Phoenix 2020 (The Fire Bird / Bul Sae / 불새2020)

Phoenix 2020 (The Fire Bird / Bul Sae / 불새2020)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

불새Phoenix 2020 E110 KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2021-03-30
تعداد دانلود: 11
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 162 خط.

نمی تونم صبر کنم ببینم واکنشش چیه

فکر کنم اینقدر شوکه شدی که زبونت بند اومده

از دیدنت خوشحالم خانم لی

سو یون جو؟

مگه تو نمرده بودی؟

ناراحت شدی می بینی زنده ام؟

!جونگ مین !جونگ مین

مثل اینکه خبر نداری اینجا ضد صداس

هر چقدر دلت میخواد داد بزن کسی صداتو نمی شنوه

چرا اینکارو با من میکنی؟

چرا من اینجا حبس کردی؟

هنوزم کلی انرژی داره

چرا اینجوری میکنی؟

چه مشکلی با من داری؟

!دلیلش بهم بگو

چرا خودت کشف نمیکنی؟

فکر میکنی چرا من مثل دیوونه ها رفتار میکنم؟

فکر کنم خودت میدونی مثل دیوونه هایی؟

فکر کردی میتونی از این کار فرار کنی؟

خواهیم دید چطوری پیش میره

مردم فکر میکنن به هر حال من مُردم

پس هیشکی نخواهد فهمید

!همین الان من ول کن

به چه جراتی سرم داد میکشی

به من دستور نده

تا وقتی اینجا نگهت دارم

هیچ کس نمیتونه پیدات کنه

تو نمیتونی از اینجا بری بیرون

چرا اینکارو با من میکنی؟

چون میخوام گور به گور بشی

از حالا سرم شلوغ میشه

اون مانیتورو اونجا می بینی؟

تمام گوشه و کنار خونه تو نشون میده

خوب من تماشا کن

!جونگ مین

جسدو پیدا کردی؟

با پرت شدن آمبولانس از صخره

متور آتش گرفت و منفجر شد

صبق نتیجه کالبد شکافی

هر دوشون مردن

فقط بخشهایی از دندون سو یون جو رو پیدا کردن

میدونم شرم آوره

...اما سویون جو خیلی دقیق

تونسته بود جعل شواهد و مدارک بکنه

و همین باعث شد تحقیقات ما به انحراف کشیده بشه

...درضمن خبر دارین پسر سویون جو

پسر بیولوژیکش نیست؟

جونگ مین پسر خودش نیست؟

نه ، اونو از یک پرورشگاه به فرزند خوندگی گرفته

...براش به عنوان پسرش شناسنامه گرفته

و خودشو تبدیل کرده به یک مادر مجرد

اون مشکل اختلال شخصیت مرزی داشته

احتمالاً چون نمی ذاشتن به فرزندخوندگی بگیرش

سویون جو دچار اختلال شخصیت مرزی بوده؟

اون چیه؟

داره چیکار میکنه؟

از تماشاش لذت بردی؟

باید گرسنه باشی

چطور تونستی زاویه تو عوض کنی

وقتی رو زمین نشسته بودی؟

من فردا ساعت دو بعد از ظهر برمیگردم

جونگ مین میدونم که حساس شدم

خودمم نمی دونم چرا هی از این افکار نا امید کننده میاد سراغم

من ذهنم خیلی درگیره

از نظر روحی و جسمی خسته شدم

بخاطر همین راستش نمیخوام برم

...اما من باید باهاشون گلف بازی کنم

بخاطر بستن قرار داد اروپا وقتی برگشتم می بینمت

...اینقدر از من متنفر بوده

که اینجوری قابهای عکس برگردونده؟

بفرما

این برای مادرم دارین میدن؟

عاشقش میشه

می خواست برای رژیمش اینو بخره

خیلی کارش خوبه

این چیه؟ - بگیر -

این فقط نصف چیزیه که بهت قول داده بودم

من نمی گیرم

بگیرم ، دلم میخواد بهت بدم

