نخستین 200 خط.
!یویی چان، امروزم موهات ناز حالت گرفتن
.روبانت هم گنده و قشنگه
.اینجوریاست دیگه
میو
چند لحظه پیشم یه عکس روی «میوستاگرام» آپلود کردم .و حالا گوشیم با لایک داره منفجر میشه
میو
.ما اینیم دیگه
میو
.باتریم تموم میشه
میو
.این یارو همیشه اول از همه نظر میذاره
«.امروزم عکست ناز و عالی شده»
«عکسی از زاویه پایین تر نداری؟»
منظورش از زاویه پایین تر چیه؟
،نگاه تاکاناشی سان چقدر امروز خوشگل شده
.یه لحظه زبونم بند اومد
.آدم وقتی با یه شاهدخت روبرو میشه این شکلی میشه
شاهدخت
.هر وقت تاناکاشی میاد همینجوری میشه
...حتی وقتی مدرسه نمیاومد هم
!همه میگفتن از من خوشگلتره
!اصلاً هم جالب نیست
.میخوام برم خونه بازی کنم
قسمت 05 : خدمتکارم همه جا هستش
!تاکاناشی میشا، یه روز از همین روزا شکستت میدم
.کافیه خودم رو خوشگلتر از تو کنم
،اینجا از دخترای دبستانی عکس میگیرن
جای معروفی که میتونی عکس بگیری .و بری روی جلد مجله دختران جذاب دبستانی
.کافیه اینجا قدم بزنم و هزارتا عکس ازم گرفته بشه
...صدبار رفتم و اومدم، دیگه پاهام درد گرفته
.ولی واسه محبوب شدن باید استقامت داشت و دل و جرات داشت
آهای، میتونم ازت عکس بگیرم؟
!بالاخره
!بازم اومد
چرا همش سرِ راهم سبز میشه؟
.میبخشید، من اهل اینجور چیزا نیستم
!و ردشون کرد
...بخاطر اینکار نمیبخشمش
...تاکاناشی
!باهام مسابقه بده
ها؟
یه مُدپرست! ترسناکه
موریکاوا سان؟
ها؟ میشناسیش؟
.همکلاسیمونه. اسمش موریکاوا یویی سانه
!فکر کردی اینکه منو یادت نمیاد رو میبخشم؟
.ببخشید
منظورت از مسابقه چیه؟
مگه معلوم نیست؟
!میخوایم ببینیم کی بیشتر زور میزنه
...خب اگه میخوای زور بزنی برو دستشویی
!درباره خیس کردنِ خودم حرف نمیزنم
!درباره خوشگل بودن حرف میزنم
!میخوایم بفهمیم کی از اون یکی خوشگلتره
.چه دردسری
.خب تو که خیلی خوشگل تری
.تموم شد
ها؟
!داری مسخره م میکنی
ها؟
.میشا چان، گمونم بهتره مسابقه ش رو قبول کنی
.احتمالا تا قبول نکنی دست بردار نباشه
.و همکلاسی هم هستیم
...خیلی رو مخهها
.بالاخره یه بار با یه دوست اومدم خرید
!نمیخوام کسی مزاحمم بشه
.باشه، قبول میکنم
.و باید سریع تمومش کنیم
.از اول همینکارو میکردی
.من ناظر این مسابقه میشم
...اون صدا
!و اون پاها
عضلات
.خوب شناختی، بانو
.درست فهمیدی
!من که بهت نگفته بودم امروز اینجا میام
...اتفاقی واسه پخش این بادکنکا اینجا اومدم
!از خونه که در اومدی تعقیبت کردم
!صدای تو ذهنت داشت چیز دیگه ای میگفت
این دیگه کیه؟
.خدمتکار میشا چان
!خدمتکار؟
خیلی پولدارین؟
!خوشگلی و اینقدر هم پولدارین؟
.دنبالم روونه ست
...اینجور که تو میگی من عین مجرما میشم
هوم؟
!بادکنک میخوام
!چه وروجک خوشگلی
این بادکنک، اینم آیدیِ من تو «لایم» و .و اینم شماره تلفنم
.آره، مجرمی دیگه
.کاغذ دادن به دیگران که جرم نیست
وای، تو چه مرگته؟
.باید ببخشید، موریکاوا ساما
،شاید جای من نباشه که این بحث رو پیش بکشم
ولی به قوانین این مسابقه خوشگلترین دختر فکر کردید؟
!معلومه که فکر کردم
،یک ساعت زمان داریم و با پولی که الان دستمونه
