هماهنگ با نسخه‌های زیر

Black Clover TV 09 - 720p x264
Black Clover TV 09 - 480p x264
Black Clover TV 09 - 1080p x264
ناشر talismannight

برچسب‌ها

x264
480p
480
1080
720p
720
تاریخ انتشار: 2017-12-07
تعداد دانلود: 43
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 162 خط.

زمانی که به نظر می رسید بشریت توسط شیاطین در حال نابودیست

یک جادوگر به تنهایی همه رو نجات داد

بهش لقب پادشاه جادوگرا رو دادن و تبدیل شد به یک افسانه

حالا ، قراره اولین ماموریتتون رو بهتون بدیم

اولین ماموریتمون ‏.‏‏.‏‏.‏

به عنوان شوالیه های جادوگر ...

چی هست ؟

بهتره چیزی در حد من که از خانواده سلطنتی هستم باشه

آره ، باید به خودتون افتخار کنید

قراره برین دهکده ساسی تا گراز وحشی شکار کنید ‏!‏

گراز ‏.‏‏.‏‏.‏

وحشی ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

این دیگه چه ماموریت مزخرفیه ؟

چی بهش گفتی ؟‏!‏

میتونم یه گراز وحشیو با دستای خالی شکست بدم ‏!‏

گراز های وحشیو دست کم نگیر ‏!‏

دوست دارین برین یا دوست دارین بمیرین ؟

کدومشو انتخاب میکنید ؟

میریم ‏!‏

حتی اگه قرار باشه گراز وحشی شکار کنیم این اولین ماموریتمونه

! من خیلی هیجان زدم

قراره گراز وحشی شکار کنم ؟

چی ؟ هنوز داری غر میزنی ؟

غر نمیزنم ‏،‏ اما ‏.‏‏.‏‏.‏

خودت میدونی که نمیتونم قدرت جادوییم رو کنترل کنم ‏،‏ داشتم فکر میکردم اومدنم باعث دردسر میشه

اسمش هست ‏.‏‏.‏‏.‏

طوفان دیوانه ‏!‏

طوفان دیوانه ‏!‏

خیلی باحاله ‏!‏

میدونم ، خوشگله مگه نه ؟

آره ‏،‏ عالیه ‏!‏

حال بهم زنه

یه مرد پای حرفش وای میسته ‏!‏

برو که رفتیم ‏!‏

پرواز ‏!‏

ماگنا خیلی باحاله ‏!‏ انگار تبدیل شدیم به باد ‏!‏

اگه نمیخوای بمیری ‏،‏ درست بشین احمق ‏!‏

چشم ‏!‏

پس این جاییه که سنگ جادو قرار داره

برین پیداش کنید

مفهوم شد ‏!‏

در مه محو بشین

گراز وحشی

کلمات بی روح نمیتوانند کاری انجام دهند

میدونم ، میدونم

با آرزوی پرواز کردن در آسمان

تمام زندگیم هر شب خواب میدیدم

با وجود این دنیای ظالم ، آهسته و گام به گام قدم بر میدارم

اهمیت نمیدم چقدر شکست بخورم

با غریزم پیش میرم و هیچ وقت تسلیم نمیشم

به سمت آینده دور ، در حال فرار هستم

برو حتی فراتر از ترس های کشف نشده ات

چشم انداز من ، من می توانم خودم باشم

یه روز من صفحه بعدی رو مینویسم ‏.‏‏.‏‏.‏

که تو امید من هستی

درست مثل صفحه ی اون روز

که من تو رو ملاقات کردم

من بهش میگم یه معجزه

یه گراز وحشی دنبالمه ‏!‏ خیلی بزرگه ‏!‏

اصلا این گراز وحشیه ؟‏!‏

از جادو که استفاده نمیکنه ؟‏!‏

خیلی سریعه ‏!‏

نباید بریم نجاتش بدیم ؟

باید یکم استراحت کنم

بعد از این که شما دوتا رو اون همه راه با جاروم آوردم خیلی از قدرت جادوییم کم شده

مطمئنم حالش خوبه ، جون سخته

اما ‏.‏‏.‏‏.‏

اگه خیلی نگرانشی ، برو نجاتش بده

میتونم انجامش بدم

چرا من ؟

گیرت آوردم ‏!‏

بلاخره شکستش دادم

کارت خوب بود ، آستا

اما هنوز تموم نشده

زودباش ، زودباش

خیلی فوق العاده ای

چهارتا گراز واسم هیچی نیست

قدرت بدنیت واقعا خیلی زیاده

این باید پیرمرد سِی هه رو خوشحال کنه بیایین برای خودمون مهمونی گراز وحشی راه بندازیم

