نخستین 194 خط.
**سريال شاه سجونگ کبير**
معني اين کار چيه؟
اين رهبر ياغيه
دستگيرش کنيد
باقي نيروهاي گوريو به تالار صلح بزرگ حمله کرده اند؟
اونها سريعاً توقيف شدند ولي
شما بايد خودتون رو مجازات کنيد
احمق هاي بي کفايت
کافي نيست که شما اجازه ميديد که ياغي ها توي شهر آزادانه پرسه بزنند؟
حالا هم اجازه داديد که نماينده را بدزدند؟
ما را عفو کنيد سرورم
شهر را تحت قانون نظامي قرار بديد
از ياغي ها بازجويي کنيد و خيانتکاران را توقيف کنيد
من ميخوام که اعضاي باقي مانده ي
وانگ کلن و همراهان و هم پيوندان اونها اورده بشند و ازشون تحقيق بشه
خانه ي امن را ببنديد و سريعاً شهر رو ترک کنيد
نماينده رو کجا برديد؟ مرکز فرماندهي کل ياغي ها کجاست؟
نمي دونم
بخش گوانگتونگ بانگ را جست و جو کنيد
من نتونستم کمينگاه مرکز فرماندهي کل اين موش صحرايي را مشخص کنم
ولي ميدونم که يه جايي همون جاهاست
اي حرومزاده چطور تونستي
مخفيگاه اونها درست توي خود پايتخت بوده؟
رهبر اونها کيه؟
رهبر اونها در بازجوييه
اي بي مزه تو سردسته ي خودت رو در خط مقدم اين يورش سخت قرار دادي؟
رهبرشون را پيدا کن اون , نماينده را گرفته
موبي را به قصر بفرستيد و وانگاهن را محو کنيد
اگر اون دهانش رو باز کنه کل سازمان سقوط خواهد کرد
شما بايد از سازمان محافظت کنيد , ارباب
رهلر ياغي ها کيه؟
اسم سردسته ي خودت رو بگو
حالا
باشه
من به شما ميگم که رهبر ياغي ها کيه
شما ميخوايد زندگي من رو برگردونيد؟
بسيار خب
جناب وزير
اعتراف کن و اونوقت ما زندگي تو را مضايقه خواهيم کرد
سردسته ي شورشيان هيچ کدوم نيستند جز
امپراطور چوسان , يي بانگوون و تو حرومزاده
چطور جراٌت مي کني
رهبر ياغي ها يه آدم خونريزيه که در خانه ي سلطنتي گوريو , قتل عام راه انداخت و
و امپراطوري باشکوه 500 ساله را دزديد
تو از مرگ نمي ترسي؟
ما برخاستيم تا مردم اين سرزمين را از ستم و بيداد نجات بديم
من از مرگ نمي ترسم
تنها افسوس من اينه که خودم نتونستم اون يي بانگوون را بکشم
و سرش رو به قربانگاه اجداد سلطنتي ام , پيشکش کنم
لبهاي اون رو به هم بچسبونيد من اجازه نميدم که اين کفر و ناسزا فاش بشه
تو مي توني سر و زبون من رو قطع کني
ولي تو نمي توني اين کار شرورانه را مخفي کني
ضجه و سوگواري مردم به آسمان ها رسيده
منتظر چي هستيد؟ اونو خفه ش کنيد
اون يک وحشي کينه توز حرومزاده ست
اون خودکشي کرد؟
اين مايه ي تاٌسفه سرورم
پس حالا نقشه تون چيه؟ چطور ميخوايد نماينده را پيدا کنيد؟
اون را صحيح و سالم برگردونيد حتي اگه مجبور بشيد کل کشور را بگرديد
اين به معنيه جنگه اگر ما اون را مُرده برگردونيم
اون رو باز کنيد
کي هستي و چي ميخواي؟
مراقب آداب و رفتارت باش
ايشون شاهزاده چونگنيونگ بزرگ هستند
يک شاهزاده؟
من رو به خاطر اين بي نزاکتي ببخشيد
من بسيار مشتاق بودم تا شخص مورد اعتماد را به هم بپيوندم
آيا اين يک درخت زيبا و مطبوع نيست؟
شايد اين براي شما آشنا باشه
