نخستین 200 خط.
! دال می
هی، دوسان
... ما
قبول شدیم
چی؟
واقعنی؟ - آره، واقعنی -
ببین. اون صفحه اونجا
سامسان تِک" میبینی؟"
هنوزم باور نمیکنی؟
قبولی های دوازدهمین رقابت سندباکس کمپانی اینجه، سامسان تِک
مبارکه
مرسی
مبارک تو هم باشه
ممنون
... وایسا ببینم. آقای هان
کجا رفتش؟- چرا دنبالش می گردی؟-
یه سوالی ازش دارم
دال می
سوالتو از من بپرس
من به جاش جواب میدم
من چم شده؟ آخه کار بدی نکردم که
ولی حالا چی بهش بگم؟ جوابی ندارم بدم بهش
آخ خدا
من کلی سوال از شما دارم
چرا اینکارو کردین؟
چرا اینهمه به خودتون زحمت دادین به ما کمک کنین وقتی حتی مجبور شدین دروغ هم بگین؟
تبریک میگم. واقعا موفق شدی
به لطف شما بود
خب دیگه تعارف تیکه پاره کردن بسه شرمنده میشه آدم
به دال می به جای خودتون جواب دادم
درمورد اینکه چرا کمکمون کردین
به جای من جواب دادی؟ چی گفتی بهش؟
من ازش خواستم
... بالاخره بعد 15 سال داشتم می دیدمت
و میخواستم تحت تاثیر قرارت بدم
این شد که رفتم پیشش و ازش کمک خواستم
ولی آخه چرا باید کمکت کنه؟
آخه ما خیلی با هم صمیمی ایم
یه جورایی عین دوتا برادریم. بخاطر همین کمک کرد
ما با هم صمیمی ایم؟
عین دوتا برادر؟ اونم تو و من؟
جدا توقع داشتی باور کنه؟ باور کرد حرفتو؟
آره. باور کرد
پس باور کرده
... بهش گفتم هر کاری رو که برامون کردین
به خاطر من بوده و کمکتون اصلا عجیب و غریب نیست
... همیشه اینطوری بوده
و همینطور هم میمونه
آفرین. خوب کردی
چه خوب حرف میزنی دوسان
دیگه نه تته پته میکنی، نه نگاهت به اطرافه
ولی چرا حس میکنم انگاری ازم عصبانی ای؟
چون حقشو دارم- حقشو داری؟-
چیه؟ حس کردی بهت توهین شد؟ حالتو خراب کرد؟
آره. یه کم
خب مگه چیه؟
نمیتونی از حرفم عصبانی بشی... چون واقعیتو گفتم
اگه تو سندباکس قبول شی، بهت فرصت عصبانی شدنو میدم
،پس حالا که تو سندباکس قبول شدی
این حقو پیدا کردی که ازم عصبانی بشی. آره؟
ولی نمیتونم عصبانی باشم
چون ما دیگه عین دوتا برادریم
چای عصرانه با مادرم
قدش خیلی بلنده
شرمنده، فکر نکنم دیده باشمشون
دال می، تویی؟
سلام. خوشحالم می بینمتون
خیلی وقت بود همو ندیده بودیم
شما کی میرسین سئول؟
من انگلیسی بلد نیستم
مادر جان؟
ببخشید
ببینم، نکنه اومدی منو ببینی؟
نه بابا. من از کجا میدونستم شما اینجایی؟
همینطوری اومده بودم دیدن دوستام که تصادفی شما رو دیدم
که اینطور
اتفاقی
خب دیگه خداحافظ
آها راستی
احیانا اسم سندباکس به گوشتون خورده؟
آره ، به گوشم خورده
من توش قبول شدم
تبریک میگم
بعد از ادعای اون روزم، دارم همه چی رو نقشه ریزی میکنم
بخاطر همین میخوام با دوسان کار کنم و شرکتو گسترش بدم
... میخوام به درجه استیو جابز و مارک زاکربرگ برسم
که تو جرات نکنی ازم جلو بزنی
پس اومدی که اینو بهم بگی؟
بله
یعنی نه. گفتم که، اومدم دیدم دوستام
کاملا اتفاقی شد که دیدمتون
امیدوارم خدای نکرده سوءتفاهم نشه براتون
خب من دیگه میرم
هی. شرمنده منتظرتون گذاشتم
بریم
ببخشید. من شما رو نمیشناسم
خیلی خب. بریم
خیلی وقت بود همو ندیده بودیم
دلم براتون تنگ شده بود
بریم
وون این جه
شخص اصلی: فردی که نقش کلیدی در تصمیمگیریهای یک سازمان ایفا میکند
