نخستین 184 خط.
فصل دوم:مرحله چهار روستایی ها روش خودشون رو برای زندگی کردن دارن
اتاق قدیمی آی وی
کتابخونه
اتاق ای وی قدیمی
شخصیت پایین توموزاکی فصل دوم
اتاق آی وی قدیمی
امروز تاکاهیرو:ما داریم میریم خونه موفق بشی !هی
توموزاکی؟
مشاوره میخواستی؟
همیشه سر به سر تاما میزاری
.برای همین گفتم شاید بتونی بهم یسری چیزارو بگی
!صبر کن توموزاکی !این غیرقابل توجیهه
...من سر به سرش نمیزارم
!بلکه عشقم بهش رو ابراز میکنم
...اره اره
!چه جواب بدی
!زودباش یه جواب خوب بده
...اممم
!میمیمی روش خیلی باحالی برای ابراز عشقت داری
خوشحال کردن تاما؟ بسپرش به من
عه؟
!اره
!تو تنها همکار کمدی منی
حالا داری مجبورم میکنی استندآپ کنم؟
بگذریم ...از چه چیزی درمورد تاما برای مسخره کردنت
یعنی ابراز عشقت استفاده میکنی؟
کیوت کوچولو بودنش؟
....اها
تازگیا برنامه های کمدی خوبی دیدی؟
چی؟این چه سوالیه این وسط؟
...داشتم فکر میکردم که
اگه تاما مثل تاکی یه نقطه ضعف مشخص داشت
.بچه های کلاس میتونستن به عنوان بخشی از شخصیتش بهش عادت کنن
.برای تحقیقاته
.اها
...یسری ایده دارم ولی
.توموزاکی
.خیلی ابلهی
.خیلی زود خجالتی میشی ولی وقتی پاش بیوفته میتونی جلوشو بگیری
...چیکا
.قهرمانت تنبیهت کرده
!اصلا نمیفهمم چی داری میگی
!لازم نیست بفهمی
!وای چقدر زشتی
!میتونی ظاهر زشتی داشته باشی ولی قلبت مهربون باشه
.اره میدونم
برنامه کمدی اره؟
...بیا ببینیم
چیکار داشت میکرد؟
.ببخشید
.اذیت رفیقای کونو ادامه دشت
ولی تاما همچنان تحمل کرد
.که باعث شد کلاس بیشتر باهاش همدردی کنه
.هینامی هم حواسش به تاما بود
....و چیزای بیشتر
هینامی چیکار کرد؟
.ازم خواست فعلا با شوجی نباشم
.گفت حتی بیرون از مدرسه هم نرم پیش اون .چون شاید اریکا ببینتمون
.فکرکنم اگه اریکا ببینتتون همه چی بهم میریزه
اره ولی وقتی به شوجی گفتم دلخور شد
اینطوری گفت که "اشکالی نداره"
برای همین
داشتم فکر میکردم براش یه چیزی بدوزم یا ببافم که
.از دلش دربیارم
این اصلا روی ناکامورا جواب میده؟
.شاید من خودخواهم
همیشه ارزو داشتم به دوست پسرم کادوهای دستبافت بدم
...ولی
میشه انقدر درموردش خجالت نکشی؟ .خودت اینو مطرح کردی
!ساکت شو
.البته بنظرم هینامی ادمی نیست که همچین درخواست بزرگی از ایزومی بکنه
.شایدم راه حلی به ذهنش نرسیده
.بعدش وقت ناهار شد
.سلام ببخشید دیر کردم
.پیچوندن شوجی طول کشید
.بابت همه اینا معذرت میخوام
فدای سرت نگران نباش تمرین چطور پیش میره؟
خب استاد چطور پیش میره؟
استاد؟منو که نمیگی؟
.اره توی زنگای تفریح تو استادمی
.اره فکر کنم
.بنظرم تمرین خوب پیش میره
واقعا؟
.خوبه پس بیا در حالت تاکی ببینیمت
.حله
!بریم بترکونیم
.ایول خوبه
جدی؟اره خیلی تمرین کردم
عه؟چیکارا کردی؟
حرف زدنم رو ضبط کردم بعدش با حرف زدن تاکی و میمی مقایسش کردم
!و حرفامو اصلاح کردم
پس از تاکی و میمیمی الگو گرفتی؟ انتخاب خوبیه
!این ایده خودم بود نه توموزاکی
عالیه مگه نه؟
