The Impressionists: Painting and Revolution

The Impressionists: Painting and Revolution

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Impressionists Painting And Revolution S01E03 1080p AMZN WEB
ناشر Mehrasa
♐️ سنتور ساب | CenSub.com - مهرآسا حسینی، مرتضی کاویان پور، سجاد روان خواه♐️

برچسب‌ها

web
1080
TS
تاریخ انتشار: 2021-11-25
تعداد دانلود: 33
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

فضای باز بزرگ

اگه ازتون بپرسم

امپرسیونیست ها بیشتر به چه چیزی مشهور بودن

احتمالا بگین طراحی فضای باز

و درست میگین

کی مزرعه ی پرطراوت مونه رو دوست نداره

با اون رایحه ی انکار ناشدنی تابستونیش؟

یا اون نیلوفر های آبیش،

خیلی متفکرانه اس، خیلی دلچسبه

یا لحظات تابستونیش پای رودخانه

با اون آب و هوای به خوبی ثبت شده اش؟

به نظر میرسه که هنر مونه

توی دنیا به چیزی اهمیت نمیده.

همه چیز درونش با آرامشه،

خواب آلود، شاد

رنوار هم همینطور

اون صحنه های زیبا،

همراه با رقص

و ناهار

در بوجیوال.

دخترای زیبا خوش میگذرونن

و میپرن و میچرخن

با پسران زیبای توی رستوران

پیسارو هم همینطور،

مزارع طلایی ذرت

ارکیده های تابستانی، دهقانای شاد

که با شادابی توی مزرعه کار میکنن.

حتی وقتی زمستان رو میکشه

سرما رو به شکل خوشایندی در میاره

تمام اون تصاویر امپرسیونیست مشهور،

خیلی براتون آشنا به نظر میرسن

قبلا هم دیدنشون،

روی جعبه های شکلات

و کارت پستال هایی که مردم پاریس براتون فرستادن

و حتی اگه تصویر اصلی رو بجا نیارین،

قطعا اون حس و حال رو میشناسین،

حس و حال آرامش بخش، مثبت و طببعیِ

امپرسیونیسم

پس، طبیعتا فرض میکنین که

دستیابی به این حس خوشایند

همینطور هم، خوشایند بوده

و این که زندگی امپرسیونیست ها

با آرامش و خرسندی بوده

و اینجاست که اشتباه میکنین،

خیلی اشتباه میکنین،

چون هنر فضای باز امپرسیونیست

معروف ترین پیشیاره هاشون به طراحی

چیزایی که همه میدونیم و دوستشون داریم

کشیدنش خیلی سخت بوده.

دستیابی به این حس آرامش بخش فضای باز

خیلی سخت تر از چیزی بود که به نظر میرسید

توی فیلم قبلی، دیدیم که امپرسیونیست ها

برای اولین نمایشگاهشون دور هم جمع شدن

در سال 1874

در طول دهه ی بعدی

هفت نمایشگاه دیگه داشتن.

سرجمع میشه هشت نمایشگاه،

هشت نمایشگاه که هنر رو تغییر داد.

و از همون ابتدا،

میخواستن فضای باز رو نقاشی کنن،

تا چیزی که میدیدن رو نقاشی کنن،

چیزی که واقعا اونجا بود.

در مورد مونه،

این معمولا شامل آب میشد.

مونه تمام عمرش رو،

کنار آب زندگی میکرد.

انگار که بندنافش

به دوجا وصل بوده

یکی که به مادرش

و اون یکی به رود سن

از پاریس شروع شد

وقتی در سال 1814 متولد شد

و جایی که رود سن مارپیچ و درون شهره

توی لو آور، جایی که بزرگ شد

رود توی دریای آتلانتیک میریخت

توی یک زاغه ی کثیف

پر از تشعشعات زلال و درخشان

البته، روز های آخرش

اینجا در جیورنی گذرانده شده،

پای نیلوفر آبی معروفش

که اون از صفر ساختش

مخصوصا برای نقاشی آب

از تمام زوایا و ریزه کاری هاش

پس تمام زندگی مونه

کنار آب گذشته

و همینطور آب اصلی ترین وسواسش هم بوده

وقتی اون رسید اینجا فقط یه گل بوده

همه ی اینا باید ساخته میشد

ولی ارزشش رو داشت، چون اون رو به کار هاش

نزدیک تر کرد

مشکل نقاشی آب، سختیش،

چالشش، اینه که دائما در حال تغییره.

همه چیز روش تأثیر میذارن

و هر لحظه متفاوته

آب یه جورایی اونجاست

و یه جورایی اونجا نیست

منظورم اینه، چطوری اینو

میکشین؟

پاسخ مونه این بود که درست بره بالاش،

تا جایی که میتونست نزدیک،

تا تمام روز نفس بکشش، زندگیش کنه

توی یه قایق مخصوصی که خودش برای خودش درست کرده بود

یک استودیوی متحرک

ساخته شده مخصوص اشکتشاف رودخانه.