يک روز يک پسر خيلي با دقت در اين روستا زندگي مي کرد
اون يک خواهر کوچکي داشت که لنگان لنگان راه مي رفت
اون دختر عاجز و مورد تمسخر ديگران قرار مي گرفت و حتي وقتي که
عيد و شادماني دانو ميومد اون هرگز تاب نمي خورد و نمي چرخيد
بعد يک پسري روي يک درخت براي خواهر کوچک بيچاره ش يک تاب بست
و اون را بدون هيچ شکايتي هل ميداد تا اين که خواهرش بهش ميگفت کافيه
ولي اين بيشتر از يک سال نبود قبل از اين که تاب خورنده به تاب بازي خودش خاتمه بده
پسر نتونست خودش رو در اين روستاي خيلي کوچک حبس کنه و به چين رفت
اسم اون دختر کوچک , سوهوا بود
اين اسم رو برادر باهوش و حساسش به اون داده بود
شما دلتون براش تنگ نشده؟
خواهر مهربان و دوست داشتني شما که بيشتر نگران گرسنگي ِ
شما بود تا خودش نمي تونه دوباره سوار تاب بشه
و به آرامي پنکيک گندم سياه را در دستان شما قرار داد و گفت خدانگهدار
شما روزهاست که در اين جاي بو گندوي بدبو مي نشينيد
ميخواي ناليدن و غر زدنت رو تموم کني؟
شما همه ي برنج ها را براي گندم سياه فروختيد براي چي اين کار رو مي کنيد؟
اون هر لحظه ممکنه که در رو باز کنه و بياد
کي ميخواد داخل بشه؟ به زودي صبح ميشه
اون مياد
برادرم به اينجا خواهد اومد
تو هميشه با ملاحظه هستي
تو وقتي که بچه بودي اين نقاشي رو فرستادي
چون مي ترسيدي که نتونم تو را ببخشم؟
مي تونم کمکتون کنم؟
اوووه
تو يک ذره هم تغيير نکردي
تو مثل بچگي ات , زيبا و لطيف هستي
تو خيلي پير شدي
به نظر ناخوش ميرسيد
من فقط يه کمي خسته ام
اين دستور امپراطور براي توقيف کردن رهبر ياغي هاست
اونهايي که با اطلاعات جلو اومدند يا دگرگون شدند , تبرئه ميشند
آيا ما داريم کار درست ر.پو انجام ميديم؟
اون ياغي
چشماش پر از ايمان بود
من يه کمي غافلگير و پرت بودم
قربان
ما داريم کار درست رو انجام ميديم مگه نه؟
در افتادن و مخالفت کردن , راحته
ايجاد کردنش , کار دشواريه
چه اتفاقي براي سربازان چونگچانگ و جولا افتاد؟
من هنوز دنبال گزارش نرفته ام ولي اونها نهاد هاي جعلي داده بودند
بنابراين ما فرض مي کنيم که اونها صحيح و سالم از شهر فرار کردند
قربان ميخوام تنها باشم
تو عصباني نيستي؟
ما به تو اعتماد نداشتيم و تو سعي کردي تا خودت رو بکشي
تو عصباني نيستي؟
اي خدايان آسمان ها
اي خدايان زمين
چقدر من بايد سرد و بي عاطفه باشم؟
...با چه قدرت و اقتداري ....با چه حق و امتيازي
آيا من بايد مرگ همتا و هم قرين هاي خودم را طلب کنم؟
چي کار بايد بکنم؟ چطور مي تونم اين دنياي بي رحم رو عوض کنم؟
يک پيغام از تالار صلح بزرگ , سرورم
تالار صلح بزرگ؟
اونها ميخواند دوباره مذاکره رو شروع کنند
بياييد سپاسگذار باشيم که اين يک دزدي نبود
اونها گفتند که ديشب نماينده کجا بود؟
ميگند که براي ديدن مناظر رفته بوده
ديدن مناظر؟ يه مردي که زندگي خوبي داره
اين مذاکره ي دوباره ي اون چي مي تونه باشه؟
من فکر مي کنم که اين مايه ي دلگرميه که اون دوباره ميخواد مذاکره کنه
