نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
آخرين باري که باهم حرف زديم، گفتي .ميتوني کمکم کني پسرمو پس بگيرم
ما درون سازمان بشريت
.و خيلي نزديک به پسرت جاسوسهايي داريم
،تو يه عکس بهم بده که پسرم اين ماسک رو زده باشه
.منم هرکاري بخواي انجام ميدم
...حدس ميزنم اون روز
مزاياي اضافي و...، يه چيزايي از من ميخواي نه؟
چي ميخواي؟
تو واقعاً دلت نميخواد که مادر بشي، مگه نه؟
ببخشيد؟
ما نميگيم که پدرت باعث
.بحران باروري شده
ولي باور داريم اون ميدونسته .اين بحران در راهه
از من چي ميخواين؟
اون چيزي بجا نذاشته؟ ...يه کاغذ يا
يه فلاپي يا چيز ديگهاي؟ .هر چيزي
8سال گذشته
.بايد يه چيزي باشه
.دکتر کسلر
.مجبورم نکن الکي بهت شليک کنم
.واسين
.بايد برم پيش دکتر کسلر
.مشکل همينه .کسلر مُرده
.نميدونم چه غلطي کردي
.آدماي خيلي قدرتمندي رو عصباني کردي
.اواخر امروز با دوستمون ديدار ميکنم
اگه قبول نکرد چي؟
اگه اطلاعاتي که نياز داريم رو به دست نياريم چي؟
نقشه ي دوم چيه؟
نقشهي دوم؟
.نقشهي دومي وجود نداره
.ما داريم سعي ميکنيم يه پادشاه لعنتي رو بکشيم
.مأمور کنت بهم گفت ميتوني بهم کمک کني
فقط به عکس طرف و يه نقطهي شروع .احتياج دارم
شخصي که ازت ميخوام تعقيبش کني داريوش هيس ـه
محض اطلاعتون بايد بگم که... متأسفم .که از اين راه قراره تموم بشه
.تام مرد خوبيه
.و اميدوار بودم که بياد طرفمون
خواب بودي؟
.آره
.همه چيز به صداقت بستگي داره
...حقيقت
،پايه و اساسِ هر رابطهي خوبي
.مخصوصاً رابطهي بين مادر و فرزند
ميتونيم صداقت رو به تدريج و با استفاده از
.مشاهده کردن اندازه گيري کنيم
.يا ميتونيم با تکنولوژي اندازه گيريش کنيم
در چالش نهايي، هر کدام از مادران آينده
به يک دستگاه دروغ سنج وصل ميشن
و براي مشخص شدن حقيقت يه سري .سؤالاتي از اونها پرسيده ميشه
ما حرفايي که اين زنان ميخواستن بشنويم رو شنيديم
.حالا حقيقت رو ميشنويم
خيليخب. کات .فيلمبرداري تموم شد
.ونسا، رُز رو بخاطر داري؟
.آره، ما تو جشن شب افتتحايه باهم آشنا شديم
.خوشحالم که دوباره ميبينمت
.منم همينطور - چي فکر ميکني؟ -
.خب، هيچکس نميگه مادري شبيه يه بازجويي ـه
.سلام به همه
.صبح بخير، رُز
من ديشب ديدمت، يادته؟
.نه يادم نيست... خيلي خسته بودم
.آره
اشکال نداره يه دقيقه پدرت رو قرض بگيرم؟
.نچ
.عاليه
روبراهي؟
...نمي دونم
.واشينگتن جاي عجيب و غريبي ـه
حس ميکنم تازگيا همه دارن باهم يواشکي حرف ميزنن
.تو هم داري يواش حرف ميزني
...ولي
چيزي ميخواي بگي؟
اگه هرچيزي باشه که بخواي ،در موردش حرف بزني
.هر چيزي که باشه... ميتوني به من اعتماد کني
شما خانما دارين به هم چي ميگين؟
.يکم گپ دخترونه
.خسته کننده بود
.بدون منظور گفتم
.نميخواد ماسماليش کني
از زماني که از اين جور رابطهها رو داشتم .زمان زيادي ميگذره
واقعاً؟
.آره
.جواب نده
.نه، جواب نده
بله؟
.دکتر لنون هستم
چــــي؟
.فوراً ميام اونجا
قضيه چيه؟
آليسون چيشده؟
.اون تير خورده
کي؟ - .جيمز -
The Lottery S01E08 Truth Be Told
ارائهاي از تيم ترجمهي يک مووي مترجم : سياوش
ميتونم کمکتون کنم خانم؟
.دکتر لنون هستم .اومدم اينجا تا دکتر لينچ رو ببينم
با دکتر لينچ نسبتي داريد؟ - .همکارمه -
.دوستم ـه
حالش خوبه؟
.نه زياد. دکترا پيششن
خب، چه اتفاقي افتاده؟
.تير خورده به قفسه سينهش
کجا بوده؟
کي بهش شليک کرده؟
.هنوز داريم تحقيق ميکنيم
دکتر مارک کسلر رو ميشناسين؟