.اره خیلی عالیه
!از ته دلت بگو
.باشه ببخشید
!اینم همینطور
نظرت چیه؟
.سعی کردم نسبت به قبل با نشاط بیشتری حرف بزنم
اره الان بهتر میشه باهات حرف زد
.و داری جذاب میشی
جدی؟
.خب تاما بعدی رو امتحان کن
بازم هست؟
.از این برنامه های کمدی که مینمی بهم داد استفاده کردم
میشه توموزاکی؟
!اره
تاما چرا انقدر دوری؟
!چون کوچولو ام دور بنظر میام بهش میگن زاویه دید
واقعا؟
!اره این توهم نوریه
.این اتاقم بزرگتر از چیزیه که فکرشو میکردم
!گفتم که بخاطر اینه که قدم کوتاهه
!وقتی مقایسه میکنی بزرگتر بنظر میاد
این چه کوفتیه؟
فکر کردیم که این یه راه اسون برای
.عادت کردن کلاس به نقطه ضعف تامائه
.اصلا بد نیست .ازم خواستی بیام
.فومیایه خودمونی
.استاد و شاگرد فوق العادش
.خببب
!اره فوق العادم
...البته میدونی چی ناراحت کنندست
.دیدن استادی که از شاگردش بی خبر مونده
...فکر کنم
توموزاکی؟
!چه بد
تاما دیگه میتونه با بقیه کلاس قاطی شه
.ولی اولش باید حواسش رو جمع کنه
.تمرین بیشتر در شرایطی که شکست خوردن ایرادی نداره
.ایول اره
میخوام کسی رو برای تمرین لباس بیارم
.ولی الان همه تاما رو نادیده میگیرن
.اره قراره سخت باشه
آئوی و میمیمی طرف ما هستن .ولی دیگ زیاد با تاما صمیمین
.تمرین کردن سخت میشه
...پس فقط
ایزومی میمونه؟
.اگه اریکا بفهمه جایکاه یوزو به خطر میوفته
....درسته
به کسی داشتی فکر میکردی؟
کی؟
.بزار اول با اونا چک کنم
...استرس دارم
.میفهمم
با هانابی عادی حرف بزنم اره؟
اره باهاش قبلا خیلی حرف نزدی درسته؟
.نه ...اونو یه دختر خیلی قوی میدونستم
.ولی نه هیچ وقت باهاش حرف نزدم
نظرت راجب اذیت های کونو روی تاما و نادیده گرفتنش چیه؟
...خب
.برای هانابی متاسفم .بنظرم ناعادلانست
.ولی نمیتونم کونو و بقیه کلاس رو مقصر بدونم
منظورت چیه؟
خب من با ازار و اذیت و یا همراهی با بقیه
.برای دوری کردن از یه نفر موافق نیستم
.ولی بنظرم کونو و بقیه کلاس ین کارارو میکنن چون ضعیفن
ضعیف؟
.حتما درونشون یه ناراحتی هست که نمیتونن به تنهایی حلش کنن
.اگه به نحوی تخلیه اش نکنن دیگه تحمل کردنش سخت میشه
.نگران اینن که بقیه چه فکری راجبشون بکنن برای همین با جمعیت یکی میشن
.باید همچین چیزی باشه
بنظرم کونو و بقیه دارن اینطوری رفتار میکنن
.تا از چیزی که نمیتونن درستش کنن فرار کنن
.حتی اگه کارشون اشتباه باشه
...فرار میکنن
.اره
بخاطر همینه که از کلاس و کونو و هانابی این حس رو میگیرم
.که هانابی باید از همه شون قوی تر باشه
.شادی حق با تو باشه
.و برام عجیبه که چرا کونو و بقیه به این قدرت تکیه نمیکنن
.چون میتونی بهش تکیه کنی و هانابی همچنان نمیوفته
...هنوز
.مشکلش باید یجوری حل شه
.برا همین خوشحال میشم که بخشی از این قضیه باشم ممنونم
.اره بیا باهم حلش کنیم
.همه تلاشمون رو میکنیم
.از طرف تاما ئه .میگه تمرین والیبال تموم شده
استرس داری؟
.اهوم
به فومیا اعتماد نداری؟
.نه
.همش خودمم
No comments yet. Be the first to leave one.