Return (Riteon / 리턴)

Return (Riteon / 리턴)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Return E20
ناشر f971
سریال کره ای "بازگشت" زیرنویس قسمت20 مترجم: *F971*

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-03-01
تعداد دانلود: 14
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥

- این چیه؟ - منظورت چیه؟

چرا چو جا هه رو دعوت کردی؟

تو گفتی بهش مشکوکی

یا

اون شب وقتی که داشتی زمینو می کَندی

چیو دفن کردی؟

جسد کیم بیونگ گی بود یا همچین چیزی؟

فکر میکنم

چو جا هه برای هممون نقشه کشیده

خب، همه چیزو با جزئیات برام توضیح بده

ما جسد می جونگو تو یه معدن دفن کردیم

اما جسدش توی جاده پیدا شد

و چو جا هه چیکار کرده؟

مدرکت چیه؟ شاهد داری؟

این هو

حقیقت اینه

ما جسدو اونجا دفن کردیم...لعنتی

ته سوک دفنش کرد

یکم توضیحش سخته، اما به هر حال

اون زن، چو جا هه

یه چیزی در موردش مشکوکه

یا

من هنوزم به تو و ته سوک مشکوکم

چرا تا تهش نرم؟

آخرش می فهمم کدوم یکیتون

داره دروغ میگه. ها؟

یا

ممنونم

شما خیلی زیبا به نظر می رسید

شما از من زیباترید

من در مورد چهره ام اونقدرا هم شکسته نفسی نمی کنم!

نیازی نداره فروتنی کنین شما واقعا زیبایین

در مورد چی حرف میزنین؟

از من داشت تعریف می کرد

میشه از پرونده هاتون برامون تعریف کنین؟

یه پرونده هیجان انگیز

هر پرونده ای هیجان انگیزه

اما حالا که می خواید یکیشو تعریف می کنم

داستان در مورد

مادریه که می خواست دخترشو حلق آویز کنه

اوه، چه وحشتناک

و ظرف پنج ساعت بعد از قتل دخترش خودشو تحویل داد

و دادگاه بر پایه اعتراف اون زن تشکیل شد

اما

داستان پیچو خم داشت

اون انگیزه ای برای ارتکاب اون جرم نداشت

بعد بازجویی ها فهمیدیم

که پسر 14 سالش خواهر کوچیکشو خفه کرده

و مادرش وقتی حقیقتو فهمید، خودشو سرزنش می کرد

پسرش یه بچه 14 ساله بود

درسته

من نتونستم این راز رو بخاطر ارتباط وکیل-موکلی فاش کنم

اما اون پسرو وادار کردم به عنوان شاهد حاضر بشه

خیلی نامردین

اون خواهر کوچیکشو حلق آویز کرده بود تا بمیره

اون وقت کار من ظالمانه بوده؟

نه

بعدش چی شد؟

ازون پسر اعتراف کشیدم

چی سر اون پسره اومد؟

اون زن نگران آینده پسرش بود

و میخواست جرم پسرشو با دلایل دیگه بپوشونه

قضیه با عفو مشروط تموم شد

چطور ممکنه؟ اون که خواهرشو کشته بود

نامردی نیست؟

بقیه داستانشو گوش کن! جین جو

این قانون کره در مورد اطفاله

حتی برای این جنایات فجیع

بیشتر اونارو برای دو سال به کانون اصلاح و تربیت نوجوانان میفرستن

یه سوالی ازت دارم

گوم نارا نظرت در مورد عفو مشروط اطفال چیه؟

من فکر می کنم این یه شانس دوباره اس که به اونها داده میشه

چون که اخلاق اونها هنوز کامل شکل نگرفته و هنوز درسته از غلط تشخیص نمیدن

اما هنوزم فکر نمی کنم این استانداردها برای بچه ها باید اعمال بشه

تو ادامه ی اون داستان

وقتی اون پسر از کانون آزاد شد

وقتی نوزده سالش بود پیرمرد همسایه رو به قتل رسوند

شما چی فکر می کنین آقای اوه؟

من فکر میکنم شام چقدر خسته کننده و مزخرف داره میگذره

چی میگی؟ خانم چو داستانتون برای من به شخصه خیلی جذاب بود

لطفا ادامه بدین

یا! بهت گفتم تو این بحثا دخالت نکن!

با من چیکار داری؟

این داستان به نظرتون خسته کننده بود؟

مطمئن نیستم

شماها چی؟ براتون جالب نبود؟

نمی دونم، اما فکر می کنم 100 برابر بهتر از

زدن حرفای بی معنی بود

خب، بزارین سوالمو عوض کنم

یه بچه که از کانون آزاد میشه

دختر شمارو به قتل میرسونه

اسمش دال را بود؟

خانم چو!!!

