نخستین 200 خط.
سلام. رفيق
ميخوام برم باشگاه و به طور پنهاني کار رو ول کنم. ميخواي بياي؟
عرق کرئن توي يه اتاق که ورزش کردن نيست رفيق
نه. خيلي هم خوبه. نوبو. گاندي. بياين اينجا
عالي شد. دکتر کاکس و دانش آموز مغز طلاش
ميخوام که شاهد اين لحظه باشيد
نمبر وان. با علامت نامبر وان خداحافظي کن و به تي شرت نامبر وان سلام کن
آه. اين که خيلي بده
و به تي شرت نامبر وان سلام کن
چي؟ راستيتش.اين خيلي زيباست
زيبا ترين تش شرتي که تا حالا به دستم رسيده
از يه مرد بالغ.متاهل اوه. ادامه بده
خواهش ميکنم تنهام بزار بپوشش
هي. واي اون اون يه خالکوبي که تو اونجا داري
خودمونيم معني اين خالکوبي لعنتي که روي دستته چيه؟ نميدونم.بعد از سه روز بيدار شدم
يه کار بزرگ انجام دادم و اين رو به دست آوردم
اسمم درو و خيلي باحالم
چون تو زندان بودمو خالکوبي دارم
مسخره ش کن. تا من روانتو بجوم
خالکوبيه يکم باحات حرف زد.هان؟
نفس هاش خيلي سرد بودن
خيلي سرد
آه. خدارو شکر
فکر کردم واسه ي کلاس دکتر کاکس دير کردم
اون بزرگ ترين مشکلي بود که ميتونستم درست کنم
لعنت.دختر داشت کار ميکرد
خيله خوب.دومي بزرگترينشه
ميدوني.معمولا من دوست دارم جايي که کار ميکنم واسه خواب بمونم
ولي قسمتي از من خيلي زود بالا مياد
واي. اين نبايد دوباره اتفاق بيفته
نه قشنگ نبود
دستات کوچيکن ولي شگفت آور و قدرتمند
و مو هم ندارن
مثه اين ميمونه که توي آزمايشگاه براي لذت بردن زنا خلق شدي
چيز هاي مربوط به کول اينجوري... 1 نه. نه
آدم خستگي ناپذير
بياين با چند تا سوال و پاسخ شروع کنيم
تو. جا پر کن
بهم بگو ضخيم ترين لايه توي لايه هاي رگ چيه؟ آه... 1
Thank you for getting us off to that rousing start.
بعدي کيه؟ آه
دختر زيبا چشم به چه چيز هايي نبايد بخوره؟
دان چيدل زشت مي دونه؟
تو چي ميراث دار ؟ چيزي داري؟
خب.آه. ببينيد... ن
نه. راستيتش.نميينم
وقتي دکتر کاکس اينجوري ميشه
احساس ميکنم توي زمگ ورزش کلاس دومم
خيله خب. شما بچه هاي مضحک
يکم جرأت به خرج بديد و توپ ها رو بگيريد
کي ميخوادش؟ تو؟هان؟
تو؟تو باختي مواظب باش مواظب باش؟
تو تو صورتم نه
حتماً. توي صورت بگيرش
کس ديگه اي هم هست؟
آه. ممنون. کلوچه
نه
ضخيم ترين لايه توي لايه هاي رگ
ستtunica externa درسته. بقيه
به چشمام زل بزنيد خيلي دقيق شين
تا متوجه سين که قرار نيست هيچ چيز رو درست کنيد
بزن بريم
مرسي. خدوست داشتني بود
هي. تبريک ميگم داداش
(تو واقعا امروز با خودت آورده بوديش(مغزتو
آه. ولي اون چيزه چيه که با خودت داريش؟
اوه. اوه. مثه سگ تو چشه ببخشيد من قلمبه سلمبه حرف نميزنم
آه. من دارم در مورد اين مبارزه اي که من و تو مجبوري توشيم حرف ميزنم
براي گرفتن نشانه ي نامبر وان ببين. من حدس ميزنم که تو دوست داشته باشي بهت بگم رفيق
عاشقشم رفيق.من نشان توجه رو نميخوام
من از توجه خيلي زياد خوشم نمياد
من قبلا دانشکده ي پزشکي رو گذروندم ولي بعدش تصادف کردم و سوختم. باشه؟
آه. چقدر فروتن. چه فرشته ي زيبايي ولي با دقت روي راه آهن را برو
