نخستین 200 خط.
.بیشتر از همیشه گرسنه بودم
.ولی این فقط شکمم نبود که احساس پوچی میکرد
نانی که قالم گذاشت ..مامانم که خدا میدونه کجاست
و باب ارم استرانگ ازم متنفره .چون اونو و باب برنارد رو لو دادم
و کی میتونه باب رو مقصر بدونه؟
.منم از خودم متنفر بودم
هفته رو کلا قایم بودم
صورتمو تپل کرده بودم و همین حالاشم هیچ کدوم از شرتام اندازم نبود
میدونم غذا نمیتونست مشکلمو حل کنه ولی خب چی کار میتونستم کنم؟
و بعدش,جوابمو گرفتم
دریو بریمو داره میاد به اتلانتا؟
انگار پیام الهی بود
مثه یه نشونی از خدا
دریو مثه یه بازنده تسلیم نمیشه که بخوره و همه چی رو فراموش کنه
پس,دری بریمور چی کار میکنه؟
نوشته : قدرت تصحیح کردن
.دردسرهاشو پاک میکنه
.هر کاری رو که کرده تصحیح میکنه
مثله تو فیلم (هرگز بوسیده نشده) وقتی که دریو اون مقاله رو نوشت
و به همه میگفت که مایکل وارتن منحرف نیست
.ولی نمیتونستم با باب شروع کنم
.اون خیلی از متنفره
.حداقل زندگی نانی رو خراب نکردم
.امیدوارم جواب تلفنمو بده
میدونی که فقط بخاطر اینکه منو از ترک اعتیاد اوردی به این معنی نیست با همیم درسته؟
بعله بعله
ولی فهمیدم که اگه بخوام که با پدرم و دوست پسر جدیدش برم شام
چه بهتر که وقتمو با دوس دختر-قبلیم بگذرونم
و همچنین کسی که پدرش با پدرم قرار میزاره
عصبانی شدی وقتی فهمیدی؟
.عصبانی بودم
ولی حالا,دلم واسش میسوزه
میدونی؟ باید سخت باشه که خودشو پنهان کرده بوده
.واسه سال ها
واقعا دلم میخواست منم دلسوزیشو کنم
مامانم هنوز خونه رو ترک نکرده از وقتی راز اونا فاش شد
بعلاوه, هی دارم تصورش میکنم میدونی,بابای تو رو بابای من
-...بابای من رو بابای تو - خیله خب,شاید من باید اسنپ بگیرم
هی. مگنولیا و بریک تو راهن
تو قراره یه لباس بپوشی .قبل از اینکه بیان درسته؟
البته. فقط دلم نمیخواست پیرهنم کثیف بشه
اروم باش.. چیزی نمیشه
تو...تو از کجا میدونی؟
از وقتی پتی لومون داد از خونه بیرون نیومدیم
ستاره ها رو میشماریم .بیخیال واقعیت
خب یه جورایی زیبا نیس؟
مثله ماه عسل؟
منظورم, اتا می که به طلاق راضی شده .پس میتونم مال خودمون باشیم
.واسه خودت حرف بزن من حتی نمیدونم این کسی که هستم کیه؟
بیخیال.میخوای برگردی به اونجایی که میگه همجنس باز نیستی؟
من...من احساس لزبین دارم باب
بعد از یه هفته .داریم با هم زندگی میکنیم
نمیدونم ... تو ..من
تو همچین خونه ای, اینجور زندگی کردن
.من اینو انتخاب نکردم
- .پتی کرد - .ببین
ببین میتونی به جلو بری .اگه خودت بخوای
شاید یه گپ با بریک .بتونه شروع خوبی باشه
خیله خب؟ بیا شروع کنیم
- !لباسسس - اوه اره
خب,بریک
ما غذای مورد علاقت رو درست کردیم گوشت خوک
از زمانی که دوستم اندی یه بچه خوک خرید دیگه خوک نخوردم ..یه سال پیش
خب,میتونم یه چیز دیگه برات درست کنم
