Den som dræber 6 - Fortidens skygge
نخستین 200 خط.
ترجمه و زيرنويس احسان 2006
ممنون.بزودي ميريم خونه
سلام.يه بليط لطفا بله
ممنون مرسي
نه
سايه گذشته
حاضري؟ بله
مطمئني؟ بله.اين چيه؟
اون چيه؟ يه خونست
خودم ميبينم ولي بيا
به همه اون درختا واسه بالا رفتن نگاه کن اول خانوم خونه
نقشت واسش چيه؟ اين آشپزخونست
ميتوني يه آشپزخونه با فضاي باز بسازي اون ديوار بارکش نيست
هنوز بهترين قسمتشو نديدي
اين خيلي زيباست آقاي"هَندي"،اينو ميبرين بالا؟
ميتونيم اينو بريزيم پائين ويه ايوون بسازيم چطوري از عهدش بر ميايم؟
اونا با برنامم موافقت کردن
کي ميخواد بره تو باغ؟ ما ميخوايم
اونا تو اداره چي گفتن؟ فقط"بيسگارد"ميدونه
اين چيزيه که ميخواي؟ اين چيزيه که من ميخوام؟
قهوه اونجا رو نيمکت اون چيزيه که من ميخوام
ميتونيم همزمان کارو پيش ببريم؟
حتما.فقط خواستمت که ببيني
ما بايد روش بخوابيم
توماس هستم.چي؟
کجا؟
صبح بخير پس اين آخرين پروندته
بده؟ خوب بنظر نمياد
به کاترين نگفتم که هنوز تسويه نکردي
صبح بخير صبح بخير
چي بدست آورديم؟
اول رانندرو زده بعدش رفته بالا وبقيه رو يکي يکي زده
بنگ بنگ
بنگ و بنگ
همه قربانيا به يک شکل گلوله خوردن بجز اون دختر تو پنجره
گلوله خورده تو سرش.اما بقيه خورده تو سينشون.توماس!ممنون
جاني به يه مادر با کالسکه بچش کمک کرده وبرگشته تا بقيه رو بزنه
شاهدي داريم؟ يه مرد 20تا35ساله
به آرامي از در جلوئي اون گوشه ناپديدشده.بسيار خونسرد
بايد هويت همه قربانيارو شناسائي کنيم
ميتوني با من بياي؟ آره
همه دوربيناي منطقه رو چک ميکنيم
لازمه که سريع بفهميم که کي بوده اگه نميخوايم5تاي ديگروفردا بکشه
يا که خودکشي کرده عاديه
پس ما فقط بايد بشينيم منتظرتا خودشم با تير بزنه؟
نه،من اينطوري فکر نميکنم.بريم
تو چي فکر ميکني؟
نميدونم.فکر کنم قبلا ديده باشمش
راننده"ژاسپر لارسون"42ساله،متاهل با2 فرزند
اين"مادس هانسون"37ساله و مجرده سوار اتوبوسي بوده که به طرف ايستگاه"فلينتهولم"ميرفته
و"ماريا مه ير"33ساله.خبرنگار وگزارشگر راديواز25سالگي
مجرد بوده و فقط اون رفته تو اتوبوس
تمام دوربيناي اطرافو زيرو رو کرديم ولي چيزي دستمونو نگرفت
ميا،متخصص صحنه جرم؟ گروهم داره روش کار ميکنه
اما پنجره با اين شکسته
يعني خودش پنجره رو شکسته و اونو اونطوري گذاشته اونجا؟
جاني زنرو از زمين بلند کرده و با دقت اونطوري گذاشتتش اونجا
..............
