نخستین 200 خط.
ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥
پرونده یوم می جونگ
شنیدم پلیس تجسس منطقه ای اون پرونده رو گرفته
اون پرونده به اسم هیچکس سند نخورده
هر کی محکم بچسبتش، گرفتتش!
خوشحالم
من برات تهدید بودم؟
انگار بابت من نگرانی؟
اینطور به نظر میام؟
این برای جفتمونم خوب نیست
خب! مراقب خودت باش!
رُک بگم
تو خانم جانگ این اِ رو می شناسی؟
ده سال قبل کیم جانگ سو از پرونده ی کیم سوهیون
- هی! دیوونه شده! -حالا چیکار کنیم؟
قانونتون کجاست؟
نوزده سال قبل، جانگ سو می توی پرونده تصادف بزن و در روی سال 1999
چو جا هه
با تصمیمت مخالفم
اما معنیش این نیست که نمی فهمم
یه ارتباطی بین شما دو تا هست
و شما دو تا توافق کردید از کسانی که ازشون متنفرید، انتقام بگیرید
همدستین؟ درسته؟
کیم دونگ به این وسط چیکاره اس؟
نمی دونم، نمی فهمم چی میگی!
هیچ فایده ای نداره که انکارش کنی!
من به تازگی دیدمش دختر مامور پزشکی قانونی
جلوی خونه ی دونگ به با جفت چشمای خودم
سعی دارم بفهمم
اما دونگ به هیچ ربطی به شما دو نفر نداره
جواب منو بده؟ ارتباط شما چیه؟
واقعا در حیرتم! چه گندی زدی؟
که دوکگو کلا زده به سرش، دیوونه شده!
من میدونم
دونگ به تو بهترین همکار سونبه بودی
راس میگی
این؟ اون خانوم وکیله ی توی تلویزیون بهم داد
میشه یه لحظه به بابابی بدی؟
نمیخوام
اون گفت دستم کنم تا وقتی خودش باز شه
اسمش دال را بود؟
یه بچه که از کانون آزاد میشه دختر شما رو به قتل میرسونه
گوم نارا! به سوالم جواب بده نه به عنوان یه وکیل، بلکه به عنوان یک مادر
آیا اون پسر استحقاقِ اون شانس دوباره رو داشت؟
بیشتر روش فکر کن، کانگ این هو!
کسی که راز کثیف تو رو به نارا گفت
اون زنه چو جا هه بود
چی میشه اگه بلایی سر دال را بیاد؟
موقعیت عوض نمیشه؟
عیبی نداره! خودم درستش میکنم
بشین!
خودم میخوام این کارو بکنم
معذرت میخوام که به دردسرت انداختم
تو کی هستی؟
بی ادب نباش!
من اینجام! میتونی بری!
تو کسی هستی که باید بره
لطفا برو! همین حالا!
میرم
نه اونی! لازم نیست
من با خانم چو میرم
خودت تنها برو!
نارا!
لزومی نداره
من سرم شلوغه فقط اومدم بهت کمک کنم
حالا یکی اینجاست که مطمئنم بهت کمک می کنه
بهتر از من می تونه کمکت کنه
اونی
اون چند روز باید استراحت کنه
حواست بهش باشه
یه مدت سر کار نیا! این یه دستوره!
برای یه مدت نخواهد بود
امیدوارم دیگه هیچوقت خانواده ی منو
نبینی! هرگز!
خدانگهدار!
اونی
نرو!
اونی
چرا زنگ زدی بیایم اینجا؟
این اولین باره دور هم جمع شدیم
اولی؟
جون! منظورت چیه؟
همینطوری!چهارتایی مون دور هم جمع نشده بودیم
بعد اون تصادف
اون تصادف؟
میدونی که
تو میدونی!من میدونم! هر چهار تامون میدونیم!
