نخستین 200 خط.
هماهنگ با نسخه وب WEB 42:23
تو لباس خفن خودت رو ساختی؟
اساسا لباس بابامو هم خودم طراحی کردم
یه چیزایی هست که میخوام بهت بگم ولی نمیتونم
پس باید اینو بگیری
تو داری...با من بهم می زنی؟
امشب همه حق اجرا رو دارن
چرا نمیری اون بالا
و بهشون نشون نمیدی چی بلدی؟
...لانا. یه چیزی هست که کل عمرم
می خواستم بهت بگم...
تو سوپرمن هستی
نمی تونم شما رو فعلا در زندگی ام داشته باشم
نه فقط زندگی خودم بلکه بچه هام
...نمیخوام هر بار خانواده ام کنار هم جمع میشن
حس کنم بهشون دروغ میگم...
آلی آلستون با نسخه بیزارویی خودش ترکیب شده
یعنی الان یه جور خداست؟
آویز بهش قدرت زیادی داده
بقیه دنیا ، چاره ای نخواهند داشت
یا ادغام یا مرگ
! نه
تموم شد- ما نباختیم-
ولی بدون آویز؟
راه های دیگه ای هم هست
زندگی ام خیلی از کامل به دور بوده
والدینم وقتی بچه بودم مُردند
مشکل کار ثابت رو داشتم
نگذارید درباره زندگی عاشقانه ام بگم
ولی اون نفرین مربوط به ناقص زاده شدنه
میتونید موفق و عاشق باشید
...و بازم حس کنید که چیزی
در زندگی تون کمه...
بخاطر همین ، این کتاب رو نوشتم
که به مردم امید بدم
چون اون خلا رو میشه پر کرد
سلام باید به کی تقدیمش کنم؟
لوسی لوسی لین
چه کلمات خوش آهنگی
کار بابامه
من و خواهرم ، اِل و اِل هستیم
تو که خواهر لویس لین نیستی؟
خودمم خواهر لویس لین
می فهمم که بزرگ شدن در اون سایه ساده نیست
آسمان خراش ها سایه به اون بزرگی نمی اندازن
و والدینت؟
بابام درست مثل لویس ـه
یه آدم خیلی بانفوذه
یک ژنرال 4 ستاره
مادرت چی؟
وقتی بچه بودم ، رفت
حتما دردناک بوده
متاسفم
حس می کنم کل وقت شما رو گرفتم
من کنجکاوم
...در کدوم بخش از زندگی ات به این نتیجه رسیدی
که خاص نبودی؟...
...اینکه هستی های تقسیم شده داریم
...دلیل نمیشه که هرکدوم ما یک قطعه حیاتی...
از پازل نباشیم...
شما متوجه نمی شید من هیچکس نیستم
لوسی تو کسی هستی
...و باور دارم تو امروز اینجا اومدی
تا من کمکت کنم اینو بفهمی...
چرا میرید؟
همه لطفا آروم باشن
آلی یک ماهه که گم شده
دیگه برنمیگرده
تو که نمیدونی ، مگان- همه میدونیم-
فقط بعضی از ما آماده پذیرش این قضیه نیستن
بریم
سوپرمن و لویس - فصل 2 - قسمت 13 همه چیز از دست رفته
اثری از آلی نیست
به نظرت رفته به دنیای معکوس؟
فقط یک راه هست که مطمئن بشیم
تو به اونجا برنمیگردی
...لویس- یک ماه رفته بودی ، کلارک-
منو یک ماه با 2 پسر نوجوان تنها گذاشتی
در ضمن ، آلی میتونه قدرتت رو تخلیه کنه
قدرتی که اونجا زیاد قوی نبود
خیلی خب
منتظر می مونیم تا برگرده
در این حین برای حرکت بعدیش نقشه می کشیم
...و به جز بحران یک جهان دیگه
...بلایای طبیعی...
...شاید بتونی با پسرا یکم وقت بگذرونی...
که اونا هم دلتنگ بودنت شده بودن...
کجا میری؟- رد لوسی رو بگیرم-
...حس می کنم الان وقت خوبیه
که برم سراغش...
شاید بدونه نقشه بعدی آلی چیه
و در ضمن تو هم باید با پسرا درباره لانا صحبت کنی
ازمون متنفر میشن
بله
...کاری رو می کنه که فکر می کنه بهترین کار
برای خانواده شه...
میدونم
...فقط کاش چیزی که براشون بهتر بود
به معنای دوری از ما نبود...
هی بابا صبحانه می خوری؟
املت توفوی ویکتوریا می به طرز غافلگیرکننده ای ، افتضاح نیست
متاسفم باگ باید کارم رو ادامه بدم
انگار لباس جلوی آلی خوب دوام آورد
بله. نمیتونی همینو درباره سوپرمن یا تال رائو بگی
خیلی خب. یعنی چی؟ ...اون میتونه الان
ابرقدرت بقیه رو تخلیه و جذب کنه؟...
