The Serpent

The Serpent

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Serpent S01E08 WEB H264-RBB
The Serpent S01E08 WEBRip x264-ION10
The Serpent S01E08 720p WEB h264-TRIPEL
The Serpent S01E08 10bit x265 720p WEBRip 2CH PSA
The Serpent S01E08 1080p AMZN WEB-DL DD2 0 H264-SDCC
The Serpent S01E08 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H264-3cTWeB
ناشر Hitman007
🔴 30nama | H1tmaN امـیـر 🔴 The End پـایـان

برچسب‌ها

web
720p
720
webrip
BRip
x265
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
x264
تاریخ انتشار: 2021-05-18
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫«این سریال از رویدادهایی ‫واقعی الهام گرفته است.

‫برخی از اسم‌ها و اتفاقات با اهداف نمایشی

‫و برای احترام به قربانی‌ها ‫و خانواده‌هایشان تغییر کرده‌اند.

‫تمام دیالوگ‌ها فرضی‌اند.»

‫28 ژوئن 1976 ‫هـنـد

‫- تو توی سایگون زندگی می‌کردی؟ ‫- بله

‫اون دوران مدام برخورد بمب و گلوله ‫و آثارشون به انسان‌ها رو می‌دیدم.

‫این نفرت انگیزه، رفیق

‫هر کسی که اسلحه می‌فروشه،

‫باید روی خانواده‌ خودش استفاده بشه.

‫ببینی خوششون میاد یا نه.

‫به همین دلیل سفر کردن خیلی مهمـه

‫مهربونی رو یادت میده، انسانیت.

‫هیچ لزومی نداشت به من ‫کمک کنی، دنیل، ولی کردی.

‫رفیق، شما رو خدا رسوند، لوک.

‫صبر کنید تا بقیه رو ببینید

‫هر چقدر که دوست دارن می‌تونن ‫کپی بگیرن و یادداشت برداری کنن،

‫ولی هیچکدوم‌شون نمی‌خوان کاری کنن.

‫بالاخره FBI رو هم برات آوردم، ‫ولی بازم داری گلایه می‌کنی. ‫(پلیس فدرال آمریکا)

‫ببین، می‌دونم اونا منافع خاص خودشونو دارن

‫- می‌دونم دارن از خودشون حفاظت می‌کنن... ‫- ردلند

‫...ولی واقعاً چه کاری ‫واسه کمک کردن انجام میدن؟

‫خب این خودشه، «ایتان میر»

‫یه مهندس آب که مسموم شده توی ‫سوئیت هتلش در «واراناسی» پیداش کردن

‫پاسپورتش رو توی آپارتمان قدیمی‌شون پیدا کردیم

‫و پلیس هند هم جسدش رو توی سردخونه‌ی ‫واراناسی به عنوان پرونده قتل حل نشده نگه داشته.

‫به سلامتی رفیق. از دیدنت ‫خوشبختم، لوک. خوش اومدی.

‫- هی لوک، بجنب. بیا بریم برقصیم ‫- بجنب رفیق. برو باهاشون برقص

‫نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی. اونا هیچوقت ‫نمی‌خوان با من برقصن، درسته؟

‫- یالا ‫- برو تو کارش

‫بریم

‫نمی‌تونن مدارک «گور» رو پیدا کنن

‫چون دارن توی بخش اشتباه می‌گردن

‫اون بخش "قربانیان"ـه. «دیوید آلن گور» ‫اینجاست، توی بخش "عدم مرگ"

‫ولی بهتره همونجایی که هستن بمونن و ‫پرونده بقیه آمریکایی‌ها رو بخونن

‫«تریسا نولتون» و همینطور «کانی‌جو برونزیچ»

‫اونا مطمئن نیستن

‫چه مدرکی داری که «کانی‌جو برونزیچ» ‫یکی از قربانی‌های اونه؟

‫با چند تا دیگه از این احمقا باید رفیق بشیم؟

‫ببین، منم از اینجا متنفرم

‫ولی یادت باشه، ما دیگه اجی رو نداریم

‫که واسمون پاسپورت‌های جدید ‫و چک مسافرتی پیدا کنه.

‫پس اگه می‌خوای از هند بریم، بهشون نیاز داریم.

‫هرمان، هیچ کدوممون پلیس نیستیم ‫پس مجبوریم به حرف پلیسا گوش بدیم

‫و اونا برای ادامه تحقیقات به چیزی بیش از یه ‫مقوای کبریت و مقاله‌ی یه روزنامه نیاز دارن.

