نخستین 200 خط.
خب ، چطور بود ، خانم ها؟
ماساژ واقعا عالی بود ، دارل
اون دختره روی کمرم راه رفت
منم همینطور ، عالی بود
اون دخترها بهترین ماساژور توی تایلند هستن
و به اونا برای این موقعیت یه مشت پول دادم
تو چقدر پول داری؟
و می تونم یکم داشته باشم؟
نه ، ممنون. احساس می کنم مثل یه ماکارونی پخته شده ام
بایدم باشی
این به خاطر نزول رحمت های الهیه ، خانم ها
...حالا ، اگه فکر می کنی که امشب 4نفره می تونیم
فکر می کنم که باید سرت رو از زیر آب در بیاری
گذشته از این ، من خودم امشب یه برنامه ی دو نفره ی شگفت آور دارم
خب ، خوبه. چونکه من قرار دارم
با کی؟- قرار داری؟-
با همسایه ی جذاب جدیدم ، من در مورد یه قرار عالی ازش پرسیدم
راهی برای آغاز ، کت
آره ، من و همسایه ی جذاب با هم قراره توی پارک یه تیم باشیم
با بچه ها و حتی ممکنه بریم به باغ وحش
عالی به نظر میاد-
راه بسیار معرکه ایه
بابا یکم بهم فرصت بدید ما هردوتامون پدر و مادر مجرد هستیم
خیلی خجالت می کشم که برای قرار شام ازش درخواست کنم
این تازه شروعه
تو راست میگی ، و من به تو افتخار می کنم- خوبه-
آدم خودنما
باشه ، اینو ببین
ممنون کت ، این واقعا زیباست
با من بیا- بیا بالا دست رو-
یه چیزی دارم که می خوام به تو بدم
خیلی عجیبه ، من هم یه چیزی دارم که می خوام بدم به تو
من اینو ساخته ام
می بینی ، من این اندیشه رو دارم و من تمام الهام ها رو حس می کنم
و حالا هم دارم وارد کارهای فلزی میشم
ممنون روکسی ، زیباست
و حالا مال تو
اینجا یه چیزی گم نشده؟ مثل...بالاش یا بقیه ی پایینش؟
نه توی ریو دو ژانیرو
ریو دو ژانیرو؟ جدی میگی؟
هفته ی آینده ، اگه بیکار بودی و قراره از برزیل خوشت بیاد
طوری که فکر می کنی مُردی و رفتی بهشت
گاهی اوقات نگاهت می کنم ، فکر می کنم که مُرده ام و رفته ام به بهشت
جدی میگم ، تو به طور عجیبی زیبایی
موضوع چیه؟
ما داشتیم از رستوران مورد علاقه ی اون از"ساوت ویک"برمیگشتیم
ما روی پل بالای خلیج بودیم
من برای اینکه تصادف نکنیم ماشین رو منحرف کردم و یه راست رفتیم توی آب
خیلی سرد بود
تو یه الهام داشتی که توی خلیج غرق میشی؟
مثل این بود که همه چیز داره دوباره تکرار میشه
مثل این بود که به گذشته برگشته بودم
به شبی که تصادفی شوهرم رو کشتم
سلام- سلام ، چندتا دختر توی کمر من راه رفتن-
دیشب بود و الان یه جورایی احساس درد می کنم- عالیه ، اما خفه شو-
ببخشید ، خانم گستاخ؟- خواهش می کنم ، گوش بده-
می دونی که فکر میکردم که جیمی یه پسر جذاب عوضیه
که من رو ول کرده و از شهر فرار کرده؟
اوضاع برعکس شد ، اون مُرده
اون به قتل رسیده ، جوانا
روکسی؟
اونا جسدش رو پیدا کردن؟
نه ، اما ماشینش رو دیشب از برکه کشیده ان بیرون
اما فقط به نظر میرسه یکی ماشینش رو قتل رسونده
به این منظور نیست که اونا کشته باشنش
باشه ، الان میرم پیش پلیس و میبینم اونا چی میدونن
صبر کن ، شاید باید بزاری من اول با اونا حرف بزنم
