Helen of Troy

Helen of Troy

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Helen of Troy 1956 DVDRip farsi
ناشر mahan53

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
تاریخ انتشار: 2022-11-20
تعداد دانلود: 53
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح

اینجا تروی در 3000 سال پیش است، شهر سرنوشت

موقعیتش به گونه ای است که بر هلنزپونت مسلط است

امروزه نام آن داردانل است

این مسیر تنها مسیر آبی به سمت شرق بود

از این رو تروی پیشرفت چشمگیری داشت

یک جایزه وسوسه انگیز جنگ برای ملت یونان بود

تروجان ها(اهالی تروی) خاطرات زیادی از زمانی داشتند که یونانیان به رهبری اسپارتها

شهر پدرانشان را غارت کرده و سوزانده بودند

آنها دفاعیات محکمی در مقابل حمله احتمالی آماده کرده بودند

به همین دلیل تروی، شهر نوساز

توسط دیوارهای مستحکم همراه با پناهگاههای تسخیرناپذیر حفاظت میشد

تا مردمی شاد در عشق و زیبایی زندگی کنند

در میدان قصر و خیابانهای شلوغ

شهروندان از کار خود در آرامش و صلح لذت میبردند

با این تصور که این دنیای آزاد تا ابد پایدار میماند

لرد ایناس برادرزاده پادشاه پرایام بود

در مسیرش بسمت قصر بود

جاییکه آینده تروی توسط شورای سلطنتی مشخص میشد

به این شکل ما درک این ملتها را بسته ایم

و ما آنها را در زندان بسته ایم، تروجانها از هر شایعه ای میگذرند

و انگشت اتهام را بسوی هم میگیرند. من به شما میگویم تنها یک راه حل وجود دارد

راه خود را بروید ، بروید به اسپارتا یا هرجایی که میخواهید

ولی سعی نکنید تا سرنوشت تروی را با خود حرکت دهید

چه سرنوشتی؟ زندگی مثل خرچنگ در داخل پوشش؟

ما زندگی خوبی داریم

ما از تجار در ورودی دریا مالیات میگیریم و این مثل خون ماست

احمقانه است، تا زمانی که کشتیهای تجاری خود را به دریا نفرستیم در چربی خود خفه میشویم

اما چطور انجام بدیم وقتی در هر بندر دشمن حضور دارد؟

من از رویاهای احمقانه شما خسته شدم مراقب باش برادر

پاریس همیشه میتونه گردن تو را بشکند

و تو میتونی هر دوی ما رو بندازی بیرون

بهش بگو که احمقه هکتور پسران من

احمق کسیه که مناظره رو به جنگ بکشونه

پاریس من نقشه تو رو برای دریانوردی به اسپارتا قبول دارم

میدونم که میتونم بهت اعتماد کنم که برای صلح گدایی نکنی

سعی میکنم که یونانیان رو متقاعد کنم که بخاطر قدرت ما یه معاهده بسته بشه

من متقاعدشون میکنم

من 100 تا کشتی جنگی با خودم میبرم و خاک اسپارتا رو به آتش میکشم

مطمئنم که این کارو میتونی انجام بدی پولیدوروس، تو میتونی جنگهای بی پایانی رو شکل بدی

