نخستین 200 خط.
واو
آره
...خب
نمی دونم
گشنته؟
راستش، واقعا گشنمه
خیلی منو گیج کرده بودی
من؟ - آره -
بعد از شب بستنی خوری
تو هی میگفتی خوبه آدم دوست داشته باشه
ما دوستیم، دوستیم، دوستیم، دوستیم
چی باید می گفتم
نمیدونم، حقیقتو؟
وقتی حقیقت و بهت گفتم، تو فرار کردی
درسته
متاسفم
تو برگشتی
امکان نداره، کیسی
سلام بث، چه خبر؟
کی فکر می کرد وقتی اومدم بیرون برای دووی ضد کرم بخرم
بهترین محبوبم و می بینم
بث این ایزیه
ایزی این بثه، خواهر ایوان
هی، هی
هی بث - واو -
تو همه چیت خوشگله
ممنون. توهم همینطور
لعنتی، باید زود برم تو مغازه قبل از این که ببنده
دووی چندوقته همش کونشو میماله به فرش
من کون مال صداش می کنم وقتی برگردم اینجایی؟
...نه فکر نمی کنم، فکر کنم ما باید
آره - آره -
باشه
چه ناامید کننده
خدافظ دوتا پروانه ی زیبا- خدافظ -
شوخیت گرفته، درسته؟
داری چیکار می کنی؟
راستش اصلا نمی خواد جواب بدی دقیقا میدونم داری چیکار می کنی
نصف شب یواشکی میری دوست پسرتو ببینی
آره، اما اونجوری که فکر می کنی نیست
نیازی به جزئیات ندارم، تو ۱۶ سالته
امکان نداره که ساعت ۲ صبح از خونه بری بیرون
تا بری خونه ی پسر
و حتی برای تلاش کردنم تنبیهی
باشه
باشه؟
آره، حقمه
تو چرا بیداری؟
تو اتاق آفتاب خیلی سروصدا هست
ماشین رد میشه هی، ساعت ها بیدار نگهم می داره
خیلی مضخرفه که مامان خیانت کرده ولی تو روی تشک بادی می خوابی
این انتخاب خودم بود
بابا
...دوست داشتی چطوری می فهمیدی، قضیه ی
خودت می دونی
چیه، هنوزم احساس بدی داری؟
...نه، من فقط
دوست داشتی چه جوری بهت می گفت؟
نه، من راجع به این با تو حرف نمی زنم
بابا، لطفا - چرا؟ -
چرا اصلا می خوای بدونی؟
فقط لازم دارم بدونم
...نمی دونم، من
...دوست داشتم که
می دونی، شاید خودش بهم می گفت
...یا
چی؟
اگه فقط یه بار اتفاق افتاده بود و دیگه تموم شده بود
شاید ترجیح میدادم اصلا خبردار نمی شدم
برو بالا و بخواب و هنوزم تنبیهی
و بیشتر تنبیهت می کنم اگه به فضولی ادامه بدی
هی، کیس
بله
تو خوبی؟
آره
شب بخیر
مترجم ها TAra & Mh4sa
lililili به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید lililili lilili @ThunderSub lilili
خیلی خوشحالم که به ما ملحق شدی، سم
اما راحت باش امروز و سخت نگیر، روز اولته
و من تو هر مرحله همراهت هستم
هی، لطفا آقا
از قفسه ها بالا نرو
هی مرد، شارژرها کجان؟
چی؟
شارژرها
آه
من نمی دونم
مگه اینجا کار نمی کنی؟
الو. الو
هی، دارم با تو حرف می زنم
عجب تیپی دوست من
عاشق هاواییم
بچه لاکپشتای دریایی، درست می گم؟
بهشون "هونو" می گن
برخلاف بیشتر جاهای دیگه ی دنیا
قطب جنوب فقط دوتا فصل داره
تابستان و زمستان
همونطور که میتونین تصور کنین اولین روز تابستون همیشه دلیلی واسه جشن گرفتنه
اهل کوکتل "مای تای" خوردنی؟ به نظر میاد اهل "مای تای" خوردن باشی
مای تای دوست دارم می دونستم
دنبال شارژر می گردی برو راهرو سوم
اما قبل از این که بری
تخفیف ۱۰٪ ای میگیری برای خوشتیپ ترین حرومزاده ی اینجا بودن
این درختای نخل خیلی به چشمات میاد
حتی به زبون هاوایی هم تشکرم نکرد، بی ادب
من زهیدم، زهید راجا
من سمم، سموئل گاردنر
باب بهم گفته تو استرالیایی هستی
اوتیسم دارم خوبه، من از استرالیایی ها متنفرم