می دونی که من یه گزارشگرم و اونا مجبور هستن به من بگن
و من می تونم...من می تونم فقط به تو بگم
باشه
نه ، من به یه گزاشگر نیاز ندارم
منظورم اینه که دوست دختر یه مُرده بودن باید کافی باشه
از نظر فنی ، من دوباره دوست دختراونم
همونطور که خبرنگارها می دونن ، ما جسدش رو هنوز روپیدا نکرده ایم
هنوز
درسته ، اما اگه اون بیرون باشه ، ما پیداش می کنیم
...خب
این مثل یه داستان جدید برای من نمی مونه
منظورم اینه که ، خودتون میدونید ، پیدا کرد ماشین توی برکه
وقتی که اونجا هیچ مدرکی از گیج بازی مظنون نباشه
من همچین حرفی نزد- آره ، اون همچین حرفی رو نزد-
که به این معنی شما چندتا مدرک پیدا کرده اید
که باعث میشه شما به قتل فکر کنید؟
شاید
این به معنی بله ست
ببینید ، من توی این موضوع نمی تونم چیزی رو به شما نشون بدم
...پس اگه شما دوتا من رو ببخشید
تو بخشیده نشدی ، من نمی بخشم- زودباش-
من قبلا با این یارو حرف زده ام
...و این مرد دل برای هیچ کس نمی سوزه ، پس بزار
پس بزار بریم اون سمت خیابون و دوتا قهوه بگیریم
و دوباره نقشه میریزیم
و با یه استراتژی جدید میاییم- آره ، استراتژی ، منظورت چطوریه-
من باید برم دستشویی
و بعدا میام پیشت- باشه-
خانم فرانکل ، میدونید که نمی تونید به اینجا برگردید
...خیلی متاسفم که باید این کار رو بکنم ، اما
تو به من مدرک رو نشون میدی
چطوره که من به شما مدرک رو نشون بدم؟
سلام ، فکر کردم که رفتی اون سمت خیابون- بسته بود. فکر کردم که میری دستشویی-
همونطور که می بینید ، برای جلو بردن پرونده زیاد نیست
تو اون رو توی راه آوردی. بزن بریم
گردنبند ، یکم مو ، که خونی هستن
خونی؟- ...این یه ماشین قدیمیه-
میتونه موهای خونی هر کسی باشه- موهای خونی توی صندوق عقب پیدا شده ان-
یکم مشکوکه ، آره. اما نمیشه با اینا پرونده تشکیل داد
موضوع اینه که ، این پسر پول اجاره ی ماه بعدش رو هم پرداخت کرده
اما خونه اش خالیه و هیچکس تا حالا فرم گمشده رو پر نکرده
خوب من یکی همین جا و همین الان پر می کنم ، عزیزم
و می خوام که اون گردنبند انگشت نگاری بشه
و اون موهای خونی برای آزمایش دی ان ای بره
پنی ، آروم باش
ما نمی دونیم این چیزا چطور کار می کنن
و مطمئن هستم که پلیس هر کاری که می تونه می کنه
بهتره انجام بِدن
چونکه من کسی هستم که تا نفهمم
چه بلایی سر جیمی اومده ، کوتاه نمیام
موضوع چیه؟
خب ما یه غریبه داریم که امروز صبح اومده
...و اون شبیه
...و اون....اون در حقیقت میگه که اون
...که میدونم این غیرممکنه اما بعدش ، به ما نگاه کن
...ما خودمون جز چیزای امکان ناپذیریم و هنوز- زیر دیپلم حرف بزن ، خواهشا-
باشه ، یه مردی اینجاست که توی ساحل خیس پیدا شده
فکر می کنه که الان 5 سال پیشه
و دائما داره میگه که باید زنش رو پیدا کنه
میگه که برای شام رفته بودن به رستوران در"ساوت ویک"و توی راه خونه
اونا روی پل تصادف کردند
مثل من و دنی- ...دیدی ، دیدی ، موضوع اینه-
این مرد داره میگه که اون دنیه
