نخستین 197 خط.
بیا دنبال یه جا باشیم که فردا تولدت رو جشن بگیریم
برای همکاری آینده با تی آی جی
خیلی خوش بین و امیدوارم
اگه میخوای باهام همدردی کنی پس سختتر کار کن
شینگ یون,شینگ یون
برا تقویت ستون فقرات غذا چی خوبه؟- هان؟-
،بزرگترین نوه دخترش شن چینگ عهده دار مسئولیت شرکت شد
شینگ یون- بیا بشین اینجا-
یکم مشروب بخور
تو
فوق العاده ای
به سلامتی
★تيم ترجمه بارکد★ مترجمین:Eastern_Star, Mahsa, Fatemeh ★@barcodesubtitle★
یکم آب بخور,مشروب بسه
میوه بخور
چرا انقدر مشروب میخوری؟
صورتت قرمز شده
سرپرست ژانگ اومدن
سرپرست ژانگ
یکم مشروب بخورین- بفرمایید-
ممنون به خاطر تلاش هاتون
سرپرست ژانگ ,امروز باید بهمون بگین
پروژه سرمایه گذاری چی شد؟من شنیدم که کنسل شده
پس چرا الان برای آقای چین انقدر پروژه مهمی شده؟
درسته,بهمون بگین- هممون کنجکاویم لطفا بگین-
گزارش ارزیابیت رو خوندم
یه روز وقت داری تا نتایج رو تغییر بدی
ژانگ سیرویی
تو همیشه مورد اعتماد ترین و نزدیک ترین کارمند من بودی
علارغم پیشینه خانوادگیت
و چیزی که بین تو و شیاکه اتفاق افتاده
به هیچکس اجازه نمیدم که به خاطر احساسات شخصی
روی تصمیم گیری شرکت تاثیر بذاره
رییس چین
این چیزیه که شیاکه برای من فرستاده
راستش
صرف نظر از نتایج گزارش تو
من براش سرمایه گذاری میکنم
فقط از تو میخوام غرورت رو حفظ کنی
کی برای خودش برگ برنده نداره؟
اووو,به همچین چیزایی حسودی نکنید
میدونید رابطه بین سرپرست ژانگ و مدیر شیا چیه؟
چه رابطه ای؟
بگو
فکر کنم
مدیر شیا با یه نگاهش بتونه مشکل این سرمایه گذاری رو حل کنه
خیلی خوبه که بتونیم با همچین روشی سرمایه گذاری رو به دست بیاریم
ما همه پیشینه خانوادگی مدیر شیا رو میشناسیم
واسه همین فکر کنم سرپرست ژانگ
کسیه که صاحب این زندگی شاد میلیاردی میشه
من اینطور فکر نمیکنم فقط امیدوارم که همه خوشحال باشن
وقتی شما و مدیر شیا یه خانواده بشین
شما بین همه ما بالاترین مرتبه رو خواهید داشت
بیاین بنوشیم
بیاین بنوشیم- به سلامتی-
به سلامتی
شینک یون کجا میری؟
شینگ یون
به سلامتی
سرپرست ژانگ بعد ها هوای مارو داشته باشین
به سلامتی
تی آی جی اون سرمایه گذاری رو با توانایی های خودش به دست آورده
حرفی که زدی همین الان پس بگیر
با این حرف ها به شیاکه توهین نکنید
چی؟
هنوز هم داری مثل یه کارمند وفادار نقش بازی میکنی؟
وقتی شیاکه و خانواده اش تو شرایط خیلی سختی بودن تو کجا بودی؟
تو فقط یه حیوون خونگی هستی که همش دورو ور اونی
تو هیچوقت توسط خانواده شیا تایید نمیشی
حداقل مثل تو نیستم که
به رویاهاش بی احترامی میکنی و زحمت هاشو از ریشه میزنی
حداقلش مثل تو نیستم که با هدف به شیاکه نزدیک میشی
فقط هم به خاطر موقعیت اجتماعی و پیشینه خانوادگیش
حیوون خونگی؟
حیوون خونگی بودن چه اشکالی داره؟
حیوون ها با وفاترین موجودات تو دنیان
اون ها نگران انتخاب ها و حرف هاشون نیستن
تا وقتی صاحبشون رو بشناسن
تو هر شرایطی کنارش میمونن
با اعتماد همیشه کنارش میمونن
گربه ای که رهاش کردی
بعد از این همه سال هم میشناسدت,مگه نه؟
حتی اگه شیاکه
بهم به عنوان یه حیوون خونگی نگاه کنه
عشق من خیلی خالص تر و شریف تر از عشق توئه
و اگه تو رو به جای من انتخاب کنه
واقعا کوره
از نامزد من دور بمون
مدیرشیا واقعا جذابه
من واقعا دوستت دارم
بوسم کن
-بریم- باشه-
سلام خاله سلام عمو
اومدی دنبال شینگ یون؟
صبح زود رفت
پس من میرم
یه دقیقه وایستا
گوش کن جوون اگه بازم اجازه بدی انقدر بنوشه
در آینده میگم
کم مینوشه,کم
ما از قبل درباره زمان انتشارش صحبت کردیم
احتمالا بیشتر از بیست روز طول بکشه
تست سخت افزاریش کی کامل میشه؟- اون گفت سعی میکنه تو این هفته تمومش کنه-
بیا امروز با هم ناهار بخوریم,تو رستورانی که دوست داری جا رزرو کردم
بقیه بخش ها نظری ندارن؟
مدیر شیا صحبت دیگه ای ندارین؟