مثل یک جور خون آشام که از انرژی تغذیه می کنه؟
نه فقط قدرت ها
فکر می کنم میتونه زندگی بقیه رو هم تخلیه کنه
بابا این بده
میدونم ...بخاطر همین باید بفهمم که
این لباس چطور ازم محافظت کرد...
کاری برای کمک ازم برمیاد؟
میدونی چیه؟
میرم برای صبحانه ، بوریتو می خورم
فهمیدم
فایل های اخیر لباس رو باز کن
دوباره نه
...هدی. میتونی پرونده های اخیر
مربوط به لباس رو باز کنی ، لطفا؟...
البته جان
لطفا به طور خاص بگو که کدوم لباس
چی؟
وای اون صدا
مال کیه؟
میدونی که مال منه
جدا؟
ببینم
وای عزیزم چه می درخشی
و اون آهنگ خودت نوشتی اش؟
روی چند تا آهنگ کار می کردم
بیشترشون آشغالن ...ولی میدونی
واقعا در کنار اومدن با مشکلات... کمکم کرد
وای
انگار آلانیس موریست ِ خودم رو دارم
آلانیس موریست کی هست؟
...اون بهترین آلبوم جدایی
در تمام تاریخ رو نوشته...
عاشقش می شدی
مال کی بود؟- دیشب-
بابا کل قضیه رو برنامه ریزی کرد کاملا غافلگیر شدم
و بعدش هلم داد سمت استیج
چرا بهم نگفتی؟
نمی خواستم با وجود کار شهرداری ات مزاحمت بشم
عزیزم. واقعا کاش اونجا بودم
صبر کن داخل منیتوز بود؟
بله
...ولی میدونی. اون یاروی بابا
اونجا نبود...
نمیتونم باور کنم که پدرت تو رو اونجا برد
چه فکری می کرد؟
فکر نمی کنم متوجه باشی ...اون این
نه نمی فهمم
...پس الان قراره خیلی راحت
کل خانواده کوشینگ رو نادیده بگیریم؟...- آره بابا-
میدونی با سارا میریم مدرسه؟
...میدونم. میدونم ولی لانا هنوز آماده این نیست
که سارا حقیقت رو درباره خانواده ما بدونه... ...پس
پس نباید حداقل به عهده سارا باشه؟
بله. به نظرم اون جدا داره بیش از حد جو میده
...بچه ها. لانا باید هر روز برای محافظت از راز ما
دروغ بگه...
...واقعا اینقدر اشتباهه که نمیخواد سارا
همین کار رو انجام بده؟...
به نظرت هیچوقت نظرشو عوض نمی کنه؟
نمیدونم
ولی فعلا ...فقط باید
به خواسته اش احترام بگذاریم و فاصله مون رو حفظ کنیم...
...ولی نکته مثبتش اینه که
یک روز پر از کارای مختلف رو برای خودمون برنامه ریزی کردم...
تا یکم با هم وقت بگذرونیم
بله مرسی- ولی این کجاش نکته مثبت حساب میشه؟-
بیخیال ...من عاشق این بودم که
در مزرعه به بابام کمک کنم...
زود باشید. ده دقیقه دیگه داخل انبار منو ببینید
کاش میتونستم کمک کنم
ولی در زمانی که با آلی بودم فقط همینو فهمیدم
...خب. گفتی فقط چند نفر آدم
باهات در پرتال بودن...
صحبتی نبود که بقیه کجان؟
...مشخصا آلی فقط گذاشت چیزایی رو بدونم
که خودش میخواست بدونم...
آشنا به نظر نمیاد؟
میتونم توضیح بدم- خوبه-
...چون لانا فکر می کرد که شوهرت
یک ماه برای گزت رفته ماموریت...
و آخرین بار که بررسی کردم شوهرت اینجا کار نمی کنه
ولی میخواد- ببخشید؟-
میخواد اونو برای یک کار در نظر بگیری
ولی نمیخواد چون با من ازدواج کرده این کار رو بگیره
پس داستانی که روی اون کار می کرد برای چی بود؟
تحت تاثیر قرار دادن من؟
موفق بودی لوسی رو پیدا کنی؟- شاید-
گروهبان اول سابق بهم یک خبری رسوند
رد اونو در یک مهمانخانه در وسط ناکجا آباد گرفت
وزارت دفاع یک تیم می فرسته؟
خانم بیپو ...اگه دخترم اونجا باشه
میخوام قبل از اینکه کسی با تفنگ بره... اونو در بیارم
پس نه فقط من و لویس هستیم
و من- این کار مربوط به خانواده لین ـه-
No comments yet. Be the first to leave one.