چون قطار کول داره مياد
چو چو
من هميشه شکل شاهزاده ام وقتي
دکتر دي ازم ميخواد که تو وقت اداري با هم باشيم
خب بگو بينم مدرسه چجوري پيش ميره
خب.وقتي شونه ميکنم موهام ميريزه
ولي اون دليل اصلي استرسم نيست من دارم پير تر ميشم
اين همون دليليه که من ميخوام باهات حرف بزنم
توبايد واسه زماني که من ميرم آماده باشي
لعنتي واسه چي اونو آوردي روي درخت تدريست
اگه نميخواي حرف هايي رو که آماده کردي رو بهش بگي
من.. منظورم اينه که وقتي اينجام. در اختيار توام
ولي تو همينطو احتيا داري که شاخه شکست.بگو ديگه
نميدونم ميتونم تنهايي راهم رو توي دانشکده ادامه بدم يانه؟
نگران نباش "قبل از اين... آه... اين که من برم... "بسوز
من مطمعا ميشم که تو يه فرد با تجربه و مطمئن را پيدا کردي
تو همون قدر به خودت نزديکي که من به خودم نزديکم از روح پليدتم بگو
سلام پري. ميخواي بعدا بياي بالا حتما.بعد اگه ديگه نتونستيم درخت واسه بالا رفتن پيدا کنيم
ميريم سمت استخر شناي قديمي و سنک پرت ميکنيم توش
تا وقتي که کرم هاي شبتاب بيان و بهمون بگن وقت موعود فرا رسيده فکر کنم يه جورايي نشدني باشه
آه
آه. چسپيد احساساتم ريحه دار شد
نميتونم صبر کنم تا به اون نظارت کنم
درسته ما همه جا دوربين داريم
ماداريم نگاهتون ميکنيم
برو اطاعت ميشه
من يه فرد با تجربه ي ديگه ميخوام
کسي که قوي باشه و از حرف زدن در مورد احساسات نترسه
شايد يه زن
چيپسمو بده. جنده ي کثيف يا اون -
کمکم کن اين ماشينو تکون بدم دکتر.ماهوني
باعث افتخاره اگه ممکن بود توي بيمارستان از شما کمک بگيرم
پشتيبان من باشيد
هنوز تموم نشده تو فاحشه ي کثيف
کمک منو ميخواي؟حتما نه صبر کن
من کاملا فراموش کردم که تو منو عصباني ميکني هيچ راهي نيست
که سخصيت بي عيبت رو تغيير بدي؟ فکر کنم بتونم سعي کنم -
حتي طرز گفتنتم عصبي کنندست
ببين من هيچ تجربه اي ندارم. باشه؟
برو از ترک بپرس اين کارو کردم. ولي اون گفت
من قبلا دکتر بردلي رو وارد کسب و کارم کردم
دکتر ترک ممنون که منو زير بال و پرتون جا دادين
ين امتياز ويژه ايه من احساس ميکنم بايد به شما پول بپردازمI
پس... 1 نه من به پولت احتياج ندارم
باشه. پاره شد.آقا نه نکن... پولتو پاره نکن
سوتي دادم.آقا.مي چسپونمش تام. تو ده سال ازم بزرگتري
و زن و بچه داري لطفا.يکم وقار داشته باش
خيلي دير شده. آقا
آرزو ميکنم دکتر کاکس يکموقت واسه من داشته باشه
ولي ميدونم اون مرد پرمشغله ايه
مرد خيلي پرمشغله ايه؟
نوش
ميگه ارچ؟
ميگه چرا؟
کاکس و من داشتيم آبجو ميخورديم و ورزش ميديديم
دوتا چيزي که تو ازشون متنفري اول از همه. ترک من ياد گرفتم که تظاهر کنم آبجو دوست دارم
و دوما من عاشق ورزشم
براي افتتاحيه ي مهماني ها براي المپيک زمستاني
ورزش نيست و تو درطولش گريه مي کردي ميخواي در مور گريه کردن حرف بزني؟
بيا از آخر فيلم حرف بزنيم صبر کن
اون آخر فيلم با پدرش وار ميدون شد
ميدوني چيه؟نه. نه. ماداريم نميريم اونجا ببخشيد.دکتر دوريان؟-