باید بگیری و مصرفش کنی تا من خیالم راحت بشه

یالا

...منم میخواستم وقتی دارم برای شما کارمیکنم

سئورین رو نابود کنم

اما چیزی که بیشتر از همه میخواستم راحتی شما بوده

الان خیلی راحت ترم

آیا واقعاً قصد دارید گالری رو تعطیل کنید؟

میخوام واگذارش کنی ولی هنوز کسی رو پیدا نکردم

...من به کار شما ادامه میدم تا شما

بری فرانسه و بگردین لطفا اجازه بدین اینکارو براتون بکنم

باشه ، متشکرم

به نظرم از چیزی که فکر میکردم بهتری

چیزی شده؟

فقط وقتی مشکلی باشه میتونم بیام ببینمت؟

بشین

کی از امریکا برگشتی؟

من مستقیم از فرودگاه اومدم اینجا

حالت خوب بوده؟ آقای جانگ حالش خوبه؟

جراحیش خوب پیش رفت

و حالشم خیلی خوبه

خدارو شکر که هر دوتون خوبین

...شنیدم اخیراً درگیر یک

تصادف وحشتناک شده بودی

شنیدم به همه گفته بودی به من چیزی نگن

فکر کردم نیازی نباشه بخاطرش ناراحتت کنم

به هر اونقدرام نزدیک نبودیم

...خیلی

دلم شکست

حالا که فهمیدی حالم خوبه بهتره بری

مگه من گفتم من به دنیا بیاری

میدونم چیزایی که کشیدی وحشتناک بوده

اما خودت ترجیح دادی من به دنیا بیاری

این انتخاب خودت بوده که من داشته باشی

وقتش نرسیده که من به عنوان دخترت بپذیری؟

حق با توئه

اگه جای تو بودم حتی نمیخواستم نگات کنم

در واقع حتی به دنیا نمیاوردمت

متاسفم

مامان

نمیشه از اول شروع کنیم؟

اینقدر برات سخته که حتی نگاهم کنی؟

نمی تونه آغوشت رو برام باز کنی؟

مامان

بیا دست همو بگیریم

باشه ، باشه

اگه نمیخوای بخوری ...خب نخور

خیلی شیرینه

کجا میری؟

میرم بالا وسایلم باز کنم

الان میخوای تو دوتا اتاق جداگونه بخوابیم؟

گوش کن خانوم بزرگ

هیچی بین ما اتفاق نمیفته پس نمیخواد کاری کنی

بشین

میخوای بریم ازدواج مون ثبت کنیم؟

تو تازه طلاق گرفتی

نمیتونی به این زودی ازدواج ثبت کنی آجمونی

آجوشی تا کی میخوای اینقدر امل بازی در بیاری؟

میدونی چقدر ناراحت شدم؟

...من فکر کردم فوری از آقای لی طلاق میگیری

و ازش جدا میشی

مطمئنم یک روزی من درک میکنی

وقتی بشنوی موضوع چی بوده

چیه ...بگو بذار بشنوم

برادر کوچکم یک کلاهبردار واقعیه

پدر جی یون قبل از ورشکستگی تصادف کرد

و دکترا بهمون گفتن ممکنه هرگز به هوش نیاد

...اما برادرم ترسیده بود اون بهوش بیاد

و متوجه بشه که از شرکت دزدی کرده

بخاطر همین سعی کرد ونتیلاتورو ازش بکشه

مدیر مین که قبلا اونجا پرستار بوده

از برنامه برادرم خبر دار میشه

بخاطر همینم بابای جی یون با خودش میبره

پس احساس گناهت برای همین بوده؟

بخاطر همین محتاطانه باهاش رفتار میکردی؟

اون حافظه شو از دست داده بود

بخاطر همین نمی تونستم بگم برادرم قصد کشتن اونو داشته

و جراتشم نداشتم فوری ازش طلاق بگیرم

...علاوه بر این مدیر مین بهم گفته بود

...چون هنوز کامل خوب نشده نباید شوکه بشه

و به من گفت فعلا بهش چیزی نگم

...چرا در مورد اینها

به من چیزی نگفتی؟

فکر کردم تو دوستم داری

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left