معالجه اضافي ضرورتي نداره.توماس شيفر
او طرحي کشيده........که
همه دوربينا از"بلّا"اومده خوب چِک شدن؟
خوب.مغازه هاي نزديکش چي؟
گفتي کي؟
بايد برم.زود بهت زنگ ميزنم
اينا نقاشياي بيمار قبليم"کريستين آلمن"هستند
اون از عراق مرخص شده بودو من عهده دار آزمايشات روانيش بودم
چرا مرخص شده بود؟ اون علائمي از رفتار انحرافي داشت
اين چه معنائي ميده؟ اون عوض شده بود.من يک ماه زيرنظر داشتمش
علائم منفي نشون داد ولي بنظر رسيد که سلامتشو بدست آورده
اما بارها وبارها همون شکلارو کشيد
من اونو يجور روياپردازي ديدم
و حالا اونارو از خودش بروز ميده؟ چيزي خيلي شبيه اين
اين خودشه؟
بله کي درمانش کردين؟
سال 2003 تو يکي دو ماه؟
بله.بعدش تعليماتشو شروع کرد بعدش اجازه داشت بره؟
اونطوريم نيست.مگه اينکه هيچ علائمي از ديوانگي يا بيماري روحي نشون ندن
مانميتونيم اگه نخوان نيگهشون داريم
من پيشنهاد کردم که خودشو مرخص کنه من فقط علائم ضربه روحيو تشخيص دادم
سال2005اون به قتل عمد"آمالي سورنسن"محکوم شد،15سال
اونو از رو پل پرت کرده بود تو آزادراه
سه هفته پيش آزاد شد هيچ جاي ديگه اي تحت درمان نبوده؟
نه،بنظر نميرسيدباشه
اونو درست مثل نقاشيش قرار داده
چندتا نقاشي اونجاست؟ زياد
به آدرس"آلمن"رسيديم ازدرجلوئي ميريم تو
پليس!ما داخليم
پليس
همه جا خاليه
تو برگرد اداره.من و توماس بيرونو چک ميکنيم
بريم اينجا هم هيچي نيست.اطرافو يه ديد بزنيم
دريافت شد
پشتش چيه؟ والدينش الکلي بودن
تو تصادف رانندگي مردن
تو عراق چجوري ميجنگيد؟ اون چندين بار از خط عبور کرده بود
ظاهرا خيلي بيشترکه بعضي از هم واحداش ازش ترسيده بودن
حکم رسمي ارتش بودکه اونو از نظر اجتماعي مطلوب تشخيص نداد
که ميتونه خيلي چيزا ازش تعبير بشه
اگه اينجا زندگي نميکنه پس کجاست؟ کي گفته اينجا زندگي نميکنه؟
ايست!پليس
بفرمائين ممنون
ميري دوباره اونو ببيني؟
نميخوام وقتمو با کسيکه هفته ها ديرتر جوابمو ميده،تلف کنم
من اينجوري بازي نميکنم
سلام سلام.بهمون راجع به"کريستين آلمن"بگو
اون يک سال اينجابود و3ماه عراق ولي همونطور که ميدونين سلب مسئوليت شد
از اون زمان به بعدچيزي ازش نشنيديم چرا سلب مسئوليت شد؟
اون رفتار ضد اجتماعي از خودش نشون داد اون واکنشهاي بشدت تند
دربرابر فشار و استرس ناشي از محيط کار سربازان نشون داد
اون خودشو از بقيه جداکرده بود خودشم از همه چيز محروم کرده بود
من تعدادي نقاشي آوردم که کريستين کشيده
شايد شما از اين نقاشيا چيزي بفهمين؟
چيزائيکه شايد قبلا ديده باشين
هيچي
شايد يه برخورد با مين
نميدونم
شايد يه جسد که از يه ون افتاده آخرين بار کي ديدينش؟
سالها بعد اينکه برگشتم من تو خيابون بسمتش دويدم
کي بود؟ ژانويه2009
اون تو هتل"آبسالون"مونده بود ولي اون
ولي اون واقعا عجيب بود اون يه چيزي داشت با کندو
کندو؟ آره.اون راجع به کندو حرف زد
فقط عجيب بود
اميدوارم پيداش کنين اون جدا درست کارنميکرد
سلام جيگر
روزت چطور بود؟ روزم؟
گيج کننده بود
اما اين بسرعت ميگذره ما اونو تو کمتر از چندروز ميگيريم
من با اين تو يک دقيقه رديفش کردم اون خوبه
امروز مامور املاک از خونه روياهات تماس گرفت
چي گفت؟ يکي يه پيشنهادي داده
خوب اين يه خونه خيلي قشنگه
شايد يه قهوه صبحگاهي سر ميز ايده بدي نباشه
اگه اينکارو بکنيم بله
اينکارو واسه من نکن حتي واسه"يوهان"هم نکن