بزارین همه چیز رو بگم جایی برای نگرانی نیست

گوم نارا

به سوالم جواب بده نه به عنوان یه وکیل، بلکه به عنوان یک مادر

آیا اون پسر استحقاقِ اون شانس دوباره رو داشت؟

ازون نپرس

دعوتت برای شام اشتباه محض بود

چه خجالت آور

من

میخواستم جو جالب شه

آه، خب یکی دیگه داره میاد

کی؟

یه مهمون دیگه داره میاد

انگار باید صندلیمو بهش بدم

نه خوبه برای شام بمون

هنوز کارهام مونده امشب

لطفا بعدا دعوتم کن

خانم خونه نباید میزشو ترک کنه

شما به جاش میاین بدرقه ام؟

بله، البته

ایشونو بدرقه میکنم و از مهمون جدیدمون استقبال می کنم

تو به اینجا برس

باشه

ممنون امشب اومدی

فاجعه بود!

می بینم همه رو برای شام دعوت کردین

کاملا متفاوت به نظر می رسید، جناب کانگ این هو

ممنون اومدید ماشینتون کجاست؟

تاکسی میگیرم میخوام یه کم راه برم

وای

یا! هاک بوم! خوبی؟ به خودت صدمه زدی؟

نه...

لیوان از دستم سُر خورد

هی

تمیزش می کنم

دست نزن، بوم

بشین، خودم تمیزش می کنم

وقتی یه گندی میزنی

منو ته سوک جمعش می کنیم

مگه نه؟ ته سوک؟

ما؟

جون هی یادش نمیاد

یا! انگار

از اینکه جون هی بیدارشده خوشحال نشدین؟

چی داری میگی؟

خیلیم خوشحالم برگشتی

انقد خوشحالم

که کم مونده گریه ام بگیره

آه

اینطوریه؟

انگار همه ذوق زده شدن

راستشو بگم چیزی یادم نمیاد

حس می کنم تنها دو روزه با هم آشنا شدیم

واقعا چیزی یادت نمیاد؟

نه

این هو بهم گفت چه اتفاقی افتاده

اتفاقای 6 ماه گذشته رو یادم نمیاد

پس

-یوم می جونگو یادت نمیاد؟ - جین جو

بیا فقط در مورد خاطرات خوب حرف بزنیم

واقعا! بازم گند زدم؟

نه،اینطور نیست

اما، نارا انگار بازم وزن اضافه کردی

واقعا؟

چطور متوجه نشدی وقتی پیشش میخوابی

تو چی فکر می کنی عزیزم؟ وزنش زیاد نشده؟

من ظرفارو ببرم

چی شد؟ ناراحت شد؟

بیام کمک؟ها؟

امروز همه چشون شده؟

نزدیک بود دیگه خفه شم بمیرم تو این جو

به هر حال، فک کنم چو جا هه خیلی جذابه

همیشه اینطوریه؟

- آره -ها!

اگه برای کمک اینجایی میشه یه بشقاب بهم بدی؟

اومو، عزیزم

من به وسایل مردم دست نمیزنم

- یا، لیوانارو بزنیم به هم - باشه

صبر کن

تو یادت نمیاد

تو این شیش ماه چی گذشته؟

نه

چیه؟ باید چیزی یادم بیاد؟

نه، هیچی

ظاهرا حافظشو از دست داده

هی، میشه از دستشویی تون استفاده کنم؟

البته، هاک بوم

من؟

به جون هی کمک کنم؟

- چرا؟ -بوم، لطفا منو ببر اونجا

من باید اینکارو بکنم؟

آیی

جون هی ضعیف ما حتی نمیتونه خودشو تمیز کنه

آیگو

ناراحت به نظر میای

آره، ناراحتم

جون هی کِی بیدار شد؟

- چند روز قبل -چند روز قبل

پس فقط تو میدونستی؟

بعد این دورهمی مسخره رو راه انداختی بدون اینکه به من و بوم بگی؟

مسخره؟ کجاش مسخره بود

-اینکه جون هی بیدار شده؟ - منظورت چیه؟

داشتم دستت مینداختم، عوضی!

فقط بخاطر این بود که دکتر سئو اینطور ازم خواست

- اون ازت خواست؟ - آره

تصادف جون هی سوالای زیادی به همراه داشت

برای هر پدری طبیعیه که به هر کسی اطراف جون هی مشکوک بشه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left