نخستین 200 خط.
می تونی اونا رو با تواناییت شکست بدی، تاکاتو کون؟
اوه آره، بدون دلیل نباید کسیو کشت، درسته؟
...حس کردم می خوای اینو بگی
!می گم تاکاتو کون
چیه؟
خب...اون موقع که اون بوی شوم خیلی بد راه افتاده بود
...راستش
!چی؟
من اونقدر بی ادب نیستم که بعد از نجاتم غر بزنم
!بیا فقط هرچه زودتر به پایین برج برسیم
.باشه، بریم
!هی صبر کن
!همونجا بمون، لینل
m -429 11 l 1 11 1 141 -429 141
جادوگر آتشی که هدفش تبدیل شدن به شوالیهی پادشاه الهیه لینل رو به آزمون این برج آورده
!فردریکا سان
!اون سنگو بده من
!می خوام جادومو بازیابی کنم
...ولی سنگ های عذرخواهی فقط روی من کار می کنن
m -487 1 l 13 1 13 139 -487 139
یه آدم کاملا بدشانس که توی این دنیا تناسخ پیدا کرده و از سنگ های عذرخواهی که .الهه بهش داده استفاده میکنه
!بدرد نخور
...خدایا، اون بازنده همیشه منو
ما هم بریم بیرون؟
.ما یه تشکر به اونایی که جلوتر از ما رفتن بدهکاریم
.ظاهرا بیشتر جاها دیگه تله یا هیولا نداره
فقط کاری نکن که همون .چندتا تلهی باقی مونده فعال بشن
!باشه
.لینل سان
...شرمنده. من شانس گوهی دارم
اگه زیاد از این اتفاقا میفته، پس چرا هر بار یه دونه توی دستت نگه نمی داری؟
!فکر خوبیه
!این یکی رو به خودم می چسبونم
خب دیگه بریم
...صبر کن، یه چیزی داخ
!لینل سان
!بانو ترزا
!این چیه؟
.از اون نگاه قضاوت کنندهات خوشم نیومد، ریک سان
.ما اینطوری امتیاز می گیریم
چرا به عنوان یه شوالیهی شاه الهی
توی این مسابقهای؟
من تصادفا آدمای زیادی رو کشتم
،پس حالا که از مقامم عزل شدم .می خوام از این شانس دوباره استفاده کنم
!همه از اینجا برید بیرون
!نمی تونیم
یه سیم نازک کل منطقه رو پوشونده
.اوه، چشمای خوبی داری
!من معطلش می کنم
یه استاد شمشیرزنی هرگز نمی ذاره .آشغالی مثل تو زنده بمونه
.ناسلامتی، یه شوالیهی پادشاه الهی قویتره
اگه قدرت تنها معیار بود که تو هرگز .از مقامت عزل نمی شدی
!قویه
...ریک سان هم یه استاده، ولی این ترزا
!داره از زدنش لذت می بره
بمیر
ها؟
هی، این دست چپ لینل نیست که سنگ داره؟
!چی؟
لینل سان کجاست؟
...اون سنگو توی دستی که هنوز دارم بذارید
!می دونستم یه جایی داری جون می دی
رسیدن به طبقه ۹۸ رو بهتون تبریک می گم
،کل این طبقه یه منطقهی امنه
.ما براتون چند مکان خواب فراهم کردیم
.به نظرم باید یکم تجدید قوا کنیم
.هنوز باید با بقیه بجنگیم
.موافقم
این آزمون از چیزی که فکر می کردم سخت تره
ولی، مطمئنی مشکلی ندارید؟
.ما اوکیم
،منم، اگه تا نیمه شب صبر کنم .می تونم سنگ های عذرخواهیم رو بازیابی کنم
.فهمیدم پس
.خب من جلوتر می رم
.موفق باشید
.منم همین کارو می کنم
یه اتاق می خواستم
.به روی چشم، قربان
!تا بعد
استراحت لازمی؟
.متاسفانه فقط یه اتاق در دسترس هست
...تاکاتو کون
..یادت باشه که موکوموکو سان هم با ماس
.نگران من نباش
.من می رم تو دیوار و اصلا به شما کاری ندارم
بدون تو چطوری استراحت کنم؟
آه، تاکاتو کون؟
...این آزمون
...من ۱۵ بار از مرگ برگشتم، ولی بالاخره موفق شدم
!وقتشه
سالگرد بیست سالگی راه اندازی خدمات
گاچای بسیار کمیاب
همین حالا!! فقط یک شانس
توجه
!صدتا سنگ عذرخواهی؟
یه گاچای خیلی کمیاب تضمینی؟
خیلی خب
!بدهش بیاد
!یعنی یه سلاحه؟ یا یه همکار؟
چه خبره؟
تو همون الههای هستی که منو به اینجا فرستاد، نه؟
نکنه قراره تو...همکارم باشی؟
.اوه، شرمنده، اومدم فقط ببینم در چه حالی
!چی؟
