نخستین 200 خط.
بیست تا شد ببرید به کابین اش
نمیخواد بلند بشی ...هاوک
بابت ضروری بودن زدن شلاق عمیقا متاسفم
متشکرم...قربان
فکر نمیکردم با ذوق و شوق
شلاقم بزنند
خودت گفتی شلاق خوردن مرسومه
می دونم قربان
البته می تونستی درخواست منو قبول نکنی
قسم میخورم یارو شلاق زن چه حالی می کرد
که داره یه افسر را شلاق می زنه
اگه شکست بخوری
میتونی یه بعدازظهر برای سرگرمی
شلاق زن را شلاق بزنی
نقل این حرف ها نیست دوست ندارم شکست بخورم
قایق بلند آماده شده؟
باید تا تاریکی هوا صبر کنی
10روز دیگه میرسی به دیه گو سوارز
جونز و هریس هم همراه شما میآن
خب...کی با آقای کلادزلی ملاقات می کنی؟
سریعا به سمت کیپ تاون محل قرار با او حرکت می کنیم
به رزم ناو جنگی وی ملحق میشم
و طبق برنامه ...یک هفته در شمالی ترین نقطه ماداگاسکار
به گشت زنی خواهیم پرداخت
ترتیبی داده شده تا با گلوله منور به شما علامت بدم
اگه بعد از یک هفته خبری از علامت نشد
خب چون کس و کاری ندارم قاعدتا هیشکی برای من سوگواری نخواهد کرد
انسان های شجاع هیچوقت فراموش نمی شوند
ممنونم قربان...اما
بعضی وقتها اینقدر زنده نمیمونن که به خاطر سپرده شوند
قایق بلند داره نزدیک میشه
ما شمارا پیش کاپیتان برازیلیانو می بریم
خودش می دونه با شما چیکار کنه
سووین
اون چیه ما شنیدیم؟
حقیقت نداره قربان
می دونی تنبیه پنهان کردن غنیمت چیه؟
قسم میخورم چیزی پنهان نکردم کاپیتان برازیلیانو
فقط سهم خودمو برداشتم
دروغ میگی
دوست دارم راستشو بگی
بهتره حقیقت را بگی
و الا غروب نشده حیوونات دل و روده تو خواهند خورد
هیچی برنداشتم
حالا خوبه راستشو بگی
و الا این یکی را میزنم لای پاهات
نه...نزن یه کم برداشتم
قصدم دزدی نبود
جاشو بهتون نشون میدم
بسیار خوب...ببندینش این خوک بو گندو رو
هی...اسپیدفایر
مگه نگفتم به من نزدیک نشو کاپیتان راک
کار سختی از من میخواهی
بهتره یاد بگیری و الا خودم یادت می دم
قبلنا پیشت می اومدم اینقدر جوش نمی آوردی
بعد از رفتار دیشب ات یه جور دیگه باهات برخورد می کنم
کوتاه بیا اسپیدفایر گذشته ها گذشته
کاپیتان برازیلیانو
اینها را با قایق بلندشون توی ساحل گرفتیم
خب چی دارید بگید؟
ما از شرکت هند شرقی فرار کردیم مونسون
برایان هاوک در خدمت شمام خانم
ایشون جونز هستند
هریس..کمک توپچی
فراری..ها؟
حالا اینجا چی میخواهید؟
بادبانی هستیم که هر پرچمی روش نصب میشه طبیعی یه
تو افسری ...نه؟
بخاطر ظاهربهم ریخته ام ببخشید
خب...پس از یک هفته روی قایق بودن
لباسهام پاره شده
اگه میدونستم با خانمی مثل شما ممکنه ملاقات کنم
یه پیشخدمت با خودم می آوردم
خود من هم دقیقا لباس درست حسابی نپوشیدم
روده درازی نکن پرسیدم : افسری؟
خب...جوابش که خیلی روشنه حتی برای شما
اون افسر بود یک ستوان قربان
تا اینکه خلع اش کردند و 20 تا هم شلاق بهش زدند
مزاحم یه مسافر شده بود
یه مسافر..ها؟
از شکل و ریخت ات خوشم نیومد
یه کم مهربون تر باشید کاپیتان
برام زیاد مهم نیست که از من خوشت نمیآد
ببند اون دهنتو والا خودم برات می بندم
از تو بوی گند جاسوسی به دماغم میخوره
اینجا کسی را داری که تائیدت بکنه؟
قربان..ما بخاطر دزدی مشروب زندانی شدیم
توی کشتی باهاش آشنا شدیم
ببریدشون به قسمت فروشی ها
و امشب قبل از اینکه فرماندهان کشتی تجاری بیان ..بیاریدشون
فرماندهان کشتی تجاری ؟
قراره با ما چیکار کنن؟
طوری نیست
یا قاطی دزدان دریائی میشید یا گردنتونو می زنن
اوه
ایکاش وقت داشتم یه اصلاحی می کردم مادام
میخوام اصلاح کرده باشم
آدم ستیزه جوئی هستی؟
چرا نباشم ..مادام
شما خیلی بانشاط و پرانرژی به نظر میآئید
