نخستین 178 خط.
یه مشتری از دنیای مردگان؟
می تونی از دنیای مردگان به دنیای خاکی سفر کنی؟
این عادی نیست.
خیلی کار می بره تا یه یوکای دنیای مردگان رو ترک کنه.
این دقیقا برعکس کاری که معمولا می کنیم.
خیلی کار می بره تا یه یوکای دنیای مردگان رو ترک کنه.
ولی این مشتری می خواد کلی دردسر بکشه تا به دنیای خاکی بره.
واسه چی اینجوریه، آبنو-سان؟
راز سوم "برخوردها"
تماشای مدرسه دنیای خاکی، ها؟
تماشای مدرسه برای پیشرفت استانداردهای
محیط آموزشی دنیای مردگان و غیره و غیره لازمه.
زیادی خلاصه اش کردی!
اون سه روز مدرسه رو زیر نظر می گیره.
اون ازمون خواست که در طول کارش همراهیش کنیم.
از اونجا که مسائل مربوط به روابط عمومی به آبنو-سان مربوط میشه
من باید بیشتر از همیشه تو نشون دادن محوطه اطراف مدرسه به دیگری مفید واقع بشم.
یه راهنمای عالی میشم.
هی، آشیا.
آشیان، داری می ری خونه؟
آره، ساگا، فوشی.
فوشی و من داشتیم با هم حرف می زدیم...
فردا یک شنبه اس. می خوای باهامون بیای بولینگ؟
به نظر جالب میاد! اوه...
سرت شلوغه؟
نه، ولی...
کی مشتری میاد؟
البته معلومه که فردا نمیاد.
وقتم آزاده.
ایول! تصمیم گرفته شد.
بالاخره دوباره می ریم بولینگ.
بهمون سخت نگیریا.
دبیرستان مودوریباشی
صبح بخیر آشیان.
صبح بخیر، فوشی.
شنبه خیلی خوش گذشت.
باورم نمی شد ساگا می خواست هشت تا بازی بزنه.
خیلی خسته و کوفته شدم، یک شنبه تمام روز رو گرفتم خوابیدم.
منم همین طور.
صبح بخیر.
صبح بخیر، فوشیمی-کون، آشیا-کون.
صبح بخیر، فوشی، آشیا.
صبح بخیر، ساگا.
صبح بخیر...
آشیا؟
فقط ندید می یگرمش!
پس تو آشیا-دونو هستی.
اسمم اگنه.
اومدم اینجا تا مدرسه تون رو تماشا کنم.
تماشاش کنی؟
اوه، از هفته پیش...
هفته پیش؟
بلند بلند از دهنم پرید!
از جمعه پیش تا حالا ندیده بودمت! درسته، آبنو-سان؟
این در مورد همه صدق نمی کنه، چون امروز دوشنبه اس؟
داری کتاب درسیت رو حفظ می کنی، ها؟
یه امتحان در پیش داریم. منم بهتره درس بخونم.
درسته، آبنو-سان؟
پس این یوکای همون مشتریِ که آبنو-سان هفته پیش می گفت.
یه یوکای که از دنیای مردگان اومده دنیای خاکی رو ببینه.
گمونم گفت سه روز موندگار میشه.
هی، به چی زل زدی؟
اوه، نگاه کن! یه حشره اس!
اوه اوه... آبنو-سان بدجوری عصبانی شده.
باید یه کاری کنم.
آبنو-دونو، آشیا-دونو.
حضورم در اینجا مزاحم درس خوندنتون شده.
ولی بالاخره این فرصت بهم داده شده که تماشاش کنم.
باید همچنان زیرنظر بگیرمش.
باید قبل اینکه از اینجا برم تا می تونم چیز یاد بگیرم.
خیلی وقته در رویای اینم که مدرسه ای بسازیم که توش همه بتونن درس بخونن.
اون اومده تا بتونه یه مدرسه تاسیس کنه؟
به خاطر همه اونایی که بهم امید بستن، به حقیقت تبدیلش می کنم!
خیلی خب! من اشتباه قبلم رو با استفاده از مهارت های ارتباطیم
واسه راهنمایی کامل اگن-سان جبران می کنم.
صبح بخیر.
مبصر کلاس، کلاس رو بچرخون.
در مرکز اتم ها و پروتون ها هسته های متشکل از پروتونها و نوترون ها وجود دارند
با اکلترون هایی که در مدارهای معین به دور آنها می گردند.
نوع پیوند شیمیایی اینا از نوع پیوند یونی
کووالانسی، فلزی، و هیدروژنی می باشد.
باورنکردنیه!
این کلاس علوم واقعا اینقدر جالبه؟
تفاوت بین اینها در این است که...
هر کی اینجا درس یم خونه می تونه بخونه و بنویسه.
باورنکردنیه!
همه شون هم دارن روی یه چیز مطالعه می کنن.
آقا اجازه این دستکش به چی برمی گرده؟
مشت که نکرده، درسته؟
این ان آ سی اله. نمکه.