تو
حافظت برگشته
تو میدونی که من
چیه؟
چیه می لنگی
نمیدونم منظورت من بودم؟
اما چیزی یادم نیومده
تا حالا
زندگی می کنم بدون این که بدونم کیم؟
بهتون وابسته شدم، بهتون اعتماد کردم
بچه ها بهم اجازه بدید بفهمم
که چطور زندگی میکردم؟
جدای اینکه درست بوده یا غلط
بوم
ته سوک
و این هو
من فکر می کنم
ما کارهای خیلی بدی کردیم
از همون
نوزده سال قبل
در جایگاه خود بنشینید
چهارم نوامبر 1999
شما از یک مغازه مشروبات الکلی دزدیدید و در ویلای کیم هاک بوم نوشیدید
خودروی نگهبان را سرقت نموده و با آن رانندگی کردید
بعد از قتل یک دختر در تصادف بزن در رو
از صحنه گریخته اید
این اعتراف شماست
-کانگ این هو -بله
-او ته سوک - بله
-کیم هاک بوم -بله
-سو جون هی -بله
شما محکوم به پنجاه ساعت خدمات اجتماعی هستید
از همین حالا ابراز ندامت و پشیمانی خود را فراموش نکنید
و ته مین یونگ
شما محکوم به دو سال حبس در زندان نوجوانان هستید
از همین حالا! ما باید جوابگو باشیم
برای کارهایی که کردیم
باید خودمونو تحویل بدیم
درسته
فک کنم راس میگی
جون، پاشو بریم
ما میریم
ممنونم
که گوش کردین
هی!
جون هی چقد عجیب غریب شده
شاید بازم مواد میزنه؟
بوم، ته سوک، این هو
چی تو کلت بود؟
دوباره تلافی شو سرمون در میارن
نه!بهشون اعتماد دارم
هی!نباید بهشون اعتماد کنی
چرا فقط نیمه خالی لیوانو می بینی؟
بخاطر نارائه؟
حقیقتش! جون هی!
تصادف نوزده سال پیشو یادت میاد؟
مادر دختری که مُرد
چو جا هه اس
چو...
وکیل چو جا هه؟
آره!منم باور نمی کردم،اما
چند تا چیزه که نمی تونم تو دهنم تجزیه تحلیلشون کنم
با جون هی چیکار کنیم؟
چو جا هه چی؟
بوم
قبلا یه فیلم کلاسیک دیدم
در مورد مردی که یه زنی رو به قتل رسوند
تا به یه طبقه مرفه وارد بشه
هی! الان وقتشه راجع به فیلم حرف بزنیم؟
فقط گوش کن!
تو اون فیلم
وقتی مَرده زنه رو کشت
طوری جلوه داد که انگار زنه خودشو دار زده
در نتیجه
مرد قاتل
یه جنایت تمام عیار کرد
تو
میخوای چی بگی؟
بوم
وقتی تو کسیو می کُشی
چطوری از شر مقتول خلاص میشی؟
مرگ تصادفی
یا نه؟
چیزی مثل دار زدنِ تو فیلم
اگه جای مَرده تو فیلم باشی
کدومو انتخاب می کنی؟
- کدومش؟ -آره، انتخاب کن!
خب، اوکی! اگه من بودم
مرگ تصادفی
بوم
حواست به جون هی باشه
میخوام صحبت کنیم
خستم،میخوام بخوابم
مهمه
تو
چطور دادرسی پرونده ی منو به دست گرفتی؟
الان این مهمه؟
نارا
-هاک بوم میگه -درسته
خودت بگو
اگه خودت نمیخوای بگی! با من حرف نزن!
چطور میتونی الان اون مساله رو پیش بکشی؟
تو اصلا به فکر من نیستی
پس باید برم دِمِتر و خودم بپرسم؟
وکیل چو بهم این شانسو داد
و من اسمتو پاک کردم
یاد کارت تجاریش افتادم که توی مهمونیه دِمِتر بهم داده بود
پس رفتم به دیدنش
یعنی
اون ازت خواست؟
اون شرایطی بود که خودمم میتونستم همزمان ازت دفاع کنم
اون مارو به مهمونی گشایش دفتر حقوقیش دعوت کرد
و نارا به قلابش گیر کرد
No comments yet. Be the first to leave one.