نخستین 200 خط.
= قسمت 11 =-
سلام
...من به عنوان یک کارمند تمام وقت
به بخش بازاریابی هسانگ گروپ فرستاده شدم
سو جی آن هستم
از آشنایی با شما خوشبختم
.جی آن
جی آن به ما ملحق شد - جی آن -
حالتون خوبه؟
موضوع چیه؟
خب احتمالا تو لیست کارمندای رسمی قرار گرفته
فهرستی که در طی بازرسی داخلی انجام شده
واقعا؟
اما ما منظورمون این نبود
رئیس به نظرتون بهتر نیست چک کنید؟
تیم بازاریابی برای این جدا شده
چون قرار بود ما مسئول پوشاک باشیم
هم به تازگی تشکیل شده FNBتیم
چرا به جای اونور اومده تو تیم ما؟
درسته فکر مکینم اشتباه شده
چرا باید درست وقتی من مراسم تشیع جنازه بودم اتفاق بیفته؟
به هر حال ...خوش اومدی
خوش اومدی جی ان
قربان نباید اول از همه چاشو مشخص کنیم
حتی کارت کارمندای رسمی رو داره
از میز خالی کنار ولجونگ استفاده کن
بله قربان
از دیدن همه تون خوشحالم
الان بر میگردم
از دیدن خوشحالم جی آن
منم همینطور
شرط میبندم دلتون برا قهوه های من تنگ شده
براتون اولین قهوه رو به مناسبت جشن درست میکنم
جی آن مجبور نیستی دیگه قهوه درست کنی
میدونم ، این بعد از خیلی وقته
قهوه رو براتون به عنوان شیرینی میارم
هر چند که آخرین باره
چطوری شد که اومدی اینجا؟
این شرکت داره سعی میکنه اشتباهاتشو حل کنه
احتمالا اینم یه قمست از اصلاحیه بوده
منظورم این نبود
قرعه کشی چیزی برنده شدی؟
در مورد نوع لباس پوشیدنت میگم
کیف ، کفش و گوشواره هات
شاید برنده شدم
واقعا؟
فقط بخاطر اینکه روز اولم بود اینهارو پوشیدم
از کجا پولوشو آوردی
این لباسها بیشتر از 5000دلار هزینه شه
خانم یون
تو زندگی شخصی من حساس نشو
مگه ما دوستیم؟
نه نیستیم
الان بهتره به عنوان دوتا همکار رفتار کنیم
هی من الان ارشدتم
...اگه من طبق برنامه درست رسمی شده بودم
الان این من بودم که ارشدت بودم
تو موقعیت منو با پارتی دزدیدی
به هر حال از اونجایی که بعداز اخراج من استخدام شدی
من به عنوان ارشدم قبول میکنم
تو هم باید مثل یه ارشد رفتار کنی
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
هاجونگ حتما خیلی جا خوردی
رفتی ازش عذر خواهی کردی؟
کدوم عذر خواهی؟
اونم با پارتی اومده
منظورت چیه؟
اون بهترین عملکردو داشته
خانم سانگ
میدونی قیمت کیفی که دستشه چنده؟
این یه کیف طراحی شده است
نه بابا کی گفته
اون فقط یه کیف چرم ساده است
کسایی که همیشه کیفهای مارک دار میخرن
میرن از لوئیس ویتون، گوچی،یا پرادو
برای اینکه به دیگران نشون بدن
...اما اشخاص واقعا پولدار
فقط می تونن این مارکهارو بشناسن
چیزایی که به نظر آدمهای عادی نمیاد
بیخیال فکر کنم اشتباه میکنی
لباسهایی که تنشه
کاملا مشخصه چقدر هزینه ش شده
بخاطر همین اینقدر اعتماد به نفس پیدا کرده
حرفهای غیر منطقی نزن
ازش عذر خواهی کن تا بتونین با هم به خوبی کار کنید
علاوه بر این پارتی بازی به این زودی شکل نمیگیره
اگه واقعا ارتباط داشت فکر نمیکنی
الان با تی پا تو رو انداخته بود بیرون
!من قانونی استخدام شدم
میتونم زودتر برم خونه؟
همه جنسهای پخته شده رو فروختیم
نمیخوای بری برا چوسوک آماده بشی؟
شما کجا میخوای چوسوک بری؟
میخواین برین دیدن پدر و مادرتون؟
به تو ربطی نداره
راستی چرا شما همیشه داری غذای آماده میخوری؟
...مگه چه اشکالی داره؟