میدونستم شارژرها کجان
از قبل کل نقشه ی این فروشگاه مسخره رو حفظ کردم
آره، نگرانش نباش، اون یارو کابوس دنیای مد بود
تی شرت اون شکلی فقط به یه نفر میاد
تام راجا، عمومه
واقعا نقشه ی کل فروشگاه و حفظ کردی؟
آره، آسون بود
هممم، توستر راهروی چهارم
بلو-ری
راهروی شش
بازی ویدیویی، لپتاپ ها، شکلات
راهروی یازده
دیوار پشتی و درست بغل صندوق
اه
هیچ ایده ای ندارم که درست گفتی یا نه
اما حس می کنم که تو
چجوری بگم
منو کامل می کنی
این اتفاقیه که قراره بیفته، سموئل گاردنر
باب فکر می کنه من قرار برای کار کردن اینجا آموزشت بدم
اما باب اشتباه می کنه
من تورو برای زندگی آموزش می دم
و همینطور برای اینجا کار کردن؟
آره، اما راستشو بخوای، من کارمند خوبی نیستم
اما یه حسی بهم می گه تو شاید باشی
ممنونم
البته چون فقط دو تا فصل دارن
تغییر فصل می تونه خیلی سریع احساس شه
یه لحظه همه چی گرم و روشن و نورانیه
و بعد
زهید
تا کی قراره نا-رفیق باشیم؟
اینکه بدونم چه انتظاری داشته باشم بهم کمک می کنه
برای همیشه، هیچوقت دیگه رفیق نمی شیم
تاریکی مطلق و سرمای شدیده
هنوز در حال دعوایین، ها؟
اه، مرد
...این
تو موقعیت خوبی برای این نیستن - خودش درست می شه -
دوستا باهم دعوا می کنن، این اتفاقا میفته
نه، اون خیلی واضح گفت
که این هیچوقت درست نمی شه
و من مشکلی باهاش ندارم
تنها کارش این بود که هروقت لازم داشتم نصیحت های عالی می کرد
می تونم یکی دیگه رو پیدا کنم برای اینکار
من یا مسیح
سلام پیج تو دستشویی من چیکار می کنی؟
اه، من سم و میرسونم دانشگاه تا زمان بیشتری باهم باشیم
اما، سم، من میتونم نصیحت-کننده ی تو باشم
بیشترین نصیحتی که من لازم دارم راجع به رابطمونه
نمیتونم راجع به خودت از خودت نظر بپرسم
خب، معلومه که می تونی من می تونم بی طرف باشم، امتحانم کن
بای بای باشه
دیگه نمی خوام منو برسونی دانشگاه
اه، جذاب شد
چی؟ چرا نمی خوای؟
تو عصبی می شی
ازسر راهم برو کنار، آدم حلزونی
تاحالا راهنما زدن به گوشت خورده؟ یا تو کون گنده ات قایمش کردی
از ماشین پیاده شو، نه واقعا از ماشین پیاده شو، میتونم دخلتو بیارم
پانزده سال تکواندو رفتم، زنیکه
هرکی به تو هنر رزمی یاد داده فکر آینده رو نکرده
و علاوه بر اینکه ترسناکی و صدات بلنده
خیلی خیلی قانونای ترافیک و میشکنی
اه، چرت نگو، من خوش روحیه ام، همیشه بودم
درضمن همه تمام مدت کاملا در امان هستن
با آینه بغلت زدی به یه مرغ دریایی
کاملا قانونیه
فکر نمی کنم
سم، فکر می کنم نصیحت اینجا کاملا مشخصه ...هیچوقت سوار ماشین نشو با
هیچ کس دیگه
سم، این تنها زمانیه که برای با هم بودن داریم
با توجه به این که تو دنبال آینده و دنبال کردن آرزوهاتی
و من لباس چسبون قهوه ای می پوشم، روشم سیب زمینی
پس من واقعا فکر می کنم بهتره همچنان من برسونمت
بله، تو این مورد من طرف خودمم
یه زهید جدید لازم دارم
من دارم نصیحت های عالی ای می کنم
یه لیست از کاندیدا درست می کنم
...خب
بچه های دیوانه
میری سرکار؟
آره
خب راجع به چیزی که اون شب گفتم
قضیه ی جدایی
آره...من
فعلا نمی تونم
خب، باشه هروقت آماده بودی
خیلی چیزا هست که باید ازش سردر بیاریم
خیلی قدم ها هست که باید برداریم
No comments yet. Be the first to leave one.