نخستین 200 خط.
پنج... پنج
ادای احترام قربان ایشالا شاد باشید
میشه طالع نوه ی من رو ببینید و آینده اش رو پیش بینی کنید؟
حتما
بزار پیشونیت رو ببینم
خط های پیشونیش کاملا واضح هستن
خشم مشتری .. خورشید... مریخ و زحل زندگی اونو تحت تاثیر قرار میده
و به زندگی اش مسلط میشه
و این پسر هم به خشمش جواب نه نمیگه
اسمشو چی بزاریم؟
سمیر... تندبادی از نسیم خنک- سمیر؟-
ذاتا کله اش داغه و اسمش اونو آروم میکنه
بیا اینجا سمیر...بیا
حدس بزنید؟ هرگز اشتباه اینکه بهش زن بدین رو انجام ندید
بهم لگد زد
وقنی بزرگ بشه ترجیح میده به جای صحبت از مشت و لگد استفاده کنه
ازت دریغ نمی کنم
ازت دریغ نمی کنم. هرگز
سمیر...تکون بخورید بچه ها...چی شده سمیر؟
ولش کن سمیر...ولش کن ...
نه سمیر! ای بابا
سمیر ولش کن! ولش کن- چطور جرئت کردی سمیر؟- سمیر-
ببخشید قربان واقعا متاسفم- باشه-
بیا سمیر! بیا همراه من-
سمیر چرا مدیر رو زدی؟
وقتی حالم خراب بشه
انگار صدها گیتار تو مغزم می نوازن
آروم باش سمیر! آروم باش
حالا بهم بگو چرا چینتو رو زدی؟
اون بهت پرخاش کرد. بخاطر همین
سمیر! مادرم میگه بزرگترین دشمن عشق...خشمه
هرکی خودشو کنترل نکنه
از کنترل بقیه چیزای زندگی عاجزه
حالا عصبانی نباش و بخند...بخند
خب نمی خندی؟ الان حالیت می کنم
!پررو- !مردنی-
اونا که پیژامشون اتو شده اس؟- برای دایی ات میمون بخر-
کی خاله هاش گربه ان؟- دوستای سگت-
حالا موقعشه که- بزار بغلت کنم رفیق-
این دیگه آخرشه ! اخرشه
سمیر هر روز با یکی دعواش میشه
امروز هم منِ مدیر رو کتک زده
این همه عصبانیت خوب نیست خانم آرون همیشه آرومش می کنه
چطور توضیح بدم...اون اینجوری متولد شده
از وقتی پدرمادرش مُردن
خشمش از قبل بدتر و بدتر شده
می فهمم خانم
بخاطر همین از مدرسه اخراجش نکردم
ولی نگرانم. اگه سمیر مالوترا در بچگی اینه
خدا به بزرگیش رحم کنه
بسه سمیر
سمیر
سمیر ! نه
خب سه تا شکستگی و 36 تا بخیه
کار خودته همش؟- آره قربان. من زدمشون-
ولی ازشون بپرس چرا زدمشون
هی بیا عزیزم...بیا اینجا عزیزم- بسه-
کمک! نه
!!بسه
دختری که سمیر میخاد باهاش ازدواج کنه
و اونا مثل توپ گذاشتنش رو سبد
سال 1998 یه استاد دانشگاهو زدی
اون زمان درس دادن به پسرا رو نداشت
ولی زنگ میزد خونه دخترا و بهشون تدریس خصوصی می کرد
شیطانی در ذهنش بود منم ادبش کردم
بد کردم بگو بد کردی؟
تو سال 2000 یک نفر رو از غرق شدن نجات دادی
و کتکش زدی؟- من کسی بودم که نجاتش دادم-
تابلو به اون گندگی زده بودن که شنا کردن ممنوع
منطقه خطرناک
چرا رفت شنا؟ منم بهش یادآوری کردم بد کردم بگو بد کردی؟
ببین هشت تا شکایت ازت رسیده
اونم تو پنج سال
بازم میرسه
گوش کن آخرین هشدار
شکایت بعدی = مستقیما زندان
سه هزار روپیه جریمه
میتونید عروس رو ببوسید
روما؟ عروسی کردی؟
سمیر توروخدا امروز روز عروسیه
عصبانی نشو کسی رو نزن
من...- نه وایسا-
حرف نباشه ممکنه کسیو بزنه
فکر می کنی می زنمت؟چرا؟ چرا باید بزنمت؟
من
من فکر می کردم
فکر کردی با تو عروسی می کنم؟- آره-
تا حالا گفتی عاشق من هستی؟- نه-
نه؟ نگفتی؟-
نگاش کن.. خیلی شیرینه...خیلی آقاس
خیلی منو دوست داره ولی تو
گوش کن! هیچ دختری هرگز عاشقت نمیشه
تنها میتونه ازت بترسه- چرا؟-
اینقدر عصبانی هستی که منم ازت می ترسم
یادته چطور اون آدما تو زمین بستکتبال رو زدی؟
ولی اشتباه از اونا بود. حقشون بود مجازات بشن
انسان جایزالخطاست منم ممکنه اشتباه کنم
منم میزنی؟ میزنی؟ ها؟
بریم