...شما با زحمت کار میکنی و نون می پزی
برای خوردن مردم
اما اصلا مراقب خودت نیستی
اگه شما منو به عنوان شاگردت قبول کنی
منم مثل استاد باهاتون رفتار میکنم
و روزی سه وعده غذا براتون آماده میکنم
میتونم براتون غذاهای چینی ،ژاپنی ، کره ای درست کنم
لازم نکرده
هنوزم از من خوشت نمیاد؟
بذار برای اولین و آخرین بار بهت بگم
من زیاد دنبال پول نیستم
نمیخواد مهارتی از خودم به جا بذارم
و اینکه میترسم طولانی زندگی کنم
...پس سو جی سو من فقط به تو
به عنوان یک کارگر نیمه وقت نیاز دارم
اوکی؟
اگه خوشت نمیاد میتونی استعفا بدی
واسه چی؟
چرا نمیخوای مهارت خیر درست کردنتو به کسی یاد بدی؟
وقتی میرم
نمیخوام هیچ ردی ازم باقی بمونه
میخوای از اینجا بری؟
!آقای کانگ
اینقدر سوال نکن
سوچوکت مبارک
واقعا مثل اینکه قصد نداره بهم آموزش بده
ببخشید کسی خونه نیست؟
جی آن ، سو جی آن
این آقای سان بود
تو محله ما چیکار میکنه؟
هاجونگ
پروژه حواس 5 گانه خوب پیش میره؟
البته ، در حال برنامه ریزی هستم
کی قراره بری دنبال پیشنهاد؟
...کی میخوای با موسسه ها تماس بگیری
و اونها رو انتخاب کنی؟
قرار نیست برم دنبالشون یه برنامه ای دارم
صبر کنید قربان
این ایده از اول مال سو جی آن بود
حالا که خودش هست نباید خودش بره دنبالش؟
...پروژه حواس پنج گانه
در مورد همون پیشنهاد من حرف میزنید؟
امکان نداره
شما مسئولیت پیگیری اونو دادین به من
...چون جی آن اینجا نبود سپردم به تو
با پیشنهاد من چیکار میخواستین بکنین؟
این یک پیشنهاد برای چهلمین سالگرد شرکت بود
دقیقا همینه
جشن چهلمین سالگرد
شرکت پوشاک هسونگ
واقعا؟
خب ، بعد از اینکه رفتی پیشنهاد تو رو گذاشتیم
به نظرم اومد ایده خوبیه
بعدش اونو زدم به اسم ها جونگ
...پس
پیشنهاد من انتخاب شد؟
الان این اهمیتی نداره
پس چی اهمیت داره؟
...چیزی که الان اهمیت داره
...اینه که من داره طبق دستور مدیر
چند هفته است دارم روش کار میکنم
اون فقط یه پیش نویش عادی بود
جزئیاتش توی پیشنهاد گنجونده نشده بود
فقط یه شب روش کار کردم
چطوری قراره توسعه بدی؟
چرا باید به تو بگم؟
قربان
به نظر من باید اونو بدی به جی آن
آخه هاجون داره روش کار میکنه
میخواین با هم کار کنین؟
من نمیخوام - با هم؟ -
این چطوره؟
از اونجایی که ما نیاز به یک پیش نویس دقیق داریم
هر دوشون روش کر کنن
ما جلسه میذاریم و یکی رو انتخاب میکنیم
ایده خوبیه ...تو هم موافقی؟
به نظر معقول میاد
من موافقم - منم -
من موافقم - منم -
"خودتان را به چالش بکشید"
" و دست بر ندارید"
"فرصت های بیشتری وجود خواهد داشت"
خدای من چقدر قبلا موفق بودم
اما واسه چی
من بی عرضه باید عقب نشینی میکردم؟
...تو واقعا
میخوای یه تجارت دیگه راه بندازی؟
نمیخواد برا مادر میز چوسوک بچینی
...میخوام برم سر مزارش
.همونجا براش مراسم میگیرم
باشه هر طور بخوای
بگو ببینم روز اول کاریت چطوری پیش رفت؟
باعث ناراحتیت که نشدن؟
همه خیلی باهام خوب بودن
اولش یه کم جا خوردن
اما سریع خودشونو جمع و جور کردن
این در مورد همکارات نبود
در مورد احساس خودت بود
خیلی احساساتی شده بودم
الان دیگه یک کارمند رسمی شدم
همونجایی که قبلا قرار دادی بودم
احساساتی شدی؟
هنوز نمیدونی کی هستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.