مترجم: ترانه. آرشین. مهلی
مترجم: رخشان. مونلایت. سیلور
ادیتور: مونلایت
! دوسان! پاشو بیا صبحونه بخور
! نام دوسان! بجنب بیا پایین ببینم
غذاش داره سرد میشه
ولش کن بذار بخوابه. انگاری تموم دیشبو بیدار مونده
من میرم سر کار- صبحونه نمیخوری؟-
تو سندباکس میخورم. اونجا کلی چیز واسه خوردن هست
میخوای با این سر و وضع بری سرکار؟
مگه چشه؟- انصافا خودت نمیدونی؟-
ای بابا
بیا دنبالم ببینم
بفرما
آدم روز اول کاریش باید این شکلی لباس بپوشه بره سرکار
آخه هیچکس تو سندباکس این مدلی لباس نمیپوشه
تو که هر کسی نیستی
جنابعالی مدیرعاملی
پدر- جانم جناب رییس؟-
قربون پسرم برم، ببین چه رعنا و خوشتیپه
خدا رو شکر که به من رفته
... من که میگم غیر از قدش، باقی چیزاش
همه به من رفته
بفرمایید برید جناب مدیرعامل
بفرمایید. بعدا می بینیمتون آقای مدیر
به امید دیدار- به امید دیدار-
وای خدا قشنگ قراره ضایع شم حتما همه بهم زل میزنن
شلوارش واسش حیلی کوتاه نیست؟
به نظرم کتش هم یه کم واسش بزرگه
ولش کن الان اینجوری مده
نام دوسان
سو دال می
! رییس سو، دوسان بیاین قهوه صبحونه تونو بخورین
اینجا همه چی مفتیه
بجنبین بیاین یه چیزی سفارش بدین
... بچه ها، من تموم دیشب روی الگوریتم برناممون کار کردم
و بعد باز اطلاعات شرکت اینجه رو به برناممون دادم
خب خب. نتيجه چی شد؟
! باورم نمیشه- ! موفق شدی-
! ایول دوسان
! نام دوسان- ! نام دوسان-
! بچه ها بزنیم به سلامتی
اصلا مگه میشه؟
دفترمونو بهمون تحویل دادن
درست بغل دست شرکت اینجه ایم
عالیه. بزنین بریم بریم اینو نشونشون بدیم
باشه
کد زدن هیچوقت اینقدر برام پرفایده نبوده
پر فایده؟ منظورش چی بود؟
تو فهمیدی چی گفت؟- نه-
نکنه ما زیادی خنگیم؟
اینو بگیر
سامسان تک
گفتی شماره اتاقمون چند بود؟
302- اونجاس-
! همینه- ! اتاق 302-
! اتاق 302
! همینه
وای خدا- ! چه باحاله-
نام دوسان، کیم یونگ سان
همه چی داره
شما آقای نام دوسان هستین؟- بله-
بفرمایید بشینید- ممنونم-
خیلی خوش اومدین قدم رو چشم ما گذاشتین تشریف آوردین
وای برگام. اینو- ! محشره-
! وای باورم نمیشه
وای بچه ها اینو ! میزه داره میره بالا
! اتوماتیکه
! برگام- ! داره میره بالا-
وای تکون میخوره- ! باورم نمیشه-
منو می بینی؟- باید بیای پایین-
اونجایی؟- ! من اینجام-
! دیدی پیدات کردم- ! دالی من اینجام-
! حالا بیارش پایین
! داره میاد پایین- ! برمیگرده سر جاش-
! داره میره پایین! میره پایین
بچه ها، یعنی همه چیِ اینجا مجانیه؟
! آره ، مفت مفته
آخ خدا باورم نمیشه
حالا دال می کجاست؟
شرکت اینجه
انگار دفترشون از مال ما بزرگتره
يعنی فقط من اینطور فکر میکنم؟
آره. فقط تویی
هی- چرا تو دفتر ما رو دید می زدی؟-
دید نمی زدم که
میخواستم یه چیزی نشونتون بدم اومدم یه جلسه برگزار کنیم
چیه جریان
... اومدم که
! برو ببینم- دال می، حالت خوبه؟-
چی میخوای از جونم؟- چه خبره؟-
! دیگه تمومه- ! گورتو گم کن-
! گم شو ببینم- باشه-
! هی- نه، اونو ولش کن-
! همینه
لعنتی
میخوای تموم سهام مال تو باشه؟
! خیلی خب. اصلا همش مال تو ولی دیگه نمیخوام ریختتو ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.