خوبه.من خیلی گرسنمه
متاسفم,بریک,دارم سعی میکنم, من عصبیم
نمی..نمیدونم چطور جلوی شما رفتار کنم
چیزی نیست باب خودت باش
اره, یه دروغگو و یه خیانت کار
خیله خب بریک,میدونم که عجیبه .که منو با یه مرد میبینی
بم اعتماد کن,واسه خودمم عجیبه
.فقط خودت تنهایی
بابا,تو تنها کسی هستی که عاشق کفشه و کیف زنانه,اره عجیبه .. تو همجنس بازی
- دوجنسگرا -.هرچی
همجنس باز,دوجنسگرا,تنها,ترنس .و این مشکلی نیس
چیزی که درست نیست اینه که شما دوتا .تصمیم گرفتید دو خانواده رو نابود کنید
.انگار که هیچی نشده
- خیله خب بریک,اروم باش - .فکر نکنم با تو صحبت میکردم
خیله خب بریک.احترام بزار لطفا
میدونید چیه؟ نمیتونم ادامه بدم
باب,تو سعی کردی. اون به زمان نیاز داره .بزار که بره
..خب
تو که هنوز خوک میخوری,درسته؟
تو دیگه از کدوم گوری اومدی؟ من قفل ها رو عوض کردم
یدکی هنوز زیر فرش جلو دره
خب,پس تو شرلوک هم شدی,همجنس باز
- .لطفا برو - بریک رو دیدی؟
قرار بود با هم شام بخوریم
خوب پیش نرفت,و فقط میخوام حرف بزنم
- .اون اینجا نیست - خب,ماشینش که بیرونه
خب,شاید رفته یکم ورزش کنه
ولی اینجوره .که دلش نمیخواد بات صحبت کنه
و کاملا صادق باشیم منم نمیخوام,پس لطفا برو
کورالی, ما باید راجب پسرمون صحبت کنیم
خیله خب,باب دارم فرم طلاق پر میکنم
.نه
- .من طلاق نمیخوام - فکر کردی مثلا چه اتفاقی میوفته؟
فکر کردی قراره ازدواجمون بمونه .حتی اگه تو همجنس باز باشی؟
من همجنس باز نیستم,دوجنسگرام
تو وضعت داغونه باب
دو مرد همجنس باز, که با یکی زن ازدواج کرده
به هم فکر کنیم در حضوری که که میری با اون میخوابی
این درست نیست .ما دوتامون دوست داریم با زنا سکس کنیم
حتی وقتی اون میگه همجنس بازه باز هم واسم با عقل جور در نمیاد
چون کس شره
باشه کس شعر
کل ازدواج ما یه دروغ بوده
.این درست نیست
.من دوستت دارم
نه, نه. نه, نه, نه
.حق نداری اینو بم بگی
.دیگه هیچوقت حق نداری اینو بم بگی
تو هنوزم جذاب ترین زنی هستی که دیدم
.ولی یه بخش دیگه از من هست
- ... که حتی راجبش نمیدونستم - اه,باشه, باشه. میدونی چیه؟
برو تو اشپزخونه یکی دیگه راجب سکست گیج شو
.مثلا دوس پسرت
کورالی,من حاضر بودم به تو فضایی بدم که بتونی با مشکلاتت کنار بیای
- نمیتونی واسه منم همچین کاری کنی؟ - نه,..من..من..نه
.اینو نمیشه کاریش کرد
.کلید رو بزار رو اپن
.دیگه تمومه
.وقتی نانی جواب تلفنمو نداد
.از چوی خواستم که بم بگه کجاست
.هی,پتی
اصلا مدرسه نیومدی .جواب تلفن و پیام هامم نمیدی
- .نگرانت بودم - .نباش
و جواب ندادن به تماس ها و پیام هات هم یه جور معنیه که نمیخوام بات حرف بزنم
.لطفا بزار برات جبران کنم .واست کادو گرفتم
همینو فقط ..پیش خودت نگه داشتی؟
از کجا میدونستی میام اینجا؟
- داری منو میپایی؟ - بیخیال,فقط بگیرش
- .بگیرش - .من هیچی نمیخوام ازت بگیرم