.قابلیت سیو تصادفیت رو ارتقا دادم
،حالا دیگه هرکجا که بمیری دوباره از اینجا شروع می کنی
!پس با خیال راحت بخواب
!حتما شوخیت گرفته
!اینجا خیلی خطرناکه
!خداحافظ
این چیه؟
...موارد نگران کننده زیادی ایجاد شده
اوه؟
.تعداد مردگان با تعداد ارواح درون برج همخوانی نداره
m -303 -32 l -1 -32 -1 127 -303 127
استاد شمشیرزنی اورابه مهر خدای تاریک رو زیر نظر دارد و آزمون های برج را اجرا میکند
.لازم نیست نگران همچین چیزی باشیم
حصار دوم هنوز می تونه به راحتی با مقدار لازم مقابله کنه، درسته؟
.بله
بعلاوه، ما باید نیمه شیطان هایی رو که
.برای حصار اول استفاده کردیم بازیابی کنیم
.حملهی ناگهانی زیاد خوشایند نیست
تو اومدی منو جذب کنی، نه؟
.به ما گفتن اونایی که نمی پذیرن رو بکشید
،اول باید مطمئن شم که طرفم آدم درستیه .پس باید تاییدش کنم
تو ریکوتو سایتویی، درسته؟
.یه چشم جادویی؟ اعصاب خرد کنه
m -530 -10 l 25 -10 25 114 -530 114
قدرت هاش رو از خدا گرفت و درون این دنیا پدیدار شد. یک گروه در .جنگل هیولاها ساخت و به خوبی زندگی میکنن
حتی منم می تونم اسما رو ببینم
!آئویی هایانوسه
شاخک، ها؟
!فقط دنیا
به اینم می گن
یه دنیای ظالم که فقط با تلاش .توش پاداش می گیری
چطوری می تونی از همون تکنیک استفاده کنی؟
.اگه تو می تونی پس منم می تونم
نکنه احتمال اینو نداده بودی؟
!خفه شو
!اینو بگیر
!شعلهی تدفین
چه اتفاقی داره میفته؟
قدرتی که خدا به راحتی بهت داد رو می تونه .دوباره به همون راحتی ازت بگیره
.گمونم اینم همونه
!این یکی رو دیگه از خدا نگرفتم
،اون شمشیر آمار شانس بالایی داره .پس نمی تونم با توانایی هام باهاش بجنگم
...ولی
فقط نباید بذارم بهم بخوره
.این چیه؟ یه پیام داریم
انگار کار بعدیمون مشخص شد
،اهدافمون کاندیدای حکیم .یوگیری تاکاتو و توموچیکا دانورا هستن
.پیش به سوی شهر هانابوسا
کاندیدای حکیم...واقعا؟
واقعا بخاطر همچین کاری به من نیاز دارن؟
.یه لحظه هم نمی ذارن آدم نفس بکشه
!لطفا صبر کن
.من دایمون هاناکاوا هستم
m -365 21 l 19 21 19 149 -365 149
شفاگر تخصص در بازیابی و بی توجهی به عنوان یه ماجراجو
وقتی داشتم توی یه منطقهی فوق خطرناک از جنگل هیولاها پرسه می زدم
ریکتو منو پیدا کرد و تونستم زنده بمونم
،ولی حالا که شما ریکتو رو کشتی .من نمی دونم باید چیکار کنم
چی تفت می ده؟
.خواهش می کنم، بذار خدمتکارت باشم
چه موجود بامزهای
.چه موجود بامزهای
!لطفا
!لطفا
!توموچیکا
می شه دیگه بیدار شی؟
.آه، به تو هم مربوط می شه، لطفا پاشو
چی؟ صبح شد؟
ها؟
هی، تاکاتو کون؟
.بالاخره پا شدی؟ بیا اینجا
!بیا اینجا، اینجا رو ببین
...لطفا کمک کن. نمی تونم تکون بخورم
!موکوموکو سان !چرا نصفت تو دیواره؟
...خب
بعد از اینکه شما دوتا خوابیدید
،دیدم پسره دستشو انداخت روی تو
منم گفتم نباید مزاحم بشم
...پس فکر کردم بهتره برم
اوهم
کنجکاو شدم و وقتی خواستم یواشکی دید بزنم .گیر کردم
می مردی کامل نگاه میکردی؟
انگار اونا به دلایلی
می خوان ارواح تمام مردگان این برج رو جمع کنن
پس قدرت مکشی کمتری توی دیوار و زمین بود
یعنی کل شب گیر کرده بودی؟
.درسته
!بیدار شدی، پسر؟
.لطفا یه کاری کن از اینجا بیام بیرون
...بذار ببینم
...اوف، لطفا یه کاری کن
...اوف، لطفا یه کاری کن
...اوف، لطفا یه کاری کن
.شاید باید اون جونور مکنده رو می کشتم
...آه...دارم کشیده میشم
.آه، داره منو می کشه
No comments yet. Be the first to leave one.