پس واسه کي بکنم؟ واسه ما
واسه ما؟پس من چي؟
از اون ماشين متنفرم ما بايد يه ماشين جديدم بگيريم
چرا سوختي؟ چون بايد با سوختن بميرم
چرا فکر ميکني که ميسوزي؟ توماس هرگزاينو ازم نخواست
فقط توماس ميتونه کمکم کنه نميفهمي؟توماس کو؟
کريستين!اين قبلا هم اتفاق افتاده؟ بله،چند بار
اولين بارشو يادته؟شايد14سالم بود
بعضي وقتا به دستم نگاه ميکردم وميفهميدم که مال منه ولي
احساس ميکردم که انگار مال کس ديگه ايه من ميتونم کمکت کنم
من اين افکار احمقانه رو
درمورد يه دختر جوون دارم
اون افکار چي هستن؟ گوش کن!ميخوام با توماس حرف بزنم
شيفر،چرا نميخواي اجازه بدي با توماس حرف بزنم؟
فقط توماس ميتونه کمکم کنه بعدش دختررو ول ميکني؟
شايد ولش کنم ديروز خواب ديدم ميسوختم
الان بايد با من حرف بزني خواهش ميکنم که با توماس حرف بزنم
کريستين،بيا راجع به دختره حرف بزنيم
اگه ميشناسيش،ميخواي بهش زنگ بزني وبگي ميخواي چيکار کني؟
يه کم وقت ميبره چي بود؟
فقط در بود بيا بيرون و بهم کمک کن،مياي؟
ميتوني اينجا نگه داري؟
جيگر
کاترين،ديروز يه ملاقاتي داشتم
کي؟ کريستين آلمن.تو ماشينمه
صبر کن!من نميخوام پليسا دور و ور خونم باشن
خونوادت نياز به مراقبت دارن نميخوام اونا دربارش بدونن
اونا هيچيو نميخوان بدونن.هرنيم ساعت يه ماشين پليس اينجا گشتزني ميکنه
اون دنبال من بود،پس اگه ميخواست منو بکشه الان مرده بودم
پس اون ازت چي ميخواست؟
نشون بده که ميتونست بهم برسه و اينو بهم بده
چي هست؟ نوار مصاحبه از آخرين اعترافش
فورا اينو ميفرستم واسه آزمايشگاه جنائي و بعدا يه کپي ازش ميگيريم
چرا نگفتي آلمن واسه درمان برگشته؟
همش که نبايد ميگفتم گذشته از اون،من يه کار جديد داشتم
ما هيچ چرم ديگه اي تو اتوبوس پيدا نکرديم
ما هنوز داريم آپارتمان آلمنو ميگرديم اما اينجا سالها خالي بوده
اينا تعداد ديگه اي از کاراي هنري آلمن هستن
يه نگهبان فکر کرده که تصاوير کمي نگران کننده بودن
يه روزي بايد بهم بگي که چجوري اجازه دادي يکي مثل اون بره
تو واميستي تا ما بگيريمش،خوب؟ بله،البته
منظورت چيه"واميستي"؟
توماس تو تسليمش دست داره
پس اين آخرين پروندته که با هميم
من با يه کار تو دانشگاه موافقت کردم تبريک
کار خوبي کردي ممنون
ميخواستم همشو بهت بگم اما زمان خوبي واسه گفتنش نبود
چرا نگفتم؟ تو فقط بودي
چند وقته اينو فهميدي؟ پنج دقيقه ديگه بهت زنگ ميزنم
اون يکماه پيش بهش اشاره کرد تو يکماه ميدونستي
اون تصميم آخرشو2هفته پيش گرفت
دوست دارم که اونم وايسه سعي کردي که باهاش صحبت کني که از اين فکر بياد بيرون؟
يا اون مغز فندقيت چي فکر ميکني؟
اون تصميمشو گرفته بود هيچکس دوست دارت نيست
يا دوستدار من واسه اون مسئله بيشتر مردم يه زندگي ميخوان
نميتونيم اونارو واسه اين مقصر بدونيم،ميتونيم؟
برگرد رو اسب ما يکي ديگرو پيدا ميکنيم
چرا خودتو سوزوندي؟ چون بايد با سوزش بميرم
چرا فکر ميکني بايد بسوزي؟ توماس هرگز نخواست اونو ازم بپرسه
فقط توماس ميتونه کمکم کنه اينو ميفهمي؟
اين از مصاحبه آلمن با يه روانپزشکه که بعد از من ديدتش
اون خيلي بدتر از اون زماني که من ديدمش شده اولين بارو يادت مياد؟
شايد14ساله بودم بعضي وقتا به دستم نگاه ميکردم
اين6ماه قبل اين بود که آمالي رو بکشه
احساسي داره انگار که دست مال يکي ديگست مثلا دست کي؟
No comments yet. Be the first to leave one.