.لطفا,فقط تنهام بزار
باید نگران میشدم که یکی منو داره میپاهه
.ولی خب بیشتر نگران درست کردن مسائل با بهترین دوستم بودم
.سلام
سلام. پتی
چه خبرا! از این ورا؟
چوی, واسم تله چیدی؟
خیله خب, من متاسفم .. اخه .واسم عجیبه شما دیگه دوست نیستید
.شما مثه کرده بادوم زمینی و ژله میمونید یا شارلی مانسون یا شارون تیت
- ... یا جو لویس و -خیله خب,چوی
- .گرفتیم - ...دین مارتین
ام,ببین. من بت یه پیشنهاد دوستی میدم
نمیدونم که شنیدی یا نه,ولی
دری بریمور داره میاد شهر که .جدیدترین کتابشو امضا کنه
و فهمیدم که دیدن اون بدون تو .هیچ معنی ای نداره
خب,من بلیط گرفتم
تو واقعا نمیفهمی, مگه نه؟
بهت گفتم که نیاز به زمان دارم
.. که یعنی به عهده منه که کی بگم دوست شیم
.نه تو
و حالا که گفتیش . من از درو بریمور خوشم نمیاد
من از چارلیز تئرون خوشم میاد
شرمنده, کاری از دستم بر میاد؟
.کورالی
.نه,ولی شاید از دست من برمیومد
کورالی..نیمه سخت و نیمه نرم
دو تا مرغ خیس
یه حلقه وین دو سوپ مرغ, و نوشابه رژیمی
.همش مال خودم نی
کورالی,میشه حرف بزنیم؟
.میبینی من دوستمو اینجا دارم .بیا اینجا
.واقعا دلم میخواد که همه چیزو درست کنم
.میخوام یه راهی واسه جبرانش واست پیدا کنم
خب, میتونی نصف این غذا رو بخوری
.اینجور منو از خودم نجات میدی
خب,وایسا .. تو اونقدرا ازم متنفر نیستی؟
خب, من ازت متنفر بودم
.واسه اون گرنبندی که بم دادی .که واسه استلا رز بود
.و واسه اینکه باب رو بدزدی
.که الان بیشتر از همیشه پشیمونم
خب, الان دیگه مهم نیست چون دیگه وینر نسبت به تاکو ترجیح میده
.من فکر میکنم تو بم یه لطف کردی,پتی .واسه لو دادن باب
خب, من باید حقیقت رو میفهمیدم
و حالا میتونم به زندگیم ادامه بدم,میدونی؟
فقط غم و غصه هامو با خوردن اینا فراموش میکنم
و بعدش شاید یه سرمایه گذار .واسه تمپزل بگیرم
- تمپ....واتسل؟ (بازیگر) - .تمپزل
یه نوار با یه گیرست که بتونی راحت از اونجات درش بیاری
اوه,خدایا من سگ درصد ازش استفاده میکنم
میدونم, مگه نه؟ .باب اصلا نمیگرفت
قسم میخورم, از دست دادن باب..باید .بهترین چیزی باشه که تاحالا واسم اتفاق افتاده
چون الان, من میتونم خودم باشم
.همیشه میخواستم بدون باب رو پام وایسم
حداقل فقط تو بدون باب حس راحتی داره
و تو هم میتونی بدونش همین باشی,پتی
بلند گفتمش؟
.تو باهوشی نیاز نداری که باب راهنماییت کنه
.و مطئنم که نمایش هم بدردت نمیخوره
.خب من بودم
.من تو کل زندگیم باهوش بودم نمراتم 20 ـه
ولی هیچکس حاضر نمیشه خرخونا رو به جشن پرام ببره
فقط میخوام بدونم .که زیبا بودن چه شکلیه
.تو زیبایی
.من حسش نمیکنم
.لاغرتر شدم
لاغرتر شدم,دوست پسر پیدا کردم ..دوستای جدید پیدا کردم
.و هنوزم احساس بازنده ها رو دارم
No comments yet. Be the first to leave one.