محیط گفتگوی مورد نیاز بازی باید زودتر آماده بشه تا بتونه زودتر فضا رو برای بازی مهیا کنه
منظورت چیه؟میگی که هیچی یادت نمیاد؟
تو مهمونی
جلوی چشم کارمندای هردو شرکت
و خود مدیر شیا تو احساساتت رو چشم تو چشم اعتراف کردی
بسه,بسه
من اون روز خیلی مشروب خورده بودم
خیلی مست بودم نمیخوام درباره کارهای عجیبی که کردم حرف بزنید
پس,حالا رابطه بین تو و مدیر شیا
دقیقا چیه؟
ببخشید,ما غذای بیشتری سفارش میدیم
همین الان هم یه عالمه غذا روی میزه این که بیشتر سفارش میدی اسرافه
اره,اسراف میشه
یه دونه از این میخوام,یه دونه از اون
یه کاسه هم نودل همرو میبرم,ممنون
امی,میشه این غذاهارو بعدا ببری دفتر ریاست؟
حالا دیگه واست مهمه که یه نفر ناهار نخورده,هان؟
نه
راستش امروز تو یه رستوران جا رزرو کرده بود که با هم ناهار بخوریم
ولی من قبل از اون به شماها قول داده بودم واسه همین
جواب پیامش رو ندادم
چی؟- چی؟-
به خاطر ما دوتا جواب مدیر شیا رو ندادی؟
ما اول قرار گذاشتیم
واای من باید امروز بعد از ظهر اسناد اولیه رو برای جیاوو بفرستم,من رفتم
یادت نره غذاهارو براش ببری
بدبختمون کرد
معلوم هست داره چی کار میکنه؟ میخواد مارو بدبخت کنه؟
بدبخت شدیم,میدونی که
نمیفهممش
بالاخره برگشتین؟
چی شده؟
مدیر شیا گفت بمونم همین جا
تا بگم هروقت اومدین مستقیم برین اتاقش
حتی جرات نکردم برم ناهار بخورم
غذا چی آوردین؟
این غذا الان تنها امید ما واسه نجات از این بدبختیه
دفعه پیش که فقط چندتا تعریف از سرپرست هه کردم مدیر شیا تنبیهم کرد
ازم خواست همه اطلاعات ده سال گذشته رو خلاصه کنم
واو
مدیر شیا این غذاهایی که شینگ یون برای شما سفارش داده
برای من سفارش داده؟
بله مدیر شیا
اووم,مدیر شیا شما میدونید که شینگ یون حافظه خیلی خوبی نداره
وقتی داشت با ما ناهار میخورد یهو یادش اومد که
با شما قرار داره,واسه همین این غذاهای خوشمزه رو واستون سفارش داد
تا گرمه نوش جونتون کنین
اگه کاری ندارین,ما مرخص شیم
مدیر شیا از غذاتون لذت ببرین
وایسین
برگردین
شماها میتونین کارت های تاروت رو بخونین؟
بله
پس کمک کنید بفهمم به چی فکر میکنه
مدیر شیا ما با اون کارت ها نمیتونیم همچین چیزی رو بفهمیم
پس یکی رو پیدا کنید که بتونه این کارو بکنه
مدیر شیا اگه میخواین بفهمین به چی فکر میکنه چطوره چندتایی
سریال روانشناسی ببینین؟
مثلاً "Lie to Me," "In Treatment," or "Criminal Minds"
مدیر شیا ,من تازگیا یه رمان درمورد سفر در زمان خوندم
قهرمان داستان یه استاده که میتونه آینده رو پیش بینی کنه قهرمان زن هم توانایی های خودش رو داره
شما دوتا دارین مسخره ام میکنید؟
مدیر شیا,نظرتون چیه که مستقیم ازش خواستگاری کنین؟
مدیر شیا ازش خواستگاری کنید
درسته,اون روز جلوی چشم یه عالمه آدم شما اون رو
نامزد خودتون معرفی کردین
اگه ازش خواستگاری نکنید اون کارتون خیلی بی معنی به نظر میاد
داداش هو, داداش هو
چرا شرکت امروز انقدر عجیب شده؟ دخترا کجا رفتن؟
از همشون خواسته شده تا برای بازی جدید یه سری اطلاعات پیدا کنن
تو چرا نرفتی؟
اطلاعات؟
چرا کسی چیزی به من نگفت؟ کی بهشون گفته این کارو کنن؟
مدیر شیا,به جز اون دیگه کی میتونه همیچین دستوری بده؟
فهمیدم
نکنه مدیر شیا هیچوقت تو رو به عنوان یه دختر ندیده؟
بذار بگم بهت,شرکتمون میخواد یه بازی کاملا زنونه بسازه
کی گفته من زنونه نیستم؟
چی شده؟میخوای بازی کنی؟ بیا با هم بازی کنیم ولی اگه باختی گریه نکن
من که از تو نمیترسم,بیا بازی کنیم
مدیر شیا پیداش کردم
بگو
رقص گروهی
چرا منگ منگ هنوز نیومده؟
بعدی,بعدی
فهمیدم,کلمات کلیدی و خاص
یه صحنه بزرگ,گل رز و شما
با من ازدواج میکنی؟
ببخشید مدیر شیا یادم نبود به گل حساسیت دارین
مدیر شیا خودتون رو اذیت نکنید امی و یی یی دوستای صمیمیه شینگ یونن
کافیه ازش بپرسن از چه مدل خواستگاری ای خوشش میاد
No comments yet. Be the first to leave one.