و تو هکتور آرزوی چیزی بجز

شمشیربازی و مشت زنی رو داری؟ بله قربان

پرتاب نیزه و پرتاب دیسک

هکتور پسر خوبیه پرایام

و شوهر خوبیه سوروم، آیا این افتخار کافی نیست؟

برای عزیمت شما کشتی پاریس آماده حرکته

آیا خدایان روز و ساعت رو مناسب میدانند؟

طالع و پیشگوییها خوب هستند بجز یک استثنا

یکی از کاهنان مشکلدار معبد

دخترم عصبانی نشو پرایام

کاساندرا مریضه مغزش مریضه

بلند شو پاریس

و برو

کاساندرای باکره به نکته ای اشاره میکنه که باعث نگرانی من میشه

پرنس پاریس، بنظر میاد که تنها یک الهه واحد رو عبادت میکنه

آفرودیت من مطمئن نیستم خدایی رو پرستش کنم

نه

تحسین کردن واژه بهتریه

تحسین زیبایی در یک تصویر مرمری

اون الهه زیبایی نبود که یادمان داد علیه دشمن مسلح شویم

بلکه آتنا بود الهه عقل

و حامی اسبهای جنگی

آتنا از این کار خوشحال نمیشود

این ستایش تنهایی تو

او از اینکه تو ماموریت صلح رو بعهده بگیری هم خوشحال نیست

و گمان میکنم که اسب شیطانی او بیرون بیاید و من را زیر پا بگذارد

خیلی خب بذارید بیرون بیاید سرورم

اگر این هزینه زندگی در دنیای افسانه هاست

این رو نگو پاریس

در مورد صلح جایی صحبت نکن برادر

مگر اینکه قبلش آتنا رو آرام کرده باشی

کاساندرای کوچولوی من ، این رو نمیشه تعویق انداخت

من رو برای یک سفر دریایی شاد دعا کن

برای آنچه در آینده تو میبینم نمیتونم دعا کنم

کاساندرا

کاساندرا بس کن ولی واقعیت داره پدر

چیزی که میبینم و حس میکنم واقعیت داره

برو پاریس

بیا کاساندرا

بیا و یه کم استراحت کن چطور میتونم مادر؟

کاش به من داده نشده بود

این عذابی رو که باهاش زندگی میکنم

پاریس

پاریس نرو، خواهش میکنم نرو

من باید الان حرکت کنم اگر عشقی به تروی داری

این چیزهای وحشتناک رو برای ما نیار

و من فکر میکردم منو از همه بیشتر دوست داری همینطوره ولی

صداها و طوفانها بزرگ هستند

صدای شیهه اسبها و صدای گریه مردان در حال مرگ

مراقبش باش عزیزم، عزیزم

شاید نباید جور دیگه میشد

چیزی که باید بشه رو هیچکس نمیتونه عوض کنه

امروز کجاییم؟ الیزیوم؟

خیلی ازش دوریم ما نزدیک اسپارتا هستیم

کشوری با سربازان سرسخت که بازوهای خودشون رو قطع میکنند تا نشون بدن که شجاع هستند

دلم میخواد بدونم زنانشون چه شکلی هستند پسرعموی عمیق من انیاس

برای داشتن فکر عمیق باید به زنان فکر کرد، پاریس

اونها کل زندگی رو به جهان می آورند و موارد زیادی از مرگ رو باعث میشن

اونا سرنوشت مردها رو تعیین میکنند نه سرنوشت من رو

چی شده؟

یهو باد شدیدتر شد

ولی دوست ندارم که هوای گرم رو نفس بکشم

چیزی نیست فقط یه تکه ابر اونجاست

اون بالای دکل با شماها

دارم بهت دستور میدم از دکل برو بالا بادبان رو بنداز پایین

شاهزاده من این طنابها خیس شده اند بهمین دلیل این افراد از بالا رفتن از اون خودداری میکنند