ببخشيد من کلاستونو از دست دادم ميتونم جزوه ها رو داشته باشم؟ نه. راشتس.درو. تو نميتوني
و من ميخوام برم به همه ي کلاس ايميل بزنم و بگم
جزوه هاشونو به تو ندن
بعد.فردا ما يه امتحان خواهيم داشت خيلي بيش از حد به نظر ميرسه.ولي باشه
سخنرانيتون در مورد چي بود؟
يادم نميادد دورو اون بيست دقيقه پيش بود
داري چيکار ميکني؟ ميدونم. ميدونم
انگار کاکس يه پارچه ي گنده انداختيه دور اين بچه
مثه يه دختر کثيف بعد من بايد تو و پري رو
خوش حال توي ميخونه پيدا کنم و تو تظاهر کني که آبجو دوست داري
خب ما داشتيم تظاهر نميکرديم ما واقعا آبجو دوست داريم
اوه. بس کن. ترک اين منم -
من فکر ميکنم ديگه دارم تغيير ميکنم
ان هيچ وقت اتفاق نميفته ميدوني چرا؟ تو همين لحظه بهم بگو -
چون تو جان دمن دوريان هستي
راست ميگي من جان دمن دوريانم
تو جان دمني درسته. هستي حالا بهم يه ضربت سينه بده
ولي خم نشو ميخو. ام يه باد حال بهم زن از خودم خارج کنم
ديدي؟ نميشه نفس کشيد
متاسفم. نون سفيد من دنبال
کاسه ليس نميگردم. دکتر ماهوني
من دارم کاسه ليسي نميکنم اگه داشتم کاسه ليسي ميکردم
بهتون ميگفتم که چقدر کفشاتونو دوست دارم
ولي خودمونيم. واقعا دوست دارم اونا مردونه ان. هنوز کثيفن
ميگن. هي پسرا Come watch me build a deck. "
ببين من واقعا واقعا به کمکت احتياج دارم جرني
چي؟آه
آه. فکر کنم روي لوله ت ام
من اينجوري غذا ميخوردم متأسفم -
دکتر ماهوني اگه بهم کمک کنيد... 1
براي آخرين بار نه
امروز چه احساسي داري؟ خب من روز هاي خوب و روز هاي بدي داشتم
بعضي هفته ها روز هاي خوب بيشتري در هفته دارم
مثه هفتهي گذشته,چهار تا روز خوب بعد از يه روز بعد داشتم
و گفتن واهاي بيا يه مهموني بگيريم
ولي امروز احيسا ميکنم بايد يکي رو بغل کنم لوسي!1
نظرم عوض شد
ميتوني رو کمکم حساب کني با بغل کردن خانم ماروني
باشه دکتر ماهوني يه لحظه صبر کن... 1
ماروني... ماروني... خيلي بامزه بود
آره من نفهميدم چقدر بامزه بود
خانم ماروني رو ببر پايين براي ام. آر.آي
اوه. ميشه حواست به پسر من باشه؟ به چيت؟-
ببخشيد
هي.واسه ي من حواست به يه بچه ميمونه؟
نه من از بچه ها ميترسم. اون دوازده سالشه -
يکيشون توي محل نگه داري حيوانات اهلي به من شليک کرد
به علاوه. بايد اين لباسو عوض کنم داره خفم ميکنه
فهميديم گردنت عضلانيه درو
خيله خوب تيم اين نسبتا راحته
چاقوي جراحي
درو اين تي شرتو جلو چشمام ازم دزديد
جي دي. چه غلطي ميکني ؟من تو عمل جراحيم حتي رنگشم براش مناسب نيست
اون کاملا پاييزيه تو اونو از دست دادي
دکتر ترک درست ميگه
تو بايد بي هوش باشي اون بايد بي هوش باشه
تقصير من بود آقا
اگه قراره کسي تنبيه بشه اون منم
ببين. تو بايد يادت باشه تو جان دمن دورياني
پس درباره ش فکر کن جان دمن دوريان بايد چيکار کنه؟
W.W.J.D.D.D.D.?
اون همه دي واسه چي بود؟ چرا تو هنوز به هوشي؟
اين وسايل خيلي پيچيده ان
تو ديگه اون بچه ي گکوچيک نيستي. بزار اون بره
من ميتونم اين کارو بکنم. يا
No comments yet. Be the first to leave one.