.مارک کسلر... نه
نميدونين دکتر لينچ داخل خونهي ساحلي دکتر کسلر چيکار داشته؟
.نه، نميدونم
جيمز کجاست؟ .بايد با دکترش حرف بزنم
.هنوز چند سؤال ديگه دارم
.و منم جواب ديگهاي ندارم
.دوستم ممکنه بميره
،و اگه منو اينجا نگهداري
اون ممکنه بميره قبل از اينکه .ازش حلاليت بطلبم
.ما آمادهايم - .باشه -
.ببينم چيکار ميتونم بکنم
.دوستمون مايله امروز باهات ديدار کنه
براي چي؟ .فکر ميکردم ترتيب همه کارا داده شده
.چيزي نگفت
.بايد از برگشتن دخترت خوشحال باشي
در مورد ديشب باهاش حرف زدي؟
ببخشيد؟
.داريوش، اون درست کنار ما بود
.خواب بود
.نه نبود
.من ديدمش
.اون دارو خورده بود
.قرصهاشو ديدم
.اين کاريه که انجام ميده
.يه مشکلي داره
لازم نيست بهت بگم چه خطراتي .تو اين کار هست
.درسته آلن، لازم نيست
...ولي اگه اون حرفامونو شنيده باشه
.نشنيده
.مطمئنم
.پس به خودت ميسپارمش
کِس ديگهاي با داريوش ارتباط نداشته؟
اين تکتير اندازه... ديگه چي ميتوني بهم بگي؟
.اون با يه اسم مستعار سفر ميکنه « يوجين جونز »
.براي همه چيز پول نقد پرداخت ميکنه
اون حتي يه نفرو تو خونهش داره که از کارت اعتباريش استفاده ميکنه
تا اينطور به نظر بياد که .هيچوقت اونجا رو ترک نميکنه
اون يه بليط هواپيما به مقصد شارلوت خريده
.که ساعت 11:25 شب پرواز ميکنه 2شب ديگه
.همون شبي که برندههاي قرعه کشي اعلام ميشن
...اين همون کاريه که
.بايد همين باشه
.بايد همين باشه
ممکنه بخواد رئيس جمهمور رو ترور کنه؟
.من نظريه نميدم. فقط بهت اطلاعات ميدم
.کار که با اطلاعات ميکني به خودت ربط داره
چيز ديگه اي هست؟
.باهات تماس ميگيرم
.اونا ميدونن ما دنبالشونيم، ونسا
.جيمز رو با تير زدن .که بايد من به جاش ميبودم
من بايد اون آدمي ميبودم که .برا کسلرها کاراگاه بازي در مي آورد
.آليسون، اين تقصير تو نيست
خب حالا چي؟
چطور اون حرومزادهاي که اينکارو کرده رو به دام بندازيم؟
.اصرارت براي انتقام گرفتن رو درک ميکنم
.ولي در حال حاضر نبايد دست از پا خطا کني
.هيچکاري انجام نده. خيلي خطرناکه
.گندش بزنن
.اين موضوع خيلي شخصي شده
.بايد داريوش رو به دام بندازيم
.نه، ما هيچکاري انجام نميديم
منم به اندازهي تو دلم ميخواد ،داريوش رو گير بندازم
.ولي تو بايد اجازه بدي خودم اينکارو رديف کنم
.آليسون، اونا بعد از زدن جيمز رفتن
.ممکنه بعدش بيان سراغ تو
لطفاً اين موضوع رو بهخاطر داشته باشيد خانم سامرز
.که اين مصاحبه براي کل کشور پخش ميشه
.لطفا فقط با « بله » يا « خير » پاسخ بديد فهميديد؟
.بهنظر خيلي ساده مياد
.بله يا خير
.بله
.شما گفتيد که مادرتون يه الکلي بوده
شما سابقهي خوردن بيش از حد الکل رو داريد؟
.من اسمشو بيش از حد نميذارم
.بله يا خير لطفاً
.خير
شما تا به حال وقتي که سر کار بودين، الکل مصرف کرديد؟
.من يه متصدي بار بودم
.بله
شما تا به حال، زماني که مست بوديد رفتار خشونت آميزي انجام داديد؟
.بله
آيا شما اين رفتار رو براي يه مادر مناسب ميدونيد؟
.خير - ...فکر ميکنيد -
داشتن يک رابطهي محبت آميز با فرزندتون يه اصل خيلي مهمه؟
.بله
مادرتون بهتون محبت ميکرد؟
.اين شخصيه و پيچيدهس
،شما حس ميکنيد
براي فراهم کردن چيزهايي که يه بچه ممکنه تو اين دور و زمونه لازم داشته باشه، مجهز هستيد؟
نه. ولي کدوم خري هست؟
به نظرتون يه مادر خوب ميشيد؟
فکر ميکنم هر کاري که براي بچهم بهترين باشه .رو انجام ميدم
No comments yet. Be the first to leave one.