من پوستشون رو میکنم نه

فقط یک راه هست برای حل این مشکل

نه شاهزاده شما نه ، نه

پاریس

پاریس

پاریس

پاریس، پاریس

پاریس

مگاس

آفرودیت

چی؟

یک کشتی بدشانسی آورد

اون وجود داره

کی؟ منصف ترین الهه

این یارو دیوونه است

ولی دیوانگی قشنگی داره

کشتی تو چی بود؟

دلفین

تروی یه تروجان؟

طنابهاش رو باز کن آندروس

شاید بتونیم قبل از اینکه اونو به دست سربازان بسپریم کمی زندگی بهش بدیم

از دست این زنها، چرا باید قبل از بریدن گلوی اون قبلش گرمش کنیم

روش رو بپوشون، سریع

ما دنبال پادشاهمون هستیم خانوم، ملکه اسپارتا

اون به ساحل اومد تا پرستار دوران بچگیش رو ببینه

بانوی من بهتون دستور داده بودم مزاحم من نشید

ولی اتفاقاتی افتاده که ساحل رو امروز ناامن کرده

یک کشتی غریبه در طوفان گیر افتاده بود

نتونستیم دنبالش بریم دریا طوفانی بود

باید مال تروجان ها بوده باشه، اونا احتمالا جاسوسانشون رو اینجا ول کردند

روح تروجانها همه جا هستند

هیچ کشتی ارواحی وجود نداشته نشان خاندان سلطنتی ترواست

پادشاه اصرار خواهد کرد که ملکه اونو با خودم ببرم

به پادشاه منلا بگید که کورا بخوبی ازم مراقبت میکنه

حالا برو

خیلی خب بانوی من

آندراسته

آندراسته کمک کن این مرد رو ببریم یه مرد بانوی من؟

چه بامزه

من نمیتونم خطر کنم و یک تروجان رو قایم کنم بله

اگه اون یه جنگجو باشه چی؟ باید مراقب باشی

زنانی که همیشه توی زندگی مراقب هستند چیزای زیادی رو از دست میدن آندراسته

بنظر نمیاد خوب بشه

ولی قلبش میزنه

بهش یه کم آبگوشت بده تا بعد ببریم بدیمش دست سربازان

باشه نه اونا میکشنش

من هنوزم میگم تحویلش بدیم منم همینو میگم

ولی فقط اگه به زشتی تو بود باید میدادیمش بره ممنون

این دفاع شجاعانه رو مدیون چه کسی هستم؟

هیچکس مهمی نبود منم فقط یه برده هستم

حالا در مورد خودت بگو تروجان

من گفتم که تروجان هستم؟

حافظه من بهم ریخته است

ولی یادم میاد که فکر میکردم تو یه رویا هستی

یه الهه

آفرودیت عزیز

بذار خودم رو معرفی کنم

شاهزاده پاریس از تروی از گستاخیت چشم پوشی میکنم

تو خودت هم که داری گستاخی میکنی، یه برده هستی؟

ساکت باش، تو داری با یک یه برده قصر هستم آندروس

چه اهمیتی داره؟

من بهت راستش رو میگم من شاهزاده پاریس هستم

من اومدم که معاهده صلح رو با پادشاه منلئوس ببندم

اگرچه تو منو باور نمیکنی

مدارک هویت من

تمام هدایایی که قرار بود برای اسپارتا بیارم

افرادم نمیتونن نزدیک بندر اسپارتا بشن تا اونها رو بیارن

آنها برایتان قسم خواهند خورد که خدایان بسمت من رعد و برق پرتاب کردند

شاید باورت کنم

شاید دریا ظواهرت رو تخریب کرده باشه ولی درونت رو خراب نمیکنه

باید با اومدن شب اینجا رو ترک کنی

در ساحل حرکت کن به خلیجی میرسی که کشتیهای فنیقی در آنجا هستند

نه من هنوز ماموریتم رو انجام ندادم کاری رو بکن که من بهت میگم

سربازان ما عادت دارند خنجر در بدن غریبه ها فرو کنند

و چرا باید این موضوع باید تو رو نگران کنه؟

مهم نیست، احساسات بردگان اهمیتی ندارند

ولی برای من دارند

در هرکجا بجز اسپارتا یه همچین آدم خوبی باید ملکه بشه

در تروی در موردت آواز میخونیم

پادشاه منلئوس اجازه همچین کاری رو نمیده

چون ملکه اش رو ساده جلوه میدید

شنیدن این حرف برای ملکه دردناک خواهد بود

اونو میشناسی؟

او صاحب منه، من سایه اون هستم

و همیشه فکر میکردم که اونو میشناسم

حالا باور نمیکنم کسی رو که بگه ملکه هلن رو خوب میشناسه

حتی هلن حتی پادشاه هم؟

قدرت بزرگ نیاز به شناخت نداره

صبر کن، من فقط این سوالات رو میپرسم

چون باید به قصر برم حتی شانست رو هم امتحان نکن

من میخوام احتیاط کنم پس لطفا منو آماده کن

اگه منلئوس کمکم نکنه من از ملکه خواهش میکنم

این کار رو هیچوقت نباید بکنی...من

اگه تو پیر و زشت بودی شاید میتونست کمکت کنه

More Farsi Persian subtitles for Helen of Troy

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left