شهردار روستای ساسی ... سِی هی ؟ میشناسیش ؟

آره . از خیلی وقت پیش میشناسمش

من اهل روستای رایاکا هستم از اینجا رد میشه

اما اون زمان یکم کله شق بودم

کله شق ؟

فکر میکنی الان نیستی ؟

بعد از اینکه گریمور خودمو گرفتم شلوغ بازی در میاوردم

میرفتم روستای ساسی و اونجارو هم بهم میریختم

و بعدش ‏.‏‏.‏‏.‏

اینو بگیر ‏!‏

هی ‏،‏ کوتوله ‏!‏ فکر کردی داری چه غلطی میکنی ؟

دلم میخواد بزنمت ، پیرمرد ؟

اون کسی که قراره صدمه ببینه تو هستی ‏!‏

بگیرش ‏!‏

وقت مجازاته ‏!‏

! خطرناکه

و حالا ‏.‏‏.‏‏.‏

داری چه غلطی میکنی ؟

وقت مجازاته

هی ‏!‏ لعنتی ‏!‏

بعد از اون ، چندین بار پیرمرد رو به مبارزه دعوت کردم

یه مرد واقعی برای دیگران دردسر درست نمیکنه

! اینو بگیر

کمک به ضعیف ها و تحقیر کردن زورگویا این کاریه که یه مرد واقعی میکنه

طلایی ‏!‏

یه مرد واقعی کاری نمیکنه دیگران نگرانش بشن

چندین بار تاحالا به حسابم رسیده

حتما خیلی قویه

من اینو بعدا فهمیدم ، اما پیرمرد سِی هه

اینقدر قدرت جادویی داشت که بتونه تو جوونی به شوالیه های جادوگر ملحق بشه

اون کسی بود که بهم پیشنهاد کرد به شوالیه های جادوگر بپیوندم

به نظر میاد یکم بهتر شدی

تازه فهمیدم چطور از گریمورم استفاده کنم

در این صورت ، چرا نمیری امتحان شوالیه های جادوگر رو بدی ؟

ها ؟

من ؟ امتحان ورودی رو بدم ؟

تو استعدادش رو داری

امکان نداره کسی مثل من از این روستای دور افتاده بتونه قبول بشه

! هیچی مشخص نیست

کاری که ما تو این ناحیه با کاری که بقیه تو ناحیه عمومی میکنن چه فرقی داره ؟

به خودت بستگی داره چطور آیندت رو بسازی

من مطمئنم تو میتونی به رویایی که من نتونستم بهش برسم ، دست پیدا کنی

پیرمرد ‏.‏‏.‏‏.‏

مردباش ، ماگنا

اصلا شوالیه های جادوگر چیکار میکنن ؟

تو حتی اینم نمیدونی ؟‏!‏

همش بخاطر اونه که من الان اینجام

وقتی امتحان ورودی شوالیه های جادوگر رو قبول شدم اون از همه کسایی که میشناختم بیشتر برام خوشحال بود

باید آدم خوبی باشه

آره

... و اومد به پایتخت سلطنتی

تا سریع پولدار بشه و یکم برای روستاش پول بیاره

اما به نظرم اومده بود منو ببینه

هرچی داشتمو ازم گرفت

اما اون کسی بود که بهم نشون داد یه مرد واقعی چطور آدمیه

من میخوام مثل اون بشم ‏،‏ شخصی که بعد از جناب یامی بیشتریـ ‏.‏‏.‏‏.‏

ماگنا ؟

این دیگه چه کوفتیه ؟

روستا ‏.‏‏.‏‏.‏

با مه پوشیده شده

چه آب و هوای مزخرفی داره

احمق ! اون جادوئه

چی ؟‏!‏

روستای ساسی

مه جادویی ؟

احتمالا وقتی داخلش بشیم راهمون رو گم کنیم

حس جهت یابی مون رو از دست میدیم و اونجا گیر میوفتیم

جادویی که یه روستا رو میتونه کامل بپوشونه

هیچ کدوم از اهالی روستا جادویی به این قدرت ندارن

البته ، جادوی اون پیرمرد هم نیست

داره چه اتفاقی میوفته ؟

هی ‏!‏

بله قربان ؟

مه رو با شمشیرت ببر

! چشم

ها ؟

این حرف احمقانه دیگه چیه با شمشیر که نمیشه مه رو برید

اون کسی که احمقه تویی

تا وقتی که جادویی باشه میتونی با شمشیرت ببریش

! درسته

خوبه ، بیا ادامه بدیم

سمت راستت

! چشم

More Farsi Persian subtitles for Black Clover (ブラッククローバー)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left