امیدوارم پوستت صافی داشته باشی... آقا
نرم مثل ابریشم اقای جراح
معمولا با این گلو می برم
اما این بار مورد خاصی یه
خب...خلاص مون کن
یعنی میگی..هم جلادی
هم سلمونی و هم جراح؟
اگه این دار زدن ها و
و گلو بریدن ها نبود تاحالا از گرسنگی مرده بودم
دار زدن مال تخلف و جنایت در روی کشتی یه
گلو بریدن مربوط به آزار و اذیت خانم هاست
و یا دزدین اموال غارتی
البته مجازات جاسوس ها به من مربوط نمیشه
اوها را می سپارند به جزر و مد
چه بد
سپردن به جزر و مد چی هست؟
می بندنشون به دیرک هائی که توی ساحل روی صخره نصب کرده اند
طوری که خرچنگ ها به اونها دسترسی داشته باشند
وقتی ستون ها میرن زیر آب
خرچنگ هائی به بزرگی نارگیل بهشون حمله می کنند
هنوز آب به سرشون نرسیده
خرچنگ ها تا کمر گوشت هاشونو خوردند خودم دیدم
حوله را بده ارشمیدوس
به نظر زندگی روبراهی داری؟
بعله...قربان
آرایشگری یه دیگه
توی ذات منه قربان
از اسپیت فایر استیونس هم ممنونم که منو فرستاد پیش شما
اسپیت فایر...ها؟
باید دلیلی برای این اسم داشته باشه
اگه بتونی دستشو بگیری خودت میتونی بفهمی
من و از این شانس ها
شاید ارزشش را داشته باشه به امتحانش می ارزه
حالا بهتر شد
متشکرم آقای کروک شانک
در خدمتم خانم استیونس
بریم ارشمیدوس
و یادت نره کلاهتو برای خانم برداری
چطوری کلاهم را بردارم وقتی دستام پره؟
بیا بریم پسره فضول راه بیفت بینم
من مدیون شما هستم خانم استیونس
پس مزاحم یه مسافر شده بودی؟
حتما هم خانم بوده
نخیر خانم قسم میخورم
من مشکلی باهاش نداشتم بخاطر خودش بود
من هیچوقت مزاحم خانم ها نمیشم هیچوقت
نمی شدی؟
اما من اصلا چنین حسی را ندارم
فکر کنم شما قضاوت درستی نمی کنید خانم
من ضمانت میکنم ...شرط می بندم تا بحال مردی را نبوسیده ای که
یه عالمه ریش و سبیل روی صورتش نداشته باشه
شاید اما راه حل داره
شرط را باختم
خب
من زنده خواهم ماند من زنده خواهم ماند
البته اگه دستام بسته نبود
البته...البته
لازم نیست فکر دیگه ای در باره من بکنی
زمانی به درد تو میخورم که بهت اعتماد داشته باشم
در غیر اینصورت دستهات بسته خواهد ماند
شاید فروخته بشی شاید هم گرفتار جزر و مد بشی
امشب تصمیم گرفته خواهد شد
برای ما؟
امشب؟ منظورت چیه؟
شما هم جزو فرماندهان هستید؟
چرا نباشم؟ وقتی خودم صاحب کشتی هستم
منظوری نداشتم خانم غیر از اینکه
اگه تصمیم گرفته بشه از شر من خلاص بشن
افسوس خواهم خورد که چرا افتخار خدمت زیردست شما نصیبم نشد
ببینم هریس...این کاپیتان ها میخوان در مورد ما تصمیم گیری بکنند؟
مثل بلائی که اون خدمه های آدم کش سر کشتی تورتوگا در آوردند
بله...همونه
بله...بله
بنظر یه چیزهائی داره اتفاق می افته
ادعا می کنید که شما را با درجه ستوانی در منسون خلع درجه کرده اند
بله بطور رسمی در حضور خدمه و مسافران
دگمه کنده شده و پارگی لباس که
دلیل نمیشه اقا؟
من میگم که
چه دلیلی داره وقت مون را برای چرندیات ایشون تلف بکنیم ؟
بزودی خواهیم فهمید که دروغ میگه یا نه
درست یادمه کاپیتان کید
بمحض اینکه مینداختی جلوی خرچنگ ها
مثل بلبل حقیقت را می گفتند
خودم هم می دونم
اون موقع جوون بودم و بی حوصله
بی انصاف و خام
همون دوران جوانی بود که شنیدن اسم شما در هفت دریا
لرزه بر اندام همه مینداخت
یعنی دیگه نمی ترسید؟
اون دیگه دست خودته
آدم بمیره بهتر از اینه که
افسانه اش تبدیل به لودگی و مسخرگی بشه و زنده بمونه
منظورت اینه کاپیتان برازیلیانو؟
فکر نکنی که کمی
کاپیتان کید نیست که اینجا داره محاکمه میشه
این سه نفر هستند
درسته
ادامه بدید کاپیتان کید
شما میگید 20تا شلاق خوردید
No comments yet. Be the first to leave one.