‫گیلبرت، بذار تو رو به ‫آقای «آکاش سینگ» معرفی کنم

‫کاردار و دیپلمات سفارت نپال

‫ایشون لطف کردن یه سری گزارشات برامون آوردن

‫یه گزارش کالبدشکافی به همراه ‫یه گزارش پلیس از نپال هست

‫گزارش کالبدشکافی توصیف می‌کنه ‫چه بلایی سر این خانم جوان اومده

‫که اونا شک دارن به دست ‫چارلز سوبراج کشته شده باشه یا نه.

‫اسم اون زن کانی‌جو برانزیچ بوده

‫لعنتی بی‌فایده‌ـست

‫وقتی گفتی برشون دار چی بهت گفتم؟

‫تا بفهمیم کجاها رفته بوده

‫کلی مُهر خورده، دیگه جا نداره پاسپورتش.

‫نمی‌تونم ازش استفاده کنم. چک‌های مسافرتیش؟ ‫چک‌های مسافرتیش کجان؟

‫گزارش پلیس یه گفتگو و بازپرسی

‫رو توصیف کرده که با یه زوج خارجی انجام شده

‫که ظاهرشون با چارلز سوبراج و ‫ماری‌آندره لکلرک تطابق داره

‫که اسامی ویلم بلوم و هلینا دکر رو داده بودن.

‫اون دو تا هم‌وطن هلندی من، جایی که همه چی ‫شروع شد! از این بیشتر مدرک لازم دارن؟

‫به زور داره نفس می‌کشه!

‫چه مرگشه؟

‫چیکار کنیم؟

‫شاید بهتر باشه شما رو ببرم پیش پلیس و ‫بهشون بگم چطوری چیز خورش کردید!

‫ولی من این کارو نکردم!

‫آره. آره، کار تو بود.

‫به نظر همه‌ـتون محو و ‫پریشون اتفاقاتی افتاده شدید

‫به جای اینکه نگران اتفاقاتی که ‫قراره بیوفته باشید چون قطعاً این مرد،

‫سوبراج، تا زمانی که ‫گیر نیوفته به کشتن ادامه میده!

‫پس، بگیریدش!

‫ترجمه و تنظیم از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫The Serpent Episode 8 ‫1400/02/25

‫یک روز بعد ‫دهلی - هند

‫وقتی بردمش هتلش نفس نمی‌کشید

‫لینیا اینو گفت

‫که مُرده بوده. همینطور بود؟

‫پلیس رفته به هتلی که اون یارو توش بود

‫اینطور میگن

‫چه اتفاقی افتاد، مونیک؟

‫می‌خوام همه رو نقد کنم، لطفاً

‫ممنون، خانم فرناندز

‫دنیل هیچوقت هیچی از ‫کشته شدن کسی نگفت، مونیک

‫هیچکس کشته نشده. هیچکس نمُرده.

‫چیه فکر کردی دنیل احمقـه؟

‫بارها و بارها این کارو باهاش کردم

‫و هیچوقت تابحال کسی نمُرده. هرگز.

‫- اون یه حرفه‌ای‌ـه، متوجهی؟ ‫- آره

‫تو چی هستی؟

‫یه ولگرد که شانس آورده ‫و اون بهش فرصت مجدد داده

‫اون بهت خونه داده و همش زیر سوال می‌بریش؟

‫شرمنده، مونیک

‫باید تلفن بزنم

‫- برای تماس‌های بین المللی ‫- بله، کِبک، کانادا

‫شما رو به یه تماس از دهلی وصل می‌کنم

‫الو؟ ماری آندره؟

‫فکر می‌کردم توی پاریسی و داری بچه دار میشی

‫- خواهش می‌کنم، مامان ‫- و حالا توی دهلی هستی؟

‫و عکست توی تمام روزنامه‌ها هست

‫حقیقت نداره

‫من بی‌گناهم

‫کار اون بود. همه‌اش.

‫باید بیام خونه

‫حالا می‌خواد خونه هم بیاد!

‫من پاسپورتی ندارم؛ پولی ندارم...

‫باید کمکم کنید

‫ولی چطور؟ بگو چطور؟ ماری آندره؟

‫ماری آندره؟

‫نه، نه

‫ماری آندره؟

‫جان کجاست؟

‫کیفت کوش؟

‫برداشت برد

‫چی؟

‫وقتی برش داشت کجا بودی؟

‫- بهت حمله کرد؟ ‫- نه

‫حواسم پرت بود

‫حواست پرت بود؟ چیکار داشتی می‌کردی؟

‫تقصیر من نیست که معتادا و دزدا رو استخدام می‌کنی

‫حلقه

‫مونیک

‫حالا می‌خوای به کی بدیش؟

‫به یکی که گروگیر. ‫حالا همگی به پول نیاز داریم.

‫پول برای مواد؟

‫بگیرش

‫احتمالاً از فلز بی‌کیفیت و شیشه درست شده

‫نه، اینطور نیست. یاقوت کبوده که با ‫الماس روی یه حلقه پلاتینی گذاشته شده.