دقیقا میدونیم چه شکلی بوده

چون اون توسط دوست عاشق قایقش

ادوارد منه، در حال کار نقاشی شده

خود منه هیچوقت یه امپرسیونیست درست حسابی نشد

ولی در خیلی از آرزو های امپرسیونیست مونه سهیمه

به اندازه ی تمام حروف بی صدای اسمش

منه و مونه همیشه اشتباه گرفته میشن

منه مونه رو در حال کشیدن سن ارژانتوی نشون میده

درست بالای رود مرکز پاریس

توی قایق مخصوصش به شدت در حال کاره

و از سر تا پا یک لباس سفید پاکیزه پوشیده

نه اینطور که فکر کنین

عملی ترین لباس کاره.

ولی مونه یه مرد خوش لباس بود

همه ی پیرهناش دست دوز بودن

و به خاطر سر آستین ها و یقه هاش معروف بود

بعلاوه، روی هر رودخانه ی فرانسوی

پارو زن متعهد بود که لباسی با رنگ متفاوت بپوشه

اینجا توی سن، باید سفید میپوشیدن

یک حالت هرکول پوآرو مانند داره

اینطور فکر نمیکنین؟

یک مرد خوش لباس کوچک، با دقت درحال تماشای

منظره اش به سنه

و اگه به عقب قایق نگاه کنیم

توی کابین دنجش

همسر مونه کمیل رو میبینین

که با ظرافت دور ایستاده

مثل یک کیسه ابزار کاربردی.

کمیل در جای خودش در عقب قایق میشینه

برای مونه آواز میخونه، بهش غذا میده

و تفریحش رو سرو سامون میده

مطمئنم تفریحات دیگه ای هم داشتن

توی اون آشیانه ی شناور دنجشون

توی سال های ابتداییش، وقتی هنوز داشت سعی میکرد

تا از راه رسمیش به انجام برسونتش

مونه کمیل رو توی یک لباس سبز زیبا کشیده

و پورتره اش رو به سالن فرستاده

جایی که، تعجبم نداره، یک اثر بزرگ شد

این یک تصویر انقلابی نیست

یا نقاشی ای که چیز خیلی جدیدی داشته باشه

ولی نشون میده که چقدر با استعداد بوده

و چقدر از لباس خوشش میومده

پس این یکی پورتره ی مشهور کمیل

با کلاه گیس بلوند، اگه باور کنید،

کارش به یه گیشای ژاپنی ختم شد

این واقعا همون کیسه ی ابزار

در عقب قایقه؟

متحیرانه، آره، همونه

توی اثری مثل این، شامل کردن کسایی که دوست دارین

کشیدن خانوادتون، نامزدتون

لباس تنشون کردن، جدید بود

مایکل آنجلو هیچ وقت همچین کاریو نمیکرد،

یا ترنر، یا هیچکدوم از هنرمندای پیشین

در امپرسیونیست

ولی امپرسیونیست سعی میکرد به زندگی پایبند باشه

تا اشیا رو همونطور که هستن بکشه

تا زندگی روزمره رو تبدیل به یه موضوع مناسب برای هنر کنه.

بعلاوه، وقتی کارشون رو شروع کردن،

اکثرشون به شکل مشهوری فقیر بودن

نمیتونستن پول برای یه مدل دیگه بدن

کمیل هزینه ای نداشت

و برای مونه، یکی از جذابیت های رودخانه

تاکید میکنم، یکی از دلایل اصلی ای که به اینجا برمیگشت

تا پارو زدن و مردم رو تماشا کنه

این بود که رودخانه هم، مجانی بود.

خاطر نشان میکنم، با قایق گشتن اطراف فرانسه

برای رسیدن به مناظری که میخواستن نقاشی کنن

شامل بخش های زیادی از عمر امپرسیونیست میشه

و اینجاست که قطار وارد میشه.

فرانسه خیلی دیر سفر با قطار رو وارد کرد

بیشتر از راه آبی استفاده میکردند.

تازه برای خودشون بهترین سیستم کانالی دنیا در جهان رو

ساخته بودن که مدیترانه رو به آتلانتیک متصل میکرد

شمال فرانسه رو به جنوب

پس وقتی قطار هم وارد میشه

تمام مقامات آبی و هرکسی که هر مقدار پولی

صرف کانال کرده بود

که تعداد زیادی از مردم بودن

کاملا احساس خطر کردن

و آرزو میکردن که قطار

نیست و نابود بشه.

در حقیقت تا سال 1842، حتی ساختن ریل قطار

در فرانسه غیر قانونی بود

توی اون سال، خب، قانون تغییر کرد،

و پیروزی فرانسه ی روستایی به اسب آهنی

میتونست با صداقت شروع بشه.

در سال 1842 هیچ

خط آهن ملی ای توی فرانسه وجود نداشت

در سال 1892

30هزار مایل کشیده شده بود.

یک گستره ی وسیعی که پاریس رو به شهرستان هاش متصل میکرد

پایتخت رو به ساحل

ولی هیچ خوبی ای سریع اتفاق نمیوفته

همچنین باید وقتی به اونجا میرسی تجهیزات نقاشی مناسبی هم داشته باشی

همه ی لوازمی که اختراع شده بودند

تا سفر هنری رو ساده تر کنن

More Farsi Persian subtitles for The Impressionists: Painting and Revolution

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left