هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Tale ot Nokdu E05 DingoSub
ناشر DingoSub
کاری از تیم ترجمه دینگو ، برای دریافت هرچه سریعتر زیرنویس ها به کانال دینگو مراجعه کنید @DingoSub

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-10-20
تعداد دانلود: 10
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تو کی هستی؟

اینجا چیکار میکنی؟

میخوای نقشه م رو به هم بریزی؟

منظورت چیه؟

من چون شنیدم گیرافتادی اومدم

بابا اینا همش نقشه منه

باید اول برم تو خونه که ماموریتو انجام بدم

بعدشم، میخواستی بدون تغییر قیافه شمشیر بکشی؟

ببخشید

دقیقا کی هستی شما؟

چطور جرات می کنی؟- چی؟-

کی گفت پابرهنه بپری وسط حرف ما؟

...من می- تو کی هستی؟-

درست صدام کن بیشعور

اون دوستمه

!نزدیک نشین ببینم

برو

برو

من؟- بله-

!کافیه

چطور میتونی؟

!ای سلیطه

شما کی هستی؟

معذرت میخوام

...راستش اون عروسی که اونجا زندگی میکنه

منظورتون بانو کیمه؟

بله

من دوستشم

جون اون الان در خطره

من اینجائم. پس نگران نباشین

ممنون که کمکمون می کنین

...بهرحال، این دفتر دولتی

...خیلی وقته با پدرشوهر اون

ساخت و پاخت دارن

حرفمون به جایی نمیرسه

باید می اومدی داخل

چرا یهو گستاخ شدی و معرکه به پا کردی؟

چطور جرات میکنی تحقیرم کنی؟

شما کی هستین؟

همون بانوی روستای بیوه ها نیستین؟

اون دلبر از پشت؟

چرا همش جلوی راه من سبز میشین؟

منم نمی فهمم والا

چطور میتونین یه بار دیگه مزاحمم بشین؟

!کجاوه رو باز کنین

بله قربان- بله قربان-

چطور جرات میکنی؟

!کافیه- باید بیشتر بزنمت؟-

!تکون نخورین

اونقدر که باید نوش جان نکردی؟

وایسا ببینم. تو کی هستی؟

هیچکدوم شما عروس من نیستین

اون دقیقا کجاست؟

!هردوشونو بیارین داخل

بله

...شما دوتا ، بهتره بگین

!کی و چطور جاتونو باهاش عوض کردین

!تمومش کنین

اینجا چه خبره؟

قربان لطفا برگردین. قضیه خانوادگیه

چطور خانوادگیه وقتی این همه افراد مسلح اینجان؟

!همشونو دستگیر کنین

!بله قربان- !بله قربان

!زود باش- !دنبالم بیا-

!بیا اینجا- !دنبالم بیا-

!بیا اینجا- !ما بیگناهیم-

!بیا اینجا- یه لحظه-

!دست به من نزن

!بجنب- ای خدا-

!هی

!هی- !بیا ببینم-

خدای من

ای خدایا

بخاطر خیلی چیزا یه معذرت خواهی بهتون بدهکارم

حرفشم نزن

اون مادرته. من باید کمکش می کردم

بنظر میاد صمیمی باشن

بعله. شنیدم خیلی نزدیکن

واقعا حرفی که زدی رو باور کرد؟

آره. چون بعد ازدواجم از خونه بیرون نیومدم

امکان نداره از قیافم منو شناخته باشه

چرا با بانوت نرفتی؟

میتونستین دوتایی فرار کنین

تو اونجا چیکار می کردی؟

چی؟

تو و چا یول مو توی اون خونه چیکار کردین؟

چرا می پرسی؟

...تو که بالاخره زنی که دلتنگش بودی رو دیدی

و موقع نجات دادنش تقریبا خودتو به کشتن دادی

این وسط کنجکاو شدی ما داشتیم چکار می کردیم؟

چرا می پرسی؟

کنجکاو بودم

چی؟

اینکه کنجکاو بودم، غلطه؟

ای خدا

عجب بیشعوری هستی

ای ونجه. ولم کن ببینم

حالا که این همه راه تا اینجا اومدیم

حیفه بدون اون برگردیم

ای خدا. یه نگاه به اینجا بنداز

هانیانگ خیلی بزرگه