‫اون پاسپورتا راه خروجمون از اینجا بودن

‫ولی همه رو به گا دادی!

‫نمی‌دونم چرا تعجب کردم

‫تو بدترین اشتباه منی، ماری

‫فقط یه کِبکی بدبخت که واسه ‫یه مدت بهش زیبایی دادم.

‫ولی نیستی. تو یه شخص عاجزی.

‫هیچ ارزشی نداری

‫درسته...

‫من همینایی هستم که گفتی

‫ولی حداقل می‌دونم چی هستم

‫تو چی، چارلز؟

‫جنایتکار ماهر

‫فروشنده بین المللی جواهرات

‫فقط حرف می‌زنه، اونم درمورد آزادی،

‫اینکه چطوری زندگیش پیروزی بر دنیا بوده

‫این یه شوخی‌ـه!

‫ما رو نگاه

‫همه‌ـمونو نگاه

‫5 تامون توی یه اتاقیم

‫یا توی یه ماشین کیری می‌خوابیم!

‫همه چی درموردش دروغه

‫همه چی جز این:

‫اون پسر مادریه که مادرش ازش نفرت داره!

‫- برید بیرون! ‫- پسری که هیچکس هیچوقت یا هیچ چیز

‫- اونو نخواسته... ‫- خفه شو!

‫احمقای رقت انگیز مثل من!

‫حالا چی؟

‫یه زمانی بود که می‌مُردم بچه‌ـتو ‫توی شکمم داشته باشم

‫ولی اگه الان به دنیا می‌اومد...

‫جلوی چشمت مغزش رو خرد و خاکشیر می‌کردم

‫یک هفته بعد

‫تحت تعقیب: چارلز سوبراج

‫گوا - هند

‫آقای جان! تلفن باهاتون کار داره

‫- الو؟ ‫- آقای جان، من معاون سرپرست «تولی»

‫از دایره جنایی دهلی نو هستم.

‫اینجا زنگ زدید تا یه پیغام بذارید

‫الو؟ می‌خواید گزارش جرم بدید؟ ‫مواد مخدر؟ سرقت؟

‫لطفاً وقت منو تلف نکنید، آقا

‫اگه چیزی برای گفتن ندارید چرا ‫خواستید بهتون زنگ بزنیم؟

‫یه مرد مُرد

‫اینجا سرویس بده

‫این مرد، شبیه من و شما نیست

‫روی هم رفته یه چیز دیگه‌ـست

‫- اون یه جنایتکاره ‫- می‌دونم، صد البته، من...

‫ببینید، منظورم اینه که وقتی به

‫تمام جرایمی که وقتی آزادانه پرسه می‌زد ‫فکر می‌کنم، منو می‌ترسونه،

‫و حالا که دنیا داره بهش نزدیک میشه ‫چقدر ممکنه اون جرایم بدتر باشن.

‫جز احترام به تعهد شما روی این پرونده چیزی ندارم

‫ولی دیگه مسئولیت این جنایتکار روی دوش تو نیست

‫در واقع، افسر ارشدم ژنرال «چایکامدی»

‫خواسته که تمام مدارکتون رو به ما تحویل بدید

‫- از حالا به بعد اینترپل مسئولیت... ‫- ولی اونا مدارک من هستن

‫موقعی که هیچکس به تخمش هم نبود، ‫من این پرونده رو سر هم کردم.

‫اگه موافقت نکنی، از سفیرتون ‫درخواست رسمی می‌کنه

‫اون هم منو می‌فرسته خونه

‫و اگه توی هلند باشی ‫چه کمکی می‌تونی به ما بکنی؟

‫خیلی خب. به افرادت بگو ‫فردا 7 صبح بیان خونه‌ی من

‫همه چیو واستون بسته بندی و آماده می‌کنم

‫چرا عجله می‌کنی؟ تا صبح که نمیاد

‫می‌دونم، ولی یه فکری دارم

‫نمیشه که همینطوری همه رو بدم بره، نه؟

‫قضیه چیه؟ شب آخرمونه. ‫دارم غذا درست می‌کنم.

‫اگه قرار باشه هرمان ‫پرونده‌های باارزشش رو بده

‫بدون کپی گرفتن همچین کاری نمی‌کنه.

‫باید بشه توی دو تا ماشین بُردشون

‫تحت تعقیب ‫چارلز سوبراج

‫دهلی - هند

‫این... حرف نداره

‫نمی‌دونم چند تا هستن، ‫ولی این بیشتر از 30تاست.

‫و همه چیزای با ارزش‌ـشون ‫پاسپورتاشون، پولاشون...

More Farsi Persian subtitles for The Serpent

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left