نخستین 200 خط.
زيرنويس عادل مومن نژاد
تمام شخصيتها، وقايع و مکانهاي اين فيلم ساختگي هستند.
هرگونه شباهت با واقعيت کاملاً تصادفي است.
لئونتين، چيه؟
ببين، عيسي مسيحه!
کجا دارن ميرن؟
دارن پايين ميان!
اون مجسمه رو کجا ميبريد؟
چي؟
کجا ميبريدش؟
دارن ميبرنش پيش پاپ.
- شماره تلفنمون رو ميخواد. - نه!
هي، پسر. يه لحظه بيا اينجا.
ميز ?? چي خورد؟
شاهزاده حلزون خورد.
- براي نوشيدني چي؟ - سوآوه.
نه، خودم ديدم.
شاهزاده يه بطري والپوليچلا داشت.
- سلام، مارچلو. - سلام، پيرونه.
حلزون و والپوليچلا. جوليو، بذار يه عکس بگيرم.
عمراً، رفيق.
وقتي خودم ميتونم هرچي ميخواي بهت بگم، چرا به اون پول بدي؟
مدير، اون عکاس رو بيار اينجا!
فيلم رو بده. - فيلم توش نيست!
هر کسي حق داره تصويرش در اختيار خودش باشه.
يه فندک ميديد؟
- يه لحظه بيا اينجا، عزيزم. - من؟
آره، تو. ميخوام باهات حرف بزنم.
عصر بخير. حالت چطوره؟
خب؟ - بشين.
صندلي نيست.
دو زانو بشين.
ببخشيد.
پسر بدجنس.
- چرا؟ - چون پسر بدجنس هستي.
و ميخوام صورتت رو له کنم.
کار من اينه که مردم رو در جريان بذارم. تازه، يه کم تبليغ...
تبليغات تو باعث شد با شوهرش به دردسر بيفته.
من توي کار زنها و معشوقههاي تو دخالت ميکنم؟
تو خبرنگار نيستي.
- چه خبرنگاري! - ساکت باش.
حواست به رفتارت باشه، مارچلو. - پس منو بکش.
- رسيد؟ - هنوز نه.
وقتي اومد، بهش بگو احمقه.
يه ويسکي بده.
بايد اين خرابشده رو ببندن. ديگه غيرقابل تحمله.
عصر بخير، مادالنا. تنهايي؟
ميرقصيم؟ - نه.
يه ودکا چطوره؟
نه، امشب همهچي خراب شده. ميخوام برم.
- ميتونم همراهت بيام؟ - چرا که نه؟
- دوستات آماده حملهان. - شما دوتا کجا ميريد؟
- خانم مادالنا. - امشب ولم کنيد.
خوش برگشتي. از ستاره سينما هم زيباتري.
هر شب همينه. اينا هيچوقت خسته نميشن؟
پاپاراتزي، بسه ديگه.
بايد بهش عادت کرده باشي. تو يه چهره معروفي.
مارچلو، کجا ميبريش؟
دلم ميخواد تو يه شهر جديد زندگي کنم، جايي که هيچکس رو نبينم.
من رم رو خيلي دوست دارم.
مثل يه جنگل آرومه.
راحت ميشه توش قايم شد.
کاش منم ميتونستم قايم بشم، ولي نميتونم.
حالا چيکار کنيم؟ - بريم يه دوري بزنيم؟ همينجا بمونيم؟
از رم خسته شدم. دلم يه جزيره ميخواد.
- پس يکي بخر. - بهش فکر کردم.
ولي اصلاً ميرفتم اونجا؟
مشکل تو اينه که پول زيادي داري.
مشکل تو هم اينه که پول کافي نداري.
در هر صورت، اينجاييم.
آنقدرها هم بد نيست. ما آدمهاي بدبخت خيلي کم باقي مونديم.
چي شده لپت؟ - هيچي.
نگران نباش.
تو اونقدر پولداري که هميشه چهار دستوپا فرود مياي.
- اينطور فکر ميکني؟ - معلومه.
من حتي نميتونم روي دو پاي خودم وايسم.
يه جور سرزندگي لازم دارم که اصلاً ندارمش.
ولي وقتي عشقبازي ميکنم، اون موقع زنده ميشم.
فقط عشق بهم نيرو ميده.
زنده باد عشق!
آنّا ماريا، بيا ببين!
اون ماشين اندازه يه آپارتمانه!
- اون ليلياناست؟ - من ليليانا نيستم.
و شما کي هستي؟ - عصر بخير.
- عصر بخير. - با کي حرف ميزني؟
کي اونجاست؟
ليليانا رفته ميلان.
مياي يه دوري بزنيم؟
- من؟ - آره.
بيا بريم.
اين خانم ازم خواسته ببرمش يه دوري. به نظرت برم؟
بريم با اين خانم يه دوري بزنيم.
ميخواي چيکار کني؟
هيچي. يه دوري بزن و بعد برسونش خونه.
ميشناسيش؟ - نه.
حداقل فکر نکنم.
من ميرم غذا بخورم. اونجا منتظرت ميمونم.
دارن ميان. - چراغها رو خاموش کن!