راهي پيدا کنيد تا به يه طريقي خسارات را کمتر کنيم
چوسان نمي تونه آينده اي داشته باشه اگر اونها هرچيزي را که در
اين زمان بي ثباتي ميخواند ما به مينگ بديم
اجناس و مجموعي که ما به مينگ پيشکش مي کنيم چيه؟
بانوي من مي ترسم که نتونم الان فاش کنم
وزير هوانگ بله بانوي من
ميخواي از وليعهد محافظت کني؟
ميخواي يه را هي براي محافظت از اون پيدا کني؟
من کارم رو به بهترين نحو انجام ميدم بانوي من
من روي تو حساب مي کنم
سرورم
اين چه رفتار و برخورديه؟
شنيدم که امروز صبح در کلاس هاي آموزش سلطنتي حاضر نشدي
درس هاي سلطنتي چه خوبي اي داره وقتي که قراره به مينگ فرستاده بشم؟
نماينده بيون
بله بانوي من
فوراً سخنرانان رو صدا کن
اين وقت تلف کردنه مادر
بايد شلاقت بزنم تا به حس و حال خودت برگردي؟
مادر
صرف نظر از اتفاقاتي که افتاده تو وليعهد چوسان هستي
تو بايد وظيفه ي خودت رو انجام بدي و
و تا وقتي که اينجايي خودت رو کنترل و هدايت کني
منتظر چي هستي؟ درس هاي سلطنتي رو آماده کن
سفر تماشاي مناظر چطور بود؟
بذاريد پيشکش هايي که اورديد را ببينم
پانصد اسب جنگي؟
.اونها سريع ترين اسب هايي هستند که ما داريم امپراطور بسيار خشنود خواهند شد
شما مي دونيد که اين کمتر از يک دهم ِ درخواست ماست؟
شما بايد ارزش وليعهد رو بيشتر کنيد
مي ترسم که نتونيم وليعهد رو به عنوان وثيقه به مينگ بفرستيم
پس هيچ دليلي وجود نداره که به اين مذاکره ادامه بديم
گروگان ها از طرف دشمنان حاصل مي شوند چوسان و مينگ ايالت هاي خواهري هستند
و به هيچ طريقي دشمن نيستند اين حقيقت داره
ما يک دشمن مشترک داريم و اون ژاپنه
از اون چه که من نتيجه گرفتم و گرداوري کردم
چوسان هيچ قصد و غرضي نداره که با ژاپن بجنگه
لطفاً بنشينيد
شما مي تونيد بعد از اينکه حرف هاي ما رو شنيديد جلسه رو خاتمه بديد
چوسان طرح و نقشه هاي بزرگي براي ساختن يک ناوگان مستحکم در 3 سال آينده داره
نه فقط اين ما در حال تشکيل دادن ارتش توپخانه هستيم
شما داريد براي حمله به ژاپن آماده ميشيد؟
چوسان به صلح و آرامش اعتقاد داره ما بيخود و بي جهت حمله نمي کنيم
اما اگر نيروي دشمن , تقلا کنه تا به ما آسيب برسونه
ما همه ي ابتکار و کارداني خودمون رو جمع مي کنيم و فقط يک گوشمالي تحويل ميديم
چقدر طول ميکشه؟
چي؟
چقدر به زمان نياز داريد تا
امپراطور ما بتونه ببينه که شما واقعاً از همه ي ابتکار و کارداني خودتون براي ممانعت و جلوگيري از ژاپن استفاده مي کنيد؟
سه سال
در 3 سال , ما حمله هاي ژاپن بر مينگ را کاهش خواهيم داد
بسيار خب من به چوسان يه فرصت ميدم
قربان
به يک شرط
تعدادي از زيباترين زن ها را انتخاب کنيد و
اونها را به امپراطور مينگ , پيشکش کنيد
...ولي اين
امپراطور از چوسان راضي نخواهند بود
مگر اينکه 2 کشور رو
با خون به هم گره بزنيم
تو در لباس سرآشپزي اينجا داري چي کار مي کني؟
فکر مي کنيد که دارم چي کار مي کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.