نخستین 200 خط.
میخوای منو بیرون کنی؟
...دارم سعی میکنم
منطقی باشم
قهوه می خواهی؟
وقتی صبحانه بپز که من حمامم
دیشب آقای شین بردن اورژانس
و خانم لی اونو به آپارتمان تو برد
خانمل لی بعد از حدود 2 تا 3 ساعت رفت
حدس می زنم اون دوتا خیلی به هم نزدیک شدن
در مورد مسائل دیگه چی؟
متوجه نشدم که با کسی از گروه چونگ تماس گرفته باشه
نه هنوز
"نه هنوز"؟
دیگه نمیخواد آجون تعقیب کنید
...سعی کن با سرعت خودت
حرکت کنی
...من اومدم به تیم پیوستم
تا دو میدانی داشته باشم نه با سرعت خودم جلو برم
...کنجکاو نیستی که بفهمی
چه چیزهایی رو می تونم در گروه چونگ به عنوان پسر خونده رئیس بدست بیارم ؟
...همیشه اینکه کی
جریان اصلی رو بدست میگره تعجب آوره
من می دونم که پدر خوندم مرد خوبی ـه
و فعلا حسابی عاشق مادرمه
...اما
پسرای خودش قطعاً منو کنترل می کنن
منم باید برای اثبات خودم یک کارایی بکنم
...میخوام بهم یاد بدی
چطوری میتونم تجارت کنم
تو جوان و بلند پروازی
بهترین هارو برايت آرزو دارم موفق باشی
الان چی گفتی؟
اگر فکر می کنی ما دوستی عمیقی داریم ، کل لیوانو یه نفس بخور
واقعاکه
وقتی اعماد به چیزی که میبینی سخته
باید به احساسات درونیت نگاه کنی
اما اعتماد باید آزمایش بشه
از دست من عصبانی هستی؟
به من گفتی که قصد نابودی منو داری
چطوری میخوای نابودم کنی؟
اومدم کاری کنم لی جی هون عاشقم بشه
فقط میخواستم در مورد احساس خودم صادق باشم
من قبلاً می دونستم
مدام شوخی می کردی
اما میتونم بگم واقعاً عاشقش شدی
...ولی
اون بیش از حد تو رو دوست داره
بیا اینو بذاریم برای بعد
فعلا یک چیز مهم دارم که ازت بپرسم
...شنیدم گروه چونگ داره بطور خصمانه
آماده میشه برای تصاحب شرکت
...یعنی گروه چونگ
داره تلاش میکنه تا حقوق مدیریتی بر سئورین داشته باشه
الان به من شک کردی؟
...فکر کردی اومدم
تا ازت اطلاعات بکشم؟
بشین
ظاهراً وقتی اعتماد به چیزی که میبینی سخته
باید به احساساتت اعماد کنی
آجون
من میتونم به رفتار بچگونه تو بخندم
...ولی
اگه اعتماد منو بشکنی هرگز نمی بخشمت
درسته که ازت متنفرم هیونگ
و بعضی وقتها میخوام ازت جلو بیفتم
جاسوس؟
نه هرگز
واقعاً؟
پس همین الان به ناپدریت زنگ بزن
من بهت ثابت میکنم
مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد
لطفاً بعد از بوق پیام بگذارید
هیونگ
نمی دونم نا پدریم قصد داره چیکار کنه
اما قسم میخورم من جاسوس نیستم قسم میخورم
سلام آجون ، متوجه شدم بهم زنگ زدی
آیا مدیر سئو باهات خوب هست؟
بله پدر
زنگ زدم ازتون چیزی بپرسم
... شنیدم گرو چونگ ما قصد داره بصورت
پنهانی صاحب حقوق مدیریت سورین بشه
حقیقت داره؟ - نه همچین چیزی نیست -
...به نظر میاد برادر بزرگت
بدون اطلاع من یک سری از سهام سورین رو خریده
...از طرفی مچشو در مورد سهام گروه چونگ
که کم کم خریده بودم گرفتم
ما خودمون داریم بهش رسیدگی میکنیم پس چیزی در ین مورد به مدیر سئو نگو
اینطوری براش سوء تفاهم میشه
تو از کجا فهمیدی؟
مامان بهم گفت
فکر کردم کار شما بوده پس کار هیونگ بوده
باشه متوجه منظورتون شدم بعد دوباره زنگ میزنم
مطمئن شدی؟
آره
سوء تفاهم برطرف شد
اما بذار یه چیز دیگه ام بپرسم
شین آ جون
خوب میشه یاد بگیری آدم با ملاحضه ای باشی
تو میدونی ...میدونی که کنتر خودم برام سخته
...خانم لیی که من می شناسم
حتی اگه مخشم بزنم عاشق من نمیشه
من فقط میخواسم در مورد احساس خودم مطمئن شم