چجوری نوکدو رو پیدا کنیم؟

یا راهی خوهم یافت یا راهی خواهم ساخت

!کوچولوی بلابرده

...خب

من بعد رفتن از جزیره رد اون قاتلو گرفتم

دیدم اون قاتله رفت توی یه روستا پر از بیوه

یه روستا پر از بیوه؟

یا قمر بنی هاشم

راستی

...تو- آره. یه روستا پر بیوه-

ممنون

وقتی رفتم تو روستا

گفتن ورود آقایان ممنوعه و به باد کتک گرفتنم

...حتی اونجا با یه بیوه دعوام شد

و اینجام زخم شد

یا خدا

بعد برگشتم هانیانگ

میخوام صبر کنم فرصتش پیش بیاد دوباره برم اونجا

...احیانا یه دسته قاتل

که زنا رهبریشون کنن، نمیشناسی؟

زنا؟

...ولی میدونی

بذار برم دست به آب

زنا از من خوششون نمیاد

هی داداش! گوش میدی؟

بهتره من برم پیداش کنم تا باباش

امیدوارم حال و احوالش خوب باشه

...انگ دو

چی؟ کجا رفت این بچه؟

انگ دو

!هوانگ انگ دو

من اینجام

یا صاحب وحشت

چرا دهنت می جنبه؟ کجا رفتی بخور بخور کردی؟

تو که اینقدر کشته مرده غذایی. چجوری میخوای نوکدو رو پیدا کنی؟

فکر کنم همین زودیا پیداش می کنیم

منظورت چیه؟

مطمئنم خودشه

هنوز اون زخم اطراف چشمش هست

پس فقط باید دنبال همچین زخمی بگردین

الان تعدادمون کافی نیست

روستای مودام؟

بهت که گفتم

درسته

هوانگ جانگ گون هنوز برنگشته

شاید شانسش بزنه و نوکدو رو توی هانیانگ ببینه

امیدوارم بخاطر همین باشه

پدر، باید فرار کنیم

دستمو بگیر

پدر ، شما برو اون طرف

من میرم این طرف

چی داری میگی؟

...این مسیر هم

به اون غاری که استاد هوانگ بهمون گفت، میرسه

اونجا همو میبینیم- خب میشه با هم بریم-

بجنب- زود باش برو پدر-

این مسیر برای من بهتره چون شیبش کمتره

اگه با هم بریم، فقط هردو توی خطر میفتیم

پس من گولشون میزنم

بیاین همو توی غار ببینیم

مواقب باش- چشم-

قسمت پنجم "دوستت دارم ارباب یول مو" -♥ کاری از تیم ترجمه دینگو ♥-

...من...من

عالیجناب تشریف آوردند

عالیجناب

!از سر راهم برید کنار

عالیجناب

من مطمئنم این کار، کار ملکه بیوه ست

چطور جرات میکنی؟

میتونی مسئولیت حرفی رو که زدی، بپذیری؟

متاسفم که اینو عرض میکنم

...ولی شایعاتی هست که ملکه بیوه جادوگرانی رو

به قصرش دعوت می کرده

...حیوانی که نماد سال تولد شما بوده

...زیر درخت شاهزاده یونگچانگ

سلاخی شده

فکر میکنین چه معنی ای داره؟

...ازت میخوام تحقیق کنی و بفهمی

چه کسی و چرا همچین کاری کرده

توی هانیانگ دیده شده؟

بله. همین الان یه پیام مخفی به دستم رسید

اگه میدونستم اونجاست، یه کم بیشتر اونجا می موندم

فکر میکنی دول له رفته هانیانگ که اونو پیدا کنه؟

اگه قضیه این بود، باید می رفت آسه وون

ولی نشنیدم رفته باشه اونجا

!خانوما

معاون رییس ازمون خواسته بریم گیسانگ خونه

بانو کیم، عرضی داشتم خدمتتون

بانو کیم

بانو کیم. بانو کیم

از همگی میخوام تمرکز کنین

همه چی رو با نهایت صداقت ممکن حاضر کنین

!عشق مادرانه تونو بذارین سرش. همگی تمرکز کنن

چنکیک های گوشتو بذارین اونجا

بانو کیم اونا رو دوست داره

نه نه، بذار اونجا

فکر کردم مهمونی دعوت شدیم

ولی انگار اومدیم براتون بیگاری کنیم

درسته. نه؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left