.باید بهترین لباسا رو تو این مغازهها پیدا کنیم
.کسی که خوشگلتر شد برنده ست
!داور هم واشیزاکیه
من؟
.عادلانه قضاوت کنیا
...باشه
میشا چان، چقدر پول داری؟
!ببینم، 12000 ین
!12000ین؟
اینقدر پولدارین؟
!خوشگلی و اینقدر هم پولدارین؟
...وقتی یاسوهیرو شنید که با دوستم میام بیرون
...که اینطور
.با این یه چیزی بگیرین بخورین
.اینقدر پول بهم داد
.پول توجیبیِ همیشگیم 2000 ینه
.منم تازه پول توجیبیم رو گرفتم
اینقدر توجیبی واسه کسی که کلاس دومه خوبه دیگه، نه؟
.آره، منم همینقدر میگیرم
مطمئنی میخوای مسابقه بدی؟
میخوای منم 512 ین خرج کنم؟
!دلسوزیت رو نمیخوام
.من همین الانشم لباسای قشنگی تنمه
.تو باید از صفر شروع کنی
پلیور هودی
کوله پشتی
شلوار کوتاه
کفش معمولی
...درسته، بانو لباسای معمولی تنشه
روبان
روبان سر
زیرپیراهنی زنانه
دستبند
تی شرت
کیف روی بغل
جوراب بلند دامن دنیم کفش اجرا
.و موریکاوا سان لباسای سطح 50 تنشه
با همین 512 ین بهت نشون میدم که من چقدر ازت بهترم
ولی واشیزاکی، وقتی داری قضاوت میکنی .وضعیت مالی هر دو طرف رو یادت باشه
.آه، باشه
.خیلی خب
پس یک ساعت دیگه همینجا همدیگه رو ببینیم؟
!حله
.حالا دیگه رئیس مسابقه هم شد
!به پیش
.لباس، کفش و کیف رو دارم
.اصلاً با 512 ین نمیشد اینا رو خرید
...که یعنی فقط یه چیز مونده بخرم
.عجب دردسری شد
ولی باحال هم هست، مگه نه؟
.خب، من که از اولم قصد داشتم لباس بخرم
.ولی نمیدونم چی بخرم
خوشگل شدن یعنی چی؟
.اون یکی مغازه لباسای دخترونه تری داره
.من اون رو پیشنهاد میدم
هوم؟
من کی ام؟
.یه مُدشناسم که از اینجا رد میشدم
خجالت نمیکشی؟
.همش 2 صدم ثانیه کافیه تا بشناسمت
!هـــه
.ایول بانو
.چشمای تیزی داری
.اگه چشمای پلاستیکی هم داشتم بازم میفهمیدم
.بهرحال، اون خیلی دنبال برنده شدن تو این مسابقه ست
.زشته که من واسه این مسابقه از کسِ دیگه ای کمک بگیرم
!میشا چان
!بانو
چه باحال
.اینکه تی شرت بازیِ «شیطان دریا» ست
.اینو میخرم
!نــه
!و حالا هر دو جلو بیاید
.نمیدونستم چی رو با چی بپوشم
.بجاش یه چیز تکی گرفتم
.پس هیچ مهارتی تو خوشگل کردنِ خودت نداری
و حالا ببین من چطور با 100 ین .این گلا رو خریدم
!اینجوری من برنده میشم
!برنده میشا چانه
!چــــــــــی؟
!چرا؟
.تاناکاشی که همینجور الکی لباس خریده
.ولی خیلی بهش میاد
...و مال تو حس اجبار رو دارن
مگه به چشم اومدن چه عیبی داره؟
!خیلی بهتره که یه عالمه چیز ناز پوشیده باشی
.موریکاوا سان
.یک لحظه منو ببخشید
.و بدون هیچ مشکلی جرم رو مرتکب شد
!چیکار میکنــی؟
ها؟
.الان خیلی نازتر شد
.اونقدر خرت و پرت به خودت آویزون کرده بودی که شلخته به نظر میرسیدی
.بلد نیستی تمرکزت رو روی لباست بذاری
وقتی جوراب بلندت رو در بیاریم .چشم مخاطب بالاتنه ت رو جستجو میکنه
.و اینجوری مردم میتونن پاهای نازت رو هم ببینن
،و بعد اون گلا رو با روبانت یکی میکنیم
.و باقی مونده گلا رو هم سمت چپ میذاریم
.تعداد دستبندهات رو هم کم کردم
.و یک نابرابری بین دست چپ و راستت ایجاد کردم
نظرت چیه، موریکاوا سان؟
!خیلی بهتر شدی
No comments yet. Be the first to leave one.