سمیر واقعا داری میری؟- بله مادربزرگ-
بهم شغل نجات غریق در گوآ رو پیشنهاد دادن. کار خوبیه
اینجا خیلی دعوا کردم مادربزرگ
شاید اگه یه جای جدید و آدمای جدید رو ببینم دعوا نکنم
قبل از رفتن فکر کن پسرم
دلیل دعواهات عصبانیت توئه
هرجا بری اونم باهات میاد
بله برادر! اگه بری من دلواپس تو میشم
تنها کسی هستی که نگرانشم
باید تورو تحصیل کرده و عروس بکنم
باید چشم مادربزرگ رو عمل کنم
و بزودی بفرستمش پیش پدربزرگ تو بهشت
به این زودیا نمیرم میتونه منتظر باشه
فقط قبل رفتن قولی بهم بده
که با کسی دعوا نمی کنی
روشنه پسرم؟
مادربزرگ. به سرت قسم می خورم
که دیگه عصبانی نمی شم
یک..دو
وسایل شماست آقا؟ این ساک هم همینطور؟
چهار؟ چهار تا ساک؟
بله
کدوم ساکه؟
منظورم ساکی که اشیا قیمتی و پول توشه
دنیای بدیه. همه چی تو چشم بهم زدن سرقت میشه
دزدا این روزا تو قطار هم می چرخن
نمی فهمی کی مسافره کی دزده
بگیر بخواب من بیدارم- خوابم نمیاد-
آقا بین ساعت 3 تا پنج صبح هرکسی خوابش می گیره
یعنی هرچقدر یک نفر قوی باشه نمی تونه مقاوت کنه
بالاخره یه بار اراده اش رو از دست میده
بزار ببینم شما کی می خوابید- گفتم خوابم نمیاد-
باشه. ولی من حقیقتش خیلی خسته ام
برم بخوابم
بله مادربزرگ سالم رسیدم- آقا-
بله- ممنونم آقا- برای چی؟-
مراقبت از وسایلم
من یه مشکلی دارم که شبا نمی تونم بیدار بمونم
از ترس وسایلم تو قطارم خوابم نمی گیره
بخاطر همین اینجوری دیشب گفتم
که تو مراقب وسایل باشی من راحت بخوابم
حال کردی نقشه رو؟
میدونی چیه؟ آدم باحالی هستی
دوست دارم بازم باهات سفر کنم
این کارت منه شماره تلفنم روشه
من تو ایستگاه می بینمت . بای بای
کمک مادربزرگ
بگو یا گویند و یا گوپال
خداوندا مواظب فرزند من در مکان جدید باش
"
ساکتو بده به من
ای خدا به سمیر کمک کن عشق رو دریابه
"
کوچولو
احمق
وایسا کنار
هی
تو؟- بله! من راج هستم اون پائوله-
مادوقلوی همسانیم
من طالع بین هستم و آینده مردم رو می بینم
از روی علائم تولدشون
اونم آینده شونو خراب می کنه
برادرت چکارس؟- عضو باند عقابه-
آدمای خطرناکی هستن باهاشون در نیفت
عمرا- انگار غریبه ای تو شهر؟-
کیو میخای ببینی؟- آقای دوگال-
آقای دوگال آره اون اتاق خالی داره-
فقط اتاقش خالی نیست. مغزشم خالیه
اون تو گوآ افسر پلیس بود
وقتی یه خلافکار با چوب زد تو سرش
یه لخته خونی تو سرش ایجاد شد
اون لخته خون هرجا بره اون قسمت از کار می افته
اون کر و کور و لال میشه
ببینم امروز چه نمایشی داره؟
امروز کوره
باورم نمیشه- بزار زمان بگذره باورت میشه-
اون آقای دوگاله
ولی اون داره منو می بینه- نه ! تو داری اونو می بینی-
بزار نشونت بدم
احمقا. چون کورم امروز منو می زنین؟
وقتی خوب بشم هیچکدومتون اینورا پیداتون نمیشه
باورت شد؟ حالا صبر کن
خوشحالم که اینجایی. امروز چایی نخوردم
بهم نیم لیتر شیر بده
شیر تموم شده بانسی؟
من بانسی نیستم. سمیر هستم
ببخشید فکر کردم شیر فروش هستی
چراغ جلوت (چشم ها) خاموشن؟
به تو چه مربوطه؟ مگه دکتری؟
بهم شیر بده- من شیرفروش نیستم-
من راج پیشگو هستم- پیشگو؟-
چه دهن گنده ای- دهن من نیست. ساکه-
و اینم دهنته- بیخیال-
چرا اینجایی؟- من اومدم اینجا-
من یه کار تو ساحل گرفتم
آقای شارما با شما صحبت کرده بود
برای اتاق؟ نه؟ بیا اینجا
بهت اتاقت رو نشون میدم
بالای پله ها دست راست برو
اونجا اتاق نیست- نیست؟-
ولی دیشب دیدمش یعنی ناپدید شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.