اون همیشه مراقب خودش بود و از من بدش میومد
...حتی در این صورت تو نباید توقع داشته باشی
کسی رفتار ناباغ تو رو درک کنه
...بازم باید از خودم می پرسید مسئله آسانسور چی بوده
به جای اینکه بیای یقه مو بگیری
باشه باشه از این بابت متاسفم
اینو داری میگی ولی بازم عصبانی به نظر میاد
این بار من باهات آشتی کردم
اگه بهت فضا بدم دیگه ازم عصبانی نیستی؟
پاشو بریم سر کار
سلام
سلام
بازم تا آخر شب کار داشتی؟
آره
باید به زودی یک محصول ارائه بدم
...اومدم یک فنجون قهوه بخورم
خواب از سرم بپره
بخاطر دوستی مون دوتا قاشقم اضافه میریزم
چرا دو تا؟
یکی کمه - آهان -
(پیشنهاد تجاری کیسه خرید CLB سازگار با محیط زیست)
شرکت سی ال بی شرکت رئیس سئو نیست؟
رئیس سئو بهت پیشنهاد داده؟
بدش به من میخوام بریزمش دور
پس چرا اینو درست کردی؟
تا کاری کنم ازم متنفر بشه
منظورت چیه؟
رسوایی احمقانه شین آجون
مسئله ای که در مورد نساجی بیسانگ داشتیم
و جریان آسانسور
مدام دارم جونگ مین به دردسر میندازم
یعنی میخوای وانمود کنی با زنی که قراره
جایگاه اونو بگیره همدستی میکنی
که اون فکر کنه داری بهش خیانت میکنی؟
...به من گفتن جونگ مین دیگه
توانایی درگیری دیگه ای رو نداره
کی گفته؟
راست میگن
چه اهمیتی داره کی گفته باشه
پس واقعاً میخوای اینو تحویل بدی
نه
دیگه نیازی نیست
فکر کنم دیگه ازم خسته شده
میدونم قراره اینجوری باشه
اما بهم گفت دیگه نمیخواد درگیر من بشه
گفت قراره یک بار برای همیشه تمومش کنه
تو خوبی؟
به خاطر عذاب وجدان مدام جونگ مین از خودم دور می کردم
اما راستشو بگم
اما این من بودم که در انتظارش بودم
...قبلا نمی تونستم درک کنم
چرا هی اونو دور میکنی
اما فکر کنم الان دیگه می فهمم
من از یو جین جدا شدم
چرا؟ چی شد؟
مادرش اخیراً با من تماس گرفت
اون ازم پرسید "تو با یئو جین قرار نمی ذاری ، مگه نه؟"
طوری که انگار داره میگه باهاش قرار نذار
...همیشه فکر میردم به هم زدن یک رابطه
به خاطر یکی دیگه واقعا مسخره است
...اما الان فکر میکنم ترک کردن یکی
راهی برای دوست داشتنشه
حتما سخت بوده برات
من مطمئنم که به اندازه تو بد نیستم
من دیگه میرم
- باهات تماس می گیرم - باشه
نساجی بیسانگ وابسته به سئورینه
...انتخاب مارک های نهایی
ممکنه عملا به نفع شرکت باشه
اما رقابت خیلی شدیده
بنا بر این فکر کردم ما به یک چیز عالی نیاز داریم
بهش فکرمیکنم
...یه نگاهی بهش میندازم
و در صورت نیاز به ویرایش مواردو بهت اطلاع می م
- باشه - یئو جین
هیچی ، میخواستم بگم خسته نباشید
ما باید به همکاری ادامه بدیم
تا کی میخوای اینجوری رفتار کنی؟
من قبلاً در مورد محصول مختصراً به تو گفتم
دیگه چه می خوای بگیم؟
کل تیم بخاطر ما دست به عصا راه میرن
پس میخوای من برم ، فوری از اینجا برم؟
اما چه میشه کرد
من در حال تلاش برای تأمین معاش خانواده مم
بنابر این نمیتونم فوری بذارم برم
واقعا میخوای مثل بچه ها رفتار کنی
آره میخوام مثل بچه ها رفتار کنم چون تک فرزندم
به نظر میاد تو هم به استراحت نیازداری
چون رد شده
عصبانی بودنش طبیعیه
مطمئنی همه چی بین شما دوتا تموم شده؟
اون مثل بچه ها غر میزنه و استرس میده
خوب شد ازش جدا شدم
باشه به دروغت ادامه بده
دارم سعی خودم می کنم
اگر مدام گریه کنی ، من نمی تونم روی کار تمرکز کنم
میدونم نمیخوای ولی باید آمپول بزنی
باید درمان بشی عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.