خوب پیش میره - واقعاً؟ -
خیالتون جمع، خانم دادستان
ارتباط اجتماعی برقرار کردن
بزودی منتظر نتایج هستم
.یکم واسه خودمون زمان خریدم با فری ارتباط برقرار کن
سلام همسایه
سلام - خوبی؟ -
آره، ممنون. میخوای سوار بشیم؟
نه، من مواظب وسایل دوستام هستم
و از این همه سر و صدا خوشم نمیاد
شوهرت میاد؟ - داره مسابقات "تور دو فرانس" رو میبینه -
هی، قیافه آشنا میبینم
سلام - سلام -
من در طول هفته زیاد به خارج از کشور سفر میکنم
.خیلی خوب به نظر میاد سفر کردن، دیدن دنیا
ولی باید بگم خوشحالم که آخر هفتهها میام خونه
با اینکه خونه است
خب شما چطوی با هم آشنا شدین؟
ما همدیگه رو توی فرودگاه دیدیم
توی برزیل - واقعاً؟ -
آره - بابا، من خرس میخوام -
نه عزیزم. ما نمیتونیم ببریم
بیا این بازی رو بکنیم - حداقل میتونی یه امتحانی بکنی -
سونیا میشه اینقدر نق نزنی؟ - اوه -
هی یورگن، اصلاً سخت نیست. بیا دیگه
ممنون
عزیزم - بله؟ -
چند تا ضربه میتونم بزنم؟ - سه تا -
سه تا؟
یکی هم کافیه
اوه، شروع خوبی نبود عزیزم - سونیا -
آفرین یورگن
بذار پیتر امتحان کنه
اون پیری چطوری میخواد ضربه بزنه؟
عزیزم، خرس دوست داری؟
چی باید بگی؟ - ممنونم -
این کامپیوتریه، مگه نه؟ اینطوری دستکاری شده
من تشنمه. بریم نوشیدنی بخوریم؟
.فکر خوبیه. یه کافه اونجاست شما دوتا میتونین از خودتون تعریف کنین
باشه. تو میای؟ - من میرم خونه. سردرد دارم -
پس فعلاً - خداحافظ -
گردو
انگار چیزی هم قراره گیرش بیاد
خداحافظ - خداحافظ -
هی، امشب میری قاطی مرغا
خیلی خوش گذشت
واقعاً خوشوقت شدم از آشنایی - سونیا -
.برای کف خونه بیاید به نمایشگاه تخفیف خوبی میدم
.لطف دارین ولی من که چشمم آب نمیخوره این آقا بخاری ازش بلند نمیشه
دوباره شروع نکن
ولی برای کف خونه چیزی لازم ندارین !به جز یه چکش کوچولو
بیا بریم عزیزم - خداحافظ -
هی
این به نظرت عادیه؟
میشه یه خرده با یورگن بهتر برخورد کنی؟
آدم بدبختیه
آره، ولی دروازه رسیدن ما به فریـه
یه نوشیدنی دیگه بخوریم؟
مگه متاهل نیستی؟
تو چطور؟
یک ماه گذشته
من هیچی در موردت نمیدونم - چون چیزی برای گفتن وجود نداره -
سلام عزیزم
سلام
عسلم
هنوز سردرد داری؟
خوب نیست
بهتره بری دکتر - «میرم پیش «لودو -
نه، یه دکتر واقعی برو
اونا هیچی سر در نمیارن
فری؟
هنوزم برات جذابم؟
معلومه. این چه سوالیه؟
هان؟
من دیوونهاتم
میدونی چی واسه سردرد خوبه؟ - چی؟ -
نه
آره - نه، فری نه -
نه، نه، نه - آره، آره. بیا اینجا -
حوصله ندارم - چرا، داری -
فری، دندوناتو مسواک نزدی
مواظب باش، اون زیپ بازه - آره، عیب نداره -
حاضری؟ - آره -
.حالت اول پای چپ میاد جلو، پای راست میره عقب
چونه پایین - بله -
آرنج کنار دنده قرار میگیره - بله -
.چونه پایین، چون پایین !دندههات یادت باشه. بووم! یه لگد به پایین تنه
بووم! دوباره. باشه؟ - بله -
فنـه، درسته؟
سلام عزیزم
سلام زیبای خفته
چیکار میکنین؟ - یورگن قبلاً کیک بوکس کار میکرده -
کاناپه راحت بود؟
دیدم روش خوابیدی
آره، وقتی مست میکنه صدای خر و پفش یکم بلند میشه
من باشم تحملش نمیکنم
بیا اینجا عزیزم
بله
فعلاً خداحافظ
امشب میریم کلوپ رقص، اگه دوست داشتین
فکر نکنم بیایم
بیخیال دیگه
تو مجبور نیستی بیای
انوک تنها میتونه بیاد
ببینیم چی میشه، خب؟ - باشه -
خداحافظ - خداحافظ عزیز -
از این یارو خوشم نمیاد
بیخیال شو
فقط ازش دور بمون، خب؟
حسودی میکنی؟
میدونم چه جور آدمیه. دردسر سازه
فری و دنیلا هم امشب میان
من کارمو بلدم، خب؟
بله، امیدوارم یه نتیجهای حاصل بشه
نیک، بهشون بگو با همهاشون یهجور رفتار نکنه
.من لیست هزینهها رو دیدم ممکنه یه مقدار تردید کنن
آره، خوبه. بعداً در موردش حرف میزنیم
سلام والتر
طبقه سوم؟
بله
اوضاع چطوره؟
مشکلی هست؟ - خب -
اگه بعداً پایه نوشیدنی بودی، من هستم
راستش نمیدونم - مشکلی نیست -
فقط میخواستم
راستش، باشه قبوله
میتونم یه آبجو بخورم
باشه
بعداً میبینمت - باشه، میبینمت -
دنیلا
من تنش و فشار حس میکنم
کلی تنش
و مدتی میشه که در بدنت جمع شده
ولی یه چیز جدید وجود داره
یه چیز جدید استرس رو وارد زندگیت کرده
و این بیشتر سردردها و بیخوابیهات رو توضیح میده
میخوام روی سرت کار کنم
ولی باید خودتو کامل جدا کنی
هیچ ضربهای از بیرون نباید در کار باشه
.باید به آسودگی دست پیدا کنی این واقعاً مهمه
باشه؟ - بله -
شدیده، مگه نه؟
بله
هنوز به موسیقیای که بهت دادم گوش میکنی؟
بله، اکثر اوقات
کمک میکنه آروم بشی
یه صدی، لطفاً
اوه، بله. ببخشید
یه چیز دیگه دارم
ایناهاش
اسپری روحیه. جدیده
No comments yet. Be the first to leave one.