که من میدونم ، که این غیرممکنه چونکه دنی 5 سال پیش مُرده
اما اون بیش از حد شبیه اونه
روکسی ، روکسی ، اگه نمی خوای، مجبور نیستی بری داخل
خدا رو شکر ، روکسی. فکر کردم که غرق شدی
سلام
کلانتر تیزر اینجاست؟- برای شب رفته خونه-
جالبه
اون پسر قد بلند و مو فرفری چی؟
آرتی؟ اون هم رفته
باعث خجالته
از چند روز پیش متوجه شده بودم که مرد کچل اینجا بود؟
من میتونم به شما
کمکی بکنم؟- چی؟ نه-
...نه ، من فقط
...شما سرتون اونجا شلوغه ، اما
اما واضحا شما باید من رو کمک کنید ، چونکه شما اینجایید
پس میتونم در مورد مشکل با شما حرف بزنم
که درواقع یه مشکل نیست ، بلکه من ژاکتم رو توی
اون اتاق کوچولوی اونجا جا گذاشته ام
من هیچ ژاکتی اونجا ندیدم
اجازه میدید که برم یه نگاه بندازم؟- فکر نمی کنم-
خب ، از کمکتون ممنونم
...فکر کنم من
الان باید برم
بعدا میبینمت ، دی ان ای
مطمئنی که حالت خوبه؟ روکسی ، هنوزم یکم رنگ پریده به نظر میای
چطور این اتفاق افتاده؟
من هم می خوام بدونم
من برای 12 ساعت توب اقانوس بودم و زنده موندم
و وقتی که به ساحل رسیدم ، همه طوری با من رفتار می کردن که من مال این دنیا نیستم
این قضیه برای 5 سال پیشه نه 12 ساعت
امکان نداره
نه ، تو راست میگی ، تو راست میگی این غیر ممکنه ، چونکه واقعی نیست
تو واقعی نیستی. تو یه روحی
یه تجسمی. یا یه خیال و وهم
من شوهرت هستم
چطور میتونی به من شک کنی؟
باشه ، باشه. فرض می کنم که دنی هستی
ما اون شب برای شام چی سفارش دادیم؟- کی ، دیشب؟-
سوپ مرغ
به خاطر اینکه فلفل سبز داخلش بود غذا رو پس فرستادی
به پیشخدمت گفتی که غذا افتضاحه
داره چه اتفاقی میوفته؟- منم می خوام همینو بدونم-
این 5 سال گذشته کجا بودی؟
با تو ، با هم دخترمون رو بزرگ می کردیم- نه-
نه ، تو مُردی. تو مُرده بودی
همه فکر می کردن که من تو رو کشتم اونا به من می گفتن بیوه ی سیاه
من شما دوتا رو تنها می زارم- من نمی فهمم-
کانابلا- نه ، خدای من-
اینا همون لباسهایی هستن که 5 سال پیش پوشیده بودی
تو دقیقا همون شکلی
حتی یه روز هم پیر نشدی
سلام ، مامان ، صدات توی پیغام عجیب بود تصمیم گرفتم که بیام
خدای من
بابا؟- میا؟-
چه اتفاقی برای تو افتاده؟ دیروز تو 10 سالت بود
منظورم اینه ، اون تمام این مدت کجا بوده ، توی دریا؟
اون چی بوده؟ یه مردماهی؟
...خب ، تو خودت گفتی که ی روز هم پیر نشده ، منظورم اینه
...برای من مثل یه جور- جادو می مونه؟-
مطمئنی که خودشه؟- ...خودشه. این-
بوی خودش رو میده ، صدای خودشه همونجور راه میره...اون خودشه
من میدونم
خدایا ، من الان باید احساس خوشحالی بکنم اما الان قاطی کرده ام
فکر می کنید این طبیعیه؟
والله نمی دونم طبیعیه یا نه ، وقتی که شوهر مُرده ات از گور بلند بشه
خب دارل گفت که
وقتی که قدرتها جمع بشن ، باعث خشم و هرج و مرج میشه
شاید این چیزی بود که داشت در موردش حرف می زد
خدایا ، دارل. در مورد دارل چیکار کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.