حسابي تيغشون بزن. از اوناسيس هم پولدارترن.
مياي؟
اگه مزاحم نباشم، خيلي دوست دارم منو برسوني خونه.
تو مياي؟
نه.
ولي من يه کم دور زندگي ميکنم.
- عقب بشين. ميتوني؟ - بله، ممنون.
- خوبي؟ - بله.
- خداحافظ، نيني. - خداحافظ، آنّا ماريا.
- کجا زندگي ميکني؟ - توي چِزّاتي اسپيريتي.
- اين ماشين مال توئه؟ - بله.
- براي اون خريديش؟ - پدرش خريد.
پدر من فقط کتکم ميزد!
- پدرم رو ميشناسي؟ - يه بار خودت ما رو به هم معرفي کردي.
- پدر و مادرت دوباره کجا زندگي ميکنن؟ - چزنا.
- کنار درياست؟ - نه.
خب، اوضاع چطوره؟
چي بگم؟
امشب خوب پيش نرفت؟
يکي از اون مردا هزار لير و چند تا سيگار بهم داد.
جوون بود يا پير؟
اصلاً به صورتش نگاه نکردم!
با زني مثل اون ميرفتي؟
- نه. - چرا؟
از خيليهاي ديگه بدتر نيست.
يا تو با زنهايي مثل اون نميري؟ - چرا، گاهي.
گوش کن، گريگوري پک، ميشه يه کم برام توضيح بدي؟
ما داريم چيکار ميکنيم؟
- مگه نميخواستي برسونيمت خونه؟ - چرا.
پس داريم ميرسونيمت خونه.
چرا؟ فکر کردي داريم چيکار ميکنيم؟
هيچي. مگه بايد به چي فکر کنم؟
همه رو بيدار ميکنيم. راديو رو خاموش کن.
- همين الان ميريم، درسته؟ - کسي خونه هست؟
- چي ميگه؟ - کسي خونه هست؟
مثلاً کي؟ پسرخالهم توي ولتريه...
پس ما رو دعوت ميکني يه قهوه بخوريم؟
با کمال ميل. قهوه خوبي درست ميکنم.
فقط انتظار قصر نداشته باشيد.
من جلو ميرم.
قهوه.
مواظب پلهها باشيد. اون شب يه مرد...
چه وضعيه! باز دوباره آب گرفته.
اين چه وضع زندگيه، لعنتي!
يه لحظه صبر کنيد.
چه مهندسياي! بايد قبرکن ميشد!
تا اينو درست کنن، ميتونم تمام گناهاي شيطان رو بخرم!
اه، لعنت!
اتاقخواب رو بهتون نشون ميدم.
خداي من.
اونجا هم آب گرفته. راحت باشيد تا من قهوه درست کنم.
اين روزها بايد آشناهاي گردنکلفت داشته باشي.
ببخشيد. دو سال پيش درخواست دادم، ولي...
بيخيالش.
قهوه رو ميذارم، باشه؟
ميشه در رو ببندي؟
ميخواي همينجا عشقبازي کنيم؟
نه؟
قهوهتون رو بيرون ميذارم.
اول سر پول حرف نزديد؟ ديوانهايد؟
اصلاً منو لازم نداشتن!
بايد بيرونشون ميکردم؟ شايد ???? لير گيرم بياد.
گوش کن، قيمتها اينجا رو من تعيين ميکنم!
متأهلن؟
آره، جون خودت!
بفرماييد. خيلي ممنون.
لازمه دندهعقب بگيرم؟
نه، آخر خيابون ميتوني بپيچي راست. ميتونم يه بوسه ازت بگيرم؟
ممنون، هر وقت خواستي دوباره بيا.
- خداحافظ. - تند رانندگي نکن!
اوه، خدا!
اِما!
اِما، چي شده؟ جوابم رو بده.
چي شده؟
چيکار کردي؟
ديوانه شدي؟!
چيزي نيست. آروم باش.
خودم ميبرمت.
چرا اينقدر ديوانهبازي درمياري؟
ميخواي منو به خاک سياه بشوني؟
يه روز ميذارم بميري.
ميذارم بميري.
اِما، جوابم رو بده. ديگه بسه.
اِما، عزيزم.
عشق من.
زود باش!
روبيني، اون زن رو تو آوردي؟
جيانلي، خواهش ميکنم درباره اين ننويس.
نميخوام با پليس دردسر پيدا کنم.
چي شده؟ اسمش چيه؟
نميتونم بهت بگم. خواهش ميکنم ولم کن.
ميتوني بياي داخل.
خستهاش نکن. بايد استراحت کنه.
چند ساعت ديگه ميتونه بره خونه.
بايد گزارش پليس بديد. اجباريه.
اِما، چرا اين کارو کردي؟
بگو چرا.
افسر منتظرته.
زود برميگردم.
لطفاً اونجا صبر کن. الان مياد سراغت.
- خواهر، ميتونم از تلفن استفاده کنم؟ - حتماً.
- بخواب روي زمين. - فقط ميخوام يه عکس بگيرم!
No comments yet. Be the first to leave one.