نمکه؟!
و اینجا معلم هایی دارن که تو رشته های خودشون خیلی شناخته شده اند.
چقدر به این محیط آموزشی حسودیم میشه.
ولی چقدر خرج برمیداره تا یه همچین امکاناتی تو دنیای مردگان به وجود بیاریم؟
پس سوادآموزی، کتاب های درسی، و معلم ها اینقدر براش جالبه که داره حسرتش رو می خوره.
آشیا-کون.
چرا به سقف خیره شدی؟
باز بهش زل زده بودم!
چرا سر و گوشت می جنبه آشیا؟
امروز صبح هم داشتی اتفاقی جاهای مختلفی رو نگاه می کردی.
لطفا روی کتابت تمرکز کن.
متاسفم...
خیلی خب، خوابه! شانس آوردم!
حیوون وحشی ای که آشیا-کون موقع انجام ماموریتش بهش برخورد کرده بود...
این کاملا عادلانه بود، نه؟
متوجه نشده بودی؟
یوکای های زیادی نیستن که بدون اینکه بترسن به قفس پرنده سفر کنن.
و با توجه به اینکه اون شبیه یه حیوون وحشی بوده...
اون موقع عصبانی تر از اونی بودم که متوجهش بشم، ولی حالا که اشاره کردی...
فکرش رو نمی کردم که اتفاق خاصی بیوفته
چون اون فقط داشت یه سند رو تحویل می داد.
باورم نمیشه با عدالت روبرو شده باشه.
اگه مسئول اجرایی چیزی راجع به آشیا-کون حین این حادثه بشنوه...
شاید بد فکری نباشه که احتیاط کنین، ایتسوکی.
این توی امتحان میاد.
حتما به خاطر بسپارینش.
صفحه بعد 87.
آبنو-سان عزیز، راجع به دفعه قبل متاسفم.
قول می دم که به اگن-سان اطراف مدرسه رو نشون بدم.
می تونی روم حساب کنی.
این باید جواب بده.
هنوز عصبانیه؟!
قبول می کنم گپ زدن اتفاقیم با اگن-سان یه اشتباه بود
ولی دیگه لازم نیست اون اینقدر عصبانی باشه!
آخرین ساندویچ کوفته برنجی هم گیر من اومد!
می تونی اینو بخوریش ساگا.
واقعا؟ ممنون.
ها؟
آبنو کجاست؟
وقتی گفتیم می خوایم بریم مغازه اینجا بودا.
آره...
اگن-سان هم نیست.
آبنو-دونو می تونی اینو هم توضیح بدی؟
این یه یچزی که بهش می گن فروشگاه پرینت.
فروشگاه پرینت...
زل زدن...
اوم... اونجا چیکار می کنی؟
می تونستی یه چیزی بگی خب.
حتی بعد اینکه نهارم رو تموم کردم برنگشتی.
اومده بودی اینجا با اگن-سان حرف بزنی، ها؟
باید منم دعوت می کردی.
می تونستم تو نشون دادن اطراف مدرسه کمکت کنم.
ببخشید آشیا-دونو.
بله؟
چرا حالا لباس های متفاوتی پوشیدی؟
اینا رو می گی؟ واسه اینکه بعدش تربیت بدنی دارم.
واسه همین اومدم دنبالت آبنو-سان.
تربیت بدنی؟ این دیگه چه جور کلاسیه؟
این از همه کلاسا باحال تره.
از همه باحال تره؟
باید کلاس تربیت بدنی رو تو دنیای مردگان هم ارائه بدی.
واسه دیدن این کلاس لحظه شماری می کنم.
تازه... یه سوال دیگه هم دارم.
هر چی می خوای ازم بپرس!
کارمندت هم انسانه.
این دیگه هیچ دخلی به بازدید نظارتیت نداره.
آبنو-سان؟
آبنون، آبنون.
امروز زیاد قبراق نبودی.
هی، آبنون.
آبنون.
یعنی به آبنو-دونو توهین کردم؟
خوشحالم که بازدیدم رو کنسل نکرد.
خیلی خب، حالا همون کلاس تربیت بدنی رو داریم که آشیا-دونو گفت، از همه کلاسا باحال تره.
باید کاملا این کلاس رو مطالعه و بررسی کنم.
آبنو-دونو، گمونم تو تیم های مخالفی هستیم.
آشیا، ما تو یه تیم هستیم.
آره.
آبنون ما تو یه تیم هستیم.
مشکلش چیه؟
این درس خوندنه؟
انگاری دارن بازی می کنن.
این واسه مدارس دنیای مردگان ضروری نیست.
خوبه، آشیا!
آره!
!هی، بسه دیگه
ورزش کنار درس خوندن باعث میشه " .همزمان از ذهن و بدنت استفاده کنی
".مثل درس خوندن چیز خوبیه.ورزش لازمه
No comments yet. Be the first to leave one.